مخاطب شناسى در گفتگو با جوانان

مخاطب شناسى در گفتگو با جوانان

مریم احمدى

« با درختى که زند سر به فلک

به زبان مه و ابر

به زبان لجن و سایه و لک

به زبان شب و شک حرف مزن

با درختان برومند جوان

به زبان گل و نور

به زبان سحر و آب روان

به زبان خودشان حرف بزن»

مخاطب شناسى در گفتگو با جوان نکته اى است که نمى توان آنرا نادیده گرفت و متأسفانه بسیارى از مشکلاتى که در نحوه ارتباط گیرى با جوان وجود دارد از آن سرچشمه مى گیرد. بنابراین لازم است براى پرداختن به موضوع مخاطب شناسى در ابتدا تعریفى از «ارتباط» و «جوان» داشته باشیم.

در هر «ارتباط» ۴ جزء وجود دارد که عبارتند از: پیام، پیام رسان، پیام گیر و واکنش. به نظر مى رسد در بین این اجزاء، «پیام رسان» از اهمیت ویژه اى برخوردار است و یکى از وظایف و مسؤولیتهاى سنگین آن، شناخت روحیات و ویژگیهاى «پیام گیر» یا «جوان» است.

در نحوه و نوع ارتباط با جوان معمولاً دو مشکل عمده وجود دارد: عدم شناخت کافى و لازم از جوان و فاصله گرفتن از او به بهانه تفاوت بسیار زیادى که این نسل با نسل قبلى خود دارد. استاد مطهرى در این زمینه مى گوید: «ما اول باید درد این نسل را بشناسیم. درد عقلى و فکری، دردى که نشانه بیدارى است، یعنى آن چیزى را که احساس مى کند و نسل گذشته احساس نمى کرد…»

جوانى مرحله اى از عمر است که مرز سنى ۱۸ تا ۲۶ سال را در برمى گیرد. این دوره از مهمترین و در عین حال پیچیده ترین مراحل حیات است . جوانى دوران تربیت پذیرى است و فرصتى که در آن عقیده و اخلاق ریشه دار شده و فضایل و ملکات انسانى در جوان تثبیت مى گردد.

در ذیل به برخى از ویژگیهاى این دوران اشاره مى گردد؛

۱- مهمترین تعبیرى که براى این مرحله به کار مى رود تعبیر «شباب» است. شباب در لغت به معناى برافروختگى و زبانه کشیدن است و همه حالات و رفتار جوانان حکایت از برافروختگى و هیجان دارد. جسم، روان، عواطف، احساسات و افکار جوان در کمال رشد و برافروختگى است. که البته این ویژگیها در صورت عدم کنترل، مى تواند خطرآفرین باشد.

امیرالمؤمنین علیه السلام نیز در روایتى این دوران را به «سکرالشباب» تعبیر فرموده اند. دوران بلندپروازی، امید و آرزوهاى دور و دراز، آرمان خواهی، حقیقت جویى و همت هاى بلند.

۲- کنجاوى طبیعى در این دوران به چراجویى مبدل گشته و جوان را به سوى منطقى روشن و استدلالى قانع کننده مى کشاند.

۳- «جوان» رقیق القلب و فردى پیشتاز است. شور، شوق، عشق و شیدایى او در مرحله اى از توان و رشد است که براى اقدام در دشوارترین امور حاضر به سرمایه گذارى است.

۴-جوانى مرحله اى است که فطرت انسان بیدار است و مى تواند بسنجد و راه و رسم انسانیت و اخلاق را در پیش گیرد.

آنچه در بالا بدانها اشاره شد، تنها بخشى از ویژگى هاى دوران جوانى است که براى برقرارى یک ارتباط موفق با جوان باید مدنظر قرار گیرد. حال با توجه به این خصوصیات، نحوه برقرارى یک ارتباط موفق با جوان به چه صورت است؟

به نظر اندیشمندان، بى تفاوتى و سهل انگارى والدین همانقدر آرامش جوان را بر هم مى زند که دخالتها و امر و نهى هاى بیش از اندازه و نابجا. اگر کسى بخواهد جوان را از راه تربیت صحیح و آگاهانه به آزادی، تفکر، استقلال رأى و احساس مسؤولیت فردى و اجتماعى هدایت کند، لازم است در نهایت متانت، بدون دخالت مستقیم و احیاناً تحمیل، او را در راه ناهموارى که در پیش رو دارد همراهى کند . کسانى که در ارتباط مستقیم با جوانها هستند باید بدانند که رشد عقلى و روحى انسان خواه سریع، خواه کند ، خواه با کمک بزرگترها و یا بدون دخالت آنها به همان نسبت پیچیده است که حیات در سیر آفرینش و تبدیل یک کرم ابریشم بى دفاع به یک پروانه ى بلند پرواز…

نگرانى از آینده سبب یأس و ناامیدى در جوانان مى شود. و احساس ناامنى اجتماعى و روانى بوجود مى آورد و به این ترتیب ممکن است جوان دچار افسردگى شود. فرد افسرده جامعه پذیر نیست و گرایش به آسیب هاى اجتماعى دارد، بنابراین ایجاد شادى معقول و منطقى در این افراد مانع از افسردگى و انواع ناهنجاریهاى اجتماعى مى گردد و در نتیجه باعث افزایش کارآیى مى گردد.

بسیارى از جوانها در زندگى خود هدف مشخصى ندارند، باید به آنان کمک شود که هدفهاى خود را انتخاب و براى آن کوشش نمایند و در این راه آموزش مهارتهاى زندگى سبب مى شود تا بهتر بتوانند با مشکلات و معضلات زندگى هاى عصر ماشینى مقابله کنند. به نظر مى رسد آشنایى جوانها با ارزشها به نحوى که خدا ، رسول خدا و انبیاء و علماى جامعه راه را نشان داده اند به خوبى فکرش را به سوى درست اندیشیدن هدایت خواهد کرد.

در پایان اینکه متأسفانه در اغلب اوقات نه تنها در نحوه ارتباط با جوان بلکه در سایر ارتباطات اجتماعى نیز فراموش مى کنیم که «گوش دادن رمز ارتباط است» و خوب گوش دادن را از یکدیگر دریغ مى کنیم. شاید کلید طلایى موفقیت در ارتباط با جوان این است که بدانیم «تفاوت نسیم و طوفان در نوع برخورد است.»

منبع: تبیان