نقد و بررسی ادیان و فرق » مقایسه اسلام با سائر ادیان »

محبت راز دلربائى اسلام

اشاره:

گسترش دین مقدس اسلام ونفوذ آن درجوامع مختلف علیرغم وجوداختلاف وگونه گونى زمانها ومکانها بى گمان مى توان براى آن عنصر مشترک یافت. عنصر مشترک نفوذ وگسترش حیرت آور اسلام در سرزمین هاى پهناور آن هم در فاصله زمانى بسیار کوتاه به گواهى اسناد ومنابع معتبر تاریخى چیزى جز تامین وفراهم ساختن همگانى ترین خواست هاى بشرى نمى باشد. در این نوشته به یکی از عوامل گسترش اسلام که آموزه محبت باشد، اشاره شده است.

اگر براى اثبات این مدعى در خصوص وقایع قرون اولیه اسلامى به ارائه شواهد واسناد کهن نیازمندباشیم ،براى گرایشهاى اعجاب آور متفکران بزرگى در قرون معاصر که در کمال آزادى با مطالعه عمیق ومقایسه تعالیم وآموزه ادیان مختلف ،به دین اسلام گرویده وعلیرغم فشارهاى سیاسى وهجوم تلخگوئیهاى همکیشان پیشین خود با قامتى استوار ایستاده وانگیزه خودرا تعلیمات وآورده هاى اسلامى اعلام داشته اند، راه چندان دور ودراز ى را نباید بپیمائیم.

اگربراى تحقیق در خصوص کیفیت وانگیزه گسترش اسلام در ایران، روم،هند،وشرق دور در قرون اولیه وگذشته بیش از هزار سال پیش ممکن است دچار چون وچرا باشیم ویابا مدعّى مواجه شویم، خوشبختانه جمال چهره هزاران متفکر معاصر شرقى وغربى گرویده به دین اسلام براى اثبات جذّابیت اسلام حجت موجّه ماست.

حدود چهارقرن است که مسیحیت ،اعم از کلیساى کاتولیک ویا سایر شعب مسیحیت، داراى سازمان تبلیغات مستقل ،متشکل ومنظم است .همه ساله گروهى ازکشیشان رابا سیاستهاى از پیش تعیین شده آموزش مى دهند وبا صرف هزینه هاى بسیار سنگین به اقصى نقاط جهان به ماموریت تبلیغاتى اعزام میدارند.سازمان تبلیغات وابسته به مسیحیت از حمایت دولتهاى بزرگ مسیحى برخوردارندوچنانچه موفق شوند کسى را به آیین مسیحیت در آورندهمه گونه تسهیلات مادى براى او فراهم مى سازند.با وجود این،بنا برتحقیقات خود اروپائیان تقریبا پیشرفت مسیحیت متوقف شده است وتبلیغات کشیشان حتى در سر زمینهاى پررونق پیشین ،مانند برخى از کشورهاى آفریقائى نیز دیگر تاثیرى چندان در رواج مسیحیت ندارد.

در کتاب دائره المعارف مسیحیت که در دو جلد چاپ شده است صریحا مى نویسد که هم اکنون ۴۳۷رادیوى کاتولیک در ایتالیا به زبانهاى مختلف مشغول تبلیغ مسیحیت هستند ولى بازهم گریز از مسیحیت امرى مسلم است!!

در حالیکه علیرغم مجهز نبودن مسلمانان به سازمان تبلیغاتى متشکلى همانند ارگانهاى تبلیغاتى مسیحیان وفقدان اعتبارت وامکانات مالى ،دین اسلام همچنان به پیشرفت خود حتى در صنعتى ترین کشورهاى جهان ادامه مى دهدوروز به روز بر اعتلا وکشش آنان افزوده مى شود ،تا آنجا که قدرتهاى بزرگ مسیحى را به شگفتى همراه با نگرانى واداشته است .

راز این گسترش در چیست؟

این سئوالى است که دردرجه نخست براى خود مسیحیان مطرح شده است. موجب خوشبختى است که در میان انبوه گرویدگان به اسلام دانه هاى درشت،چهره هاى تابناک علم وادب ومتفکرین نامدار صاحب قلم بسیارند که در آثار مکتوبشان پاسخ سئوال را به صراحت داده اند.

آنچه من در این مقاله مى خواهم  بیان کنم صرفا همان چیزهائى است که در نوشته هاى متفکرینى که با مطالعه به اسلام گرویده اند آمده است ومن سعى مى کنم با نقل مستند بیان کنم .

مطالعه آثار متفکرین گرویده به اسلام نشان مى دهد که براى آنان عناصر جذاب در اسلام مختلف وگوناگون است ولى چند نکته در اغلب آثار آنان مشترک است مثلا اغلب ‌از سادگى‌ اصول‌ اسلام‌ و از سازوارى‌ این‌ اصول‌ با عقل‌ و منطق‌ سخن‌ مى گویند‌. برخى به عدالت و‌ مساوات‌ اسلامى‌  اشاره مى کنند‌ ولى آنچه جملگى برآنند موضوع محبت ودوستى است .همه بدین امر معترفند که اسلام در فرصت کوتاه توانسته است میان گروهها ، نژادها وملتهاى مختلف دوستى برقرارساخته وعداوت وخصومت را به آشتى تبدیل نموده تا حد ى که آنان یکدیگررا برادر دانستند.

شاید کمتر کسى از آشنایانِ با ادبیات جهانى است که نام «ولتر» (۱) را نشنیده باشد.زندگى این فیلسوف فرانسوى تحولات عظیمى به خود دیده است.در مقطعى از عمرش یعنى ازحدودسالهاى ۱۷۰۵ تا  ۱۷۴۲ میلادى که وى دوران دبیرستان را در دبیرستان لوئى کبیر (Louis La Grand ( میگذراند از اسلام به طور سطحى اطلاعاتى به گوشش رسید،و به علت یافتن احساسى منفى در تالیف نمایشنامه زشت ونارواى خرافات(فناتیسم) به گونه اى از پیامبر اسلام نام  بردکه حتى پیروان سایر ادیان را به خشم آورد.(۲) انتقادات او از اسلام تا آنجا شهرت یافت که نویسندگان زیادى وى را «دشمن محمد»عنوان دادند.(۳) ولتر به انتقاد بسنده نکرد ودر پى آن شدکه راز گسترش اسلام وپیشرفت عظیم مسلمانان را دریابد.وى در مقطع بعد یعنى در سالهاى ۱۷۴۲تا ۱۷۶۳  به بعد به مطالعه وتحقیق در این باب مى پردازدوبا پشتکار عجیبى که داشت منابع وآثار مربوط به تمدن ملل شرقی  را بررسى مى کند،ونتیجه آن مى شود که در آثارى که در این مقطع از زندگى او دیده مى شود همه بیانگر پختگى اوست وگواهى مى دهد که در باب گسترش اسلام وتحول معتقدات مسلمانان ونیز ریشه برخى آداب وسنن اسلامى به افکارى عمیق دست یافته وواقعیتهارادرک کرده است.درمقدمه چاپ جدید نمایشنامه فناتیسم (۱۷۴۸م) دیگر ولتر سابق نیست

مطالبى آورده که به هیچ وجه به آثار پیشینش شباهت ندارد.او نسبت به اسلام با تحولى شگرف روبروشده است ودیگر پیامبر اسلام(ص) راجاعل ودروغزن نمى نامد بلکه با اعجاب تمام مردى مى داندکه«بزرگترین انقلاب روى زمین را پدید آورده است»(۴) این جمله را در مقطعى مى نویسد که هنوز صراحتاْ به اسلام نگرویده  وگوئى هنوز در حال تحقیق وبررسى وتلاش براى رسیدن به حقیقت است.وسر انجام به حکم وعده قطعى الاهى که فرمود:الّذین جاهدوافینا لنهدینهم سبلنا»(۵) به ستایش صریح ودفاع از اصول عقائد مسلمانان مى پردازد .وى دراثرى تحت عنوان« گورستان خرافات» (La tombeau du fanatisme )ونیز «شرعیات مردى شریف» (La catechisme de l,honnete home, )ستایش او از اسلام  تاحد حماسه اوج مى گیرد.

در اواخرعمر(۱۷۷۲م) ولتر کتابى تالیف کرد که عنوان او چنین است:سرانجام باید به سوئى گرائید منظورش این است که سرانجام باید دینى از میان ادیان برگزید!!وى در این کتاب آشکارا اسلام را از همه ادیانِ روى زمین برتر مى داند.

آثار اخیر ولترکاملاگواهى مى دهد که آنچه وى رابه اسلام جذب کرده عبارت است از:

اولا:توحید که نخستین اصل از اصول اعتقادى اسلام است مورد ستایش قرار مى دهدواز خداى مسیحیت که با اسرار متناقضى همراه است بیزارى مى جوید.

وثانیا :وى پس از توحید مجذوب تعلیمات اسلام نسبت به « همزیستى مذهبی» و«تسامح دینی» است .وى اسلام را« دینى معقول وجدى وپاک ودوستدار بشریت وتعلیم دهنده محبت » معرفى مى کند  ومى گوید«اینها نشانه حقیقت اسلام است.» . (۶)

یکى دیگر از اشراف نامدار فرانسوى که در قرن هجدهم به اسلام روى آورد «هانرى کنت دوبولن ویلى یه» است.او آثار زیادى از خودبه جاى گذاشته ودر آخرین اثرش تحت عنوان «زندگى محمد»چنان دفاعى از شخصیت پیامبر اکرم (ص) کرده،که حساسیت بسیارى از مسیحیان را فراهم ساخته است.

«بولین ویلى یه» علیرغم فشارانبوهى از تبلیغات علیه پیامبر اسلام(ص) درمجامع غربى،به صراحت نوشته است :

«محمد (ص‌) قانون‌ گذارى‌ بزرگ‌ و خردمند بود که‌ دینى‌ مهذّب‌ براى‌ جهانیان‌ به‌ ارمغان‌ آورد. خداوند که‌ بر همه‌ چیز آگاه‌ است‌،  او را فرستاد تا مسیحیانِ گمراه‌ را متنبّه‌ گرداند، بتها را خرد کند، ایرانیان‌ خورشید پرست‌ را مطیع‌ سازد و آیین‌ خداشناسى‌ را از دیوارهاى‌ چین‌ تا سواحل‌ اسپانیا بگستراند.»(۷)

ودر جاى دیگر نوشته است:

تحقق‌ آنچه‌ محمد(ص‌) انجام‌ داد تنها در سایه‌ نبوغ‌ عظیم وفوق بشرى‌ که‌ خداوند به‌ او عطا فرموده‌ بود، میسر شد. محمد(ص‌) سجایایى‌ عالى‌ و فصاحتى‌ فوق‌ بشرى‌ داشت‌، «چندان‌ که‌ مى‌توانست‌ نادان‌ترین‌ و خردمندترین‌ مردم‌ روزگارِ خود را به‌ آسانى‌ متقاعد سازد و به‌ دین‌ اسلام‌ معتقد گرداند.(۸)

آیین‌ او چنان‌  بر فطرت‌ انسان‌ منطبق‌ است‌ که‌ «براى‌ تبلیغ‌ آن‌ هیچ‌ نیازى‌ به‌ جبر و قهر نیست‌. کافى‌ است‌ اصول‌ آن‌ را به‌ مردم‌ بفهمانند تا همه‌ به‌ آن‌ بگرایند». از این‌ رو اسلام‌ در مدتى‌ کمتر از ۴۰ سال‌ در قلب‌ نیمى‌ از مردم‌ روى‌ زمین‌ جاى‌ گرفت‌.مردمى که هیچ رابطه اى میانشان وجودنداشت دلهایشانرا به یکدیگر تاحد برادرى نزدیک ساخت وعداوت را به مودت ومحبت تبدیل کرد.(۹)

خوشبختانه توسط محققین داخلى وخارجى ،این حقیقت به اثبات رسیده که انگیزه گرایش ایرانیان به اسلام در قرون اولیه هجرى، به هیچوجه به زور شمشیر نبوده است .گرایش آنان معلول ستمکارى حاکمانى بوده که از طرفى قدرت را مبتنى بر دین کرده واز طرف دیگردین را نه با محبت که با خشونت بر مردم تحمیل مینمودند.

نگارنده این سطور به هیچوجه ادعا ندارد که ایرانیان با ورود اسلام به سرزمینشان بلافاصله در فرصت کوتاه به اسلام گرویده اند،خیر این ادّعا نه منطقى است ونه قابل دفاع. بى تردید گرایش ایرانیان در یک جریان تدریجى صورت گرفته است.ولی  شگفت  از نویسندگانى است که پیشرفت اسلام در ایران را معلول زور وشمشیر دانسته اند.این ادعا رانیز قطع نظر ازبى دلیل وشواهد بودن آن،توهینى ملّى ونا دیده گرفتن زکاوت وقدرت ارزیابى و سنجش وهوش ایرانى میداند.نگارنده مى پذیرد که در برخى از سرزمینها، قدرتهاى حاکم بر مسلمین با توسُّل به نام جهاد مقدس مرتکب اعمال ورفتارهاى ناروائى شده اند که به هیچوجه نمى تواند براى نسل معاصر حجیت حقوقى وفقهى داشته باشد.ولى یک بررسى کوتاه نشان مى دهد که دراغلب آن نواحى به محض ظهور فتور در قدرت حاکم واحساس آزادى و رفع فشاروزور، مردم آندیار یک سره به آئین قبلى خودباز گشت نموده اند.عثمانیان بازور وخونریزى بر آتن ،مرکز یونان، غلبه کردند وحدود ۴۵۰سال برآن سرزمین حکمراندند ،کلیساهارا ویران ویا به مسجد مبدّل ساختند.ولى به محض سقوط امپراطورى عثمانى همه سکنه آن منطقه به مسیحیت ارتدوکس برگشتند.تا بدانجا که  نگارنده در دو سفرى که به آنجا داشت هرچه گشت اثرى از مسجد ویا جمعیتى مسلمان نیافت.در حالیکه چنین اتفاقى در ایران هرگزرخ نداد.

واقعیت این استکه علل گرایش ایرانیان رابه اسلام بایستى در محتواوویژگیهاى موجود در اسلام جستجو کرد،ویژگیهائى که در سایر ادیان ،لااقل در ادیان رایج در آن مقطع، وجودنداشته است.سادگى اصول اسلامى وسازوارى آن اصول با عقل ومنطق واز همه بالاتر عدالت ،مساوات وآزادى وبالاخره محبت ودوستى وصفائى که در تعلیمات اسلام وجودداشته است ایرانیان را به سوى اسلام کشانده است.عامل محبت ومودّت مهمترین راز دلربائى اسلام است.

از هگل فیلسوف آلمانى نقل شده است که از دین یهود اظهار جدائى میکند به این دلیل که درآن دین رابطه انسان با خدا رابطه برده وارباب است. دو عالَم کاملاً از هم جدا هستند. خدا فرمان صادر مى کند و انسان بدون چون و چرا تبعیت مى کند . در دین یهود فرامین الهى یعنى ده فرمان  وجوددارد و اگر کسى از فرامین خدا تبعیت نکند و گردن ننهد به عذاب الهى دچار مى شود.

این یک واقعیت است که خداى ترسناک بى محبت براى بشر جاذبه ندارد همانطورکه عبادت او هم در چنین رابطه اى موجب کمال نمى شود.ولذا در اسلام رابطه میان انسان با خدا را بر بندگى به معناى ولایت برقرار میسازد.

الله ولیُّ الذین آمنوا(بقره) ،ذالک بان الله مولى اللذین آمنواوالذین کفروا لا مولى لهم(محمد).در رابطه برده با ارباب به هیچوجه محبت وجود نداردوبه جاى آن ترس ووحشت وهیبت وجوددارد ،در حالیکه رابطه ولائى برمحبت طرفینى استوار است.

 جمله اى از على بن ابى طالب در نهج البلاغه منقول است که عبادت عابدان را به سه دسته تقسیم نموده است .مى گوید:

ان قوما عبدوا الله رغبه ، فتلک عباده التجار و ان قوما عبدوا الله رهبه ، فتلک عباده العبید و ان قوما عبدوا الله شکرا، فتلک عباده الاءحرار (۱۰)

در منشور جهانى حقوق بشرآمده است که انسانها برابر آفریده شده اند و سپس نتیجه میگیرد که باید با یکدیگر برارد باشند. ولى به هیچوجه جهت ملازمه منطقى را بیان نکرده است، بنابراین این سئوال باقى مى ماند که چرا اگر برابر آفریسده شده اند باید با یکدیگر برادر زندگى کنند؟

اما در قرآن برادرى را نتیجه ایمان دانسته است . انماالمومنون اخوه (۱۱)

مدعاى قرآن این است که منحصراًمعرفت ایمانى آدمى را به احساس برادرى منتهى مى سازد.

زیرا برادرى داراى سه عنصر است :

الف-کمال عطوفت

ب-منع فخرقومى

ج-منع فخر طبقاتى

دو برادر میانشان کمال عطوفت برقرار است و نمى توانند فخر قومى و یا طبقاتى با یکدیگر داشته باشند، براى اینکه پیدایش این گونه مفاهیم یاناشى از نژاد است که یقینا دوبرادر تفاوت نژادى ندارند.و یا ناشى از جایگاههاى مالى ویا دارائى به معناى اعم  است.  به ادعاى قرآن احساس برادرى تفاخر طبقاتى را زائل مى کند و تشدید عواطف تنها طریق براى زوال احساس امتیاز هاى اجتماعى است.

قرآن مجید یکى از مظاهر قدرت اسلام را ایجاد الفت ومحبت میداند وآنرا از نعم بزرگ الهى معرفى مى کند.

در احادیث اهل بیت این جمله به تعبیر هاى مختلف به حد تواتر آمده است که هل الدین الا الحب ویا الدین هوالحب والحب هوالدین.(۱۲)

درپایان این مقال مایلم به یک نکته تاکید کنم که  معرفى اسلام در شکل خشن توطئه ایست که سالها صهیونیزم در پى آن بوده و هست. و با کمال تاسف گاه توسط برخى از دوستان جاهل نیز مورد تایید قرار میگیرد.

پى نوشت:

۱ . فرانسوا مارى آروئه مشهور به ولتر(Voltaire francois Marie Aroute) (1694-1778م)فیلسوف فرانسوى ویکى از بزرکترین شخصیتهاى فرانسه در قرن هیجدهم.(فرهنگ معین)

۲ .نمایشنامه فناتیسم در سال ۱۷۳۹با عنوان Mohamet ou le fanatisme به نمایش گذارده مى شود واز همان آغاز خشم همه حتى پاپ را بر انگیخت.

۳ . حدیدى ،دکترجواد،صداقت ولتر در ستایش از اسلام،مطبوع در مجموعه مقالات«رهروان حقیقت»نشر دانشگاهى ،تهران۱۳۸۰

۴ . کلیات فلسفى اسپینوزاج۲۴ص۵۵۵به نقل از همو.

۵ .سوره  عنکبوت آیه ۶۹.

۶ . کلیات ،ج۲۸ص۵۴۷به نقل از همو.

۷. Boulainvilliers, Henri comte de…, La vie de Mahomet, Amsterdam, 1731, p.177.

۸ . همان‌، ص‌ ۱۶۴.

۹ . همان‌، ص‌ ۱۴۴.

۱۰ .نهج الاغه/حکمت ۲۳۷

۱۱ .سوره  حجرات آیه ۱۰

۱۲ .سفینه البحار ماده حبب.

سید مصطفى محقق داماد