متعه در صحاح سته

پرسش

شیعه هیچ دلیلی برای متعه ندارد.

پاسخ

آیه ۲۴ از سوره نسا می فرماید:« فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ إِلَى أَجَلٍ مُسَمَّى فَآتَوْهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَهً» پس هرگاه از آن زنان بهره مند شدید، مزد آنان را که مهر معین است بپردازید.الفاظ این آیه به روشنی گواه بر آن دارد که این آیه در مورد ازدواج موقت است.

در بسیاری روایات می بینیم که  صحابه صراحتا می گویند که ایشان در زمان رسول خدا، ابو بکر و قسمتی از دوران خلافت عمر متعه می کرده وآن را جایز می دانسته اند:

حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ رَافِعٍ حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ أَخْبَرَنَا ابْنُ جُرَیْجٍ أَخْبَرَنِی أَبُو الزُّبَیْرِ قَالَ سَمِعْتُ  جَابِرَ  بْنَ عَبْدِ اللَّهِ یَقُول کُنَّا نَسْتَمْتِعُ بِالْقَبْضَهِ مِنْ التَّمْرِ وَالدَّقِیقِ الْأَیَّامَ عَلَی عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَأَبِی بَکْرٍ حَتَّی نَهَی عَنْهُ عُمَرُ فِی شَأْنِ عَمْرِو بْنِ حُرَیْثٍ[۱]

از جابر بن عبد الله الأنصاری شنیدم که می گفت: ما در زمان رسول خدا و ابو بکر در مقابل یک مشت خرما یا آرد متعه می کردیم. تا اینکه عمر در قضیه عمرو بن حریث از آن نهی کرد.

زن صیغه ای

نهی عمر بن خطاب از متعه

حَدَّثَنَا مَالِکِ بْنُ أَنَسٍ عَنْ نَافِعٍ عَنِ ابْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ عُمَرُ مُتْعَتَانِ کَانَتَا عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَنَا أَنْهِی عَنْهُمَا وَأُعَاقِبُ عَلَیْهِمَا مُتْعَهُ النِّسَاءِ وَمُتْعَهُ الْحَجِّ.[۲]

مالک از نافع از ابن عمر نقل می کند: عمر گفت: دو متعه در زمان رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) نافذ بود، که من از آن دو نهی می کنم و هرکس که آن دو را انجام دهد، عقوبت می نمایم؛ متعه ی نساء و متعه ی حج.

متعه و اهل سنت

وروینا عن أبی عبد الله البخاری صاحب الصحیح أنه قال: أصح إلاسانید کلها: مالک عن نافع عن ابن عمر. وبنى إلامام أبو منصور عبد القاهر بن طاهر التمیمی على ذلک: أن أجل إلاسانید الشافعی عن مالک عن نافع عن ابن عمر.[۳]

توجه داشته باشید که از منظر بخاری، سند حدیث فوق، صحیح ترین همه ی سندهاست.

قلقشندی شافعی، کسی که حافظ سخاوی – در الضوء اللامع، ج ۲ ص ۸ – وی را با عبارات “کان أحد الفضلاء ممن برع فی الفقه والأدب” می ستاید، می نویسد:

وَهُوَ أول من حرم الْمُتْعَه بِالنسَاء وَهِی أَن تنْکح الْمَرْأَه على شَیْء إِلَى أجل وَکَانَت مُبَاحَه قبل ذَلِک.[۴]

عمر اول کسی است که متعه ی زنان را حرام کرد، و متعه این است که زن را با چیزی تا وقت معلومی به نکاح درآورند. و قبل از آن مباح بود.

حرام کردن متعه

ابن حزم در المحلی و سرخسی در المبسوط می گویند:

…. وَقَدْ صَحَّ أَنَّ عُمَرَ – رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ – نَهَى النَّاسَ عَنْ الْمُتْعَهِ فَقَالَ: مُتْعَتَانِ کَانَتَا عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ – صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ -، وَأَنَا أَنْهَى النَّاسَ عَنْهُمَا مُتْعَهُ النِّسَاءِ وَمُتْعَهُ الْحَجِّ …[۵]

عمر بن خطاب گفت دو متعه در زمان پیامبر اکرم صلوات الله علیه واله (حلال) بوده و من امروز آنها را حرام می کنم و مرتکبین آنها را به کیفر میرسانم. یکی متعه زنان و دیگری متعه حج.

نهی از متعه

و امیرالمومنین علی (علیه السلام) فرموده اند:

قَالَ عَلِیٌّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ: لَوْلَا أَنَّ عُمَرَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ نَهَى عَنِ الْمُتْعَهِ مَا زَنَى إِلَّا شَقِیٌّ.[۶]

اگر عمر از متعه نهی نمی کرد، جز شقی زنا نمی کرد.

بدعت عمر در مورد متعه

پس باید دانست که منع عمر از متعه  باعث زنا و فحشا در جامعه شد و رواج پیدا کرد. عمر با این عمل خود حکم خدا و رسولش را ابطال نمود و سبب شیوع فحشا گردید و مشمول این سه ایه شد: و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الظلمون……فاولئک هم الفاسقون…..فاولئک هم الکافرون. یعنی هر کس به دستور خدا حکم نکند (بر خلاف آن دستور بدهد) او از ستمکاران و از فاسقان و از کافران خواهد بود.

حال سوال این است:

اگر خلیفه شما، عمر، متعه را حرام اعلام کرده و شما نیز به پیروی از این بدعت آن را حرام می پندارید در مقابل این منابعی که از کتب شما آورده شده است که متعه را جایز و حلال دانسته چه می گویید؟

پی نوشت ها:

[۱] . صحیح مسلم ج۲ ص ۱۰۲۳ باب نکاح المتعه المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشیری النیسابوری (المتوفى: ۲۶۱هـ)، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقی، الناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، عدد الأجزاء: ۵٫

الجمع بین الصحیحین ج۲ ص۳۹۹ المؤلف: محمد بن فتوح بن عبد الله بن فتوح بن حمید الأزدی المیورقی الحَمِیدی أبو عبد الله بن أبی نصر (المتوفى: ۴۸۸هـ)، المحقق: د. علی حسین البواب، الناشر: دار ابن حزم – لبنان/ بیروت، الطبعه: الثانیه، ۱۴۲۳هـ – ۲۰۰۲م، عدد الأجزاء: ۲×۴ .

سنن البیهقی الکبری ج۷ ص۳۸۸ المؤلف: أحمد بن الحسین بن علی بن موسى الخُسْرَوْجِردی الخراسانی، أبو بکر البیهقی (المتوفى: ۴۵۸هـ)، المحقق: محمد عبد القادر عطا، الناشر: دار الکتب العلمیه، بیروت – لبنات، الطبعه: الثالثه، ۱۴۲۴ هـ – ۲۰۰۳ م .

مصنف عبد الرزاق ج۷ ص۵۰۰ المؤلف: أبو بکر عبد الرزاق بن همام بن نافع الحمیری الیمانی الصنعانی (المتوفى: ۲۱۱هـ)،المحقق: حبیب الرحمن الأعظمی، الناشر: المجلس العلمی- الهند، یطلب من: المکتب الإسلامی – بیروت، الطبعه: الثانیه، ۱۴۰۳، عدد الأجزاء: ۱۱٫

معرفه السنن والآثار ج۱۰ ص۲۱۶ المؤلف: أحمد بن الحسین بن علی بن موسى الخُسْرَوْجِردی الخراسانی، أبو بکر البیهقی (المتوفى: ۴۵۸هـ)، المحقق: عبد المعطی أمین قلعجی، الناشرون: جامعه الدراسات الإسلامیه (کراتشی – باکستان)، دار قتیبه (دمشق -بیروت)، دار الوعی (حلب – دمشق)، دار الوفاء (المنصوره – القاهره)، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۲هـ – ۱۹۹۱م، عدد الأجزاء: ۱۵٫

التمهید لابن عبد البر ج۱۰ ص۱۱۲ المؤلف: أبو عمر یوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر بن عاصم النمری القرطبی (المتوفى: ۴۶۳هـ)، تحقیق: مصطفى بن أحمد العلوی , محمد عبد الکبیر البکری، الناشر: وزاره عموم الأوقاف والشؤون الإسلامیه – المغرب، عام النشر: ۱۳۸۷ هـ، عدد الأجزاء: ۲۴٫

عون المعبود ج۶ ص۱۰۱ و ج۱۰ ص۳۴۹ المؤلف: محمد أشرف بن أمیر بن علی بن حیدر، أبو عبد الرحمن، شرف الحق، الصدیقی، العظیم آبادی (المتوفى: ۱۳۲۹هـ)، الناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الثانیه، ۱۴۱۵ هـ، عدد الأجزاء: ۱۴٫

[۲] . التمهید لما فی الموطأ من المعانی والأسانید ج۱۰ ص۱۱۳ ج۲۳ ص۳۶۵ المؤلف: أبو عمر یوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر بن عاصم النمری القرطبی (المتوفى: ۴۶۳هـ)، تحقیق: مصطفى بن أحمد العلوی , محمد عبد الکبیر البکری، الناشر: وزاره عموم الأوقاف والشؤون الإسلامیه – المغرب، عام النشر: ۱۳۸۷ هـ، عدد الأجزاء: ۲۴

[۳] . التقیید والإیضاح شرح مقدمه ابن الصلاح ج۱ ص۲۳ المؤلف: أبو الفضل زین الدین عبد الرحیم بن الحسین بن عبد الرحمن بن أبی بکر بن إبراهیم العراقی (المتوفى: ۸۰۶هـ)، المحقق: عبد الرحمن محمد عثمان، الناشر: محمد عبد المحسن الکتبی صاحب المکتبه السلفیه بالمدینه المنوره، الطبعه: الأولى، ۱۳۸۹هـ/۱۹۶۹م، عدد الأجزاء: ۱ .

[۴] . مآثر الإنافه فی معالم الخلافه ج۳ ص۳۳۸ المؤلف: أحمد بن علی بن أحمد الفزاری القلقشندی ثم القاهری (المتوفى: ۸۲۱هـ)، المحقق: عبد الستار أحمد فراج، الناشر: مطبعه حکومه الکویت – الکویت، الطبعه: الثانیه، ۱۹۸۵، عدد الأجزاء: ۱۳

[۵] . المبسوط ج۴ ص۲۷ المؤلف: محمد بن أحمد بن أبی سهل شمس الأئمه السرخسی (المتوفى: ۴۸۳هـ)، الناشر: دار المعرفه – بیروت، الطبعه: بدون طبعه، تاریخ النشر: ۱۴۱۴هـ – ۱۹۹۳م، عدد الأجزاء: ۳۰ ، المحلى بالآثار ج۵ ص۹۷ المؤلف: أبو محمد علی بن أحمد بن سعید بن حزم الأندلسی القرطبی الظاهری (المتوفى: ۴۵۶هـ)، الناشر: دار الفکر – بیروت، الطبعه: بدون طبعه وبدون تاریخ، عدد الأجزاء: ۱۲٫

[۶] . تفسیر الطبری ج۶ ص۵۸۸ المؤلف: محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب الآملی، أبو جعفر الطبری (المتوفى: ۳۱۰هـ)، تحقیق: الدکتور عبد الله بن عبد المحسن الترکی، بالتعاون مع مرکز البحوث والدراسات الإسلامیه بدار هجر الدکتور عبد السند حسن یمامه، الناشر: دار هجر للطباعه والنشر والتوزیع والإعلان، الطبعه: الأولى، ۱۴۲۲ هـ – ۲۰۰۱ م، عدد الأجزاء: ۲۶ مجلد ۲۴ مجلد ومجلدان فهارس