مباهله پيامبر صلي الله عليه و آله با نصاراي نجران24 ذي الحجه

سال 9 هجري قمري

پس از فتح مكه معظمه و طائف و مسلمان شدن اهالي يمن و عمان،تقريباً تمامي مناطق جزيرة العرب در پوشش نظام اسلامي و حكومت توحيدي پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله قرار گرفت. اما در اين منطقه بزرگ عربي اقوام، قبايل و طوايفي بودند كه هنوز در برابر اسلام تسليم نشده و يا حتي دشمني و فتنه انگيزي مي كردند.

منطقه نجران كه در حد فاصل حجاز و يمن قرار دارد در عصر پيامبر صلي الله عليه و آله تنها منطقه مسيحي نشين حجاز بود كه مسيحيان مقيم آن با پشتيباني هاي كشورهاي مسيحي شاخ و شمال آفريقا و قيصر روم ادامه حيات مي دادند. پيامبر صلي الله عليه و آله براي بزرگان اين منطقه نامه هايي ارسال كرد و آنان را به پذيرش دين اسلام و يا پرداخت جزيه (ماليات ويژه اهل كتاب) فراخواند.

سران مسيحي نجران درباره نامه پيامبر صلي الله عليه و آله به مشورت پرداخته و با افراد زيادي در اين باره گفتگو كردند. ولي به خاطر تبليغات و فضاي ويژه مسيحيان در آن منطقه، آنان هيچيك از پيشنهادهاي رسول خدا صلي الله عليه و آله را نپذيرفتند و براي رفع اين معضل سه تن از بزرگان نجران، يعني: ابوحارثة بن علقمه (اسقف اعظم نجران و نماينده رسمي كليساي روم در حجاز)، عبدالمسيح بن شرحبيل معروف به عاقب (پيشواي اهالي اين منطقه) و اهتم (يا ايهم) بن نعمان معروف به سيد (شخصي كهن سال و ريش سفيد و مورد احترام نجرانيان) به همراه ده تن و به روايتي سي تن و به روايتي ديگر شصت تن از مسيحيان نجران عازم مدينه منوره شده تا با رسول خدا صلي الله عليه و آله به گفتگو بپردازند و راه حلي پيدا نمايند.

آنان پس از ورود به مدينه منوره، وارد بر پيامبر خدا صلي الله عليه و آله در مسجدالنبي شدند ولي پيامبر صلي الله عليه و آله اعتناي چنداني به آنان ننمود. مسيحيان علت آن را نمي دانستند و به نزد عثمان بن عفان و عبدالرحمن بن عوف كه پيشينه آشنايي با آنان داشته رفتند و علت آن را جويا شدند. ولي آن دو نيز چيزي در اين باره نمي دانستند و آنان را به نزد امام علي بن ابي طالب عليه السلام راهنمايي كرده برده و از آن حضرت، علت آن را پرسيدند.

امام علي عليه السلام فرمودند: چون شما با لباس هاي فاخر و تزئين كرده و صليب به گردن آويخته وارد مسجد شديد، پيامبر صلي الله عليه و آله را از كردارتان ناخوش آمد، بايد لباس هاي خود را تغيير داده و با وضع ساده و بدون هيچ گونه تزيين به زر و زيوري بر آن حضرت وارد شويد تا مورد استقبال وي قرار گيريد.

مسيحيان نجران بر اساس فرموده حضرت علي عليه السلام لباس و ظاهر خود را تغيير داده و با وضع ساده و عادي بر پيامبر صلي الله عليه و آله وارد شدند و با آن حضرت به گفتگو پرداختند. پيامبر صلي الله عليه و آله با آنان درباره توحيد و شرك، نحوه آفرينش حضرت عيسي عليه السلام و ارتباط وي با خداي سبحان و باطل دانستن عقايد مسيحيان گفتگو كرد، اما سران نجران گفتار آن حضرت را نپذيرفته و بر عقايد باطل خويش اصرار ورزيدند.

آنان براي فرار از پذيرش حق پيشنهاد مباهله دادند. بدين معنا كه در وقت معين در جايي به عبادت و راز و نياز به درگاه خداوند متعال پرداخته و بر طرف مقابل نفرين كنند تا خداوند متعال بر دروغگو و باطل گرا عذابي نازل كرده و او را نابود سازد. در همين زمان بر پيامبر صلي الله عليه و آله آيه اي نازل شد و از مباهله با مسيحيان استقبال كرد: «فَمَن حاجَّكَ فيهِ مِن بَعدِ ما جائَكَ مِنَ العِلم فَقُل تَعالوا نَدعُ اَبنائَنا وَابنائُكُم…».(1)

بنابراين، طرفين به مباهله رضايت داده و قرار شد در روز ديگر در مكاني در بيرون شهر مدينه گرد هم آمده و اقدام به مباهله نمايند. سران نجران پيش از رسيدن به مكان مباهله به يكديگر گفتند: اگر رسول خدا صلي الله عليه و آله با فرماندهان و ياران خود به مباهله آمد، معلوم است كه مقاصد دنيوي دارد و از رسالت و نبوت او خبري نيست و ما بايد با وي مباهله كنيم. اما اگر با فرزندان و اهل بيتش براي اين كار اقدام كرد، دانسته مي شود كه او مقاصد دنيوي ندارد و قصدش هدايت و راهنمايي انسان ها از جهالت و كفر و شرك است. در آن صورت مباهله كردن با او خطرناك است و بايد به او ايمان آورد و يا حداقل با وي مصالحه كرد.

موعد مقرر فرارسيد و پيامبر صلي الله عليه و آله به همراه دخترش حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها و دامادش حضرت امام علي عليه السلام و دو سبطش حضرت امام حسن عليه السلام و حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام از مدينه حركت كرد و به جايگاه مقرر رفت. مسلمانان مدينه نيز آن حضرت را مشايعت كرده و با ذكر صلوات، سلام و تكبير آنان را همراهي مي نمودند.

مسيحيان نجران، زودتر از پيامبر صلي الله عليه و آله در مكان مقرر اجتماع كردند. آنان همين كه ديدند پيامبر صلي الله عليه و آله نزديكترين اقربا و اهل بيت ويژه خويش را براي مباهله آورد، احساس خطر كرده و از مبارزه و مباهله با آن حضرت منصرف شدند و منظره زيبا و نوربخش حضور پيامبر صلي الله عليه و آله به همراه امام علي عليه السلام و فاطمه زهرا سلام الله عليها و حسنين عليهم السلام آنان را مات و مبهوت كرد. به ناچار از مباهله سرباز زده و به آن حضرت پيشنهاد مصالحه دادند.

بدين ترتيب در برابر عظمت و حقانيت دين مبين اسلام سر فرود آورده و به يكي از پيشنهاد پيامبر صلي الله عليه و آله يعني پرداخت جزيه و كمك به مسلمانان در جنگ با دشمنان اسلام رضايت دادند و صلحنامه اي در اين باب تحرير كرده و طرفين امضا نمودند. اين واقعه علاوه بر اين كه يكي از معجزات بزرگ پيامبر صلي الله عليه و آله است، دليل روشني بر حقانيت و معصوميت خاندان پاك رسول خدا صلي الله عليه و آله يعني حضرت علي، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسين صلوات الله عليهم اجمعين مي باشد.(2)

شايان ذكر است كه برخي از تاريخ نگاران و سيره نويسان، مباهله را در ذي الحجه سال دهم برشمردند، ولي با توجه به اين كه پيامبر صلي الله عليه و آله پس از مباهله حضرت علي عليه السلام را به يمن اعزام نمود و اعزام آن حضرت در رمضان سال دهم قمري بود، بي ترديد بايد رويداد مباهله در ذي الحجه سال نهم قمري باشد نه در دهم.

پي نوشتها:

(1). سوره آل عمران، آيه 61.

(2). نك: مسارالشيعه شيخ مفيد، ص 22؛ الارشاد شيخ مفيد، ص 151؛ الاقبال بالاعمال الحسنة سيد بن طاووس، ج 2، ص 310؛ تاريخ ابن خلدون، ج 1، ص 451؛ زندگاني چهارده معصوم ترجمه اعلام الوري علامه طبرسي، ص 190؛ منتهي الآمال شيخ عباس قمي، ج 1، ص 93 و فرازهايي از تاريخ پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله جعفر سبحاني، ص 495.