ليله المبيت1ربیع الاول

سران قريش تصميم گرفتند که از هر قبيله فردي انتخاب شود وسپس افراد منتخب به هنگام نيمه شب يکباره بر خانه محمد صلي الله عليه و آله و سلم هجوم برده، او را قطعه قطعه کنند. بدين طريق، هم مشرکان از تبليغات او آسوده مي شدند وهم خون او در ميان قبايل عرب پخش مي شد ولذا خاندان هاشم نمي توانست با تمام قبايلي که در ريختن خون وي شرکت کرده بودند به خونخواهي ومبارزه برخيزند.

فرشته وحي پيامبر را از نقشه شوم مشرکان آگاه ساخت ودستور الهي را به او ابلاغ کرد که بايد هرچه زودتر مکه را به عزم يثرب ترک کند.

شب مقرر فرا رسيد.مکه ومحيط خانه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در تاريکي شب فرو رفته بود. ماموران مسلح قريش هر يک از سويي به جانب خانه رسول خدا روي آوردند.اکنون پيامبر بايد با استفاده از شيوه غافلگيري خانه را ترک کرده، در عين حال، چنين وانمود کند که در خانه است ودر بستر خود آرميده است. براي اجراي اين نقشه لازم بود که فرد جانبازي در بستر او بخوابد وروانداز سبز پيامبر را به خود بپيچد تا افرادي که نقشه قتل او را کشيده اند تصور کنند که او هنوز خانه را ترگ نگفته است ولذا توجه آنان فقط معطوف به خانه او شود واز راه عبور ومرور افراد در کوچه وبيرون مکه جلوگيري نکنند. اما کيست که از جان خود بگذرد ودر خوابگاه پيامبر بخوابد؟ اين فرد فداکار، لابد کسي است که پيش از همه به وي ايمان آورده است واز آغاز بعثت، پروانه وار، گرد شمع وجود او گرديده است. آري، اين شخص شايسته کسي جز حضرت علي عليه السلام نيست واين افتخار بايد نصيب وي شود.

از اين رو، پيامبر رو به حضرت علي کرد وگفت:مشرکان قريش نقشه قتل مرا کشيده اند وتصميم گرفته اند که به طور دسته جمعي به خانه من هجوم آورند ومرا در ميان بستر بکشند. از اين جهت از طرف خدا مامورم که مکه را ترک کنم. لذا لازم است امشب در خوابگاه من بخوابي وآن پارچه سبز را به خود بپيچي تا آنان تصور کنند که من هنوز در خانه ام ودر بسترم آرميده ام ومراتعقيب نکنند. وحضرت علي عليه السلام در اطاعت امر رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم از آغاز شب در بستر آن حضرت آرميد.

چهل نفر آدمکش اطراف خانه پيامبر رامحاصره کرده بودند واز شکاف در به داخل مي نگريستند ووضع خانه را عادي مي ديدند وگمان مي کردند که پيامبر در بستر خود آرميده است. همه سراپا مراقب بودند وآنچنان وضع خانه را تحت نظر گرفته بودند که جنبش موري از نظر آنان مخفي نمي ماند.

اکنون بايد ديد که پيامبر اکرم، با اين مراقبت شديد، چگونه خانه را ترک گفت.

بسياري از سيره نويسان بر آنند که پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم در حالي که آياتي از سوره يس را قرائت مي کرد (1) صف محاصره کنندگان را شکافت وآنچنان ازميانشان عبور کرد که احدي متوجه نشد.امکان اين مطلب قابل انکار نيست؛ چه هرگاه مشيت الهي بر اين تعلق گيرد که پيامبر خود را از طريق اعجاز وبه طور غير عادي نجات دهد، هيچ چيز نمي تواند مانع از آن شود. ولي سخن اينجاست که قراين زيادي حکايت مي کند که خدا نمي خواست پيامبر خود را از طريق اعجاز نجات بخشد، زيرا در اين صورت لازم نبود که حضرت علي در بستر پيامبر بخوابد وخود پيامبر به غار «ثور» برود وسپس با زحمات زيادي راه مدينه را در پيش گيرد.

برخي نيز مي گويند هنگامي که پيامبر از خانه خارج شد همه آنان را خواب ربوده بود وپيامبر از غفلت آنان استفاده کرد. ولي اين نظر دور از حقيقت است وهرگز شخص عاقل باور نمي کند که چهل آدمکش که خانه را براي اين محاصره کرده بودند که پيامبر از خانه بيرون نرود تا در وقت مناسب او را بکشند، ماموريت خود را آنچنان سرسري بگيرند که همگي با خيال آسوده بخوابند!

ولي بعيد نيست،همان طور که برخي نوشته اند، پيامبر پيش از گرد آمدن تروريستها، خانه را ترک گفته بود. (2)

يورش به خانه وحي

ماموران قريش، در حالي که دستهايشان بر قبضه شمشير بود، منتظر لحظه اي بودند که همگي به خانه وحي يورش آورند وخون پيامبر را که در بسترش آرميده است بريزند. آنان از شکاف در به خوابگاه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مي نگريستند واز فرط فرح در پوست نمي گنجيدند وتصور مي کردند که به زودي به آخرين آرزوي خود خواهند رسيد. ولي علي عليه السلام، با قلبي مطمئن وخاطري آرام، در خوابگاه پيامبر دراز کشيده بود، زيرا مي دانست که خداوند پيامبر عزيز خود رانجات داده است.

دشمنان، نخست تصميم گرفته بودند که نيمه شب به خانه پيامبر هجوم آورند، ولي به عللي از اين تصميم منصرف شدند وسرانجام قرار گذاشتند در فروغ صبح وارد خانه شوند وماموريت خود را انجام دهند. پرده هاي تيره شب به کنار رفت وصبح صادق سينه افق را شکافت. ماموران با شمشيرهاي برهنه به طور دسته جمعي به خانه پيامبر هجوم آوردند واز اينکه در آستانه تحقق بزرگترين آرزوي خود بودند از شادي در پوست خود نمي گنجيدند، اما وقتي وارد خوابگاه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم شدند حضرت علي عليه السلام را به جاي پيامبر يافتند.خشم وتعجب سراپاي وجود آنان را فرا گرفت. رو به حضرت علي کردند وپرسيدند محمد کجاست؟! فرمود: مگر او را به من سپرده بوديد که از من مي خواهيد؟ در اين موقع، از فرط عصبانيت به سوي حضرت علي عليه السلام حمله بردند واو را به سوي مسجد الحرام کشيدند، ولي پس از بازداشت مختصري ناگزير آزادش ساختند ودر حالي که خشم گلوي آنان را مي فشرد تصميم گرفتند که از پاي ننشينند تا جايگاه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را کشف کنند. (3)

قرآن مجيد براي اينکه اين فداکاري بي نظير در تمام قرون واعصار جاودان بماند، در طي آيه اي جانبازي حضرت علي عليه السلام را مي ستايد واو را از کساني مي داند که جان به کف در راه کسب رضاي خدا مي شتابند:

ومن الناس من يشري نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤوف بالعباد . (بقره:207)

برخي از مردم کساني هستند که جان خود را براي تحصيل رضاي خداوند از دست مي دهند؛ وخداوند به بندگان خود رؤوف ومهربان است.

پي نوشت ها:

1- منظور آيات هشتم ونهم ازاين سوره است.

2- سيره حلبي، ج 2، ص 32.

3- تاريخ طبري، ج 2، ص 97.

منبع :فروغ ولايت ، سبحاني، جعفر؛