كوثر قرآن

«بسم الله الرحمن الرحيم. انا اعطيناك الكوثر، فصل لربك وانحر. ان شانئك هو الابتر»

معنويت قدسى فاطمه (س) در قرآن كريم، جلوه‏اى تام يافته.

جمال معنوى و اوج پاكى و عصمتش، در آيه تطهير، (1) درخشش انسان كامل را متجلى ساخت، آيه مباهله (2) شاهدى بر شكوهمندى و قدر و جلالتش شد.

و سوره «هل اتى‏» (3) جلوه‏اى از مروت و ايثار فاطمه (س) را همراه با عارفانه ‏ترين زمزمه هستى – «على حبه‏» – تجسمى زيبا بخشيد.

اين جويبارهاى فضيلت ‏به هم پيوند خورد و در سوره «كوثر» مجموعه‏اى دل انگيز از زيباييها و اصالتها را رقم زد و آن را به عنوان، هديه‏اى الهى، تقديم رسول خاتم (ص) كرد، زيرا فاطمه (س) يكى از مظاهر فيض مداوم و جريان پر بركت‏ حركت محمدى است كه استمرار آن را با ذريه خويش تضمين كرد.

در اين راستا نگاهى به سوره كوثر داريم: الف: جلوه‏هاى اعجاز در سوره كوثر; آنان كه اهل ذوق و ادب و آشناى با آهنگ كلمات هستند و معانى زيبا و معارف بلند را درك مى‏ كنند سوره‏ هاى قرآن را آنچنان پرجاذبه و دلربا احساس مى‏ كنند كه خضوع و فروتنى خويش را در مقابل اين اعجاز بزرگ اعلام داشته و اسلام را به عنوان دين و برنامه زندگى خويش برمى‏ گزينند.

همين آهنگ زيبا و دلنشين قرآن در نظم و نسق زيباى كلمات سوره كوثر جلوه غير قابل تقليد يافته است; بويژه كه پايان هر آيه به راء ماقبل مفتوح در كلمات – الكوثر – و انحر – ابتر – روح هنرمند را به وجد و شوق آورده و او را به دنياى زيباى تركيب كلمات رهنمون مى ‏گردد.

يكى از مفسرين در اين باره مى ‏نويسد: مخارج صوتى حروف، حركات، تركيبات و فواصل اين سوره، آهنگ و ايقاعات خاص و وصف ناپذيرى دارد.

هر آيه داراى دو ايقاع (4) است كه از حروف هم مخرج و قريب المخرج «ا، ن، ك، ل‏» متصل و منفصل و فواصل راء ماقبل فتحه، تركيب يافته كه از مجموع آنها آهنگ يك نواخت‏ بر مى‏ آيد، آيه اول با حركت كسره و نون مشدد و فتحه‏ ها و سكونهاى متعالى آمده كه حركت اعطاء را از مبدء تا نهايت مى ‏نماياند.

صداى حروف و حركات متنوع آيه دو، بيانگر دو امر متوالى است … اوزان و كلمات خاص اين سوره: اعطيناك، الكوثر، انحر، شانئ، الابتر است.

معانى عالى و پيشگويى قاطع را كه در آيه كوتاه اين سوره آمده و در آهنگ حروف و حركات و كلمات خاص و متقارب و متقابل نمودار شده است، نه آنطور كه هست مى‏توان دريافت و نه وصف نمود و خود سرچشمه كوثر و نشانه كلام برتر و به عجز آوردن بشر است. (5)

اعجاز قرآن در سوره كوثر نه تنها در موزون بودن كلمات و تركيب زيباى آن نهفته است‏ بلكه با پيشگويى درست از آينده، جلوه‏اى ديگر از اعجاز را فراراه حق جويان قرار داده است.

با استخدام كلمات غنى و برخوردار از معانى بلند آنچنان به سوره كوثر استحكام بخشيده، كه مجال ظهور و مقاومت هر گونه معارضه‏اى را از بين برده است و اگر كسى به اين كار دست زد نه تنها بر آن خدشه‏اى وارد نساخته بلكه بر رونق آن نيز افزوده است.

نمونه آن را در كار يكى از مزدوران استكبار در كتاب «حسن الايجاز» (6) «حويش‏» مشاهده مى‏ نماييم. نويسنده به گمان خود به مقابله با سوره «كوثر» برخاسته و معارضه خويش را اين چنين آورده است:

«انا اعطيناك الجواهر فصل لربك و جاهرولا تعتمد قول ساحر; ما به تو زر و زيور داديم، پس براى پروردگار خويش نماز بگزار و آن را آشكار كن و به سخن جادوگر اعتماد نكن.»

اولين سؤالى كه براى هر فرد پيش مى ‏آيد اين است كه; اين چه نوع مقابله و معارضه‏اى است كه بيشترين الفاظ را از خود سوره كوثر انتخاب كرده است و فقط به جايگزينى بعضى الفاظ بسنده كرده است؟ آيا همانندى يك اثر زيبا اين گونه است كه عبارات آن اثر با تغييرات اندك ذكر نشود؟ علاوه اينكه تاكيد آورده شده در جمله «انا اعطيناك‏» كه لفظ «انا» و «نا» و آوردن فعل ماضى گواه آن است مى‏بايست ‏بيانگر امرى باشد كه از اهميت فراوانى برخوردار است.

هر انسان انديشمند و متفكر اين را به خوبى مى‏ فهمد كه نعمتهاى مهمترى مانند عقل، ايمان و حيات با اين تاكيد و اهتمام سازگارى و تناسب تام دارد و آوردن زر و زيور تنها به خاطر همان روحيه بندگى و پويندگى در مقابل جواهرات است كه از بين همه نعمتها به آن اهتمام ورزيده است.

(7) سوره كوثر جداى از كوتاهى عبارات، از مضامين بلند و معارف زيبايى برخوردار است و اين معجزه و سند نبوت پيامبر گرامى(ص)براى هميشه‏ در تاريخ‏از مردم خواسته است كه اگر مى ‏توانند يك سوره هر چند به كوتاهى سوره كوثر، بياورند.

سوره كوثر با اين جمله آغاز مى‏ شود «انا اعطيناك الكوثر».

سؤالى كه مطرح است اين است كه چگونه عطاى خداوندى به صورت جمع، ما، آورده شده است؟ با اين كه خداوند متعال يگانه يكتاست و همه نعمتها از او سرچشمه گرفته است‏براى اين تعبير كه نظير آن در سوره‏ هاى ديگر از جمله سوره قدر «ما قرآن را در شب قدر فرو فرستاديم‏» فخر رازى، از علماى اهل سنت، در تفسير خود مى ‏نويسد:

سومين نظر در معناى كوثر اين است كه منظور از آن فرزندان آن حضرت است، و اين به آن جهت است كه; اين سوره در رد كسانى نازل شده است كه از آن حضرت به خاطر نداشتن فرزندان عيب جويى‏ مى‏ كردند.

مشاهده مى‏ شود، دو جواب داده شده است: 1 – تعبير جمع به خاطر عظمت دادن به او است و اينكه مورد، كوثر، ذكر شده است، نشان دهنده اهتمام فوق ‏العاده خداوند است.

2 – جهان مبتنى بر نظام علت و معلول و اسباب و مسببات است; چنانكه در حديثى از امام صادق (ع) مى‏ خوانيم:

«ابى الله ان يجرى الاشياء الا بالاسباب‏»

اراده‏اى الهى بر اين قرار گرفته است كه امور جهان جز به اسباب خود جريان نيابد.

(8) و چون علل و اسباب به اذن الهى دست اندر كار اين عطيه الهى بوده است، در اشاره به آن جمع آورده شده است. فخر رازى در اين زمينه مى ‏نويسد:«فلا يمكن حمله على الجمع الا اذا اريد ان هذه العطيه مما سعى فى تحصيلها الملائكة وجبريل و ميكائيل والانبياء المتقدمون»

نمى‏توان اين آيه را «انا اعطيناك‏» جمع دانست; مگر اينكه بگوييم اين بخشش از امورى است كه در به دست آوردن آن ملائكه و جبرئيل و ميكائيل و انبياء پيشين سعى و تلاش داشته ‏اند. (9)

ب: معناى كوثر: مرحوم طبرسى در معناى لغوى «كوثر» مى ‏نويسد: «الكوثر، فوعل من الكثرة و هو الشئ الذى من شانه الكثرة و الكوثر، الخير الكثير»

كوثر صفت مبالغه و وزن فوعل را دارد و بر گرفته از كثرت است و آن عبارت از چيزى است كه; شايستگى و زيادى را داشته باشد و منظور از آن خير فراوان است. (10)

بيضاوى، از ديگر مفسرين اهل سنت، نيز زيادى فرزندان و پيروان را در شمار معانى كوثر ذكر مى‏ كند.

ج: مظاهر و جلوه‏هاى كوثرى: خير فراوان در اين آيه به امور مختلفى از جمله: قرآن، نبوت، چشمه‏اى در بهشت، علماء، زيادى فرزندان، حوضى در بهشت، حكمت و شفاعت تفسير شده است. (11)

هيچ كدام از اين معانى با يكديگر منافاتى ندارند، زيرا همه بيانگر همان مضمون متعالى كوثر و خير فراوانند.

نكته در خور توجه اين است كه اين زيادى فرزندان و نسل پيامبر(ص) كه از چشمه ‏سار فاطمه(س) جوشيده است، در ميان ديگر معانى از درخشش و جلوه بيشترى برخوردار است.

برخى از شواهد و قرائنى كه آن را تاييد مى‏ كند عبارتند از:

الف. شان نزول سوره: مفسرين از شيعه و اهل سنت در شان نزول اين سوره اين گونه نگاشته ‏اند كه; عاص بن‏وائل سهمى جلوى يكى از درهاى مسجد الحرام بنام باب بنى السهم با رسول گرامى اسلام ملاقات كرد و با آن حضرت به گفتگو پرداخت.

قريشى‏ ها كه شاهد اين منظره بودند از او سؤال كردند: با چه شخصى سخن مى‏ گفتى؟ او با عبارات بيشرمانه گفت ‏با ابتر.

اين جواب به آن جهت‏بود كه عبدالله، آخرين فرزند پسر آن بزرگوار، زندگى را بدرود گفته بود.

و عرب جاهلى كسانى را كه داراى فرزند پسر نباشد «ابتر» قلمداد مى‏ كردند زيرا تنها راه استمرار اهداف فرد را در وجود پسر مى‏ دانستند.

(12) در نتيجه، اين شان نزول متناسب با سرزنش آنان خواهد بود.

در اين باره فخر رازى، از علماى اهل سنت، در تفسير خود مى ‏نويسد: «سومين نظر در معناى كوثر اين است كه منظور از آن فرزندان آن حضرت است و اين به آن جهت است كه; اين سوره در رد كسانى نازل شده است كه از آن حضرت به خاطر نداشتن فرزندان عيب جويى مى‏ كردند كه در اين صورت معناى آن اين است كه خداوند ترا فرزندان و نسلى عطا مى‏ كند كه در طول تاريخ برقرار خواهند ماند سپس مى‏ گويد:

ببين كه چقدر انسانها از اهل‏بيت پيامبر (ص) به شهادت رسيده ‏اند اما جهان همچنان شاهد رونق فزاينده آنان است آنگاه بنگر كه چه تعداد از بزرگان انديشمند مانند امام باقر، امام صادق، امام كاظم، امام رضا «عليهم الصلوة و السلام‏» و محمد نفس زكيه در ميان آنها جلوه ‏گر شده است‏» (13) .

علامه آلوسى بغدادى در تفسير روح المعانى مى‏ نويسد: مى‏توان يكى از معانى كوثر را زيادى فرزندان رسول گرامى اسلام (ص) دانست زيرا كه; عيبجويى دشمنان در ارتباط با فقدان فرزند آن حضرت بوده است.

سپس مى‏ گويد: اين‏ چنين است كه فرزندان رسول گرامى اسلام سراسر گيتى را فرا گرفته‏ اند. (14)

بيضاوى، از ديگر مفسرين اهل سنت، نيز زيادى فرزندان و پيروان را در شمار معانى كوثر ذكر مى‏ كند. (15)

در ميان مفسرين شيعه، مرحوم طبرسى در مجمع البيان و علامه طباطبايى در الميزان مخاطبان خود را به اين معنا توجه داده ‏اند.

در تفسير الميزان در اين باره به خوبى استدلال شده است.

ب: دومين شاهد بر اينكه در كوثر معناى فرزندان فراوان منظور شده، ذيل سوره شريفه است كه مى‏ فرمايد: «ان شانئك هو الابتر

محققا دشمن تو بى‏دنباله است; زيرا كه ظاهر كلمه ابتر، عبارت از قطع نسل و بى ‏فرزندى است چنانكه شان نزول سوره آن را تاييد مى‏ كند و يا دليلى بر انحصار به يكى از موارد آن مثل جدا شدن از خيرات … است.

و يا از قوم خود نخواهد دانست و بيانگر هرگونه انقطاع و جدا شدن مى ‏باشد در هر صورت بدون دنباله بودن از نظر فرزند، در معناى ابتر ملاحظه شده است كه خود دليلى بر اين است كه در كوثر معنايى مقابل آن ارائه شده است; يكى وجود فرزندان بسيار است كه به پيامبر(ص) اعلام مى‏ دارد كه:

اى پيامبر ما به تو خير فراوان از جمله فرزندان بسيار داديم و دشمن تو براى هميشه تاريخ از تمامى نيكيها و از نسل و فرزندان منقطع و جدا خواهد بود و از آنجا كه بستر كوثر و جريان پرفيض و مداوم، در وجود مقدس حضرت صديقه طاهره فاطمه (س) قرار دارد، به عظمت اين سرچشمه خيرات و وجود با بركت‏ب يشتر مى ‏توان پى برد.

وجود مقدسى كه نعمت‏ بزرگ الهى و استمرار فرزندان رسول گرامى اسلام (ص) به وسيله او تحقق يافت، تا شخصيت زن را در ابعاد معنوى و اجتماعى جلوه بيشترى بخشيده تا هيچ فردى به خود اجازه ندهد كه فرزندش را تنها به خاطر جنسيت مورد تحقير قرار دهد زيرا كه الگوى زن مسلمان فاطمه (س) است.

همان بزرگوارى كه حلقه پيوند شكوهمند رسالت و امامت گشت و زيباترين جلوه ‏هاى انسانى معنوى را در خويش متجلى ساخت.

مكتب فاطمه (س) مجموعه‏اى از فضايل انسانى و منظوم ه‏اى از گل واژه‏هاى نيك زيستن است كه در هسته مركزى آن پيامبر قرار گرفته است و فرزندان معصومش، اقمار اين منظومه ‏اند.

جهان امروز به همان مقدار نيازمند به آرمانهاى فاطمى است، كه جامعه ديروز جاهلى.

سوره كوثر خود گواه اين مطلب است كه تبار و ذريه پيامبر گرامى (ص) از دختر گرانمايه ‏اش فاطمه (س) استمرار مى ‏يابد;

چنانكه مرحوم علامه طباطبائى (16) به آن توجه داده است.

البته اين معنا را در آيات ديگر به صورت آشكارترى مى ‏توان ديد.

همچنين به دو نمونه آن در مناظره امام موسى بن‏ جعفر(ع) با هارون الرشيد تصريح شده است زمانى هارون الرشيد از امام موسى بن‏ جعفر(ع)، پرسيد:چگونه شما مى‏ گوييد ما از فرزندان پيامبريم، با اينكه به جاى ماندن نسل از پسر است نه دختر و شما فرزندان دختر او هستيد؟ حضرت در جواب او، آيه‏اى از سوره انعام را خواند:

«و من ذريته داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هرون وكذلك نجزى المحسنين و زكريا و يحيى و عيسى و الياس كل من الصالحين‏»

و هدايت نموديم – از فرزندان او، نوح يا ابراهيم، داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هارون و اينگونه نيكوكاران را جزا مى ‏دهيم و زكريا و يحيى و عيسى و الياس را كه همه از شايستگان بودند.

(17) آنگاه حضرت از هارون‏ الرشيد پرسيد: پدر عيسى كيست، كه به وسيله آن از فرزندان نوح «يا ابراهيم‏» بشمار آمده است؟ هارون گفت:عيسى پدرى نداشت.

امام بى ‏درنگ فرمود: همانگونه كه خداوند عيسى را بوسيله مريم از فرزندان انبياء محسوب داشته است، ما نيز به پيامبر اسلام از طريق مادرمان فاطمه(س) انتساب پيدا كرده ‏ايم و از فرزندان آن حضرت هستيم. آنگاه حضرت آيه شريفه مباهله را تلاوت كرد:

«فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائكم …»

و فرمود: هيچ كس ادعا نكرده است كه: در موقع مباهله و نفرين بر مسيحيان پيامبر غير از على بن ابيطالب و فاطمه و حسن و حسين،: در زير كساء (عبا) داخل كرده باشد.

به اين ترتيب مشخص مى ‏شود منظور از ابنائنا، پسران ما، حسن و حسين ‏اند كه خداوند آنها را پسران رسول خود خوانده است. (18)

بهره‏اى كه از اين سوره نورانى بايد براى امروزمان برداريم اين است كه: راه نجات جامعه انسانى در بازگشت‏به چشمه ‏سار جوشان و استفاده از بركات فراوان آن است، كه در مجموعه‏اى از الگوهاى متعالى تجلى يافته است.

اگر فاطمه (س) براى زن معاصر امروزين بهترين الگو است‏بدان جهت است كه مكتب فاطمه (س) مجموعه‏اى از فضايل انسانى و منظومه‏اى از گل واژه‏هاى نيك زيستن است كه در هسته مركزى آن پيامبر قرار گرفته است و فرزندان معصومش، اقمار اين منظومه ‏اند.

جهان امروز به همان مقدار نيازمند به آرمانهاى فاطمى است، كه جامعه ديروز جاهلى.

زيرا كه اصول حاكم بر نظام جاهلى قديم، در شكلهاى جديدتر ارائه شده است و جاهليت جديدى را در قالب نظام‏هاى غربى و الحادى ترسيم كرده است.

نظام خانواده استحكام و اصالت ‏خويش را از دست داده و زن به صورت يك شى‏ء و بازيچه بازارهاى تبليغاتى درآمده و آزادى زن در برهنگى و جلوه ‏گرى او تجسم يافته است.

اينجاست كه زن امروز نيازمند اسوه‏ هايى است كه با تكيه بر ارزشهاى راستين الهى او را به كوثر آگاهى و ايمان و آزادى راستين رهنمون شود.

نى تو اعطيناك كوثر خوانده‏اى پس چرا خشكى و تشنه مانده‏اى يا مگر فرعونى و كوثر چو نيل بر تو خون گشته است و ناخوش اى عليل توبه كن بيزار شو از هر عدو كو ندارد آب كوثر در گلو هر كه را ديدى ز كوثر سرخ رو او محمد (ص) خوست‏با او گير خو هر كه را ديدى ز كوثر خشك لب دشمنش ميدار همچون مرگ و تب «فصل لربك وانحر; پس براى پروردگارت نماز گزار و نحر كن.»

سپاسگزارى و كرنش به آستان الهى از وظايف مهمى است كه عقل هر انسان برايش مقرر مى‏ دارد.

سرشت انسانها مبتنى بر قدردانى از فردى است كه به او نيكى كرده است و از آنجا كه تمامى نعمتها از جانب خداوند به انسان ارزانى شده است، سپاسگزارى از او جلوه ديگرى به خود مى‏ گيرد كه در اين سوره مباركه در نماز و «نحر» تجسم يافته است.

هر معنايى كه در «نحر» منظور باشد چه قربانى كردن شتر و چه بالا بردن دو دست تا روبروى گلوگاه و يا جلو آوردن روى سينه – به هنگام تكبيرهاى نماز، همه نشانه سپاسگزارى از نعمتهاى خداوند است و نماز و نحر در صورتى مى‏ تواند اعلام سپاس باشد كه فقط براى خدا و در جهت پروردگار جهان باشد.

«ان شانئك هو الابتر.»

به يقين دشمن تو بى ‏دنبال و بى‏ خير است.

يكى از جلوه‏ هاى اعجاز قرآن، خبرهاى غيبى و پيشگويي هاى قاطع و انطباق آن با واقعيتها است و به روشنى موارد زيادى را در آيات قرآنى مى‏ توان يافت.

از جمله; داستان پيشگويى پيروزى رو ميان بر ايرانيان، پس از آنكه آنها مغلوب ايرانيان گشتند و آن را نه سال قبل پيش‏ بينى كرد و به همانگونه نيز تحقق يافت‏ خداوند متعال در قرآن كريم فرمود:

«غلبت الروم فى ادنى الارض وهم من بعد غلبهم سيغلبون فى بضع سنين‏» روميان مغلوب شدند در جنگى كه به نزديكتر زمين واقع شد و آنها پس از مغلوب شدن به زودى بر فارسها با ر ديگر غلبه خواهند كرد.

(19) و در آيه ‏اى ديگر پيروزى مسلمين در جنگ بدر را پيش‏بينى كرد و فرمود:

«سيهزم الجمع و يولون الدبر»

به زودى آن جماعت «در بدر» شكست‏ خورده و به جنگ پشت كنند. (20)

جهت تحقيق بيشتر مى ‏توان به تفسير البيان اثر آية‏ الله خوئى (21) و الميزان نوشته علامه طباطبائى (22) مراجعه كرد.

سومين پيش‏بينى مربوط به آيه شريفه «ان شانئك هو الابتر» است.

دشمن كه از سر غرور و نخوت به زيادى تعداد و فرزندان خويش مى‏ باليد و مسلمين را ناچيز ميان گاشت و به خصوص بعد از فوت فرزند رسول گرامى اسلام، كار را تمام شده تلقى كرد و گمان برد پيام و رسالت پيامبر در ميان انبوه حوادث تاريخ به فراموشى سپرده خواهد شد.

در اين هنگام قرآن كريم پيشگويى كرد كه دين تو جهانگير خواهد شد و كار دشمنان به نافرجامى و تباهى خواهد كشيد و امروزه كه پس از چهارده قرن حضور سرافراز اسلام را در جهان مشاهده مى‏ كنيم درخشش اعجاز اين سوره را هر چه بيشتر حس كرده و آن را به عنوان نشانه صدق ديگرى بر رسالت نبى گرامى اسلام اعلام مى ‏داريم.

مصطفى را وعده كرد الطاف حق گر بميرى تو نميرد اين سبق من كتاب و معجزت را رافعم بيش و كم كن را ز قرآن مانعم من مناره پر كنم آفاق را كور گردانم دو چشم عاق را چاكرانت ‏شهرها گيرند و جاه دين تو گيرد ز ماهى تا به ماه تا قيامت‏ باقيش داريم ما تو مترس از نسخ دين اى مصطفا (23)

در پرتو همين اعجاز فرزندان فاطمه (س) همچنان رونقى فزاينده يافته، سرچشم ه‏اى پربركت ‏شده ‏اند كه هر روز بيش از گذشته در جهان مى ‏درخشند و شاخسارهاى معنويت و پاكى را فرا راه حق‏ جويان قرار مى‏ دهند، تا آن زمان كه چهره پر فروغ حسن يار و جلوه زيباى عدل الهى حضرت بقية الله «عجل الله تعالى فرجه الشريف‏» رخ كند و با ظهور خود كوثر فاطمى را تفسيرى تام و تمام بخشد – به اميد آن روز.

والسلام.

 
پی نوشت
1- سوره احزاب، آيه‏33.
2- آل عمران، آيه 61.
3- سوره دهر، آيه‏76.
4- ايقاع: توافق صداها – هم آهنگى نقل از كتاب «فرهنگ نوين‏» در ماده وقع.
5- پرتوى از قرآن; آية‏الله طالقانى، بخش 2، جلد آخر، ص‏281.
6- اين كتاب از چاپخانه انگليسى، آمريكائى بولاق مصر در سال 1912 منتشر شد و مرحوم آية‏ الله خوئى در رد آن كتاب «نفحات الاعجاز» را نگاشته است.
نقل از تفسير «البيان‏» ج‏1، ص‏108، طبع پنجم.
7- براى توضيح بيشتر مراجعه شود به «البيان‏»: آية‏الله خوئى، ج‏1، ص‏113، طبع پنجم.
8- بحارالانوار، ج‏2، كتاب العلم، ص‏90.
9- تفسير فخر رازى، سوره كوثر، ج‏32، ص‏124.
10- مجمع البيان، سوره كوثر، ج‏5، ص‏548، كتابخانه آية‏الله نجفى.
11- مراجعه شود به مجمع البيان، ج‏5، ص‏549 و تفسير فخر رازى، ج‏32، ص‏124.
12- مجمع البيان، ج‏5، ص‏549 و الميزان، ج‏20، ص‏372 و درالمنثور، ج‏8، ص‏652، دارالفكر.
13- تفسير فخر رازى، ج‏32، ص‏124.
14- روح المعانى، ج‏30، ص‏245.
15- تفسير بيضاوى، ج‏2، ص‏626.
16- الميزان، سوره كوثر، ج‏20، ص‏371.
17- سوره انعام، آيه 84.
18- بحارالانوار، ج‏48، ص‏128.
19- سوره روم، آيه‏3.
20- سوره قمر، آيه 45.
21- البيان، ج‏1، ص‏81، طبع پنجم.
22- الميزان، ج‏1، ص‏63.
23- مثنوى مولوى، دفتر سوم، ص‏442، شماره‏1196.
 
 عباس كوثرى