كاركردهاى اجتماعى توحيد

براى هر بينش و نگرشى كاركردهاى چندى در حوزه هاى روانى و اخلاقى و منشى و نيز در حوزه هاى اجتماعى و هنجارى و كنشى مى توان ارائه داد. توحيد به عنوان بينش و نگرش اساسى و بنيادين نيز از اين امر جدا و مستثنا نيست؛ از اين رو مى توان براى آن كاركردها را شناسايى و ردگيرى كرد. به نظر مى رسد بيش تر از آن كه كاركردهاى اجتماعى توحيد اشاره و تبيين و تحليل گردد به كاركردهاى عاطفى و معنوى در حوزه رفتار فردى و منشى افراد توجه شده است. در آموزه هاى قرآنى همه كاركردها مورد توجه و تبيين و تحليل قرار گرفته است. در اين نوشتار كوشش بر آن است تا كاركردهاى اجتماعى بينش و نگرش توحيد شناسايى و تحليل گردد و آثار آن در زندگى جمعى و اجتماعى انسان بيان شود. مطلب را با هم از نظر مى گذرانيم:

مفهوم توحيد

توحيد در زبان عربى به معناى حكم به يكى بودن چيزى و در اصطلاح كلامى دانش و آگاهى به يكتايى و يگانگى خداست. (جرجانى؛ كتاب التعريفات؛ ص 96) از اين رو متكلمان و فلاسفه مدافع توحيد، علم و اقرار به يكتايى خداى يگانه و بى مانندى در ويژگى صفاتش را توحيد دانسته اند. (قاضى عبدالجبار معتزلى؛ شرح الاصول الخمسه ص 80) قرآن اصول آموزه هاى خويش را بر بنياد توحيد نهاد است و به عنوان محور انديشه و آموزه در همه جا حضور جدى و پررنگى دارد به گونه اى كه مى توان مدعى شد كه بدون توحيد نمى توان باورى را اسلامى و قرآنى دانست. بى انديشه توحيد همه چيز معناى ديگرى خواهد يافت و اسلام و آموزه هاى آن چيزى جز پوستين بى محتوا نمى ماند.

كاركردهاى اجتماعى توحيد

قرآن افزون بر كاركردهاى فردى چون آرامش و اطمينان قلب (كهف آيه 14) و ايمنى از عذاب و رهايى از آن (مائده آيه 72و 73) و امنيت و در امان ماندن از خشم و غضبش (انعام آيه 81) و رفع اندوه و حزن و رهايى از گرفتارهاى افسردگى (انبياء آيه 87و 88) و مصونيت از شيطان و وسوسه هاى آن (نحل آيه 99و 100) براى توحيد كاركردهاى اجتماعى چندى بيان مى كند كه در اين نوشتار به آنها پرداخته خواهد شد.

1- ايجاد جامعه سالم و عدالت پيشه

مهم ترين كاركردهاى اجتماعى كه قرآن براى توحيد بيان مى كند، ايجاد جامعه سالم و عدالت پيشه است. جامعه اى كه بر عنصر يگانگى خدا بنا نهاده شود، به اين بينش و نگرش دست مى يابد كه تنها خداوند است كه هستى را آفريده و انسان را پرورانده و هدايت و مديريت مى كند. هرگونه تبعيض و جدايى ميان افراد اجتماع و انسان امرى نادرست و باطل است؛ زيرا خداوند همه را به يكسان و از خلقتى واحد آفريده و عناصر وحدت وجودى در آنان پديدار است. بنابراين هرگونه اختلاف از نظر نژادى و يا برترى هاى ديگرى از اين دست در انديشه و بينش توحيدى مردود شمرده مى شود و نگرش افراد مومن و اهل توحيد به جامعه و افراد انسانى، نگرشى مثبت و سازنده خواهد بود. اين گونه است كه اصل عدالت و دادگرى در جوامع توحيدى ريشه مى دواند و در همه حوزه ها خود را نشان مى دهد. رعايت عدالت در همه حوزه ها به ويژه اقتصادى از آثار و كاركردهاى اجتماعى توحيد و بينش و نگرش توحيدى است كه قرآن در آيه 85 سوره اعراف بدان اشاره مى كند و از زبان حضرت شعيب(ع) تبيين مى كند كه چگونه توحيد و عبادت خداى يگانه مى تواند در امور اقتصادى و مديريت آن عدالت را برپا داشته و تقويت نمايد، به گونه اى كه افراد و اشخاص جامعه توحيدى همواره روابط اقتصادى خويش را برپايه معيارها و موازين پذيرفته شده عقلانى و عرفى و شرعى سامان مى دهند و از تجاوز و تعدى به حقوق مالى پرهيز مى كنند و راه قسط و عدالت را مى پيمايند. اين اصل آن چنان در حوزه اقتصادى كاركرد عدالت گرايانه دارد كه قرآن در موارد چندى به توحيد براى تقويت و تحكيم روابط سالم اقتصادى و اجتماعى تأكيد مى ورزد و بر اصول توحيدى براى رسيدن به اين هدف اجتماعى پاى مى فشارد. به اين معنا كه يكى از مهم ترين سازوكارهاى قرآنى براى ايجاد و اجراى عدالت جمعى اجتماعى در همه حوزه ها به ويژه اقتصادى آن تقويت توحيد و تأكيد بر آن است. (هود آيه84)

2- حق گرايى در انسان ها و جوامع

از ديگر كاركردهاى اجتماعى توحيد در آموزه هاى قرآنى مى توان به حق گرايى در انسان ها و جوامع اشاره كرد. شايد همين عنصر است كه موجب مى شود كه انسان به سوى عدالت گرايش يابد و در رفتار و كنش اجتماعى خويش اصل عدالت را رعايت نمايد. بينش و نگرش توحيدى موجب مى شود كه انسان به حق گرايش يابد و از گرايش به باطل دور شود. گرايش به حق و دورى از باطل به معناى امور بسيارى است كه از آن ميان مى توان به عدالت خواهى و عدالت پيشگى انسان و جوامع اشاره كرد؛ زيرا افراد موحد و اهل توحيد از آن جايى كه به حق گرايش دارند، از بى عدالتى و بيداد بيزار مى شوند؛ چه بى عدالتى را باطل و در حكم امر ناحق برمى شمارند و مى كوشند خويش را از آن برهانند و حتى دامن خويش به اتهام آن نيالايند. قرآن در آيه 14 سوره كهف به اين مسئله اشاره مى كند كه چگونه توحيد موجب مى شود تا راه هاى باطل و شطط را نپيمايد. راه باطل و شطط، راهى است كه انسان را از انجام اعمال درست و حق بازمى دارد. دور شدن از حق (مفردات ص453) به معناى قرار گرفتن در افكار و رفتارى است كه آدمى را به ظلم و ستم روا مى دارد و از رفتار عقل و عرف و شرع پسندانه دور مى سازد. بى عدالتى نيز چيزى جز رفتارى دور از اينها نيست. بنابراين بينش توحيدى است كه آدمى را وادار به حق طلبى و عدالت خواهى مى كند. در نگرش قرآنى كسى كه از حق و توحيد دور مى شود و راه شطط را در پيش مى گيرد انسانى سفيه است. سفيه كسى است كه به جاى راه راست و يگانه كه وى را به مقصد مى رساند هردم راهى را برمى گز يند و به شكلى دمدمى مزاج است. (جن آيه2 تا 4) اين پراكندگى در انتخاب نه تنها فرد را دچار حيران و سرگردانى مى كند بلكه جامعه را نيز دچار سرگردانى در برنامه ريزى و اجراى اعمال مفيد و سازنده اى مى كند كه مى توانست آن را به سعادت برساند. اشخاص و يا جامعه اى كه دمدمى مزاج است و راه هاى پراكنده و دور از حقى را برمى گزيند همواره دچار اختلاف و تشتت در آراء و افكار و نيز عمل مى شود و به جاى آن كه اتحاد و توحيد در جامعه تقويت گردد و هم بستگى و انسجام را پديد آورد موجب مى شود كه جامعه دچار واگرايى و تشتت گردد. از ديگر آثار و كاركردهاى اجتماعى توحيد مى توان به ايجاد انگيزه جمعى در اعمال خير و استباق و شتاب گيرى در اعمال و كارهاى خير و نيكو اشاره كرد. قرآن بيان مى دارد كه انسان توحيدمحور و توحيدگرا انسانى است كه دركارهاى خير شتاب مى گيرد و در خدمت جامعه و افراد آن تلاش مى كند. كار خير و سبقت به اين معناست كه جامعه به يك حالت روحى و روانى رسيده است كه انجام كارهاى خير و عام المنفعه و شتاب در آن براى افراد يك هدف شمرده مى شود. جامعه نه تنها به كار خير و انجام آن عادت كرده است و كار نيك به عنوان يك عادت اجتماعى و هنجار اجتماعى درآمده است بلكه تلاش براى شتاب و سبقت گرفتن در ميان آنان نيز به يك امر عادى و هنجارى تبديل شده است. (مؤمنون آيه 59 تا 61) حضرت يوسف(ع) در زندان به ياران در بندش با بيان داستانى مى كوشد تا نقش و كاركرد توحيد را در اعمال خير و نيكو باز شناساند. وى با اشاره به مسئله بردگى كه در آن زمان گسترش داشته بيان مى كند كه اگر شخصى داراى چند صاحب و مالك باشد كه هركسى از آن چيزى بخواهد آيا مى تواند به درستى به همه آنها بپردازد و يا مى تواند خود را از رنجى كه به جهت اختلاف تقاضاها و درخواست ها پديد مى آيد برهاند؟

3- ايجاد وحدت در جامعه

توحيد مسئله امروز جامعه ماست. وحدت موجب مى شود تا جامعه به اتحاد درآيد و هدف مشخصى را در پيش گيرد و برنامه و توان و ظرفيت خويش را براى به دست آوردن آن سامان دهد. اين گونه است كه به هدف خويش هم زودتر و هم راحت تر و آسان تر مى رسد. اما تشتت در بينش و نگرش موجب مى شود كه تشتت در هدف و نيز در راه و كار و برنامه پديد آيد و كار خير به شر و شر به خير تغيير ماهيت دهد. هركس در پى امرى مى رود كه به نظرش خير است و در حالى كه باطل و شر است. تشتت در افكار و آراء و منش و كنش جامعه نتيجه اى جز تشتت در بينش و نگرش آنان نيست. از اين رو براى بازسازى امر توحيد و وحدت اجتماعى و برنامه ريزى و هدف ضرورى است كه نخست بينش تغيير يابد و به شكل توحيد واقعى خود را نشان دهد. (يوسف آيه 37 تا 39)

4- انجام اصلاحات و مبارزه با فساد

از ديگر كاركردهاى اجتماعى توحيد مى توان به اصلاح امور جوامع و مبارزه با فساد اشاره كرد. جوامع توحيدمدار، به جهت بينش و نگرش توحيدى در همه اعمال و حوزه ها مى كوشند تا اصلاح امور را سرمشق خويش قرار دهند. قرآن در آيه 85 سوره اعراف به اين مسئله اشاره مى كند و از زبان شعيب بيان مى كند كه چگونه تفكر شرك آلود جوامع را به بحران بى عدالتى سوق مى دهد و فساد و تباهى در امور اجتماعى و اقتصادى را سبب مى شود. آن حضرت براى اصلاح رفتار و اعمال فاسد اجتماعى ايشان مى كوشد تا نخست بينش و نگرش ايشان را اصلاح كند تا به دنبال آن به طور طبيعى اعمال و رفتار اجتماعى ايشان اصلاح گردد. در آيه 84 و 88 سوره هود اين مسئله به خوبى تبيين و تحليل مى شود و از زبان حضرت شعيب(ع) توضيح داده مى شود كه آن حضرت براى اصلاح مسايل اجتماعى و بى عدالتى فزاينده در ميان اهل مدين و جامعه اى كه چگونه مى كوشد تا حد توان خويش به اصلاح بينش و نگرش آنان بپردازد.

اگر جامعه بخواهد از بحران هايى كه موجب نابودى و نيستى طبيعى و يا غيرطبيعى جوامع رهايى يابد مى بايست به اصل توحيد بازگردد؛ زيرا قرآن در آيه 72 و 73 سوره مائده بيان مى دارد كه ايمنى و نجات جوامع از سنت الهى عذاب الهى در گروه اعتقادى به توحيد و پرهيز از شرك است. جوامع توحيد محور مى تواند با اعمال و رفتار خيرخواهانه عناصر طبيعى را در اختيار گيرد و حتى آنها را به سوى خير جمعى هدايت كند. در اين تأثيرگذارى بر طبيعت و عناصر آن تفاوتى ميان عناصر به ظاهر شرورانه چون زمين لرزه و توفان و سيل و مانند آن نيست؛ زيرا توحيد محورى و اعمال خيرخواهانه موجب مى شود تا آنها در مهار انسان درآيد و بركات آسمانى و زمينى برآنان فرو فرستاده شود و بلايا از آنان دور گردد. (كهف آيه 38 و 40 و مريم آيه 48 و 50 و انبياء آيه 66 تا 72) به هر حال قرآن افزون بر كاركردهاى فردى و معنوى توحيد در آيات چندى به تحليل و تبيين كاركردهاى اجتماعى توحيد در دنيا پرداخته و نشان مى دهد كه توحيد چگونه در همه امور و حوزه هاى انسانى تأثير مى گذارد.

منبع: كاظم ابراهيمى روزنامه کيهان