شیعه شناسی » تاریخ و جغرافیای شیعه » قیامهای شیعه »

قیام های شیعه در تاریخ اسلام

اشاره:

معرفى اجمالى«قیام‌هاى شیعه در تاریخ اسلام» اثر صادق آئینه‌وند، بررسى ریشه‌ها، علل و نتایج دو قیام حجر بن عدى و توابین مى‌باشد که به زبان فارسى و در سال ۱۳۶۰ش نوشته شده است. ساختارکتاب با مقدمه نویسنده آغاز و مطالب در دو بخش، تنظیم شده است.انقلاب‌ها و قیام‌هاى شیعى، داراى ابعاد اعتقادى- سیاسى- فرهنگى- نظامى است و نویسنده در این اثر، سعى بر آن دارد تا این ابعاد را به گونه‌اى ملموس نشان دهد (مقدمه، ص۱۲). وى مستقیماً از تجربه و عینیات، استمداد گرفته و متون روائى و جهت‌گیرى و عملکرد امامان را که برخوردار از ویژگى‌هاى مکتبى و محورى است، پایه و اصل قرار داده است،

گزارش محتوادر مقدمه، ضمن پرداختن به چگونگى شروع قیام‌هاى مخفى و علنى شیعه، نحوه زمینه‌سازى قیام‌هاى شیعه، چگونگى حمایت مردم از نهضت‌هاى شیعه، عوامل استمرار و تداوم قیام‌هاى شیعه و نیز قیام‌هاى مورد نظر کتاب، بررسى شده است (همان، ص۱۱-۲۳).در بخش اول کتاب، قیام حجر بن عدى مورد ارزیابى و بررسى قرار گرفته است. نویسنده در ابتدا، به ریشه‌یابى این قیام پرداخته و ضمن نظرى به اوضاع سیاسى جامعه اسلامى پس از امام على(علیه السلام)، سابقه حجر در اسلام را بررسى کرده و در پایان، از واکنش جامعه مسلمین پس از شهادت حجر و یاران او، سخن گفته است (متن کتاب، ص۲۷-۷۸).نویسنده معتقد است براى آشنائى با شکل نخست مبارزه و نیز فهم درست راهى که حجر پیمود، باید بیش از هر چیز، محیطى را که جنبش حجر در آن رخ داد، بشناسیم و مناسبات و شرایط خاص سیاسى و اجتماعى و دینى آن محیط را نیک دریابیم. نیز باید در آخر عوامل اساسى‌اى که حجر را نه به صورت یک مبارز، بلکه به صورت انقلابى‌اى پیشتاز وارد صحنه کرد، بررسى کنیم تا بدانیم که چگونه تغییر شکل مبارزه حجر به انقلاب خونین، پایه‌هاى حکومت اموى را سخت لرزان کرد (همان، ص۲۹).به باور وى، این مسأله را آنگاه نیک مى‌توان شناخت و به تفسیر و ارزیابى آن پرداخت که تمام شرایط و عوامل مؤثر در جامعه آن روز را نیک بشناسیم. نخست باید بدانیم که اوضاع چگونه بود؟ مردم چگونه مى‌زیستند؟ و در آخر ببینیم که مبارزه چگونه تبدیل به «قیام خونین» شد (همان).نویسنده پییش از آنکه به شرح قیام حجر و اثرات آن در جامعه اسلامى بپردازد، شخصیت حجر را پیش از قیام و در رابطه با امام على(علیه السلام) بررسى نموده است. وى معتقد است که شخصیت حجر، حاصل امتحان نیکوئى است که در رابطه با جهت‌گیرى خاص امام على(علیه السلام) در بروز حوادث و مشکلات پنج ساله حکومت، از خود نشان داده است. همگامى با خط فکرى و عملى امام و بهره‌گیرى از مشى امامت و ره سپردن در مسیر عدالت، مجموعاً حجر بن عدى را به اینجا رسانده بود که اکنون براى تداوم و استمرار امامت و عدالت بپا خیزد و قیام شکوهمند مکتبى خود را آغاز کند. با عنایت به تأثیر عناصر فکرى و عملى امامت در شخصیت حجر، وى شخصیت حجر را در حکومت امام، بررسى نموده است (همان، ص۴۱).او از یاران امام على(علیه السلام) بود که با ایشان در جنگ جمل و صفّین شرکت کرد. یعقوب بن سفیان، حجر را از امیران لشکر امام على(علیه السلام) در جنگ صفّین آورده است و در «اسد الغابه» آمده است که در صفین ریاست کنده را داشت و در نهروان فرماندار میسره بود، در جنگ جمل نیز شرکت کرد. در منتهى الآمال آمده است که در حرب صفین از جانب امیرالمؤمنین على(علیه السلام)امارت لشکر کنده به او متعلق بود و در روز نهروان امیر لشکر امیرالمؤمنین(علیه السلام) بود. علّامه حلّى(ره) فرموده که حجر از اصحاب حضرت امیر(علیه السلام) و از ابدال بوده و حسن بن داود ذکر نموده که حجر از عظماء صحابه و اصحاب امیرالمؤمنین(علیه السلام) است (همان).نویسنده در ترسیم واکنش جامعه مسلمین، پس از شهادت حجر و یاران او، به نامه معاویه به امام حسین(علیه السلام) اشاره کرده است که در آن نوشته بود: «اى ابوعبداللّه دانستى که ما شیعیان پدرت را کشتیم، پس آنها را حنوط کردیم و کفن پوشاندیم و بر آنان نماز خواندیم و دفنشان کردیم؟» و آنحضرت در پاسخ فرمودند: «به پروردگار کعبه قسم که بر تو پیروز آمدم، لیکن ما به خدا قسم اگر شیعیان ترا بکشیم، آنان را نه کفن کنیم و نه حنوط و نه برایشان نماز بخوانیم و نه دفنشان کنیم» (همان، ص۷۱).در بخش دوم، به بررسى قیام توابین پرداخته شده است. نویسنده به این نکته اشاره دارد که قیام‌هاى شیعه بعد از شهادت امام على(علیه السلام) در سال ۴۰ق، به اِشراف امام حسن(علیه السلام) شروع و پس از ده سال، از سال ۵۱ق نخستین شکوفه آن در لباس قیام حجر به بار نشست. بعد از شهادت حجر و سرکوبى قیام او، دوره ده ساله دوم شروع و با انقلاب امام حسین(علیه السلام) در سال ۶۱ق در طف، شکوهمندترین مبارزات خونین بشرى به وقوع پیوست. دوره نخست با هدایت مکتبى امام و به ارشاد او در کوفه رخ نمود و در دمشق موقتاً سرکوب شد و اکنون دوره دوم قیام بود که باید با رهبرى امام از مدینه شروع شود و در کوفه ختام پذیرد (همان، ص۸۱).نویسنده در این بخش، به آثار و نتایج قیام کربلا و بررسى میزان تحول جامعه اسلامى آن روزگار پرداخته است. سلسله مبارزاتى که در این برهه از تاریخ در خلال قیام‌هایى رخ نموده، مطمح نظر نویسنده بوده و نقطه توجه وى قیام توّابین است که به نظر وى، تبلورى است از قیامى الهى و مکتبى در جهت جبران گناه؛ گناه تنها رها کردن امام (همان).نویسنده معتقد است قیام‌هایى که در دوره سوم از سال ۶۱ تا ۶۵ق، به وقوع پیوسته و حد اعلاى آن‌ها در قیام توابین متجلى است، تلاش‌هائى است در مسیر ولایت امام(علیه السلام) و بهره‌گیرى از مشى مکتبى او در مبارزه با طاغوت و ستم. نویسنده به منظور فهم بهتر ارزش قیام توابین، ابتدا اوضاع سیاسى و شرایط و مناسبات اجتماعى جامعه آن روزگار را بررسى نموده و در ابتدا، به بحث از شورش مدینه، پرداخته است (همان، ص۸۲).به نظر نویسنده، پس از شهادت امام حسین(علیه السلام)، شهرى که بیش از هر جاى دیگر از این حادثه متأثر شد و بهانه خروج به‌دست آورد، مدینه بود. مدینه پایگاه وحى و جائى بود که مهاجرین، انصار و اصحاب پیامبر(ص) و بزرگان، عالمان، فقیهان و محدثان در آن بودند. بدین لحاظ در تدارک حمله‌اى علیه نظام اموى- که این گونه بى‌شرمانه براى نابودى اسلام قد برافراشته و فرزندان وحى را نابود مى‌کرد- بود. یزید هر اندازه کوشید که مدینه را گاه از طریق محاصره و گاه از طریق تهدید رام کند، نتوانست. در کنگره‌اى که سران مدینه در مسجد منعقد کردند، یزید را خلع و با عبداللّه حنظله انصارى به عنوان رهبر نهضت بیعت کردند (همان).نویسنده در ادامه، ضمن اشاره به نتیجه این شورش، به توضیح شورش مکه، زمینه خروج توابین، ترکیب سیاسى جامعه کوفه و نحوه شروع قیام و سرانجام آن پرداخته است.

وضعیت کتاب: فهرست مطالب در ابتدا و فهرست نام‌ها؛ مکان‌ها؛ مذاهب، فرق، قبایل، خاندان‌ها؛ کتاب‌ها؛ آیات؛ احادیث و اشعار، در انتهاى کتاب آمده است.فهرست منابع هر بخش، در انتهاى همان بخش آمده است.در پاورقى‌ها که بسیار مختصر مى‌باشد، به توضیح برخى از کلمات متن پرداخته شده است.