قرآن و روان درمانى افسردگى

محمدتقى صرفى

در سال هاى اخير كوشش هاى زيادى در زمينه ى روان درمانى افرادى كه دچار اضطراب هاى شخصيتى و بيمارى هاى روانى هستند، انجام شده است. در اين زمينه روش هاى مختلفى براى روان درمانى پديد آمده است; امّا هيچ كدام موفقيت مورد انتظار را درباره از ميان بردن و يا پيشگيرى از بيمارى هاى روانى به دست نياورده است. برخى از پژوهش ها نشان مى دهد ميانگين درمان در مورد بيمارانى كه با روش روانكاوانه معالجه و درمان مى شوند بين 60 تا 64 درصد در نوسان است و اگر توجّه كنيم كه ميانگين بيمارانى كه بدون معالجه به روان درمانگران از عوارض اين گونه بيمارى ها رهايى مى يابند ميان 44 تا 64 درصد در نوسان است، متوجه مى شويم كه ميانگين فوق درصد رضايت بخشى را تشكيل نمى دهد. وانگهى حال گروهى از بيماران پس از معالجات روان درمانگران بدتر هم شده است.

در پژوهش ديگرى روشن شده است كه شمار بيماران درمان يافته از يك گروه مورد مطالعه كه تحت مداواى درمانگران قرار نداشتند با تعداد بيمارانى كه از طريق روان درمانى معالج شدند برابر بوده است. اين پژوهش نشان داده است كه حال برخى از بيماران معالجه شده توسط روان درمانگران وخيم تر هم شده است.

اين گونه پژوهش ها نشان مى دهد كه ميانگين درمان ناشى از روان درمانى هنوز به ميزان رضايت بخشى نرسيده است.

هر انسانى در روند زندگى خود با موانعى روبرو مى شود زيرا در مقابل هر نوشى ،نيش ودر مقابل هر خوشى،ناخوشى وجود دارد.اين موانع ومشكلات براى انسان ايجاد دلهره مى كند.در هنگام گرفتاريها دچار اضطراب و سپس افسردگى مى شود.البته نوع مشكلات وشخصيت افراد وزمان ومكان در طولانى بودن ويا كوتاه بودن اين اضطرابها ـ كه اگر درمان نشود به افسردگى منجر مى شود ـ دخالت دارند.

هر چند وجود دلهره واضطراب در حد عادى براى آدمى لازم است; زيرا باعث گرفتن حالت تدافعى شده وانسان را به عكس العمل واداشته وسعى در رفع مشكل مى كند; اما اگر فردى بى خيال وبى تفاوت بوده وهيچ گونه اضطرابى نداشته باشد ـ بجز ائمه معصومين(ع)و بعضى از اولياء خدا براى ديگران عيب ومريضى حساب شده كه در روانشناسى آن را مرض «پسى كوپاتى»مى نامند.

افزايش افسردگى واضطراب در جهان امروز

در جهان كنونى بيمارى افسردگى بسيار زياد شده است بطوريكه عده اى از مردم كشورهاى صنعتى با دارو بخواب رفته وبا دارو بيدار مى شوند. به طور مثال با هم گزارشى درباره پديده افسردگى و علل و آثار آن در ايالات متحده آمريكا مى خوانيم:

به عقيده روان شناسان ،افسردگى بيماريى ناشى از مدرنيسم و فشارهاى جانبى آن است و جوانان به ويژه در آمريكا كه سرعت نوآورى در آن جا بيش از ساير نقاط جهان است در سنين پايين تر در دام اين بيمارى گرفتار مى آيند.

در سال 2002 افسردگى پس از بيمارى هاى قلبى ،گسترده ترين بيمارى دامن گير بشر خواهد بود.به نوشته اين مجله:

دكتر ارنست برنت و همكارانش از انستيتو تكنولوژى ماساچوست آمريكا برآورد كرده اندكه هزينه هاى مربوط به بيمارى افسردگى در آمريكا سالانه بالغ بر 44ميليارد دلار يعنى تقريبا برابر هزينه هاى بيمارى هاى عروقى است و اين بدان معنا است كه هر آمريكايى سالانه 6هزاردلار بابت بيمارى افسردگى پرداخت مى كند.

اين مجله مى افزايد: هزينه هاى مربوط به درمان بيمارى افسردگى به 12 ميليارد و400ميليون دلار بالغ مى شود و خودكشى مبتلايان به افسردگى 7 ميليارد و 500 ميليون دلار به اين رقم مى افزايد كه خسارت ناشى از دست رفتن نيروى انسانى در آن به حساب نيامده است.

اكونوميست مى نويسد: در اين ميان،بازار داروهاى ضد افسردگى بسيار گرم است.طبق برآورد انستيتو تكنولوژى ماساچوست ارزش بازار جهانى اين داروها بالغ بر 7 ميليارد دلار است كه انتظار مى رود در پنج سال آينده 50%رشد داشته باشد!

مشهورترين داروى درمان بيمارى افسردگى كه امروزه به ويژه در آمريكا رواج دارد «پروژاك»است كه شركت سازنده آن «الى ليلى»سالانه 2ميليارد و600ميليون دلار به جيب سهامداران خود سرازير مى كند.» «الوين تافلر،نويسنده و نظريه پردازِ معروف امريكايى: در سراسر كشورهاى مرفه فرياد عجز و لابه هاى آشنا به گوش مى رسد. ميزان خودكشى نوجوانان رو به افزايش است.الكليسم بيداد مى كند.افسردگى روانى همه گير شده است،بربريت و جنايت مُد روز گرديده است!

در ايالات متحده اتاق هاى اورژانس بيمارستان ها مملوّ از معتادان به مارى جُوانا و ديوانه هاى سرعت و دسته هاى اراذل و اوباش و معتادان به كوكائين و هرويين و بالاخره افرادى كه گرفتار بحران شديد عصبى شده اند.

مددكارى اجتماعى و بهداشت روانى در همه جا به سرعت رو به گسترش گذاشته است،در واشنگتن يك كميسيون بهداشت روانى وابسته به دفتر رياست جمهورى اعلام مى دارد كه به طور كامل شهروندان ايالات متحده از نوعى فشار عصبى رنج مى برند.و روان شناسى از مؤسسه ملى بهداشت روانى ادعا مى كند كه تقريبا هيچ خانواده اى بدون نوعى ناهنجارى روانى وجود ندارد و اعلام مى كند روان پريشى ،جامعه آمريكا را كه آشفته و پريشان و متفرق ونگران آينده است،فرا گرفته است!»

تافلر مى افزايد:زندگى روزمره واقعاًبه طرزافتضاح آميزى كيفيت خود را از دست داده است و اعصاب همه خورد وداغان است، دست به يقه شدن وتيراندازى در مترو يا صفهاى بنزين نشانگر اين واقعيت است كه كنترل اعصاب از دست افراد خارج شده است و ميليون ها نفر از مردم به آخرين حد از ظرفيتشان رسيده اند.

بى ترديد علت اين افسردگى ها فرو رفتن در ماديات و دورى از مذهب، معنويات و فراموشى خدا مى باشد.

سؤالى كه در اين جا مطرح مى شود اين است كه چگونه اين افسردگى ها واضطرابها را درمان نمائيم؟

علامتهاى افسردگى:

افسردگى داراى نشانه هايى است كه به برخى از آن ها اشاره مى شود:

1-احساس تنهائى و بى پناهى

2-وحشت واضطراب از آينده مجهول

3-دلهره از عدم موفقيت در شؤن مختلف زندگى از جمله در تحصيل،،شغل،نحوه كار،انتخاب همسروزندگى مشترك و نحوه زندگى خانوادگى،وضعيت تحصيل فرزندان و آينده آنان و…

چنانچه بتوان از راه صحيح با اين دلهره ها برخورد نمود،زندگى سعادتمندانه هر انسانى تضمين شده است.

راههاى درمان افسردگى

1. ايمان و توكل:

 اولين راهى كه اسلام براى مسئله اضطراب و دلهره ها پيشنهاد مى كند، ايمان و توكل به خداست. تكيه بر خالقى كه قادر است.از همه چيز خبر دارد وبندگانش را دوست دارد.تكيه گاهى هميشگى كه همه مى ميرند ولى او باقى است.همه دچار مشكل مى شوند ولى او هميشه قهار ومسلط وحاكم بر همه چيز است.

على(ع)فرمود:

كسيكه توكل كند،سختى ها بر او آسان و اسباب آسانى برايش فراهم مى شود.

پرفسور كارل يونگ مى گويد:بى مذهبى باعث پوچى و بى معنا بودن زندگى مى شود و داشتن مذهب به زندگى مفهوم ومعنا مى بخشد. دكتر پول ارنست متخصص دانشگاه پنسيلوانيا درباره نقش ايمان مى نويسد:مهمترين عامل شفاى مريض،ويتامين ها،داروها،معدنيت و جراحى و..نيست.بلكه اميد وايمان است. من به اين نكته پى برده ام كه از اين پس بايد جسم مريض را با بكاربردن وسايل طبى و جراحى و روح وى را با تقويت ايمانش نسبت به خدا معالجه كرد.

در روايات آمده كه مؤمن مانند كوه استوار است و سختى ها اورا تكان نمى دهد.مانند حضرت ايوب كه در مقابل بدترين مصيبت ها ايستاد دومقاومت كردوعاقبت به رستگارى دوجهان رسيد.

2. ياد خدا:

دومين راهى كه قرآن كريم با يك جمله به ما نشان مى دهد ياد خدا است. آرى ياد خداست كه ترس از مرگ را به آرامش تبديل مى نمايد و ترس از هجوم مشكلات وگرفتاريها را از بين مى برد.ياد خدا دلهره ها و ترسهاى ناشى از بى اعتمادى به آينده را كاهش مى دهد.

خداوند در قرآن درباره تأثير ياد خدا در آرامش و رهايى از اضطراب و افسردگى مى فرمايد: «الذين آمنوا و تطمئن قلوبهم الا بذكر الله تطمئن القلوب; آنانكه ايمان آورده و دلهايشان به ياد خدا آرام است.آگاه باشيد با ياد خدا دلها آرامش مى يابد.»

اهميت ياد خدا: ذكر خدا يعنى پذيرش حضور دائم و نزديك بودن آن وجود مطلق در همه جا و در همه زمان ها; چون كه خدا به رگ هاى گردن شما نزديك تر و حايل ميان انسان و جان و قلب اوست. اين نزديكى و حضور دائمى كه برخاسته از ارتباط و فقر ذاتى همه آفريده هاست مى تواند اين زمينه را فراهم آورد كه هيچ چيزى بيرون از دائره علم، قدرت و حكمت او نيست. بنابراين اطمينان مى يابد كه همواره خدا با اوست و در همه حال رفيق و همراهش است.

براى ذكر در مقامات اخلاقى ـ عرفانى مراتبى گفته اند از جمله ذكر لفظى وذكر قلبى است.كه بالاترين ذكر،نماز است. اگرچه خداوند از تسبيح و تحميد مخلوقاتش مخصوصاًانسان بى نياز است ولى اين ذكرها مايه معرفت وتكامل انسان شده و او را در رسيدن به معرفت الهى يارى مى كند.

در عرف عرفا و اولياء خدا انسانهاى عاقل و فهيم كسانى هستند كه هميشه به ياد خدا بوده وهيچ چيز حتى اشتغالات روزمره آنهارا از اين امر باز نمى دارد. خداوند در آياتى چندى به اين مسأله اشاره دارد از آن جمله:

«انسانهاى مؤمن كسانى هستند كه تجارت وخريد وفروش آنهارا از ياد خدا مشغول نمى كند.»

«آنانكه در حالت ايستاده ونشسته وخوابيده بذكر خدا مشغول بوده ودر خلقت آسمانها وزمين تفكر كرده ومى گويند:اى خداى ما!اينهارا باطل وبيهوده نيافريده اى.تو از هر نقصى منزّهى .پس مارا از جهنم دور نگه دار.» ; «اى مؤمنين!مبادا مال ومنال شما را از ياد خدا غافل كند كه در اين صورت زيان كرده است» ; «خدارابسيار ياد كنيد شايد رستگارشويد»

ياد كردن خدايى كه از همه زيباتر، از همه عظيمتر، از همه مهربانتر، از همه بخشنده تر، به اسرار آشناتر، از همه نزديكتر است; براى انسان صاحب معرفت از همه چيز لذت بخش تر است. به همين جهت پيامبران وامامان واولياء خدا، شبانه روز به ذكر خدا و به ويژه به نماز مشغول مى شدند. رسول خدا(ص) آنقدر شبهارا به نماز گذراند كه خدا به فرمود:«اى پيامبر!ما قرآن را نازل نكرديم تا تو به زحمت بيفتى.»

على(ع)شبى هزار ركعت نماز مى خواند.امامان و اولياء الهى نيز بسيارى از اوقات عمر خود را به نماز و ذكر الهى مى گذراندند. و شاعر چه زيبا سروده است:

خوشا آنان كه الله يارشان بى 

بحمد وقل هوالله كارشان بى

باباطاهر

از سيره عبادى انسانهاى برگزيده چنين به دست مى آيد كه در ذكر و نماز، بايد منافع و اثرات بسيار مهمى باشد كه آنگونه به آن اهميت داده مى شود.به عكس، از اهميت ندادن انسانهاى فاسد به نماز وذكر الهى به اين نتيجه مى رسيم كه يكى از عوامل سقوط اين افراد فراموش كردن خالق خود مى باشد. كسى كه مربّى اصلى و تربيت كننده و بزرگ كننده خود را فراموش كند، غافل ترين انسان است.

ياد خدا در همه جا فضيلت دارد.

 به ويژه در موارد زير:

هنگام جهاد با دشمنان، برخورد با گناه، مشاهده جلوه هاى دنيا اعم از كاخها، قصرها، ثروتمندان، دنياطلبان، زنهاى زيبا، باغها، آسمانخراشها، زرق و برقهاى ظاهرى و…

آثار دورى از ياد خدا: كسانى كه از ذكر و ياد خدا غافل باشند، دچار ضررهاى مختلف دنيوى و اُخروى مى شوند از جمله:

الف. سختى در زندگى و نابينايى در محشر: «هركس از ذكر من دورى كند، زندگى سخت و تنگى خواهد داشت و روز قيامت، او را نابينا محشور مى كنيم! مى گويد: «پروردگارا! چرا نابينا محشورم كردى؟ من كه بينا بودم!» مى فرمايد: «آن گونه كه آيات ما براى تو آمد، و تو آنها را فراموش كردى» امروز نيز تو فراموش خواهى شد!».»

ب. همنشينى شيطان:«كسيكه از ذكر خداى رحمن دورى كند، شيطان را همراه او مى كنيم.» ج. قساوت قلب: «خدا به موسى گفت: اى موسى!مرا در هيچ حالى فراموش نكن كه فراموشى من دلهارا قسى مى كند.»

د. خود فراموشى: «مانند كسانيكه خدا را فراموش كردند نباشيد، كه خدا هم يادِ خودشان را از خودشان بُرد.»

3. صبر و تحمل:

افراد صبور ماندنى تر و موفق تر مى باشند.

«اصمعى وزير خليفه عباسى در بيابان به خيمه اى رسيد. زنى جوان و صاحب جمال درخيمه بود. اصمعى از او آب طلبيد. زن گفت: شوهرم نيست و اجازه ندارم به شما آب بدهم. ولى اجازه شير اين بز بدست خودم است. زن از شير به اصمعى داد. در اين موقع يك سياهى از دور پيداشد. زن گفت: شوهرم است كه از صحرا برمى گردد. وقتى شتر سوار رسيد، زن باستقبال او رفت و بر او سلام كرد، پاهاى او را شست و…ولى هر چه زن محبّت مى كرد، مرد كه قيافه زشتى داشت و يك پايش لنگ بود، با بداخلاقى به او جواب مى داد. تا اينكه مرد وارد خيمه شد و نگاه غضبناكى به اصمعى نمود و به آخر خيمه رفت. اصمعى به زن گفت: حيف نيست شما با اين امتيازات، با همچو مردى زندگى مى كنى؟ زن گفت: من از شما كه وزير خليفه هستى تعجب مى كنم كه مى خواهى بين من و شوهرم جدائى بيافكنى! اگر من با اين مرد زندگى مى كنم براى اين است كه مى خواهم به روايت پيامبر(ص)عمل كرده باشم كه فرمود:ايمان دو نيمه است. نيمه اى شُكر و يك نيمه اش صبر است. من خدا را بر نعمتهايش شكر گفته و بر سختى هاى زندگى صبر مى نمايم. و اميد به پاداشهاى آخرت دارم.»

4. معالجات فردى از قبيل:

1. بازگو كردن عقده ها با محرم اسرار مانند والدين،حضور در زيارتگاهها ومناجات هاى سحرگاهى

2. توبه و طلب آمرزش : برخلاف مسيحيت كه مى گويد يكشنبه ها به كليسا برويد! اسلام هرزمان و هر مكانى را براى ارتباط با خداوند و توبه كردن وطلب آمرزش مناسب مى داند

3. جستجوى راههاى موفقيت: علاوه برهمت بلند و تلاش، در بسيارى از موارد كليد حل مشكل بدست ما است. مثلا شخصى كه در خانه نشسته واز خدا روزى مى خواهد،دعايش مستجاب نمى شود!يا كسيكه از دست همسرش به تنگ آمده واز خدا فرج وگشايش مى خواهد دعايش مستجاب نمى شود زيرا باز كردن گره بدست خودش است و آن طلاق است. (اگر راه ديگرى نمانده است.)و…

4. اقتصاد در معاش، چنان كه على(ع)فرمود: هركه مراعات اقتصاد كند من ضمانت مى كنم كه فقير نگردد.

5.اهميت ندادن به عشقهاى كذائى

6. راضى بودن به رضاى الهى

7.سرگرميهاى سالم همانند سفر پيامبر(ص) مى فرمايد: «به سفر برويد تا سالم وتندرست بمانيد.»

8. توجه به نعمتهايى خداى متعال در اختيار ما قرار داده است. و در مسائل مادى به پايين تر از خود نگاه كنيم نه بالاتر.

9. مأيوس نشدن از رحمت الهى، خداوند در قرآن مى فرمايد:

«لاتيأسوا من روح الله انّه لاييأس من روح الله الاّالقوم الكافرون»

10. رعايت اعتدال در تمام امور حتى در گوش كردن نوارهاى روضه وعزادارى.متأسفانه عده اى خيال مى كنند علامت حزب اللهى بودن آن است كه ساعت ها نوار مداحان مشهور را گوش دهند كه البته زياده روى در اين امر موجب افسردگى مى گردد.

پى نوشت ها:
1. ريچارد. ام. شاين، روان شناسى بيمارى هاى روحى و عقلى، ص 864، به نقل از قرآن و روان شناسى، دكتر محمد عثمان نجاتى، ترجمه عباس عرب، ص 364.
2. برخى مسائل زندگى ساز عصرما(مؤسسه در راه حق)ص8
3. مجله اكونوميست، ژانويه 1999، شماره اول.
4 . عصر امام خمينى (مير احمد رضا حاجتى)ص158
5. خوبيها وبديها
6. برخى مسائل زندگى ساز عصرما ش4ص10
7. اثبات وجودخدا ص249
8. رعد/ 28.
9. نور/ 37.
10. آل عمران/ 191.
11. منافقون/ 9.
12. جمعه/ 10.
13. طه/ 1.
14. طه/ 124.
15. زخرف/ 36.
16. حديث قدسى.
17. حشر/ 19.
18. خوبيها وبديها
19. وسائل ج12ص42
20. مستدرك ج2ص22
21. يوسف 87