قرآن در سيره حضرت فاطمه (س)

قرآن برترين سند زنده حقانيت پيامبر اعظم (صلّى اللّه عليه و آله) ، معجزه اى است «گويا»، «جاودانى»، «جهانى» و «روحانى» که پس از گذشت قرن ها از رحلت پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) ، هم معجزه است و هم قانون و خداوند آن را کتاب هدايت و استوارترين برنامه زندگى اعلام کرده و فرموده است:

«ان هذا القرءان يهدى للتى هى اقوم؛[1] اين قرآن به راهى که استوارترين راه هاست هدايت مى کند.»

باتوجه به اهميت قرآن در زندگى انسان ها و هدايت افراد بشر، پيامبر خدا و اولياء الهى و فرزندان گرامى ايشان به مردم در مورد بهره گيرى و استفاده از آيات الهى سفارش کرده اند و روايات فراوانى نيز در اين مورد نقل گرديده است. پيامبر اسلام (صلّى اللّه عليه و آله) در حديث شريف ثقلين مى فرمايد:

«انى تارک فيکم الثقلين اما ان تمسکتم بهما لن تضلوا کتاب الله و عترتى؛[2] من شما را ترک مى کنم درحالى که بين شما دو چيز گران بها مى گذارم که اگر به اين دو تمسک بجوئيد گمراه نشويد: کتاب خدا و خاندانم.» بر اين اساس، دختر گرامى رسول اکرم (صلّى اللّه عليه و آله) در تمسک و عمل به اين امانت الهى در زندگى خويش پيش قدم بوده، آن حضرت در سفارش به قرآن در خطبه معروف خويش خطاب به مهاجر و انصار فرمودند:

«متوجه باشيد که پيامبرخدا (صلّى اللّه عليه و آله) ، امانت بسيار با عظمت و ارجمند يعنى کتاب آسمانى قرآن را در ميان شما به يادگار گذاشت که نسخه کامل سعادت و تکامل است، نور خدا و برهان نيرومند خداى بزرگ و مجموع حقايق و حجت ها و قوانين الهى در اين کتاب روشن گرديده است که اگر به دستورات آن عمل کنيد به آخرين درجه سعادت و تکامل مى رسيد و از تيرگى هاى جهالت و ضلالت نجات مى يابيد، آن گونه تکاملى که مورد حسرت ديگران قرار مى گيريد.»[3]

انطباق سيره و گفتار زهرا (سلام الله علیها) با قرآن

۱) عمل به آيات الهى

حضرت زهرا (سلام الله علیها) در خانه اى پرورش يافت که آيات قرآن دائماً در حال نزول بود و رشد و تربيت حضرت در حال و هواى وحى صورت گرفته و رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) حق پدرى و معلمى را درباره ايشان نيکو انجام دادند.

دوستى و محبت فاطمه (سلام الله علیها) به پدرش زبانزد خاص و عام بوده و اين محبت در حدى بس فراتر از رابطه دخترى با پدر خويش است. او پيامبر را تنها به چشم پدر نمى نگريست بلکه از ديدى بس عميق تر به چشم يک مراد و پيشوا مى ديد،زيرا او قدر و مقام و منزلت پدر و آبرومندى ورسالت الهى او را بيش از ديگران مى شناخت.

حضرت زهرا (سلام الله علیها) مى فرمايد: زمانى که آيه «لا تجعلوا دعاء الرسول بينکم کدعاء بعضکم بعضاً؛[4] صدا کردن پيامبر را در ميان خودتان، مانند صدا کردن يکديگر قرار ندهيد». نازل شد ترسيدم که رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) را با لفظ «اى پدر» بخوانم، من هم پدرم را چندين بار با لفظ «يا رسول الله» صدا زدم، پيامبر يکى دو بار از من روى گردانيد، سپس روبه من کرد و فرمود: اى فاطمه اين آيه درباره تو و خانواده و نسل تو نازل نشده است، تو از من هستى و من از تو هستم.

همانا اين آيه براى جفاکاران درشت خوى قريش، انسان هاى خودخواه و متکبر نازل شده است مرا با جمله «اى پدر» خطاب کن که مايه حيات قلب من است و خداوند را خشنود مى کند.»[5]

اين روايت افزون بر محبت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) نسبت به پدر بزرگوارشان نشانگر اهميت عمل به آيات الهى را مى رساند اين آيه بنا به نص روايت، درمورد حضرت و خانواده گرامى شان نازل نشده است با اين حال حضرت به خاطر دستور خداوند در آيه مذکور، پدر گرامى خويش را با نام «يا رسول الله (صلّى اللّه عليه و آله) » صدا مى زند تا بى احترامى به پيامبر و پيشواى خويش نکرده باشد.

۲) تلاوت و انس با قرآن

از سفارش هاى قرآن کريم، امر به تلاوت آيات الهى است چنان که مى فرمايد:

«فاقرءوا ما تيسر من القرءان،[6] پس هرچقدر مى توانيد قرآن بخوانيد».

درمورد تلاوت و انس با قرآن، آيات و روايات فراوانى وجود دارد که با عناوين مختلفى انسان را ترغيب به تلاوت آيات آسمانى در مکان هاى مختلف (خانه، مسجد، مکه، غيره) و حالات متفاوت (نماز، ايستاده، خوابيده) و زمان هاى گوناگون مى کند.

در روايتى پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) مى فرمايد: «نوروا بيوتکم بتلاوه القرآن؛[7] خانه هاى خود را با خواندن قرآن نورانى کنيد.»

و امام صادق(علیه السلام) قرآن راعهد و فرمان خدا دانسته؛ مى فرمايد: قرآن عهد خداوند و فرمان او به خلقش است. پس سزاوار است براى شخص مسلمان که در اين عهد و فرمان خدا نظر افکند و روزى پنجاه آيه از آن را بخواند.»[8] و امام سجاد(علیه السلام) نيز آيه هاى قرآن راگنجينه هايى دانسته که هرگاه در يک گنجينه گشوده شود شايسته است که بدان چه در آن است نظر کني.[9]

حضرت زهرا (سلام الله علیها) نيز همواره با قرآن مأنوس و آياتش در همه حالات ورد زبانش بود.

سلمان روايت مى کند: رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) مرا براى کارى به خانه فاطمه (سلام الله علیها) فرستاد. به در خانه که رسيدم، صداى زهرا (سلام الله علیها) را که، درون خانه قرآن تلاوت مى کرد شنيدم».[10]

سلمان در روايت ديگر مى گويد: «داخل خانه زهرا (سلام الله علیها) شدم، ديدم در همان حالى که مشغول کار خود بود و جوها را آسياب مى کرد قرآن مى خواند.»[11]

حضرت زهرا (سلام الله علیها) به اندازه اى با قرآن مأنوس بود که حتى وصيت مى کند «درشب اول قبر، علي(علیه السلام) بر سر مزارش قرآن زياد بخواند و دعا کند.»[12] و از ثمره همين انس با قرآن حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بود که فضه کنيز آن حضرت، تا ۲۰ سال بعد از شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) کلامى به غير از قرآن بر زبان نياورد.[13]

براى تبيين شدت علاقه آن حضرت به قرآن روايت زير بخوبى گويا و حاوى نکات فراوان است:

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) مى فرمايد: حبب الى من دنياکم ثلاث: تلاوه کتاب الله و النظر فى وجه رسول الله والانفاق فى سبيل الله، از دنياى شما سه چيز محبوب من است: تلاوت قرآن، نگاه به چهره رسول الله و انفاق در راه خدا[14] و براستى کسانى که دوست دارند آن حضرت را اسوه و الگوى خود قرار دهند بايستى قرآن را چه در زمينه تلاوت و چه در زمينه تدبر، وجهه همت خود در طول شبانه روز قرار دهند.

۳ ) احتجاج و تمسک به آيات الهى

استدلال و احتجاج به کتب آسمانى از کارهاى رايج و متداول تمامى قرنها بوده و مورد قبول همه دينداران جهان مى باشد. پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) و ائمه هدي (سلام الله علیها) نيز به اين امر اهتمام ورزيده و در سخنانشان به آيات الهى استدلال کرده اند که نمونه هاى فراوانى از تاريخ گواه بر اين مطلب مى باشد.

حضرت زهرا (سلام الله علیها) هم از اين امر مستثنى نبود و درچندين مورد در استدلال هاى مختلف به آيات قرآنى تمسک جسته و به دفاع از حق خويش و اثبات ارث از نگاه قرآن پرداخته اند.

انس بن مالک نقل مى کند:

حضرت زهرا (سلام الله علیها) پس از تصرف باغ هاى فدک، خطاب به ابوبکر فرمود: اى ابوبکر تو مى شناسى و مى دانى که حق ما اهل بيت غصب شده است؛ و آن حقى است که از صدقات و غنايم داريم و خداوند در اين آيه مربوط به غنايم و مصرف خمس آن را توضيح داده است «و بدانيد هرگونه غنيمتى به دست آوريد خمس آن براى خدا، و براى پيامبر و براى نزديکان و يتيمان و مسکينان و در راه ماندگان است.»[15]

ابوبکر گفت: آيا فدک را بطور کامل تسليم شما کنم؟

حضرت پاسخ داد: آيا فدک مال توست؟ و يا به نزديکان تو اختصاص دارد؟

ابوبکر گفت: من آن را در رابطه با مصالح مسلمين خرج مى کنم.

حضرت فرمود: اين حکم الهى نيست و پدرم رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) چنين دستورى به ما نداده است و در صورتى که از پدرم رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) پس از نزول آيه خمس شنيدم که فرمود: بشارت باد اى فرزندان محمد (صلّى اللّه عليه و آله) که مايه غنا و بى نيازى شما رسيده است.

ابوبکر که ديگر عذرى نمى توانست بياورد، به تفسير شخصى خويش متوسل شد و گفت: علم من اجازه نمى دهد که طبق اين آيه، فدک را تماما به شما تحويل دهم.[16]

۴) انذار با آيات قرآنى

از راههاى موثر در پيشگيرى از انحراف و آگاهى بخشى مردم، نکوهش رفتارهاى غلط و افشاى آنان مى باشد. حضرت زهرا (سلام الله علیها) با توجه به اين مسئله در بخشى از سخنان خويش به افشاى رفتار منافقانه برخى افراد بى تفاوت گذشته و تشنگان قدرت بعد از پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) پرداخته با يادآورى سفارش هاى پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) درباره اميرالمؤمنين(علیه السلام) و عاقبت بد فتنه گران که خود را در ظاهر مصلح نشان مى دهند مى فرمايد:

«درحالى که شما در خوشى زندگى مى کرديد، در امنيت و رفاه، خوش بوديد و منتظر فرصت بوديد تا روزگار بر ضد ما دگرگون شود و گوش به زنگ اخبار بوديد.

به هنگام کارزار فرار مى کرديد و عقب نشينى داشتيد و آنگاه که خدا، براى پيامبر خويش خانه پيامبران و آرامگاه اولياء را برگزيد، خار و خاشاک نفاق در شما ظاهر شد و جامه دين کهنه گرديد، گمراهان ساکت به سخن درآمدند و آدمهايى پست و بى ارزش باقدر و منزلت شدند و شتر نازپرورده اهل باطل، به صدا درآمد و وارد خانه هاى شما شد.»

آن حضرت در ادامه سخنانشان چنين خاطرنشان مى گردند:

«درحالى که هنوز از عهد و قرار شما (بيعت در غديرخم» چيزى نگذشته بود و شکاف زخم عميق بود و دهانه زخم هنوز بهبود نيافته بود، پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) هنوز دفن نشده بود که هرچه خواستيد کرديد و بهانه آورديد که از فتنه مى ترسيم (الا فى الفتنه سقطوا و ان جهنم لمحيطه بالکافرين» (آگاه باشيد آنها در فتنه سقوط کردند و جهنم کافران را احاطه کرده است.)[17] شما کجا و فتنه خواباندن کجا؟ دروغ مى گوييد.»[18]

حضرت در خطبه اى ديگر در جمع زنان مدينه که به عيادت ايشان آمده بودند به نکوهش مهاجر و انصار پرداخته و با متذکرشدن فرجام ستمکاران، سعى در آگاهى بخشى آنان و جلوگيرى از انحراف مسلمين نموده و به آياتى از قرآن کريم استشهاد مى کند و مى فرمايد:

«اکنون بياييد و بشنويد! شگفتا! روزگار چه شگفتى ها در پس پرده دارد و چه بازيها يکى پس از ديگرى بيرون مى آورد: «و ان تعجب فعجب قولهم: «و اگر تعجب مى کنى، عجب گفتار آنهاست.[19]

راستى مردان شما چرا چنين کردند؟ اى کاش مى دانستم به چه پناهگاهى تکيه داده اند؟ و کدام ستون استوار را انتخاب نمودند؟ و به کدام ريسمان چنگ زدند؟ و برکدام فرزند و خاندانى پيشى گرفتند و غلبه کردند؟

شگفتا چه دوستان دروغين و سرپرستان نااهلى را انتخاب کردند و چه زشت است سرانجام ستمکاران «چه جايگزين بدى است براى ستمکاران»[20] سر را گذاشته به دم چسبيدند، دنبال عامى رفتند و از عالم نپرسيدند.

نفرين بر مردمى نادان که تبهکارند و تبهکارى خود را نيکوکارى مى پندارند. «آگاه باشيد اينها همه مفسدانند ولى نمى فهمند»[21] واى بر آنان آيا کسى که هدايت به سوى حق مى کند براى پيروى شايسته تر است يا آن کس که خود هدايت نمى شود مگر هدايتش کنند؟»[22] شما را چه مى شود و چگونه داورى مى کنيد؟»[23]

۵) بيان علل انحراف مردم

درجامعه اسلامى و زندگى مسلمين، شناخت ويژگى هاى قرآن و عمل به اين کتاب آسمانى از اهميت ويژه اى برخوردار است قرآن کريم درباره تعاليم قرآن که غالب بر تعاليم ديگر و هدايت آن غير از هدايت ديگران است مى فرمايد:

«اين قرآن به راهى که استوارترين راه هاست هدايت مى کند.»[24] هر کس به آن عمل کند راه سعادت و خوشبختى را پيموده و از انحراف به دور خواهد ماند.

چنان که دخت نبى مکرم اسلام يکى از علل انحراف مردم، چند روز بعد از رحلت پيامبر اعظم (صلّى اللّه عليه و آله) را پشت کردن مردم به قرآن کريم و پشت سر انداختن اوامر و نواهى آن دانسته مى فرمايد: «چرا بيراهه مى رويد؟ در حالى که کتاب خدا در ميان شماست، مطالب آن روشن است واحکام آن درخشان و نشانه هاى هدايت آن آشکار، نهى و هشدارهاى آن روشن و واضح مى باشد، اما شما به قرآن پشت کرديد و از آن روى برگردان شديد، آيا به قرآن ميل و رغبت داريد؟ يا داورى جز قرآن مى گيريد؟ «چه جايگزين بدى است براى ستمکاران»[25] «و هر کسى جز اسلام آئينى براى خود انتخاب کند، از او پذيرفته نخواهد شد و او در آخرت از زيانکاران است.»[26]

سپس آن قدر درنگ نکرديد که اين دل رميده آرام گيرد و مهار کردن آن آسان شود، پس آتش گيره ها را بر افروختند و به آتش فتنه ها دامن زديد تا آن را شعله ور ساختيد و به شيطان گمراه کننده پاسخ مثبت داديد.» در اين جملات حضرت با استفاده از آيه شريفه قرآن، جريان سقيفه و پيامدهاى آن و روى گردانى مردم از قرآن کريم را مصداق روشن ظلم دانسته وعاملان آن را جزء ظالمين به حساب آورده است.

و با ذکر آيه دوم حضرت مى فرمايد شما که به قرآن پشت کرده ايد و اوامر و نواهى آن را به کار نمى بنديد درواقع از دين اسلام خارج شده ايد؛ چه اينکه اساس اسلام بر دستورات قرآن استوار است و اگر قرآن را از اسلام حذف کنيد ديگر اسلامى باقى نمى ماند و شما هم که دستورات قرآن را از جمله دستور به اطاعت از جانشين و وصى پيامبر اسلام (صلّى اللّه عليه و آله) کنار گذاشته ايد و به آن عمل نمى کنيد به مثابه اين است که دين اسلام را رها کرده و دين ديگرى را اختيار نموده و به انحراف کشيده شده ايد.

(مرکز فرهنگ و معارف قرآن)

منبع:روزنامه کيهان ( www.kayhannews.ir )  

پی نوشتها:

[1] . اسراء/۹.

[2] . بصائر الدرجات، ص .۴۳۳.

[3] . شرح ابن ابى الحديد، ج ۴، ص ۳۹ به بعد.

[4] . نور/۶۳.

[5] . مناقب ابن شهر آشوب، ج ۳، ص ۳۲۰؛ بحار، ج ۳۴، ص ۲۳ و ۳۳.

[6] . اسراء/۹.

[7] . اصول کافى، ج ۴؛ باب خانه هايى که در آنها قرآن خوانده مى شود، روايت ۱، ص .۴۱۳.

[8] . اصول کافى، ج ۴؛ کتاب فضل قرآن، باب خواندن قرآن، ص ۴۱۲، روايت ۱.

[9] . همان، روايت ۲.

[10] . بحار، ج ۳۴، ص ۶۴.

[11] . بحار، ج ۳۴، ص ۸۸.

[12] . بحار، ج ۹۷، ص ۷۲.

[13] . ترجمه بيت الاحزان، ص ۶۴.

[14] . فرهنگ سخنان حضرت فاطمه، محمد دشتى، ص۲۳۲.

[15] . انفال/۱۴.

[16] . شرح ابن ابى الحديد، ج ۶۱، ص ۲۳۰؛ بحار، ج ۸، ص .۱۳۹.

[17] . توبه/۹۴.

[18] . معانى الاخبار، ص ۳۵۴؛ کشف الغمه، ج ۲، ص ۰۴؛ بحار، ج ۳۴، ص .۱۵۸.

[19] . رعد/۵.

[20] . کهف/۰۵.

[21] . بقره/۲۱.

[22] . يونس/۵۳.

[23] . احتجاج، ج ۱، ص ۱۰۸؛ امالى، ج ۱، ص .۳۸۴.

[24] . اسراء/ ۹.

[25] . کهف/۰۵.

[26] . آل عمران/ ۵۸.