شیعه شناسی » تاریخ و جغرافیای شیعه » شیعه در گذر تاریخ »

قدمت تشیع در بحرین، برابر با قدمت ورود اسلام

اشاره:
بحرین منطقه ای با سابقه تمدنی پنج هزارساله، دارای ۷۰۶ کیلومتر مربع است و به جزیره »یک میلیون نخل« شهرت داشته که در حال حاضر تعداد اندکی از آن باقی مانده است. آن منطقه به نام قرامطه هم مشهور است که البته آنان بیشتر در مناطق ساحلی در شرق جزیره العرب و همین طور بحرین بودند.قدمت تشیع در این منطقه به قدمت ورود اسلام به بحرین می رسد و به عبارتی بحرین، یکی از کهن ترین مناطق شیعه نشین جهان اسلام است که با کوفه و حلب و قم و جبل عامل باید قیاس شود.
در گذشته دو کتاب مهم یکی با عنوان »لؤلؤه البحرین« و دیگری با نام »انوار البدرین« (از شیخ علی بلادی بحرانی متوفای ۱۳۴۰) در شرح حال علمای شیعه این دیار نوشته شده اسـت.
شیـخ یـوسـف درازی بحـرانـی کتـاب »لـؤلؤه البحرین« را به صورت یک »اجازه« برای دو برادر که هر دو برادرزاده اش بوده اند، نوشته و ضمن آن از مشایخ خود یاد کرده و بدین ترتیب فهرستی از علمای آن دیار را شناسانده است. برای مثال نخستین نفر شیخ حسین بن محمد ماحوزی است. همانجا اشاره می کند که ماحوز شامل سه قریه به نام های: دونج و هلتا (محله ای که ابن میثـم بحـرانی در آن مدفون است) و غریفه است و غریفی ها به همین جا منصوب هستند. اطلاعات مهم دیگری هم در این کتاب در باره تشیع و انواع آن در این جزیره هست. مثلاً در شرح حال شیخ علی بن سلیمان بن حسن بحرانی قدمی می نویسد: »وی نخستین کسی بود که علم حدیث (بخوانید: اخباری گری) را در بلاد بحرین گسترش داد و پیش از آن خبری از آن در آن دیار نبود. پسر همان شخص، زمانی امور حسبه بحرین را در اختیار داشته و زمانی که محسود شماری از علمای آن دیار قرار گرفته آنان نزد شاه سلیمان صفوی برای وی توطئه کرده اند. شاه دستور داده داده است تا او را دست بسته به ایران بیاورند. زمانی که به کازرون رسیده است شاه از امر آگاهی یافته و دستور آزادی او را داده است«. از این قبیل اطلاعات که بتواند حقیقت تشیع بحرین را نشان دهد در این کتاب فراوان است.

بحرین سابقه تسنن نداشته و عالم سنی کهن از این دیار نمی شناسیم. به عکس علمای شیعه بحرین که عرب بودند تشیع را در جنوب ایران و همچنین جنوب هند رواج دادند. بسیاری از خاندان های عرب بحرینی در ایران اقامت گزیدند. شیخ یوسف بحرانی از پدرش نقل می کند که شیخ جعفر بن کمال بحرانی با شیخ صالح بن عبدالکریم کرزکانی بحرانی به خاطر سختی معیشت از بحرین به شیراز رفتند و مدتی آنجا بودند. بعد از آن قرار گذاشتند یکی به هند برود و دیگری در دیار عجم بماند و هر کدام اوضاعشان روبه راه شد، به دیگری کمک کند. شیخ جعفر به هند رفت و در حیدرآباد اقامت کرد و شیخ صالح در شیراز ماند و هر دو از علمای به نام این دو شهـر شـدنـد. شیـخ جعفر در سال ۱۰۸۸ در حیدرآباد درگذشت. جای او را شیخ احمد بن صالح گرفت تا آنکه اورنگ زیب حیدرآباد را تصرف کرد و از هر دسته ای خواست تا رئیس و مقدم خود را بفرستند که وی به عنوان مقدم علما آمد و هزار روپیه به او گرفت. وی به بلاد عجم آمده در جهرم شیراز مقیم شد؛ در حالی که در غایت زهد و تقوا بود و روی امر به معروف و نهی از منکر حساسیت داشت. شیخ صالح هم که قاضی شیراز بود. زمانی خلعت سلطانی برای او آمد که اول نپوشید و بعد که از ترس پوشید روی آن عبا می انداخت. این حکایت از این بابت نقل شد که علمای بحرین برای نشر تشیع تلاش زیادی کردند.

اصل تشیع بحرینی ها به طور عمده باید از قبیله عبدالقیس باشد. صعصعه بن صوحان که در حال حاضر قبرش در عسکر بحرین است، یکی از سخنگویان این طایفه و از شیعیان به نام بود که شرح حالش را در دوران امیر مؤمنان (ع) فراوان در آثار تاریخی داریم. بحرین که عبارت از سه شهر یا به عبارت بهتر سه جزیره اصلی منامه و محرق و ستره است و منامه یعنی بزرگ ترین این جزایر پایتخت آن به شمار می آید. فرودگاه بین المللی بحرین رد محرق قرار دارد. بحرین روستاهایی هم دارد که همه آنها در فاصله های نزدیک به یکدیگر قرار دارند. بسیاری از نام این روستاها به صورت القابی برای علمای شیعه بحرینی در آمده است. برای مثال لقب »محرقی« یا »ستری« جزو القابی است که فراوان برای علمای این منطقه به کار می رود. برای نمونه شیخ سلیمان بن شیخ عبدالله بن علی بحرانی ستراوی که در لؤلؤه البحرین شرح حالش آمده است. جزایر کوچکی هم دارد که به سی عدد بالغ می شود.

در سـال هـای پـایـانـی دولـت صفوی، این منطقه (بحرین) مورد تاخت و تاز خوارج عمان قرار گرفت و دولت صفوی هم که مسئولیت آنجا را داشت، اما خود حال و روز خوبی نداشت، سپاهی فرستاد که گویا همه افراد آن در سال ۱۱۲۹ کشته شدند و نتوانستند کاری انجام دهنـد. عاقبت خوارج با گرفتن مبالغی هنگفتی پول حاضر به تخلیه این جزیره شدند. در این ماجرا شمار بی شماری از علمای این دیار پراکنده گشتند و حوادث دیگـر. شـرحی از این وقایع را مرحوم سیدعبدالعزیز طباطبایی در مقدمه »حدائق« و ضمن شرح حال بسیار خوبی که برای شیخ یوسف بحرانی آورده و اشعار او را که گویا در »کشکولش« آمده و در باره مصایب اوست، نقل کـرده اسـت. میـرزامحمـد خلیل مرعشی صفوی در »مجمع التواریخ« شرحی از مصیبت هایی که بحرینی ها از خوارج عمان کشیدند به دست داده است. همین طور عباس اقبال هم در کتاب »مطالعاتی در باره بحرین و جزایر و سواحل خلیج فارس« اطلاعاتی در باره این دوره بحرین آورده است. سال ها پیش متنی به صورت عکسی تــوسـط اسـتــاد ارجمنـدم، حضـرت آیـت اللـه حـاج سیدمحمدعلی روضاتی به چاپ رسید که مؤلف آن احمد بـن مـحمد بن یوسف بحرانی بود. ایشان شرحی از احوالات وی آورده و این او به دنبال آشوب های فراوان بحرین راهی اصفهان شد و مدت ها در منزل آقاحسین خوانساری وارد بود و شب ها به مذاکره علمی با وی مشغول. وی به سبب طاعون در سال ۱۱۰۲ در کاظمین درگذشت. وی در اصفهان شعر بلندی در ستایش علامه مجلسی سرود و امید آن داشت تا وی با توجه به موقعیتی که دارد، دست او را بگیرد. این ستایش نامه با نثری ادیبانه آغاز شده که شش صفحه است. سپس ۵۵ بیت شعر آمده و آنگاه باز نثری دیگر با تاریخ کتابت ذی حجه ۱۰۹۶٫ این متن از این بابت که نشان می دهد پناهگاه شیعیان بحرین ایران بوده و آنان به وقت مشکل به این شهر یا شیراز می آمدند، جالب توجه است.

جمعیت امروز بحرین، هفتصد هزار نفر اعلام شده که حدود ۱۵۰ هزار نفر آنان خارجی هایی هستند که در اینجا کار می کنند. واحد پول بحرین دینار است که هر یـک صــد دلار بـه ۵/۳۷ دینار صرف می شد. زبان اصلی عربی و زبان های فرعی انگلیسی و فارسی و اردوست. از جمعیت اصلی و به اصطلاح مواطن، بیش از پنجاه هزار نفر عجمی یعنی ایرانی هستند که اکثر آنان در اصل مهاجرانی از جنوب ایران از فارس و بوشهر به این نقطه هـسـتـنـد و علـی رغم سکونت طولانی آنان در اینجا هـمـچنان به فارسی صحبت می کنند. برخی از این جماعت عجم، سنی هستند که فارسی زبانان مهاجر از ایران هستند و مع الاسف آنان علاقه مند هستند به زبان عربی تکلم کنند. این در حالی است که در سال های اخیر تلاش شده است تا بر تعداد مواطنان عرب سنی افزوده شود تا شیعیان ادعای اکثریت نداشته باشند.

از جمعیت اینجا حدود شصت تا هفتاد درصد شیعه هستند که اکثر آنان عرب هستند و به طور طبیعی در ایـنجا گرفتار تبعیضات طایفی قرار دارند. در این باره عجم های شیعه مشکلشان دو برابر است. چون هم شیعه هستند و هم عجم.

پادشاه فعلی بحرین حمد بن عیسی آل خلیفه است که از سال ۱۹۹۹ تاکنون حاکم این دیار است و سنی است. در واقع در این کشور یک اقلیت سنی بر اکثریت شیعه حکومت می کند و تمام توان خود را به کار می گیرد تا هویت شیعی این دیار تضعیف شود.

منبع :اخبار شیعیان – فروردین و اردیبهشت سال ۱۳۹۰ ، شماره ۶۵-۶۶ –