شیعه شناسی » اعتقادات » پیامبر شناسی »

قابلیت پیامبران برای نبوت

 

اشاره:

پیامبران یا انبیاء کسانی هستند که خداوند از طریق آنها، انسان را به سوی خود دعوت می‌کند. خداوند بوسیله وحی با پیامبران در ارتباط است. عصمت، آگاهی از علم غیب، معجزه و دریافت وحی از ویژگی‌های پیامبران است. در قرآن برخی از معجزات پیامبران، مانند سرد شدن آتش بر ابراهیم(علیه السلام.، تبدیل شدن عصای موسی به اژدها، زنده شدن مردگان به دست حضرت عیسی(علیه السلام. و قرآن کریم ذکر شده است.

سوال:

پذیرفتن مقام نبوت از سوى انبیا آیا اختیارى بوده و یا جبرى . اگر بگیم که لیاقت داشتند تا به این مقام برسند این لیاقت را چه کسى به آنها داده و با توجه به اینکه در قرآن هست که حضرت آدم بین آب و گل بود و حضرت محمد پیامبر بود چی؟

پاسخ:

باید دانست شکل گیرى انسان و رفتارهاى او فرایندى از مجموعه عوامل «ژنتیکى »،«محیطى» و« اختیار» و قابلیت هاى خود اوست و هیچ کدام از این سه عنصر را نمى توان نادیده گرفت. اما چه بسا نقش یکى کم رنگ تر و نقش دیگرى پر رنگ تر شود.

در آثار اسلامى و تجربیات بشرى نیز به این تفاوت ها اشاره شده است. به طور مثال اگر شراب خوار یا سیگارى و یا زناکار فرزند دار شود. به طور طبیعى با فرزند انسان وارسته و تحصیل کرده تفاوت دارد. اما این تمام علت نیست زیرا تأثیرپذیرى افراد حتى از نسل هاى گذشته خود ممکن است و حتى وضعیت کوتاه مدت پدر و مادر در هنگامه انعقاد نطفه مؤثر است و حتى زمان و غذا و… نیز مؤثر است. بنابراین چه بسا از فرد وارسته اى فرزند ناشایسته متولد شود وا ز یک فرد تبهکارى فرد شایسته اى متولد شود که نمونه هاى آن نیز در تاریخ مشاهده شده است.

درباره پیامبران و امامان نیز به این نکته اشاره شده است که ارحام مطهر انتقال پیدا کرده اند اما همان طور که گفته شد این تنها عامل نیست بلکه مهم ترین عامل تأثیرگذار قابلیت و اختیار انسان است که مى تواند نواقص گذشته از خود و پدر و مادر را جبران کند و یا وارستگى و تلاشهاى تربیتى آنان را  تباه سازد.

در هر صورت تفاوت براساس یک نظام هندسى مستحکم غیرقابل انکار است و این بر اساس حکمت خداوند و نظام احسن جهان است .اما«عدالت »خداوند اقتضا مى کند از هر کس به تناسب فرایند عوامل «ژنتیکى» و« محیطى »و «توانایى» او از او در دنیا انتظار داشته باشدو به همان نسبت در آخرت از او بازخواست کند. براى توضیح بیشتر در این باره توجه شما را به مطالب زیر جلب مى کنیم.

معصومین‏ علیهم السلام به جهت «علم خدادادى »و اراده محکم و شخصى به مقام مصونیت کامل از گناه یعنى عصمت رسیده‏ اند؛ البته اعطاى چنین موهبتى، علاوه بر پاداش به خود آنان، فراهم نمودن وسایل هدایت براى سایر انسانها نیز هست.

 امام صادق‏ علیه السلام در همین باره می‏فرمایند: «ان الله اختار من ولد آدم اناسا طهّر میلادهم، و طیب ابدانهم و حفظهم فى اصلاب الرجال و ارحام النساء، اخرج منهم الانبیاء و الرسل، فهم ازکى فروع آدم؛ ففعل ذلک لا لأمر استحقوه من الله عزوجلّ و لکن علم الله منهم حین ذرأهم انّهم یطیعونه و یعبدونه و لا یشرکون به شیئا فهولاء بالطاعه نالو من الله الکرامه و المنزله الرفیعه عنده»(۱.؛ «به درستى که خداوند متعال، انسان‏هایى را از فرزندان آدم انتخاب کرد و تولد آنها را پاک و بدن‏هاى آنان را پاکیزه گردانید و آن‏ها را در پشت مردان و رحم زنان در حفظ خویش قرار داد، نه به جهت طلبى که از خداوند داشته باشند؛ بلکه از آنجا که خداوند، در هنگام خلقت می‏دانست که از او فرمانبردارى می‏کنند و او را عبادت می‏نمایند و هیچ گونه شرکى نسبت به او روا نمی‏دارند. پس اینان به واسطه فرمانبردارى از خداوند به این کرامت و منزلت والا در نزد خداوند، نایل شده‏اند».

 روشن شد که عصمت، نتیجه دو امر است ۱٫ علم خدادادى ۲٫ اراده قوى و محکم.

 بنابراین صرف علم و شناخت و آگاهى خاص به ضرر و مفسده ‏ى گناهان عامل عصمت نیست؛ زیرا علم، تنها واقعیت را آن طور که هست، نشان می‏دهد؛ ولى تحقق یا عدم تحقق یک عمل ارادى از رهگذر اراده‏ى انسان انجام می‏گیرد. انسان با وجود میل شدیدى که از نظر غرایز به انجام برخى محرمات دارد، گاه داراى اراده‏ى نیرومندى است که مانع از انجام گناه می‏گردد، و گاه در نتیجه ضعف اراده، تسلیم تمایلات سرکش می‏شود. شاهد بر این مطلب که علم، حتى در بالاترین مراتب خود، علت تامه تحقق عمل نیست، داستان بلعم باعوراست که در قرآن کریم آمده است: «واتل علیهم نبأ الذى ءاتیناه آیاتنا فانسلخ منها»(۲.؛ «خبر آن کسى را که آیات خود را به او داده بودیم امّا از آن عارى گشت (مرتکب گناه کبیره شد. براى آنان بخوان».

 با توجه به آنچه گفته شد براى پاسخ به پرسش شما باید به سه واقعیت مهم، معرفت پیدا کرد.

 نخست آنکه پیامبران و امامان‏علیهم السلام داراى اراده بشرى می‏باشند و براى تحصیل هر چه بیشتر مقامات معنوى، به سعى و تلاش می‏پردازند و اهل صبر و جهاد و زهد و تقوا و… می‏باشند.

 واقعیت نورانى دوم آنکه خداوند متعال به قابلیت پیامبران وامامان براى تحصیل مقامات معنوى و شایستگى آنان براى عهده‏دارى مسؤولیت هدایت جامعه علم دارد و در حقیقت همان قابلیت و شایستگى آنان است که موجب برگزیدگى آنان براى امامت شده است. آیات وروایات فراوانى بر این دو واقعیت گواهى می‏دهد که به چند نمونه آن اشاره می‏شود.

 «وجعلنا منهم ائمه یهدون بامرنا لما صبروا و کانوا بایتنا یوقنون»(۳.؛ «و چون شکیبایى کردند و به آیات ما یقین داشتند، برخیاز آنان را پیشوایانى قرار دادیم که به فرمان ما [مردم را ]هدایت می‏کردند».

 «الله اعلم حیث یجعل رسالته»(۴.؛ «خداوند بهتر می‏داند رسالتش را کجا قرار دهد».

 واقعیت سوم که باید به آن توجه کرد آن است که «سپردن هر مسؤولیتى همراه با دادن امکانات لازم است» و امامت جامعه از این قاعده مستثنى نیست. ازاین‏رو خداوند آنان را از علم لازم براى عهده‏دارى مسؤولیت امامت بهره‏مند می‏گرداند.

 به مجموعه این سه واقعیت نورانى در اوایل دعاى ندبه اشاره شده است. آنجا که درباره دلیل «برگزیدگى امامان» می‏خوانیم: «بعد ان شرطت علیهم الزهد فى درجات هذه الدنیا الدنیه و زخرفها و زبرجها فشرطوا لک ذلک و علمت منهم الوفاء به فقبلتهم و قرّبتهم و قدمت لهم الذکر العلى والثناء الجلى واهبطت علیهم ملائکتک و کرمتهم بوحیک و رفدتهم بعلمک»؛ [آنان را برگزیدى…] بعد از آنکه بر آنها شرط کردى نسبت به دنیا و زینت زیورها زهد بورزند، آنان نیز این شرط را پذیرفتند و دانستى که آنان به آن شرط وفا دارند. پس آنها را پذیرفتى و به خود نزدیک ساختى و یاد بلندو ستایش ارجمند را براى ایشان پیش فرستادى و فرشتگانت را بر آنان فرو فرستادى و به وحى خود آنان گرامى داشتى و آنان را به بخشش علم خود میهمان کردى …»

در پایان باید به نکته مهم معرفتى دیگر توجه داشت که این «علم و عصمت موهبتى» به عنوان پایه و (Base. می‏باشد و معصومان با اراده خویش و با سعى و تلاش و عبادت و دعایى که به درگاه خداوند دارند به مقامات عالی‏ترى از علم و عصمت دست می‏یابند. چنان که درقرآن مجید از زبان پیامبرصلى الله علیه وآله می‏خوانیم: «و قل رب زدنى علما»(۵.؛ «و بگو پروردگارا بردانشم بیفزایى».

 و همین عبادت‏ها و صبر و جهادهاى بیشتر است که با اختیار و اراده انجام می‏شود و موجب برترى برخى از پیامبران بر دیگر پیامبران می‏شود.

 «تلک الرسل فضلنا بعضهم على بعض»؛(۶. «برخى از آن پیامبران را بر برخى دیگر برترى بخشیدیم…».

 بنا بر آن چه گفته شد علم و عصمت موهبتى امامان، به جهت مسؤولیتى است که براى هدایت جامعه بر عهده آنان گذاشته شده است و این یک اصل عمومى و یک سنت الهى است، بدون آنکه تبعیض ناروایى باشد که رسیدن به مقام امامت همراه با دارا شدن برخى مقامات ویژه معنوى باشد، چنان که درباره هنگامه به امامت رسیدن امام هادی‏علیه السلام می‏خوانیم: «یکى از یاران ایشان به نام «هارون بن فضیل» در کنارشان بود که ناگاه امام فرمودند: «انا لله و انا الیه راجعون» ابى جعفر [امام جوادعلیه السلام ]درگذشت. به حضرت عرض شد: از کجادانستنید؟ فرمودند: زیرا فروتنى و خضوعى نسبت به خدا در دلم افتاد که برایم سابقه نداشت».(۷.

این نشانه همان علم موهبتى ویژه است که در زمان تصدى امامت ظهور بیشترى پیدا مى کند.

ناگفته نماند، دسترسى به مقام «عصمت» و راه‏یابى به مقامات «علمى و معنوى» اختصاصى به پیامبران و امامان ندارد؛ بلکه براى همگان میسر است. چنان که حضرت زینب‏علیها السلام تا مرز عصمت پیش رفته بود و حضرت عباس‏علیه السلام به مقامات عالى معنوى دست یافته بود و درباره بسیارى از علما و اولیا به عنوان «تالى تلو معصوم» [نزدیکان به مرز عصمت ]از آنان یاد می‏شود.

بنابر آیه شریفه «الله اعلم حیث یجعل رسالته؛   خداوند بهتر مى داند رسالت خویش را در کجا قرار دهد» (انعام، آیه ۱۲۴..

و همچنین براساس متن اول دعاى ندبه و دیگر منابع روایى، خداوند از قبل مى داند که پیامبران و امامان به اختیار خود تحمل مسؤولیت رهبرى جامعه را دارند و نسبت به دنیا، زهد دارند. لذا آنان را به عنوان پیامبر و امام برگزید. پس از به دنیا آمدن نیز آنان با اختیار خود این شایستگى را نشان دادند.

پى نوشت:

۱. مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۱۰، ص ۱۷۰٫
۲. اعراف (۷.، آیه ۱۷۵٫
۳. سجده (۳۲.، آیه ۲۴٫
۴. انعام (۶.، آیه ۱۲۴٫
۵. طه (۲۰.، آیه ۱۱۴٫
۶. بقره (۲.، آیه ۲۵۳٫
۷. کلینى، اصول کافى، ج ۳، ص ۲۱۸، ح ۹۸۴٫
منبع:  واحد پاسخ به سؤالات دفتر تبلیغات اسلامى