,

فلسفه گریه بر امام حسین (ع)

پرسش:

فلسفه گریه کردن بر امام حسین ـ علیه السلام ـ چیست؟ اصلاً چه نیازی به گریه است آیا امام حسین ـ علیه السلام ـ کشته شد که ما بر او گریه کنیم و خداوند هم از این طریق دلش رحم بیاید و مارا ببخشد؟ آیا فلسفه قیام امام حسین ـ علیه السلام ـ این بود؟ چرا بعد از ۱۴۰۰ سال باز مراسم همان گونه که قبلاً برگزار می شد باز هم بدون هیچ گونه تحولی برگزار می شود؟ چرا مردم با اینکه در این مراسم شرکت می کنند باز کار خود را می کنند به عبارتی اینگونه برگزاری هیچ تأثیری بر مردم نگذاشته؟ رباخوار بعد از مراسم به رباخواریش می پردازد و گرانفروش به گرانفروشی؟ چرا تا حالا فکر نشده که چرا مراسم مؤثر نیست نقص کار کجاست آیا مردم آن گونه منحرف شدند که دیگر قابل اصلاح نیستند؟

پاسخ:

در احادیث معصومین ـ علیهم السلام ـ که در کتب روایی جمع آوری شده اند به عزاداری و اشک ریختن برای سرور و سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین ـ علیه السلام ـ اهمیت بسیار بالایی داده شده است و ثواب بسیار زیادی را بر آن مترتب داشته اند، البته باید دقت شود و یکی از مصادیق عزاداری اشک ریختن است، منظور از عزاداری هر عملی است که یاد و خاطره حضرت را زنده نگه دارد حال روضه خواندن باشد، سینه زنی باشد، سخنرانی و…

به طور مثال امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند:

«هر که شعری بخواند در مرثیه حسین ـ علیه السلام ـ و خود بگرید و یک کس دیگر را نیز بگریاند بهشت بر او واجب گردد».(۱) امام رضا ـ علیه السلام ـ به یکی از یاران خود فرمودند: « ای پسر شبیب! اگر خواهی خدا را ملاقات کنی و گناهی بر تو نباشد زیارت کن حسین ـ علیه السلام ـ را، ای پسر شبیب! اگر گریه کنی بر حسین ـ علیه السلام ـ تا آب دیده تو بر روی تو جاری شود حق تعالی جمیع گناهان صغیره و کبیره تو را بیامرزد، خواه اندک باشد، خواه بسیار»(۲)
لذا این قبیل روایات در منابع روایی بسیار به چشم می خورد،این را نباید فراموش کرد که منظور اهل بیت ـ علیهم السلام ـ خصوص اشک ریختن نبوده بلکه منظور زنده نگه داشتن یاد و خاطره حسین ـ علیه السلام ـ بوده است. ولی چرا ً به این امر این قدر اهمیت داده شده است؟ شهید بزرگوار مرتضی مطهری در این باره می فرماید: «حسین بن علی ـ علیه السلام ـ به مردم درس غیرت داد، درس تحمل و بردباری داده، درس تحمل شداید و سختی ها داد، اینها برای مردم مسلمان درس های بسیار بزرگی بود، پس اینکه می گویند حسین بن علی ـ علیه السلام ـ چه کرد و چطور اسلام را زنده کرد، جوابش همین است که حسین بن علی ـ علیه السلام ـ روح تازه ای در اسلام دمید، خون ها را به جوش آورد. غیرت ها را تحریک کرد، عشق و ایده به مردم داد، حس استغنا در مردم به وجود آورد، درس صبر و تحمل و بردباری و مقاومت و ایستادگی در مقابل شدائد به مردم داد، ترس را ریخت. همان مردمی که تا آن مقدار می ترسیدند تبدیل به یک عده شجاع و دلاور شدند حسین بن علی یک سوژه بزرگ اجتماعی است. بعد از او هر کس قیام می کرد با شعار یالثارات الحسین ـ علیه السلام ـ قیام می کرد، امروز هم یک سوژه بزرگ اجتماعی است، سوژه امر به معروف و نهی از منکر، سوژه ای برای اقامه نماز، برای زنده کردن اسلام برای اینکه احساسات و عواطف عالیه اسلامی در ما احیا شود. او شخصیت اسلامی مسلمین را زنده کرد، بعد از قیام حضرت بسیاری از مسلمین توبه کردند، دسته دسته قیام می کردند، از همین مردم کوفه پنج هزار نفر به عنوان توابین قیام کردند و قاتلین صحرای کربلا را قصاص می کردند زنده کردن مسلمین یعنی دادن عشق و ایده به آنها. حسین بن علی ـ علیه السلام ـ با قیام خود این کار را کرد».(۳)
لذا زنده نگه داشتن نام و یاد حضرت، زنده نگه داشتن درس ها و ایده هاست، این است معنای جمله زیبای پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ که فرمودند: «همانا حسین کشتی نجات و چراغ فروزنده هدایت است».(۴)
بهترین راه زنده نگه داشتن هم همین گریه کردن ها و عزاداری هاست. ما در هر زمان نیازمند امام حسین ـ علیه السلام ـ هستیم، نیازمند الگوگیری و پیروی راه او هستیم، تا اگر شرایط مشابه زمان حضرت به وجود آمد به راحتی بتوانیم قیام کنیم و از جان و مال خود بگذریم، چنانکه در زمان هشت سال دفاع مقدس مشاهده کردیم که جوانان ایران اسلامی با اهداء خون خود باعث حفظ نظام و حفظ ارزش های اسلامی شدند. شهید مطهری در این باره نیز می فرماید: «آن چیزهایی که بشر همیشه به زبان می آورد و در عمل کمتر دیده می شود در وجود حسین بن علی دیده می شود، چطور روح بشر می تواند این مقدار شکست ناپذیر باشد، سبحان الله بشر به کجا می رسد، اوج بشر چقدر شکست ناپذیر می شود که بدنش قطعه قطعه می شود، جوانانش جلوی چشمش قلم می شوند، در منتهی درجه تشنگی قرار می گیرد که حتی آسمان را تیره و تار می بیند، خاندانش را می بیند که اسیر می شوند، هر چه دارد از دست داده، ولی یک چیز برای او باقی است و آن روحش است که هرگز شکست نمی خورد (حتی یک ذره عقب نشینی نمی کند) شما یک چنین صحنه ای از فضائل انسانی را در غیر کربلا سراغ دارید، آن وقت بگویید به جای کربلا از آن حادثه یاد کنید. لذا چنین حادثه ای را باید زنده نگه داشت».(۵)
مهم هدف حضرت است و الگو پذیری مردم از حضرت و ادامه راه او در هر زمان و مکان که باشیم.
اما راجع به هدف حضرت، شهید مطهری در این باره می فرماید: «تحریف بزرگی در مسئله عاشورا شده است، بعضی ها گفته اند حسین بن علی ـ علیه السلام ـ شهید شد که گناهان شیعه ریخته شود این شبیه اعتقاد مسیحیت است، که معتقدند حضرت مسیح کفاره گناهان آنها بوده است، این مطلب با روح اسلام سازگاری ندارد، با سخن حسین نمی سازد، ابا عبدالله برای مبارزه با گناه قیام کرد، نه اینکه سنگری باشد برای گنهکاران، ما گفتیم حسین ـ علیه السلام ـ یک شرکت بیمه گناه تأسیس کرده، گفته است شما از نظر گناه بیمه هستید، در عوض چه می گیرم؟ شما برای من اشک بریزید، من گناهان شما را جبران می کنم حال هر کس می خواهید باشید. ابن زیاد، عمر سعد، والله این افتراء و دروغ بستن بر حسین ـ علیه السلام ـ است».(۶) ایشان در ادامه روایات اهل بیت در این زمینه را توضیح می دهند و (گریه مردم) برای تسلی دل اهل بیت و حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ که نیست، بلکه هدفشان این است که پرتویی از روح حسین بن علی ـ علیه السلام ـ بر روح ما بتابد، اگر اشکی برای او می ریزیم باید در مسیر هماهنگی روح ما باشد، روح ما پرواز کوچکی با روح حسین انجام دهد، ذره ای از همت او، غیرت او، حریت او، ایمان او، تقوای او، شجاعت او و… در ما بتابد، این چنین اشکی اگر از چشمان جاری شود، آن اشک هر چه دلتان می خواهد قیمت دارد، اگر گفته اند به اندازه یک بال مگس هم اگر باشد یک دنیا ارزش دارد، باور کنید، اشکی که برای هماهنگی کردن و پیروی از حسین ـ علیه السلام ـ باشد».(۷)
آری این اشک است که این طور در روایات ارزش دارد و به آن توصیه شده است، اشکی که ما را عوض کند و مطیع امام شویم، نه اینکه ما هر روز از امام دورتر شده و با اشک بخواهیم گناهانمان ریخته شود.
در نتیجه هدف از این گریه ها و عزاداری ها زنده نگه داشتن یاد و خاطره حضرت است که به سبب آن به سمت کمال حرکت کنیم و با نور حضرت هدایت شویم و به سوی معبود خود حرکت کنیم.
اما راجع به سئوال دوم شما که نوشته اید هیچ کس از این مجالس استفاده نمی کند، این مطلب درستی نیست، بلکه حقیقت چیز دیگری است، زیرا افراد بسیاری در طول تاریخ وجود داشته و دارند که در همین مجالس به برکت نور حضرت هدایت شده و موفق به توبه شده و مسیر زندگی خود را عوض کرده اند، امثال رسول ترک که آدمی شراب خوار و فاسد بود که به برکت حضرت اصلاح شد و از مقربان درگاه الهی گردید، زیاد به چشم می خورد، ما خود در ایام تبلیغ که به مناطق مختلف می رویم، شاهد آن هستیم که چه جوانانی با آمدن در این مجالس و با شنیدن آیات قرآن و روایات اهل بیت ـ علیهم السلام ـ تغییر کرده و هدایت می شوند.

اینکه پیغمبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ فرمودند:

«حسین کشتی نجات است» این مطلب اختصاص به افراد به خصوصی ندارد بلکه جنبه عمومی و همگانی دارد. حتی بسیاری از پیروان ادیان دیگر با برگزاری مراسمات عزاداری برای امام حسین ـ علیه السلام ـ مورد توجه حضرت قرار گرفته و حاجت می گیرند و بعضی ها نیز ایمان آورده و مسلمان می گردند.
البته بهرمندی از نور امام حسین ـ علیه السلام ـ به صفای باطنی ما بستگی دارد و هر چه ما پاک تر و باتقواتر باشیم بیشتر می توانیم از نور هدایت حضرت استفاده کنیم. این نکته را هم فراموش نکنید که ما انسان ها مختار آفریده شده ایم و باید خود تصمیم گرفته و عوض شویم نه اینکه ما را مجبور کنند، بعضی از انسان ها چنان مست نعمت های دنیوی و لذات زودگذر آن شده اند و به گناه و حرام خواری روی آورده اند که در وجود خود جایی برای هدایت و دست گیری حضرت از آنان را باقی نگذاشته اند و از نور حضرت کمترین بهره را نمی برند، لذا مشکل از خود آنان است نه امام حسین ـ علیه السلام ـ و عزاداری های او، مگر مردم کوفه که باعث به وجود آمدن آن جنایات در روز عاشورا شدند خود مسلمان نبودند، ولی ترس از کشته شدن و دل بستن به دنیا و گناه با آنان کاری کرده بود که حتی سخنان حضرت بر آنان بی تأثیر بود، آیا می شود گفت سخن امام مشکل داشت، تأثیر نداشت، یا مشکل از ناحیه خود آنان بود و در خود قابلیت تأثیر را از بین برده بودند. در نتیجه این مراسم ها تأثیر خود را دارد ولی تأثیر پذیری افراد مختلف است، بعضی ها که زمینه ای ولو اندک برای هدایت در نفس خود باقی گذاشته اند، قطعا با نور حضرت هدایت می شوند ، ولی بعضی دیگر که تمام روزنه های امید را در خود خشکانده اند و جز به گناه و معصیت فکر نمی کنند، خود مانعی برای تأثیر حضرت ایجاد کرده و هدایت نمی شوند.

پی نوشت ها:

قمی، شیخ عباس، منتهی الآمال، انتشارات نسیم حیات، چاپ آرمان، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۳۹۷٫
۲٫ همان.
۳٫ مطهری، مرتضی، حماسه حسینی، ص۴۹٫
۴٫ مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، موسسه الوفاء، بیروت، لبنان، ج۹۱، ص۱۸۴، ۱۴۰۴ق.
۵٫ مطهری، مرتضی، همان، ص۱۰۸٫
۶٫ مطهری، همان، ص۱۰۳٫
۷٫ همان ، ص۱۰۷٫