خانواده شیعی » زن و حجاب »

فلسفه پوشش از نظر اسلام چیست؟

بعضی می گویند حجاب مایه عقب افتادگی است و مربوط به دوران های گذشته و انسان های بدوی می باشد، بعضی دیگر برای معلوم شدن میزان اعتبار پذیرش حجاب می گویند بهتر است آن را به رفراندوم بگذاریم.

برای بررسی این نظرات و اثبات میزان اهمیت و ارزش حجاب، ابتدا معنای لغوی و سپس پاره ای از مصالح و فواید آن را ذکر می کنیم:

کلمه «حجاب» در زبان عربی، هم به معنای پوشیدن است و هم به معنی پرده و حجاب و بیش تر به معنای دوم به کار می رود. شاید بتوان گفت که بر حسب اصل لغت هر پوششی حجاب نیست، آن هنگام پوششی حجاب نامیده می شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد در اصطلاح فقها کلمه «ستر»که به معنی پوشش است، به کار می رود.

احکام ستر و پوشش بانوان در اسلام برای آن نیست که از خانه بیرون نروند؛ چرا که زندانی کردن و حبس زن در اسلام مطرح نیست. سخن در این نیست که آیا زن خوب است پوشیده در اجتماع ظاهر شود یا عریان؟ روح سخن این است که آیا تمتعات مرد از زن غیراز زنا که مسلماً ممنوع است باید آزاد و رایگان باشد یا نه؟ روح مسأله محدود کردن لذت جنسی به خانواده و همسران مشروع یا آزاد بودن کامیابی ها حتی در محیط اجتماع است. اسلام طرفدار محدودیت و کنترل شهوت جنسی است. مسأله حجاب از این مهم مایه می گیرد. پوشش زن از نگاه اسلام، حکمت ها و اسرار متعددی دارد، ولی باید توجه داشت که ما هیچ وقت بر مجموعه مصالح یا مفاسد احکام الهی احاطه نخواهیم یافت؛

مصالحی که ذکر خواهد شد و نکاتی دیگر مجموعاً موجب وضع قانون حجاب از سوی خداوند متعال و حکیم شده و بر بندگان است که دستور الهی را با جان دل بپذیرد. باید توجه داشت که حکم حجاب در اسلام محدود به چادر سرکردن و پوشاندن سر و بدن نمی شود بلکه باید حجاب و حیا در نگاه کردن، سخن گفتن، راه رفتن و همه رفتارهای دیگر خود را نشان دهد.
حکمت حجاب

الف. آثار معنوی و قرب به خدا: انسان دارای دو بعد جسمانی و روحانی است. هدف از آفرینش انسان، امتحان شدن، عبادت کردن و کمال یافتن است. با توجه به این که همه اوامر و نواحی الهی بر اساس مصالح و مفاسد واقعی است و یقیناً در رسیدن انسان به سعادت و کمال ابدی مؤثر است، مراعات پوشش تعیین شده در دین وسیله ای ضروری است تا انسان بتواند روح خود را پاک و نورانی نگاه دارد و به تعالی برسد از سوی دیگر عدم رعایت حجاب لازم، مانع رسیدن به هدف می شود و روح را ظلمانی می کند. از بعضی سفارشات و احکام و آداب شرعی می توان به این مقصود مهم پی برد.

حجاب موجب پاکیزگی قلبی، معنوی و تقویت عفاف و حیا می شود. حجاب از فحشا جلوگیری و موجب آرامش روحی زن و مرد می شود. حجاب موجب شناخته شدن انسان به ایمان و سالم ماندن از آزار و طمع دیگران می شود.

ب. آرامش روانی: نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرت های بی بند و بار، هیجان ها و التهاب های جنسی را فزونی می بخشد و تقاضای جنسی را به صورت یک عطش روحی و یک خواست اشباع ناشدنی در می آورد. غریزه جنسی مانند برخی صفات دیگر روحی غریزه ای نیرومند، عمیق و دریا صفت است که هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش تر می شود. وجود صاحبان حرمسراها مانند خسرو پرویز و هارون الرشید در کنار مال اندوزان و مقام پرستان تاریخ و بالا رفتن آمار فحشا و تجاوزات جنسی در جوامع متمدن و آزاد امروزی، شاهد این گفتار است.

اسلام به قدرت شگرف این غریزه سرکش توجه کامل دارد. روایات زیادی درباره خطرناک بودن «نگاه»، «خلوت با نا محرم» و «غریزه جنسی» در روابط زن و مرد، تدابیری مانند احکام نگاه کردن، پوشش و حرمت نکاح اندیشیده است.

شهوت جنسی همانند شهوت مال و مقام سیری ناپذیر است. خیال خام و دروغ بزرگی است اگر کسی بیندیشد که مردی از تصاحب زیبارویان سیر می شود و یا با روابط آزاد و فراوانی اسباب تحریک شهوت، کم کم مردو زن از هم سیر خواهند شد. وقتی میل و تقاضا نامحدود شود، قهرا دست نیافتنی خواهد شد و این محرومیت، موجب اختلالات روانی می گردد. اما اهمیت پوشش زنان در اسلام به این خاطر است که:

اولاً: مرد با کوچک ترین بهانه ای حتی یک نگاه تحریک می شود.

ثانیاً: صبر و تحمل او در برابر غریزه جنسی از زن کم تر است.

ثالثاً: زن بر حسب طبیعت، لطیف تر و زیبا تر و خواستنی تر است.

رابعاً: میل به خودنمایی و خود آرایی و دلبری در زن بسیار قوی تر از مرد است.

ج. استحکام پیوند خانوادگی: بدون تردید هر چیزی که موجب تحکیم پیوند خانوادگی و صمیمیت رابطه زوجین گردد، برای کانون خانواده مفید است و باید در ایجاد و حفظ آن حداکثر تلاش انجام شود و هر چه موجب سستی این کانون می شود، باید از بین برود. مسلم است که اختصاص یافتن بهره جویی ها و لذت بردن های جنسی به محیط خانواده و در چارچوب ازدواج، پیوند زناشویی را محکم می کند. معاشرت های آزاد و بی بند و بار پسران و دختران، ازدواج را به صورت یک تکلیف و محدودیت در می آورد که با نصیحت یا زور باید بر جوانان تحمیل کرد. در سیستم روابط آزاد جنسی، پیمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه می دهد و آن ها را وادار می کند به یکدیگر وفادار باشند. در حالی که در سیستم اسلامی به محرومیت و انتظار پایان می بخشد. از این رو در قدیم ازدواج شور و هیجان بیشتری داشت و به دنبال یک دوران انتظار و آرزو بود و با پادشاهی و سلطنت مقایسه می شد. فراهم بودن شرایط برای بهره گیری و لذت از طریق نگاه، سخن گفتن، خندیدن، لمس کردن و مانند این ها، انسان را نسبت به همسر قانونی دلسرد می کند و عطش در روح بر می انگیزد که با یک جرعه و دو جرعه سیراب نخواهد شد.

د. استواری اجتماع: کشاندن بهره برداری های جنسی از محیط خانه به اجتماع، نیروی کار و فعالیت را در جامعه ضعیف می کند. برعکس آنچه مخالفین حجاب زن می گویند که «حجاب موجب استفاده نکردن از نیروی نیمی از افراد اجتماع است» بی حجابی و روابط آزاد جنسی، موجب فرسایش و کاهش نیروی کل اجتماع است. حجاب اسلامی نیروی مرد و زن را هدایت و بیمه می کند و هر کدام در امور مربوط به خود نهایت بازدهی را خواهند داشت، بدون این که این همه هزینه و نیرو و وقت از دو طرف ضایع شود.

اسلام با اصل بیرون رفتن زن از خانه و تحصیل و فعالیت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی زن مخالف نیست، حتی بر مواردی همچون علم آموزی زنان سفارش می کند، اما همه این امور باید در چارچوب دستورات و معیارهای اسلامی باشد. این جاست که در صورت تعارض بین برخی فعالیت ها در بیرون منزل با اغراض و تکالیف دینی مثل همسرداری، تربیت کودکان و آلوده نکردن محیط و ترک گناه در هر شکلی، باید بر رعایت احکام و اهداف الهی پافشاری کرد. متأسفانه در بسیاری از موارد حضور افراطی و حساب نشده زنان در دانشگاه، اداره، کارخانه و جامعه، تبعات سوئی را به دنبال داشته و دارد.

آنچه مانع تحرک جامعه و فعالیت های سازنده در ابعاد مختلف اجتماعی می شود، ستر زنان نیست، بلکه مانع حقیقی، پوشش نامناسب، اندام نیمه عریان، آرایش کردن، جلب جنس مخالف، گفت و گو و خندیدن و اختلاط در محیط کار، درس و بازار است.

ه . ارزش و احترام زن: حریم نگه داشتن زن میان خود و مرد یکی از وسائل مرموزی است که زن از ابتدا برای حفظ مقام و موقعیت خود در برابر مرد، از آن استفاده می کند. اسلام تأکید کرده است که زن هراندازه متین تر و با وقارتر حرکت کند و خود را در معرض نمایش و تماس و شناسایی قرار ندهد، بر احترامش افزوده می شود.

حجاب برخلاف گفته بعضی افراد، مسأله ای اجتماعی است علاوه بر جهت فردی و حق الهی و مستقیماً در روابط جامعه موثر است. وضع ظاهری افراد در دید ناظرین و روح آن ها مؤثر است. این وضع ظاهر همان طور که برای اهل شهوت و دنیا بالاترین جاذبه ها و لذت ها را به دنبال دارد، برای اهل دین و اخلاق الهی، بالاترین ضررهای معنوی را دارد. پس رعایت نکردن پوشش و دستورات لازم شرعی، در حقیقت تجاوز به حقوق و آزادی معنوی و روحی بینندگان است. این امر بهترین دلیل است برای ضرورت رعایت پوشش کامل از سوی زنان و مطالبه این حق از سوی ناظرین.

منبع: امید انقلاب؛ اردبیبهشت ۱۳۸۶؛ شماره ۳۷۸