پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » تاریخ و سیره » امام حسن(ع) »

فلسفه صلح با معاویه از زبان امام حسن

اشاره:

پس از آن که نیروهاى رزمى و اکثر فرماندهان لشکر اسلام در جنگ با معاویه نسبت به قرآن و امام حسن مجتبى علیه السلام خیانت کردند؛ و حضرت جهت مصالح اسلام و مسلمین مجبور شد با حکومت معاویه آن هم طبق شرائطى صلح و عهدنامه اى را تنظیم و پذیرا گردد. پس از گذشت مدّتى از این جریان ، عدّه اى از مردم کوفه که مدّعى شیعه و دوستى با اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بودند، شروع کردند به امام علیه السلام زخم زبان بزنند، و حضرت را به باد ملامت و سرزنش گرفتند.

آن گاه امام مجتبى علیه السلام خطاب به این اشخاص ظاهر مسلمان کرد و اظهار نمود: واى بر شما! آیا مى دانید چرا من چنین کردم ؟

قسم به خداوند، کارى که من انجام دادم ، براى شیعه از هر عملى و از هر برنامه اى بهتر و سودمندتر بود، آیا نمى دانید که من امام و رهبر واجب الا طاعه شما مى باشم .

و مگر نمى دانید که من یکى از دو سیّد جوانان اهل بهشت مى باشم ، که جدّم رسول خدا صلى الله علیه و آله بارها در مجالس مختلف به آن تصریح نموده است ؟

در این هنگام جمعیّت حاضر گفتند: بلى ، قبول داریم .

حضرت در ادامه فرمود: و آیا مى دانید هنگامى که حضرت خضر علیه السلام آن کشتى را سوراخ و معیوب نمود و نیز آن دیوار را تعمیر و اصلاح کرد و آن غلام را به قتل رسانید، موجب سخط و ناراحتى حضرت موسى علیه السلام قرار گرفت ؟

آرى چون در آن لحظه فلسفه و حکمت آن سه کار براى حضرت موسى علیه السلام مخفى بود، ولى در پیشگاه با عظمت پروردگار کارى صحیح و مفید بود.

و سپس افزود: و آیا مى دانید که ما اهل بیت عصمت و طهارت در مقابل طاغوت هاى زمان قرار گرفته و مى گیریم ؛ که باید نسبت به تصمیمات و انجام امور سیاسى و اجتماعى ، مصلحت اندیشى کنیم ؟

و لیکن بدانید هنگام ظهور و قیام مهدى موعود، امام زمان علیه السلام چنین نخواهد بود، و حضرت عیسى مسیح علیه السلام به امامت او نمازش را به جماعت مى خواند.

آرى خداوند متعال زمان و کیفیّت ولادت مهدى موعود علیه السلام را مخفى خواهد داشت ؛ و بعد از ولادت ، از دید افراد غایب و ناشناس مى باشد؛ و هیچکس بر او کوچک ترین حقّى نخواهد داشت .

او عمرى بسیار طولانى دارد؛ ولى در هنگام ظهور، به شکل جوانى شاداب در سنین چهل سالگى خواهد بود.(۱)

پی نوشت:

۱. اکمال الدّین شیخ صدوق : ص ۳۱۵، ح ۲، احتجاج : ج ۲، ص ۶۷، ح ۱۵۷، علل الشّرایع : ص ۲۱۱، ح ۲، با اختلاف در الفاظ.