پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » تاریخ و سیره » امام باقر(ع) »

فعالیت های سیاسی و تبلیغی امام باقر (ع)

احاطه و آگاهی نسبت به شرائط زمانی و مکانی عنصری تعیین کننده در رفتارهای انسانهای آگاه است . امام باقر علیه السلام که فوق زمان و مکان بود، با در نظر گرفتن نیازهای زمان و فراهم بودن زمینه های لازم، به ترویج و تبلیغ دین، تذکیه نفوس و تعلیم و تربیت انسانها می پرداخت . در این نوشتار به سه نمونه از فعالیتهای آن حضرت اشاره می کنیم:

۱ . مبارزه با اسرائیلیات:

بعد از پیروزی اسلام، برخی از پیروان دیگر ادیان برای حفظ منافع خود اظهار اسلام کردند ولی در باطن مسلمان نبودند و عقائد خود را پنهان می کردند، از جمله آنان می توان به «کعب الاحبار» و «عبدالله بن سلام » اشاره کرد، این افراد از آنجا که از حمایت خلفا هم برخوردار بودند مرجعیت علمی قشری از مردم ساده لوح را بر عهده داشتند و حتی برخی از علماء بزرگ اهل سنت از آنها مطالب زیادی را نقل کرده اند . از جمله فعالیت های این گروه این بود که افکار و خرافات و اسرائیلیات یهودیت را در قالب روایات اسلامی جعل کرده و وارد دین اسلام می کردند، از این رو ائمه علیهم السلام با این حرکت خزنده و خطرناک به شدت مقابله نمودند .

برای نمونه برخی یهودیان از جمله «کعب الاحبار» می کوشیدند، برتری بیت المقدس بر کعبه را به مسلمانان بقبولانند، از این رو احادیث جعلی در این زمینه را رواج می دادند . روزی امام باقرعلیه السلام نشسته بود و فرمود: نگاه کردن به خانه خدا عبادت است، در آن حال شخصی از قبیله «بجیله » به نام «عاصم بن عمر» نزد امام آمد و گفت: کعب می گوید: «ان الکعبه تسجد لبیت المقدس فی کل غداه; کعبه هر صبحگاه برای بیت المقدس سجده می کند .» امام علیه السلام از آن شخص که مجذوب کعب شده بود پرسید: نظر تو در مورد این سخن چیست؟ آن شخص عرض کرد: سخن کعب صحیح است . امام فرمود: تو و کعب الاحبار هر دو دروغ می گویید . آنگاه در حالی که به شدت ناراحت بود فرمود: «ما خلق الله عزوجل بقعه فی الارض احب الیه منها; خداوند مکانی محبوبتر از کعبه در روی زمین نیافرید .» (۱)

۲ . مبارزه با دستگاه بنی امیه:

یکی دیگر از شیوه های مبارزاتی آن حضرت این بود که مسلمانان را از وضع نابسامان و وحشتناک سیاسی آن زمان آگاه می ساخت و در مناسبتهای مختلف، فساد و ظلم بنی امیه را آشکار می نمود و مردم را از داشتن کوچکترین مقامی در حکومت منع می کرد .

«عقبه بن بشیر اسدی » (یکی از شیعیان) نزد امام باقرعلیه السلام آمد و گفت:

«عریف » (۲) قبیله ما مرده است و افراد قبیله می خواهند مرا جای او برگزینند، نظر شما در این مورد چیست؟ امام در جواب فرمودند: «فان کنت تکره الجنه وتبغضها فتعرف علی قومک; اگر از بهشت بدت می آید و آن را دوست نداری، عریف قوم خود باش .» سپس فرمود: «یاخذ السلطان بامرء مسلم یسفک دمه فتشرکهم فی دمه وعسی ان لا تنال من دنیاهم شی ء; حاکم، مسلمانی را گرفته و خون او را می ریزد و تو در خون او شریک آنان خواهی بود و چه بسا از دنیایشان هم چیزی به دستت نیاید .» (۳)

آن حضرت حتی در برخی اوقات مسلمانان را به اعتراض بر حکام تشویق می نمودند . در روایتی از ایشان نقل شده که فرمودند: «من مشی الی سلطان جائر فامره بتقوی الله ووعظه وخوفه کان له مثل اجر الثقلین من الجن والانس ومثل اجورهم; (۴) کسی که نزد سلطان ظالمی رود و او را به تقوای الهی دعوت کرده و موعظه نماید و [از قیامت] بترساند، برای او پاداشی هم چون پاداش جن و انس خواهد بود .»

۳ . تبلیغ جایگاه اهل بیت:

آن حضرت همان طور که مردم را از پیروی حاکمان ظلمت و تاریکی برحذر می داشتند، ایشان را به سوی اهل بیت عصمت و طهارت فرا می خواندند و در مناسبتهای مختلف و با بیانات گوناگون، عظمت و بزرگی اهل بیت را بیان می کردند . روزی در حضور هشام به مردم فرمودند: «ایها الناس، این تذهبون واین یراد بکم؟ بنا هدی الله اولکم وبنا ختم آخرکم; ای مردم، کجا می روید و به کجا رانده می شوید؟ خداوند اولتان را به وسیله ما هدایت کرد و سرانجام کار شما را به ما پایان بخشید .» پس از پایان سخنان امام، هشام دستور داد ایشان را دستگیر و زندانی کردند . در زندان، دیگر زندانی ها شیفته آن حضرت شدند و از این رو هشام دستور داد که امام را به مدینه بازگردانند . (۵)

پی نوشت ها:

۱) الکافی، کلینی، دارالاضواء، ج ۴، ص ۲۵۴; بحارالانوار، همان، ص ۳۵۴ .

۲) به کسی که از طرف حاکمان رئیس قبیله باشد و احوال قبیله را به آنها گزارش دهد عریف می گفتند .

۳) حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، رسول جعفریان، ص ۳۱۷، به نقل از رجال کشی، ص ۲۰۳ .

۴) الاختصاص، شیخ مفید، انتشارات اسلامی، ص ۲۶۱ .

۵) الکافی، همان، ج ۱، ص ۴۷۰ .

منبع : پایگاه اطلاع رسانی حوزه.