فضایل امام سجاد علیه السلام در سخنان دیگران

 با بررسی حیات امام زین العابدین علیه السلام به عمق شخصیّت و ژرفای تفکّرات آن حضرت پی می بریم که در پرتو خصال حمیده و صفات مجیده خود، با وجود محدودیّت ها و مظلومیّت ها، توانست موانع رشد جامعه را از میان بردارد و پیروان اهل بیت علیهم السلام را از  یکی از سخت ترین تنگناهای سیاسی و اجتماعی عبور دهد.

در اینجا به منظور رعایت اختصار، به بیان برخی از سخنان دانشمندان معروف از مذاهب مختلف اسلامی در زمینه فضائل اخلاقی، زهد و عبادت، و علم و دانش  آن حضرت، اشاره می‌کنیم:

  1. محمّد ابن مسلم الزُهری، از دانشمندان و فقهای معروف در حجاز و شام، در باره امام سجاد علیه السلام چنین می گوید:«كان علي بن الحسين أفضل أهل زمانه، وأحسنهم طاعة».[1] یعنی: علیّ ابن الحسین علیه السلام فاضل ترین مردم در زمان خود بود، و بهترین آنان از جهت طاعت و عبادت بود.
  2. سعید ابن مسیّب، فقیه معروف شهر مدینه در باره آن حضرت چنین می نگارد:«ما رأيت أودع و أورع من زين العابدين علي بن الحسين»[2] ؛یعنی: فردی را امانت دار تر و پارسا تر از زین العابدین علیّ ابن الحسین، ندیده ام.
  3. مالک ابن انس نیز در باره آن حضرت چنین می گوید:«لم یکن في أهل البیت مثل علیّ بن الحسین»[3]؛ یعنی: در میان اهل بیت پیامبر، کسی مانند علیّ ابن الحسین نبوده است.
  4. ابو حمزه ثمالی، در این زمینه چنین می گوید: «ما سمعت بأحد من الناس كان أزهد من علي بن الحسين إلا ما بلغني من علي بن أبي طالب»[4]؛ یعنی: نشنیده ام کسی زاهد تر از علی ابن الحسین باشد، مگر آنچه در باره امام علیّ ابن أبی طالب به من رسیده است.
  5. عمر ابن عبدالعزیز، هنگامی که شنید امام سجاد از دنیا رفته اند، چنین گفت:«ذهب سراج الدنيا، وجمال الإسلام، وزين العابدين»[5]؛یعنی: روشنایی جهان، و زیبایی اسلام، و زینت پارسایان از دنیا رفت.
  6. ابن عساکر، مورّخ معروف، چنین می گوید:«كان علي بن الحسين ثقة مأموناً، كثير الحديث، عالياً رفيعاً ورعاً»[6]؛یعنی: علیّ ابن الحسین، فردی مورد وثوق، و امانتدار، و راوی بسیاری از احادیث، و والا مقام، و بلند مرتبه و پارسا بود.
  7. ابن حجر عسقلانی، در این زمینه چنین می گوید: «علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب، زين العابدين، ثقة ثبت، عابد، فقيه، فاضل، مشهور، قال ابن عيينة عن الزهري: ما رأيت قرشياً أفضل منه»[7]؛یعنی: علی ابن الحسین ابن ابی طالب، زین العابدین، مورد وثوق و اعتماد بود، زاهد و فقیه و فاضل و معروف بود. ابن عیینه از زهری نقل کرده است که: هیچ کس را از طایفه قریش، بهتر از او ندیده.
  8. یعقوبی، مورّخ معروف نیز در باره آن حضرت چنین می گوید:«كان أفضل الناس، وأشدهم عبادة، وكان يسمى زين العابدين، وكان يسمى أيضاً ذا الثفنات، لما كان في وجهه من أثر السجود»[8]؛ یعنی: او بهترین و عابدترین مردم بود، او را زینت عبادت کنندگان نامیده اند. همچنین او را “ذا الثفنات” نامیدند، زیرا آثار سجده در پیشانی او هویدا بود.
  9. جاحظ، ادیب و سخن سرای نامدار، در باره امام سجاد علیه السلام چنین می نویسد:«و أما علي بن الحسين فلم أر الخارجي في أمره إلا كالشيعي، ولم أر الشيعي إلا كالمعتزلي، ولم أر المعتزلي إلا كالعامي ولم أر العامي إلا كالخاصي، ولم أجد أحداً يتمارى في تفضيله، ويشك في تقديمه»[9]؛یعنی: امام علیّ ابن الحسین، دیدگاه همه طوایف مسلمان، اعمّ از خوارج، شیعیان، معتزله، عامه مردم، خواص و نخبگان، در باره او یکی است. ندیدم کسی را که در مورد افضلیّت و پیشگامی او بحث و یا شکّ کند.

10.حتّی «ابن تیمیّه» که سر دمدار فرقه سلفیه است، در باره آن حضرت چنین می گوید: «أما علي بن الحسين فمن كبار التابعين وساداتهم علماً وديناً، و له من الخشوع و صدقة السر و غير ذلك من الفضائل ما هو معروف»[10]؛ یعنی : اما علی ابن الحسین، او از بزرگان تابعین، و از گرامی ترین  آنان از دیدگاه علم و دیانت بود. پرهیزکاری و بخشش وی به صورت مخفیانه به فقرا و تهیدستان، و دیگر فضائل او معروف است.

  1. شافعی، پیشوای یکی از چهار فرقه اهل سنّت، در این خصوص چنین می گوید:«إن علي بن الحسين أفقه أهل المدينة»[11]؛یعنی: علیّ ابن الحسین، فقیه ترین مردم اهل مدینه بود.
  2. سبط ابن الجوزی، از دانشمندان حنفی، چنین می نگارد:«هذا زين العابدين، وقدوة الزاهدين، وسيد المتقين، وإمام المؤمنين، شيمته تشهد له أنه من سلالة رسول الله (صلى الله عليه وآله) وسمته يثبت مقام قربه من الله زلفى، وثفناته تسجل كثرة صلاته وتهجده، وإعراضه عن متاع الدنيا ينطق بزهده»[12]؛ یعنی: او زینت عبادت کنندگان، و اسوه زاهدان، و پیشوای پارسایان، و امام مؤمنان است. خلق و خوی او گواهی می دهد که از سلاله رسول خدا است، و نشانه های او مقام تقرّب او به خداوند را اثبات می نماید. آثار سجده در پیشانی او، دلیل بر کثرت نماز و تهجّد او، و روگردانی او از دنیا، گویای زهد و پرهیزکاری او است.

[1] . تاریخ دمشق، جلد 36.

[2] . جمهرة الاولیاء، جلد 2.

[3] . سیر أعلام النبلاء، جلد 4.

[4] . سفینة البحار، جلد 1.

[5] . تاریخ یعقوبی، جلد 3.

[6] . تاریخ دمشق، جلد 36.

[7] . کتاب تقریب التهذیب، جلد 2.

[8] . تاریخ یعقوبی، جلد 3

[9] . کتاب عمدة الطالب.

[10] . کتاب منهاج السنّة، جلد 2.

[11] . شرح نهج البلاغه، جلد 15.

[12] . تذکرة الخواص.