فرمان حمله عمومى به خيام امام حسين(ع) از سوى عمر بن سعد 9 محرم

عمر سعد پس از رجوع شمر لشکر خويش را صدا زد و گفت: يا خيل اللّه ارکبى و بالجنة ابشرى، اى لشکر خدا سوار شويد و بسوى بهشت رفتن شاد شويد.

لشکر به سوى خيمه ها روى آوردند و امام(عليه السلام) در پيش خيمه سر به زانوى اندوه گذاشته و به خواب رفته بود، حضرت عبّاس(عليه السلام) خدمت امام(عليه السلام) آمد و عرض کرد: برادر لشکر به سمت شما روى آورده.

حضرت فرمود: عباس، بپرس چه شده که رو به ما آورده اند؟ حضرت عباس(عليه السلام) با 20 سوار به سوى لشکر رفت و منظورشان را پرسيد، گفتند: از طرف امير حکم صادر شده که با او بيعت کنيد و گرنه با شما به جنگ مى پردازيم. حضرت عباس(عليه السلام) فرمود: بگذاريد کلام شما را به امام(عليه السلام) برسانم و برگردم. عباس(عليه السلام) خدمت امام(عليه السلام) آمد و پيغام آنان را به ايشان عرض کرد. حضرت فرمود: امشب را از آنها مهلت بگير تا به نماز و دعا و استغفار بپردازم. حضرت عباس(عليه السلام) به سمت لشکر روانه شد و در مقابل لشکر ايستاد و موعظه نمود و آن شب را مهلت خواست و لشکر عمر بن سعد به جاى خود بازگشتند. اين قضيه در عصر روز نهم اتفاق افتاد.(1)

پي نوشت:
1-حوادث الايام، ص  25.