فاطمه بنت اسد مادر حضرت علی(علیهما السلام)

فاطمه بنت اسد
“فاطمه بنت  اسد بن هاشم بن عبدمناف”(جد سوم پیامبر(ص))، در مکه چشم به جهان گشود، نام مادر وی “فاطمه بنت هوم بن رواحة بن حجر بن عبد بن معیص بن عام بن لوی”(جد هشتم پیامبر(ص)) می باشد؛[1] لذا این بانو هم قریشی(فرزندان عبدمناف) و هم هاشمی(فرزندان هاشم) می باشد.[2]
این بانو نخستین زن هاشمی است که از شوهر هاشمی فرزند دار شد.[3] او دارای چهار پسر، به نام های “طالب”، “عقیل”، “جعفر”، “حضرت علی(ع)” و دو دختر به نام های “جمانه” و “فاخته”(ام هانی) می باشد.[4]
“ابن سعد” می گوید: «او زنی صالحه و پاکدامن بود و گفته می شود، نسل “اسد”(پدر ایشان) از فاطمه ادامه پیدا کرد.»[5]

رسول  خدا(ص) در خانه ی ابوطالب و فاطمه
زمانی که رسول  خدا به سن هشت سالگی رسید، یکی از بزرگ‌ترین حامیان خود یعنی “جناب عبدالمطلب” را از دست داد که بعد از مادرش “آمنه”، یار و یاور پیامبر (ص) بودند، از این زمان به بعد بود که مورد حمایت و سرپرستی جناب ابوطالب قرار گرفت و تا ده سال بعد از بعثت مورد حمایت این مرد بزرگ بودند.[6]
“حضرت ابوطالب” پیامبر(ص) را که در شرایط سخت از دست دادن جد بزرگوارش قرار داشت، به سفارش پدر بزرگوارش جناب عبدالمطلب به خانه آورد و وظیفه حمایت او را بر عهده گرفت، رسول خدا تحت محبت شدید اهالی خانه از جمله فاطمه بنت اسد همسر جناب ابوطالب قرار گرفت.[7]
حضرت ابوطالب به خاطر محبت و علاقه ای که به پیامبر(ص) داشت و به سفارش پدر درباره آینده ی درخشان پیامبر(ص)، دمی از پیامبر(ص) جدا نشد و فاطمه بنت اسد نیز در این امر مهم؛ یعنی نگهداری و سرپرستی پیامبر(ص)، با ابوطالب همکاری می کرد و پیامبر(ص) را در مهر ورزیدن و نیکی کردن بر فرزندان خود مقدم می شمرد تا جایی که از طرف پیامبر(ص) به تلافی و     قدر دانی به لقب “اماه”(مادر) مفتخر شد.[8]
رسول خدا از این بانو چنین یاد می کند: «او پس از ابیطالب، بهترین خلق خدا به لحاظ رفتار با من بود و مادر دیگر من پس از آمنه بود. ابوطالب نیکی می کرد و صاحب سفره بود و فاطمه ما را بر طعامی که گرد می آورد، جمع می کرد و از هر غذایی که بود، سهم مرا از دیگران بیشتر می داد.»[9]

فاطمه مادر حضرت علی(ع)
فاطمه بنت اسد، تنها زنی است که فرزند خود را در خانه کعبه به دنیا آورد[10]، چون آثار وضع حمل در او پدیدار شد، به مسجدالحرام و نزدیک کعبه آمد و به خدای خود گفت: «پروردگارا!، من به تو و پیامبرانی که از سوی تو آمدند و به کتاب های آنان و به گفتار جدم، ابراهیم خلیل،  ایمان دارم. خداوندا!، به حق کسی که این خانه را بنا کرده و به حق نوزادی که در رحم من است، این زایمان را برای من آسان گردان.»
دعای فاطمه مستجاب شد. فاطمه بنت اسد، در قسمت پشت کعبه(یعنی پشت آن سمتی که درب آن است) ایستاده بود و رو به کعبه دعا می خواند که ناگهان پیش چشمان همه حاضران، دیوار خانه خدا از همان قسمت شکاف برداشت و آن قدر از هم فاصله گرفت که فاطمه توانست از شکاف دیوار، وارد خانه خدا شود، جبرئیل امین او را به داخل کعبه برد و دوباره دیوار به هم آمد و داخل کعبه سه روز ماند و اهل مکه در کوچه و بازار این قصه را نقل            می کردند.[11]
در مورد نحوه ولادت حضرت علی(ع) روایات متعددی با سندهای بسیار، وجود دارد و احادیث در این زمینه متواتر است. به طوری که صدها تن از مورخین، محدثین و سیره نویسان آن را نقل کردند.
“علامه امینی” درباره محل تولد امام علی(ع) می فرمایند: «این حقیقت آشکار است که شیعه و سنی در اثبات آن متفقند و احادیث آن متواتر و کتاب‌ها از آن لبریز است.»[12]
از جمله این علما، عالم مشهور اهل سنت، “الحافظ ابوعبدالله” ملقب به «حاکم نیشابوری» متوفی 405هـ.ق. صاحب کتاب «المستدرک علی الصیحین» می باشد. او در باب مناقب “حکیم بن حزام” که بنابر روایت “مصعب بن زبیر” که گفت: «همانا مادر حکیم بود که دیوار کعبه برای او شکافته شد و حکیم در آن متولد شد و نه قبل و نه بعد از او کسی در کعبه متولد نشد»، می گوید: «مصعب دچار توهم شده،[13] به تحقیق اخبار متواتر زیادی وجود دارد که ثابت می کند که همانا فاطمه بنت اسد، امیرالمؤمنین علی(ع) را در کعبه به دنیا آورد».

اسلام فاطمه بنت اسد
هر کسی از سیره  نویسان که به شرح حال فاطمه بنت اسد، پرداخته است، او را از نخستین زنان مسلمان برشمرده است.
“ابن جوزی” آورده است که او نخستین زنی بود که با پیامبر(ص) بعد از خدیجه(س) در مکه بیعت کرد.[14]
“ابن ابی  الحدید” روایت کرده است که فاطمه بعد از ده تن اسلام آورد و او نفر یازدهم و از نخستین مسمانان است.[15]

فاطمه بنت اسد در قرآن
در مقاتل الطالبیین از امام صادق(ع) نقل شده است که وقتی آیه مبارکه
«یا أیها النبی إذا جاءک المؤمنات یبایعنک…»[16]
«ای پیامبر(ص) چون زنان مؤمن به سوی تو آیند که با تو بر ایمان بیعت کنند که دیگر به خدا شرک نورزند و دزدی نکنند، با این شرایط با آنان از خداوند آمرزش بخواه؛ زیرا که بخشنده و مهربان است.»
نازل شد فاطمه بنت اسد، نخستین زنی بود که با پیامبر(ص) بیعت کرد.[17] “ابن عباس” می گوید این آیه درباره فاطمه بنت اسد نازل شد.[18]
از امام صادق(ع) نقل شد که فاطمه بنت اسد نخستین زنی بود که با پای پیاده به سوی مدینه هجرت کردند.[19]

هجرت به مدینه
وقتی فرمان هجرت مسلمانان از مکه به سوی مدینه از طرف خدا بر پیامبر(ص) ابلاغ شد، مسلمانان گروه گروه به مدینه مهاجرت کردند، از جمله آنان حضرت علی(ع) به همراه فواطم(فاطمه زهرا(س)، فاطمه بنت اسد فاطمه بنت زبیر) به همراه پسر ام ایمن بودند که از مکه به سوی مدینه هجرت کردند.
“ابو واقد” فرمانبر پیامبر(ص)، شتران آنها را می راند. علی(ع) فرمود: «ابو واقد با زنان مدارا کن، چه آنان توان مشقت و سختی راه را ندارند.» ابو واقد عرض کرد: «می ترسم ما را تعقیب کنند»، حضرت فرمود: «بایست؛ زیرا   رسول خدا به من فرمود: ای علی آنها اکنون نمی توانند، صدمه ای بر تو وارد آورند»، پس آن حضرت خود هدایت آن گروه را بر عهده گرفت و آرام و ملایم می راند. در همین هنگام گروهی از مشرکین مکه که در تعقیب آنها بودند، سد راه آنان شدند و قصد برگرداندن آنها را داشتند. در این هنگام حضرت(ع) با گروه مشرکان درگیر شدند و بعضی از آنها را کشتند و بقیه فرار کردند. سپس حضرت و همراهان در محله‌ای به نام «ضجنان»(کوهی نزدیکی مکه)، فرود آمدند. در طول شبانه روزی که در آنجا توقف کرده بودند، چند تن از مستضعفین مؤمن که “ام ایمن”(دایه حضرت رسول) در میان آنها بود، به آنان پیوستند.
حضرت علی(ع) آن شب با فواطم یا به نماز و یا به ذکر خدا در حال ایستاده و نشسته سر آوردند و تا سپیده دم چنین کردند، سپیده دم نماز صبح را حضرت با ایشان به جای آورد و منزل به منزل را با یاد خدا طی کردند تا به مدینه رسیدند. در این شرایط فرشته وحی قبل از ورود ایشان به مدینه بر قلب پیامبر(ص) نازل شد و این آیه را در شأن آنان آورد.
«الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السماوات و الارض».[20]
«آنهایی که در حال ایستاده و نشسته و خفتن خدا را یاد می کنند و پیوسته در خلقت آسمان‌ها و زمین می اندیشند… پس خداوند دعایشان را مستجاب گردانید؛ زیرا من که پروردگارم عمل هیچ کس از زن و مرد را بی مزد نگذارم.»
که منظور از «مرد» حضرت علی(ع) و از «زن» فواطم می باشند که فاطمه بنت اسد یکی از افراد مورد اشاره آیه است.[21]

وفات
آری، این بانوی با فضیلت پس از سال‌ها مبارزه و حمایت از دین خدا و رسول او و پرورش ولی او سرانجام در سال چهارم هجری دیده از جهان فرو بست.[22]
امام صادق(ع) فرمودند: «بی گمان فاطمه بنت اسد مهربان‌ترین مردم به پیامبر(ص) بود و از پیامبر خدا شنید که می فرمود: بی گمان مردم در روز قیامت لُخت مادر زاد محشور می شوند، پس فاطمه بنت اسد گفت وای از رسوایی!»
سپس پیامبر خدا به او گفت: «من از خدا می خواهم که تو را پوشیده  برانگیزد.» و نیز شنید که پیامبر(ص) از فشار قبر یاد می کند، پس گفت وای از ناتوانی، پیامبر(ص) خدا به او فرمود: «من از خدا می خواهم که از این(فشار قبر )کفایتت کند.»[23]
فاطمه بنت اسد وقتی بیمار شد، پیامبر(ص) را وصی خود قرار داد و وصیتش را به پیامبر(ص) نمود و پیامبر(ص) قبول کردند.
روزی پیامبر(ص) نشسته بود که امیرالمؤمنین گریان نزدش آمد، پیامبر(ص) فرمود، چه چیزی گریانت کرده است. عرض کرد: مادرم فاطمه درگذشت؛ پیامبر(ص) فرمودند: «و نیز مادر من به خدا سوگند!» و شتابان برخاست و به درون خانه آمد، سپس به او نگریست و گریست.[24]
امام علی(ع) فرمودند: «چون مادر ما فاطمه بنت اسد درگذشت. پیامبر خدا او را در پیراهن خود کفن کرد و بر او نماز گزارد و بر او هفتاد تکبیر گفت و در قبرش فرود آمد و به اطراف قبرش اشاره می نمود، گویی که آن را فراخ و بر او هموار می کرد و از قبرش بیرون آمد، در حالی که اشک از چشمانش روان بود و بر قبر او خاک می ریخت، پس چون از قبرستان بیرون رفت، “عمر بن خطاب” به ایشان عرض کرد: ای رسول خدا دیدم کاری برای این زن کردی که برای هیچ کس نکردی حضرت فرمودند: ای عمر این زن مادر من بود، پس از مادرم که مرا بزاد، ابوطالب احسان می کرد و صاحب سفره بود و ما را خوراک و طعام می داد، پس این زن همه سهمش را به من می داد و جبرئیل از سوی پروردگارم به من خبر داد که او اهل بهشت است و جبرئیل به من خبر داد که خدای عزوجل به هفتاد هزار فرشته فرمان داد تا بر او نماز بگذارند.[25]
پی نوشتها
[1]. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت، دارصادر، 1407، ج2، ص14.
[2]. همان، ص15.
[3]. ابن سعد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1412ق.، ج8، ص40.
[4]. احمد بن علی بن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، تحقیق عادل عبد الموجود، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1415ق.، چاپ اول، ج8، ص268.
[5]. همان، ص269.
[6]. ابن عبدالبر اندلسی، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دار الجیل، 1412ق.، چاپ اول، ج1، ص35.
[7]. محمد ابن سعد، پیشین، ج1، ص96.
[8]. ابن عبدالبر اندلسی، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دار الجیل، 1412ق.، چاپ اول، ج4، ص1891.
[9]. محمد بن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، تحقیق سید محمدمهدی سید حسن، قم، منشورات الرضی، 1420ق.، ص76.
[10]. الحافظ ابو عبدالله، محمد بن عبدالله بن الحاکم النیشابوری؛ المستدرک علی الصحیحین، تحقیق یوسف المرعشی، بیروت، دارالمعرفه، 1406ق.، ج3، ص550.
[11]. شیخ صدوق، ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه قمی؛ الامالی، تحقیق قسم الدراسات الاسلامیه، قم، مؤسسه البعثه، 1417ق.، ص195.
[12]. امینی، شیخ عبدالحسین؛ الغدیر، بیروت، دارالکتب العربیه، 1397، چاپ چهارم، ج6، ص22.
[13]. حاکم نیشابوری، پیشین، ج3، ص117.
[14]. ابوالفرج عبدالرحمن بن علی بن محمد بن جوزی، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، تحقیق محمد عبدالقادر، بیروت دارالکتب العلمیه، 1412ق.، چاپ اول، ج3، ص213.
[15]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، داراحیا الکتب العربیه، 1378ق.، ج1، ص14.
[16]. ممتحنه، 12.
[17]. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، تحقیق کاظم المظفر، قم، دارالکتب الاسلامیه، 1288ش.، ص5.
[18]. میرزا محمدالمشهدی القمی، تفسیر کنزالفوائد، تحقیق مجتبی عراقی، قم، مؤسسه نشر اسلامی، 1407ق.، ج2، ص326.
[19]. ابو جعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی، الکافی، تحقیق علی اکبر غفاری، قم، دار الکتب الاسلامیه، 1288ق.، ج1، ص453.
[20]. آل عمران، 191.
[21]. ملا محسن فیض کاشانی، تفسیر صافی، تحقیق شیخ  حسین اعلمی، تهران، مکتبةالصدر، 1416ق.، چاپ دوم، ج1، ص410.
[22]. یعقوبی، احمد بن جعفر بن وهب؛ پیشین، ج2، ص15.
[23]. ابو جعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی، پیشین، ج1، ص453.
[24]. همان.
[25]. شیخ صدوق، پیشین، ص391.
منبع : محسن محمدزاده؛سایت پژوهه