عوامل ظهور شیعه

حق راستین

ما سعی كرده‌ایم در این رساله مختصر برای هر یك از امور فوق به طور فهرست وار، ادله و شواهدی اقامه نماییم: امر اول: آیات امامت با مراجعه به قرآن كریم پی به وجود آیاتی خواهیم برد كه بر امامت و ولایت امام علی علیه السلام یا مجموعه‏ ی اهل بیت علیهم السلام دلالت می‌كنند

عوامل ظهور و بروز شیعه و یا به تعبیر دیگر: جدایی شیعه از عامه را می توان در امور ذیل خلاصه كرد:
اوّل: وجود آیات فراوان بر امامت و ولایت اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ .
دوم: وجود آیات فراوان در مورد فضائل و مناقب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ .
سوم: وجود آیات فراوان درباره مرجعیّت دینی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ .
چهارم: وجود روایات فراوان بر امامت و ولایت اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ .
پنجم : وجود روایات فراوان درباره فضایل و مناقب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ .
ششم: وجود روایات فراوان درباره مرجعیّت دینی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ .
هفتم: وجود روایات فراوان در مرح شیعه و پیروان اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ .
ما سعی كرده ایم در این رساله مختصر برای هر یك از امور فوق به طور فهرست وار، ادله و شواهدی اقامه نماییم:
امر اوّل: آیات امامت
با مراجعه به قرآن كریم پی به وجود آیاتی خواهیم برد كه بر امامت و ولایت امام علی ـ علیه السّلام ـ یا مجموعه ی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ دلالت می كنند كه در ذیل به برخی از آنها اشاره خواهیم كرد:

1. آیه ولایت

خداوند متعال می فرماید: «اِنَّما وَلِیُّكُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُوْتُونَ الزَّكاهَ وَ هُمْ راكِعُونُ » [1] < ولیّ امر شما تنها خدا و رسول خدا و مومنانی هستند كه نماز را به پا داشته و فقیران را در حال ركوع زكات می دهند. >
داستان نزول آیه شریفه بنا بر آنچه در كتاب های تاریخی، تفسیری و روایی آمده، چنین است: روزی مرد فقیری در مسجد از مردم تقاضای كمك كرد، علی ـ علیه السّلام ـ كه در حال ركوع بود، انگشتر خود را به عنوان صدقه به او داد. آن گاه این آیه توسط جبرئیل بر پیامبر ـ كه در منزل بود ـ نازل شد.
مضمون این حدیث توسط ده نفر از صحابه نقل گردیده و بیش از پنجاه نفر از علمای اهل سنت آن را در كتب خود آورده اند؛ مثل طبرانی،[2] ابوبكر جصّاص،[3] واحدی،[4] زمخشری،[5] و …

2. آیه انذار

خداوند متعال می فرماید: «اِنَّما أَنْتَ مُنْذِرُ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ. »[6] < همانا تو بیم دهنده ای و برای هر قومی هدایت گری می باشد. >جمهور عامه از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ روایت كرده اند كه فرمود: < من منذر و علی هادی است و با تو ای علی! هدایت شوندگان هدایت یابند. >[7]

3. آیه تبلیغ

خداوند می فرماید: «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنزِلَ الَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ. »[8] < ای رسول! ابلاغ نما آنچه را كه پروردگارت محافظت می نماید. >
ابن عساكر به سند صحیح از ابی سعید خدری نقل می كند كه این آیه شریفه در روز غدیر خم بر رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ در شأن امام علی ـ علیه السّلام ـ نازل شد.[9]
این حدیث را هشت نفر از صحابه و چهارده نفر از علمای اهل سنت نقل كرده اند.

4. آیه اكمال

خداوند متعال می فرماید: «الْیُومَ أكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أتْمَمْتُ عَلَیكُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَكُمُ الاسلامُ دیناً »؛[10] < امروز دینتان را بر شما كامل نموده ونعمتم را بر شما تمام كردم و راضی شدم بر شما كه اسلام دین شما است. >
خطیب بغدادی به سند صحیح ازابی هریره نقل می كند كه هر كس روز هجدهم ذی حجه ( روز غدیر خم ) را روزه بگیرد خداوند ثواب شصت ماه روزه را به او عطا می كند. روز غدیر روزی است كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ دست علیّ را گرفت و فرمود: آیا من ولیّ مومنین نیستم؟ گفتند: آری ای رسول خدا! آن گاه فرمود: هر كه من مولای او هستم این علیّ مولای اوست. در این حال عمر بن خطاب دو بار به علی تبریك گقت و عرض كرد: ای پسر ابی طالب تو مولای من و مولای تمام مسلمانان گشتی، در این هنگام آیه فوق نازل شد. [11]
مضمون این حدیث را بیش از پانزده نفر از علمای اهل سنت نقل كرده اند.

امر دوم: آیات فضائل

در ذیل به برخی از این آیات اشاره می كنیم .

1. سوره دهر

خداوند متعال می فرماید: «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّه مِسْكیناً وَ یَتیماً وَ أَسیرًا، اِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللهِ لا نریدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُورًا »[12] < و هم به دوستی خدا به فقیر و اسیر و طفل یتیم طعام می دهند ( و گویند ) فقط برای رضای خدا به شما طعام می دهیم و از شما هیچ پاداش و سپاسی هم نمی طلبیم.
سی و شش نفر از علمای اهل سنت تصریح نموده اند كه این آیه در شأن اهل بیت پیامبر ـ علیهم السّلام ـ نازل شده است: فخر رازی در التفسیر الكبیر، ذیل همین آیه، قاضی بیضاوی در انوار التنزیل ، سیوطی در الدّر المنثور، ابوالفداءِ در تاریخش،[13] بغدادی در تاریخش[14] و غیره.

2. آیه شراء

خداوند متعال می فرماید : « وَ مِنَ النّاسَ مَنْ یَشتری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللهِ وَ اللهُ رَءُوفُ بِالْعِبادِ»[15] < برخی مردان اند كه از جان خود در طلب رضایت خداوند در گذرند و خداوند دوست دار چنین بندگانی است. >
ابن عباس می گوید: < این آیه در شأن علیّ ـ علیه السّلام ـ نازل شد، هنگامی كه رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ از دست مشركین فرار كرده و با ابوبكر به غاری پناه برد، علی ـ علیه السّلام ـ در مكه در رخت خواب پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ خوابید. >[16] ابن ابی الحدید می گوید: < تمام مفسرین، روایت كرده اند كه آیه فوق در شأن علی ـ علیه السّلام ـ نازل شد، آن هم در شبی كه آن حضرت در فِراش پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ آرمید تا جان پیامبر محفوظ بماند. >[17]
چهارده نفر از علمای اهل سنت بر نزول آیه شریفه در شأن امام علی تصریح نموده اند كه عبارت اند از: زینی دحلان،[18] فخر رازی،[19] ابن اثیر، دیار بكری[20] و غیره .
سیزده نفر نیز تصریح نموده اند كه این آیه در < لیله المبیت > بر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نازل شده است كه عبارت اند از: احمد بن حنبل،[21] طبری،[22][23] ابن سعد،[24] ابن هشام،[25] ابن اثیر،[26] ابن كثیر[27] و غیره .

3. آیه مباهله

خداوند متعال می فرماید: « فَمَنْ حَاجَّكَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا تَدْعُ أبْناءَنا وَ أبناءَكُمْ و نساءَنا وَ نساءَكُمْ وَ أنفُسَنا و أنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَتَجْعَلْ لَعْنَتَ اللهِ عَلَی الْكاذِبینَ »[28] < پس هر كس با تو در مقام مجادله درباره عیسی برآید پس از آنكه به وحی خدا بر احوال او آگاه شدی بگو كه بیایید ما و شما با فرزندان و زنان خود با هم به مباهله می خیزیم تا دروغ گو و كافران را به لعن عذاب خدا گرفتار سازیم. >
مفسرین، اجماع دارند بر این كه مراد از < انفسنا > در این آیه علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ است كه در این جا از علی ـ علیه السّلام ـ به نفس پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ تعبیر شده است.
احمد بن حنبل نقل می كنند: هنگامی كه این آیه نازل شد پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ علی، فاطمه ـ حسن و حسین را خواست، آن گاه عرض كرد: بار خدایا اینان اهل بیت من اند.[29]
بیست و چهار نفر از صحابه و تابعین این مضمون را نقل كرده و آیه را در شأن اهل بیت ـ علیهم السّلام می دانند. از قرن سوم تا سیزدهم نیز بیش از پنجاه نفر از علمای اهل سنت این مضمون را نقل كرده اند.
این حدیث را می توان از راه های مختلف تصحیح نمود:
1. حدیث در صحیح مسلم از سعد بن ابی وقاص نقل شده.[30]
2. ترمذی به صحّت آن تصریح نموده .[31]
3. حاكم به صحت آن تصریح نموده.[32]
4. ذهبی در تلخیص المستدرك به صحت آن تصریح كرده. [33]
5. ابن اثیر اصل قضیه را از مسلّمات دانسته است.[34]
6. جصاص تصریح به عدم اختلاف در حدیث نموده است. [35]
7. قاضی ایجی نیز به صحت این حدیث تصریح دارد. [36]

4. آیه مودّت

خداوند متعال می فرماید: « قُلْ لا أسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أجْراً اِلّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبی؛ »[37] < بگو من از اجر رسالت جز این نمی خواهم كه مودّت مرا در حق خویشاوندان من منظور دارید. >
جمهور عامه روایت كرده اند كه بعد از نزول آیه فوق، سوال كردند: ای رسول خدا! نزدیكان تو كه مودّت آنان بر ما واجب است كیانند؟ فرمود: < علی، فاطمه ، حسن و حسین. >
این مضمون را بیست و چهار نفر از صحابه و تابعین و حدود شصت نفر از علمای اهل سنت نقل كرده اند؛ امثال : سیوطی،[38] طبری،[39] احمد بن حنبل و دیگران.
عده ای نیز؛ مانند: ابن حبّان در تفسیرش حدیث را از مسلمات دانسته است.

امر سوم: آیات مرجعیت دینی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ

برخی از آیات دلالت بر عصمت و مرجعیّت دینی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ دارند كه عبارت اند از:

1. آیه تطهیر

خداوند متعال می فرماید: « اِنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجسَ أهْلَ البَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهیرًا »[40] < همانا خداوند اراده كرده تا هرگونه رجس و پلیدی را از شما اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ دور كرده و شما را پاك نماید . >
شكی نیست كه این آیه ـ كه دلالت بر عصمت دارد ـ در شأن اهل بیت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ وارد شده است.

———————————————————————————————————————————————————————————————————

[1] . مائده ( 5 ) آیه 55.
[2] . معجم الاوسط، ج7، ص 10، ح6228.
[3] . احكام القرآن، ج2، ص 446.
[4] . اسباب النزول، ص 133.
[5] . الكشاف، ج1، ص 649.
[6] . رعد ( 13 ) آیه 7.
[7] . جامع البیان، ذیل آیه .
[8] . مائده ( 5 ) آیه 67.
[9] . ترجمه ایام علی ـ علیه السّلام ـ ابن عساكر، ج2، ص 86.
[10] . مائده ( 5 ) آیه 3.
[11] . تاریخ بغداد، ج8، ص 290.
[12] . دهر ( 76 ) آیات 8 و 9 .
[13] . تاریخ ابی الفداء ، ج1، ص 126.
[14] . تاریخ بغداد، ج13، ص 191.
[15] . بقره ( 2 ) آیه 207.
[16] . مستدرك حاكم، ج3، ص 4.
[17] . شرح ابن ابی الحدید، ج 13، ص 262.
[18] . السیره الحلبیه، ج1، ص 306.
[19] . التفسیر الكبیر، ج 5،: ص 223.
[20] . اسد الغابه، ج 4، ص 25.
[21] . تاریخ الخمیس، ج1، ص 325.
[22] . سمند احمد، ج1، ص 348.
[23] . تاریخ طبری.
[24] . طبقات ابن سعد، ج1، ص 212.
[25] . سیره ابن هشام، ج2، ص 291.
[26] . كامل ابن اثیر، ج2، ص 42.
[27] . البدایه و النهایه، ج7، ص 338.
[28] . آل عمران (3) ، 61 .
[29] . سمند احمد، ج1، ص 185.
[30] . صحیح مسلم، ج7، ص 120.
[31] . صحیح ترمذی، ج5، ص 596.
[32] . مستدرك حاكم، ج3، ص 150.
[33] . همان.
[34] . كامل ابن اثیر، ج2، ص 293.
[35] . احكام القرآن ، ج2، ص 16.
[36] . شرح مواقف، ج8، ص 367.
[37] . شوری ( 42 ) آیه 23.
[38] . درالمنثور، ج6، ص 7.
[39] . جامع البیان، ج 25، ص 14 و 15 و مسند احمد، ج 1، ص 199.
[40] . احزاب ( 33 ) آیه 33.