پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » اهل بیت در آیینه شعر »

ملک الشّعراء میرزا محمّدحسین (عنقا) اصفهانى (متوفاى ۱۳۰۸ هـ  . ق) فرزند ارشد هماى شیرازى است و برادرانش طرب اصفهانى و سهاى اصفهانى بودند۱ که جملگى از شعراى بنام عهد ناصرى به شمار مى رفتند.

عنقا در محضر پدر بزرگوار و دانشمند خود هماى شیرازى و سایر بزرگان به درجات والاى علمى اعمّ از منقول و معقول نایل آمد و در عمر کوتاه خود توانست در میان سخنوران تواناى اصفهان به سمت ملک الشعرایى برگزیده شود.

وى درجات علمى و منزلت والاى ادبى و عرفانى خود را نه تنها مدیون پدر ادیب و سخن سنج خود هماى شیرازى که مرهون تلمّذ در محضر بزرگانى چون: میرزا عبدالجواد حکیم خراسانى (متوفاى ۱۲۸۱ هـ  . ق) از مدرّسان بزرگ و نام آور معقول و منقول، آقامحمّدرضا قمشه اى (متوفاى ۱۳۰۶ هـ  . ق) عارف و فیلسوف پرآوازه، آخوند مولى حیدر اصفهامى از علماى مشهور در فنّ کلام و فقه و اصول، میرزا حسن دوستْ محمّد (متوفاى ۱۲۹۲ هـ  . ق) استاد هیأت و نجوم و تقویم، و حاج محمّدباقر نجفى مسجد شاهى (متوفاى ۱۳۰۱ هـ  . ق) استاد مسلم فقه و اصول بود۲.

عنقا از میان سخنوران اصفهان، با الفت نورى اصفهانى (متوفاى ۱۳۰۰ هـ  . ق)، نورالدین عمان سامانى (متوفاى ۱۳۰۰ هـ  . ق)، کیوان اصفهانى (متوفاى ۱۳۰۰ هـ  . ق) و آشفته اصفهانى (متوفاى ۱۳۰۲ هـ  . ق) مصاحبت و معاشرت داشت۳، و با علماى بزرگوار و آزاده اى چونان: سیدجمال الدین واعظ اصفهانى خطیب نامى، میرزا نصراللّه بهشتى معروف به ملک المتکلّمین و میرزا محمود صدالمحدّثین حشر و نشر داشت۴ و به هنگام مسافرت به تهران از هم صحبتى با بلند آوازگان همانند: حکیم آقامحمّدرضا قمشه اى (صهبا) متوفاى ۱۳۰۶ هـ  . ق، میرزا ابوالحسن جلوه اصفهانى (متوفاى ۱۳۱۴هـ  . ق) مدرس معروف حکمت و فلسفه، میرزا محمّدحسن خان فروغى اصفهانى (متوفاى ۱۳۲۶ هـ  . ق) شاعر و ادیب نامدار، میرزا محمودخان (نعمت) شیرازى (درگذشته از سال ۱۳۱۹ هـ  . ق به بعد) سود مى جست۵.

عنقا که به سال ۱۲۶۰ هـ  . ق چشم به جهان گشوده بود، در سال ۱۳۰۸ هـ  . ق در اثر خوردن قهوه زهرآگین قَجَرى ـ که توسط یکى از مُنادمان ظلّ السلطان تهیه شده بود ـ به دیار باقى شتافت در حالى که بیش از ۴۸ سال نداشت، و جنازه او را در حجره اى اختصاصى در تکیه میرتخت فولاد، جنب اُرسى مقبره حسین قلى خان ایلخانى بختیارى به خاک سپردند۶.

عنقا علاوه بر مراتب بالاى علمى و منزلت شامخ ادبى، در خوشنویسى هم دستى به تمام داشت۷. وى در شعر از سبک متقدمین سود مى جست و قصاید رسا و شیواى او سرشار از آرایه هاى لفظى و معنوى است.

عنقا از اساتید بزرگ و مسلم زمان خود در فنّ شعر و ادب به شمار مى رفت و از اعضاى جوان و بنام انجمن ابوالفقراء بود که زیر نظر مولى محمّدباقر فرزند محمّدتقى گزى اصفهانى (متوفاى ۱۲۸۶ هـ  . ق) در اصفهان اداره مى شد. و سخنوران بزرگ و نام آشنایى مانند: مسکین، پرتو، آشفته و عمان سامانى در این انجمن حضور مى یافتند که با عنقا هم طراز بودند، و شاعران دیگرى همانند: دهقان سامانى، طغرل، ناصرى، مُنعم، بزمى و بینوا (آتش اصفهانى) نیز در این انجمن عضویت داشتند که در مرتبه شاگردان و زیردستان آنان بودند.۸ ازوست:

شمس و قمر، پرتو جمال محمّد *** کون و مکان، سایه جلال محمّد

رونقِ خورشید و ماه، کاسته گردد *** پرده بر افتد گر از جمال محمّد

دفتر نُه چرخ و هفتْ صفحه غَبرا۹ست *** یک ورق از دفتر کمال محمّد

مردم چشم۱۰ خلیل بود، که آدم *** دیده از آن دیده عکس خال محمّد

چشمه آب حیات در ظلُمات ست *** نور خدا، در دل بلالِ۱۱ محمّد

هر دو جهان آفرید ایزد یکتا *** تا که هویدا شود جلال محمّد

مهر جهانتاب را مثال توان یافت *** گر به مَثل آورى مثال۱۲ محمّد!

کیست مَلک تا نهد قدم به حریمش؟ *** چیست فلک تا شود، همال۱۳ محمّد؟

چشمه خورشیدِ معرفت نشود دل *** تا نشود روشن از زلال محمّد

چشم فلک داشت شوق سرمه بینش *** شد به فلک گردى از نَعال۱۴ محمّد

خاک حبَش۱۵، توتیاى چشم مَلک شد *** از شرف نسبت بلالِ محمّد

گر بدهد چرخ ماه نو، ندهندش *** مویى از ابروىِ چون هِلال محمّد

از یَدِ قدرت فتاد، اوّلِ دفتر *** قرعه پیغمبرى به فال محمّد

سنبل و ریحان و گل، در آتشِ سوزان *** یافت خلیل اللّه از خیال محمّد

عقل خردمندِ حقْ شناسِ مُوحِّد *** یافته اندر علىّ، خصال محمّد

گرطلبى راه حق چو حضرت سلمان۱۶ *** مهر محمّد بجوى و آل محمّد

مدح محمّد هر آن که گفت چو (عنقا) *** بر خورَد از سفره نوال۱۷ محمّد

این غزل اندر جواب شیخ۱۸، که فرمود: *** (ماه فرو مانَد از جمال محمّد)۱۹

در پایان این مقال، این مطلب را ناگفته نگذاریم که پس از درگذشت مولى محمّدباقر اصفهانى و تعطیل شدن انجمن ابوالفقراء در اصفهان، مرحوم عنقا بلافاصله به تشکیل انجمن دیگرى به نام انجمن عنقا همت گماشت که گاه به صورت ثابت و گاه به طور سیار تشکیل جلسه مى داد ولى پس از آنکه عنقا در سال ۱۲۹۲ هـ  . ق توسط ناصرالدین شاه به ملک الشعرایى ملقّب گردید این انجمن به شکل ثابت جلسات خود را در منزل عنقا تشکیل مى داد که تا پایان عمر عنقا (سال ۱۳۰۸ هـ  . ق) ادامه پیدا کرد.

*    *    *

پی نوشت ها:

۱ ـ برگزیده دیوان سه شاعر اصفهانى: عنقا، سُها و طرب، به اهتمام استاد جلال الدین همایى، کتابفروشى فروغى، چاپ اول، ۱۳۴۳، ص۴٫

۲ ـ همان، ص ۱۶ ـ ۲۳٫

۳ ـ همان، ص ۴٫

۴ ـ همان، ص ۴ ـ ۵٫

۵ ـ همان، ص ۷٫

۶ ـ همان، ص ۷ ـ ۸٫

۷ ـ همان، ص ۱۳٫

۸ ـ همان، ص ۲۳٫

۹ ـ هفتْ صفحه غَبرا: کنایه از هفت آسمان است.

۱۰ ـ مردمِ چشم: مردمک چشم.

۱۱ ـ بلال: بلال حبشى مؤذّن پیامبر عظیم الشأن اسلام(صلى الله علیه وآله).

۱۲ ـ مثال: مانند، نظیر، همتا.

۱۳ ـ هِمال: مثل، مانند.

۱۴ ـ نعال: کفش ها، نعلین ها.

۱۵ ـ حبَش: حبشه، معناى بیت: از وقتى که بلال حبَشى به عنوان اذان گوى رسول خدا(صلى الله علیه وآله)انتخاب شد، فرشتگان خدا خاک حبشه را توتیاى چشم خود مى کنند.

۱۶ ـ به جاى (سلمان) در شعر کلمه (والا) آمده بود که اشاره به ناصرالدین شاه داشت. نگارنده این سطور با اجازه از روح مرحوم عنقا این تصرّف را به کار برد تا هم شعر اوج دیگرى به خود بگیرد و هم روح عنقا در عالم برزخ کمتر احساس شرم کند که افعال این شاه قاجار را یادآورِ افعال پیامبر(صلى الله علیه وآله) دانسته است!

۱۷ ـ سفره نوال: سفره نعمت و احسان.

۱۸ ـ شیخ: اشاره به شیخ اجل سعدى شیرازى دارد.

۱۹ ـ برگزیده دیوان سه شاعر اصفهانى، به اهتمام استاد جلال الدین همایى (سنا)، ص ۷۳۹٫