شیعه شناسی » درباره شیعه » امتیازات شیعه » نفی تشبیه و تجسیم »

علل گرایش به تشبیه

اشاره:

تَشْبیهْ  در علم کلام در برابر تَنْزیه است. تشبیه در اصطلاح علم کلام، همانند کردن خداوند در ذات یا صفات به مخلوقات و اِسناد صفات مخلوق به خالق است و تنزیه عبارت از اعتقاد به منزه بودن خداوند از مخلوقات و سلب صفات مخلوقات از خالق است. بر طبق دیدگاه «تشبیه» تفاوتی اساسی بین اوصاف خدا و اوصاف مخلوقات نیست و آن دسته از صفاتی که هم بر خدا و هم بر مخلوقات او مانند انسان ‌اطلاق می‌گردند، معنای واحد و مشترکی دارند. در مقاله زیر علل گرایش به تشبیه بیان شده است.

از دیدگاه امامیه علل گرایش به تشبیه را می توان در موارد زیر بررسی کرد:

  1. اخبار جعلی:

اخبار ساختگی و جعلیات الحادی برگرفته به ظاهر از مذاهب یهود و نصاری در این خصوص تاثیر به سزا داشت به ویژه که تشبیه بر افکار و اندیشه های یهود چیره بود.به گفته ی شهرستانی اکثر جعلیات به عنوان حدیث پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) از یهود اخذ شده و نمونه ی از آنها این است که گفته اند: فرشته ها از موی سینه و ساعد خدا آفریده شده اند.(۱)

  1. عدم دقت در سند خبر:

این امر ضربه جبران ناپذیری به اعتقادات مسلمانان وارد ساخت، از میان صحابه پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) «ابوهریره»، «انس بن مالک» و «معاویه » از «کعب الاحبار» یهودی روایت های دروغین بی شماری نقل کردند. به گفته ی «ابو ریه»:کعب الاحبار با دسیسه و شیطنت، دروغها، اوهام و خرافاتی در دین وارد کرد که چهره ی تفسیر، حدیث و تاریخ را کریه ساخت، در این میان، امام علی (علیه‌السلام) فرمود: کعب دروغگو است، و عمر ابوهریره را از نقل خبر ممنوع و به تبعید تهدید کرد. و از دیگر دروغ پردازان حدیث، یکی «وهب بن منبه » و دیگری «تمیم بن اوس داری » که از نصارای یمن بود. تمیم در جنگ تبوک (سال ۹ه) ظاهرا به اسلام گروید و نخستین کسی بود که «مسیحیات » را وارد اسلام کرد، از میان این گروه، هم چنین می توان از «ابن جریج » رومی (م/۱۵۰ه) نام برد. او می گفت: حضرت مسیح (علیه‌السلام) جنب خدا بر روی عرش نشسته و پیامبر اسلام (صلی‌الله علیه و آله) یازده مرتبه خدا را دیده است، این گروه به اندازه ای حدیث جعل کردند که تعداد آنها به صدها هزار می رسد، چنان که احمد حنبل (امام حنبلیان) گفت: من احادیث کتاب «مسند» را از میان هفتصد وپنجاه هزار (۷۵۰۰۰۰) حدیث برگزیدم. (۲)

با این همه دقت، می بینیم کتاب «السنه » تالیف عبد الله پسر احمد حنبل که برگرفته از کتاب پدر است دارای تشبیهاتی از این گونه است:

خدا در روز قیامت دیده می شود; خدا می خندد; او وقتی سخن می گوید صدایش را اهل آسمانها می شنوند; وقتی بر کرسی می نشیند صدای ناله ی کرسی بلند می شود; او هر شب به آسمان دنیا پایین می آید; خداوند دارای انگشت، دست، پا، سینه و ذراع است و آدم را به صورت خود آفرید. (۳)

از این رو مذهب حنابله شدیدا آغشته به تشبیه و تجسیم است، و حتی شعرای آنان در این باره اشعاری سروده اند که از جمله ی آنهاست:

فان کان تجسیما ثبوت استوائه

علی عرشه انی اذا لمجسم

و ان کان تشبیها ثبوت صفاته

فمن ذلک التشبیه لا اتکتم

و ان کان تنزیهاجحود استوائه

و اوصافه او کونه یتکلم

فمن ذلک التنزیه نزهت ربنا

بتوفیقه والله اعلی واعظم (۴)

یعنی; اگر اعتقاد به تجسیم عبارت از ثبوت استوا و قرار گرفتن خدا بر عرش باشد من به تجسیم معتقدم; و اگر تشبیه عبارت از ثبوت صفات خدا باشد من این تشبیه را پنهان نمی دارم; و اگر تنزیه عبارت باشد از انکار استوا و اوصاف و تکلم خدا، من پروردگارمان را به توفیق او از این تنزیه منزه دانسته که خدا برتر و بزرگتر است.

  1. عدم کتابت حدیث:

برخی از اندیشمندان اسلامی منع کتابت حدیث از سوی خلفا را عاملی در جهت گرایش تشبیه برشمردند. ممنوعیت نوشتن حدیث تا زمان خلافت عمر بن عبدالعزیز (۱۰۰ه) در دستور کار خلفا و زمامداران بنی امیه قرار داشت، وبرخی سال ۱۲۰ هجری را سال آغاز تدوین حدیث دانسته اند، و برخی تا اواخر عهد بنی امیه زمان منع نگارش حدیث را نگاشته اند، ولی شیعه معتقد است نخستین کسی که به نگارش حدیث پرداخت، ابو رافع غلام رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) بود و برخی گفته اند نخستین کس امیرمؤمنان علی بن ابی طالب (علیه‌السلام) بوده است. (۵)

  1. عدم دقت در قرآن:

قرآن این حقیقت را بازگو می کند که سرتاسر آن به منزله ی یک کلمه است و اگر از غیر خدا صادر گشته بود در آن اختلاف فراوان می یافتند (نساء/۸۲) بر این پایه می بینیم آیات فراوانی خداوند را از تشبیه و جسمیت منزه دانسته است. سوره ی اخلاص دربردارنده ی معارف بی شماری از جمله نفی ترکیب، نیاز، جهت، حیز، جوهریت و جسمیت است و مفهوم آیه «لیس کمثله شی ء» (شوری/۱۱) می گوید: اگر خداوند دارای جسم باشد که مثل و مانندی بر او متصور خواهد بود، همچنین آیه «انتم الفقراء الی الله والله هو الغنی الحمید» (محمد/۳۸) و سایر آیاتی که در زمینه تنزیه حق تعالی وجود دارد.

مشبهه، همه ی آیات را نادیده گرفته و در مقام تفسیر و تاویل نابجا برآمده و به خود حق دادند طبق هواهای نفسانی و عقول کوتاه خود آن گونه که خواهند آنها را تاویل کنند. (۶)

شایان ذکر است که کتب و صحیفه های آسمانی به زبان محاوره ای مردم و در محدوده ی فهم آنان نازل شده است. پیامبران نیز که وظیفه ی تبلیغ فرمان خدا را برعهده دارند و بار سنگین رسالت را بردوش می کشند از میان همین مردم برگزیده و به زبان آنان انجام وظیفه کرده اند:«و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهم » (ابراهیم/۴) و بدیهی است که در زبان مردم، تمثیل و تشبیه، نقش عمده ایفا می کنند، و در جای خود ثابت است که تشبیه یکی از فنون بلاغت و زیباسازی سخن است، در این فن،محسوس به جای معقول قرار می گیرد تا در نفوس و قلوب تاثیر بهتری داشته باشد، همان گونه که کنایه و استعاره نیز از جایگاهی ویژه برخوردارند و قرآن از همه ی این زیبایی ها بهره گرفته و سود جسته است. (۷)

به نوشته ی «وجدی »، مشبهه را چیزی به این مذهب نکشید جز جمود آنان بر ظواهر الفاظ و مجازات قرآن، اگر در قرآن می خوانیم «ید الله فوق ایدیهم » در این آیه «ید» به معنای قدرت به کار گرفته شده است، تشبیه یکی از فنون بلاغت عربیت است مانند مجاز و کنایه. (۸)

دیدگاه امامیه

در مکتب امامیه که خاستگاه آن سخنان پیامبر و اهل بیت اوست هم تعطیل و نفی صفات، ناقص است و هم تشبیه محکوم است، و اگر آیات تنزیه در کنار آیات تشبیه قرار گیرد و از کلمات اهل بیت کسب نور شود کسی در این گرداب دچار تحیر نخواهد گشت امیر توحید پیشگان علی بن ابی طالب (علیه‌السلام) فرموده است: کسی که تو را به چیزی از آفریده هایت تشبیه سازد، با عضوهای جدا از هم و مفصل های پیوسته، ضمیر پنهانش از معرفت و شناخت تو بی خبر است، و قلبش یقین به بی همتایی تو را حس نکرده است (۹) شبیه بودن آفریده ها به همدیگر در بسیاری چیزها نشان می دهد که مانندی برای او نیست و حسها نتوانند او را شناخت (۱۰) یعنی مشاعر و حواس مادی انسان مانند چشم و دست، ومشاعر معنوی او مانند عقل نمی توانند حق تعالی را لمس و مس کنند، تنها عقل به وسیله آفریده ها و آثارش می تواند او را بشناسد. (۱۱)

علی (علیه‌السلام) وقتی می فرماید: خدای ندیده را نپرستیدم فورا با توجه به مقام تنزیه می افزاید: چشمها نتوانند او را به وسیله ی مشاهده بنگرند«ولکن راته القلوب بحقائق الایمان…لا یشبه بالناس »; بلکه دل ها به حقیقت ایمان می توانند او را دید … او مانند مردم نیست. (۱۲)

امام سجاد (علیه‌السلام) در صحیفه ی مبارکه سجادیه، زبور آل محمد (صلی‌الله علیه و آله) که دریای ژرف و بی کرانه ای از معارف ناب را در خود جای داده، هنگام تنزیه و نفی تجسیم و تشبیه می فرماید:

چشم ها از دیدن او کوتاه و کمتر از آن است که بتوانند او را دید:«الحمدلله الذی قصرت عن رؤیته ابصار الناظرین» (۱۳) منزهی تو،ای کسی که به کمک حواس درک نخواهی شد، درباره ی تو نمی توان تجسس کرد، به وسیله اعضا و جوارح قابل مس نیستی، کسی نمی تواند تو را فریب دهد، و نمی تواند با تو به منازعه برخیزد که تو جدال بردار نیستی:«سبحانک لا تحس ولا تجس ولا تمس ولا تکاد و لاتماط (۱۴); مضت علی ارادتک الاشیاء فهی بمشیتک دون قولک مؤتمره و بارادتک دون نهیک منزجره ». (۱۵)

امام صادق (علیه‌السلام) و ترسیم مذهب حق

امام صادق (علیه‌السلام) در مقام رد تشبیه و ترسیم چهره ی مذهب حق می فرماید: مذهب صحیح در توحید همان است که در قرآن آمده است. قرآن صفاتی را برای خداوند اثبات کرده و نفی آنها از او دور است، تشبیه باطل و خداوند ثابت وموجود است «ان المذهب الصحیح فی التوحید ما نزل به القرآن من صفات الله عز وجل، فانف عن الله البطلان و التشبیه فلا نفی ولاتشبیه، هو الله الثابت الموجود». (۱۶) و در مقام توضیح می فرماید: خداوند جسم نیست، صورت نیست، حس نمی کنند، حس نمی شود، با حواس به احساس نمی آید، عقول نمی توانند او را درک کنند دهرها از او نمی کاهد، زمان، او را تغییر نمی دهد، او بدون عضو بصیر و سمیع است، بلکه با ذات خود می بیند و می شنود (۱۷) اما آن صورتی که آدم را بر طبق آن آفرید صورتی بود که احداث کرد و آفرید و به خود نسبت داد مانند نسبت دادن کعبه و روح به خود : بیتی » (بقره/۱۲۵) و «روحی » (حجر/۲۹). (۱۷)

سایر امامان معصوم (علیهم السلام) بر همین سبک و سیاق روایات زیادی با تعابیر گوناگون ابراز داشته اند از جمله امام رضا، وحضرت جوادالائمه (علیمها السلام) که ما در بخش منابع به برخی از آنها اشاره خواهیم داشت. (۱۸)

پی نوشت:

۱. فخر رازی، اعتقادات فرق مسلمین، صص ۹۷ و۱۲۷، نشر کلیات ازهر، ۱۳۹۸ه/۱۹۷۸م; ابن مرتضی، احمد بن یحیی معتزلی، القلائد فی تصحیح العقائد، ص ۴۶، دار شرق بیروت، ۱۹۸۵م;محمد بن عبد الکریم شهرستانی، ملل و نحل:۱/۱۰۶و ۱۷۳، تحقیق سید کیلانی، بیروت ۱۴۰۳ه/۱۹۸۲م.

۲.محمود ابو ریه، اضواء علی السنه المحمدیه، ط ۲، صور لبنان، ۱۳۸۳ه/۱۹۶۴، ص ۱۵۶ وبعد.

۳.عبد الله بن احمد حنبل، السنه، تحقیق زغلول، ط ۱، صص ۵۴، ۵۶، ۶۷، ۷۷، ۷۹، ۸۰، ۱۷۹، ۱۹۰، ۱۹۱و ۲۱۵، دار الکتب العلمیه، بیروت، ۱۴۰۵ه/۱۹۸۵م.

۴.زهدی جار الله، المعتزله، ص ۲۶۰،ط ۶، مؤسسه العربیه للدراسات و النشر، بیروت، ۱۴۱۰ه/۱۹۹۰م.

۵.ابو ریه، همان جا، صص ۲۰۸، ۲۱۱ و۲۲۲.

۶.حسن امین، دایره المعارف اسلامی شیعه: ۵/۳۱۷، ط ۱، دار التعارف بیروت، ۱۴۱۰ه/۱۹۹۰م.

۷.محمد بن محمد، مفید، تصحیح الاعتقاد، ص ۳۵; مصنفات شیخ مفید: ۵/۳۳، ط ۱، نشرکنگره هزاره مفید ۱۴۱۳ه.

۸.محمد فرید وجدی، دایره المعارف، ط ۴،(ذیل مشبهه): ۵/۳۶۳.

۹، ۱۰، ۱۱. نهج البلاغه، فیض الاسلام، خ ۹۰و ۱۵۲; محمد جواد مغنیه، فی ظلال نهج البلاغه، خ ۱۵۰.

۱۲.محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی:۱/۹۷، ۹۸ و ۱۳۸، ط ۴، تصحیح غفاری، بیروت، ۱۴۰۱ه.

۱۳، ۱۴، ۱۵. صحیفه سجادیه، نیایش های: ۷، ۱۴، ۴۷.

۱۶.اصول کافی، همان: ۱/۸۳، ۱۰۹ و ۱۱۰; محمد بن علی بن بابویه، التوحید، ص ۱۰۲ وبعد، تصحیح سید هاشم حسینی، نشر جامعه مدرسین قم، ۱۳۹۸ه/۱۳۵۷ش.

۱۷، ۱۸. همان، توحید صدوق، باب نفی التشبیه، صص، ۳۵، ۴۰، ۴۷، ۵۲، ۶۱، ۶۹، ۷۶، ۸۱و ۱۰۳; اصول کافی، همان: ۱/.۱۱و ۱۳۲.

منبع : فصلنامه کلام اسلامی، شماره ۲۱ , علی زمانی قمشه ای