علل و عوامل اتلاف زمان و درمان آنها

اهميت زمان و عمر بر هيچ خردمندى پوشيده نيست، به طورى که هيچ انسان موفقى را در عالم نمى توان يافت که توفيق خود را مرهون بهره ورى درست از عمر خود نداند. امام حسين عليه السلام مى فرمايد: «زيانکار کسى است که لحظه، لحظه عمرش را از دست بدهد»[1]

ريشه اصلى اتلاف زمان در خصلت هاى فردى ما نهفته است، که بايد علل و عوامل آن را شناخت و براى درمان آنها گام هاى مؤثرى برداشت.

برخى از علل و عوامل اتلاف زمان و درمان آنها عبارتند از:

1. بى فکرى و عمل زدگى

نداشتن طرح کارى از مصاديق بى فکرى است. به منظور دورى از اين آفت بايد به برنامه ريزى و اولويت بندى کارها پرداخت. در مديريت زمان، تعيين هدف ها و اولويت هاى مربوط به کار از مهم ترين امور به شمار مى رود، که با توجه به آن مى توان از به دام افتادن در امور جزيى و غير ضرورى نجات يافت.

برخى از علل و راه هاى درمان بى برنامگى

علل درمان

آشنايى نداشتن نسبت به: توجه داشته باشيد هر يک ساعتى که صرف برنامه ريزى مؤثر شود، در مقام اجرا چهار ساعت زمان برايتان ذخيره مى کند و نتايج بهترى هم ببار مى آورد. اهميت برنامه ريزى، مراحل و شيوه برنامه ريزى و ملاک هاى اولويت بندى

برداشت غلط درباره برنامه ريزى: بدانيد که اکثر افراد بر اساس همين برداشت هاى نادرست، وقت خود را تلف مى کنند. وقت گير پندارى برنامه ريزى، احساس موفقيت از بى برنامه گى، تصور به هم خوردن همه برنامه ها به خاطر کارهاى غيرمنتظره، برنامه ريزى به کار جنبه انتزاعى مى بخشد و….

مهم ندانستن نوشتن برنامه و هيچ حافظه اى مصون از خطا نيست، تعيين انجام دادن کارها بر اساس اولويت هاى برنامه با روى کاغذ آوردن برنامه هاى ذهنى. آسان مى شود بدون برنامه مکتوب ساعات روز با هر مسئله کوچک بى اثر،رها و منقطع مى شود.

2. بى نظمى:

امام على عليه السلام مى فرمايد: شما و تمام فرزندان و اهل بيتم و کسانى را که نوشته من به دست آنها مى رسد را به تقواى الهى و نظم در کارها سفارش مى کنم.[2]

فرد نامنظم علاوه بر اتلاف زمان خود باعث اتلاف زمان ديگران نيز مى شود. فرد منضبط هيچ گاه کارى را در نيمه راه رها نمى کند، بلکه اهدافى بلند بر مى گزيند و با سعى و کوشش آن را به فرجام مى رساند.

برخى از علل و راه هاى درمان بى نظمى

علل درمان

فقدان اهداف و برنامه صحيح تعيين اهداف در حوزه هاى اصلى و داشتن برنامه صحيح

عدم پيگيرى براى کارهاى خود مهلت تعيين کنيد و برآوردهاى دقيق از انجام کار داشته باشيد، براى خود جريمه قرار دهيد.

ناتمام گذاشتن کارها پيش از کنار نهادن کارها، آن ها را به اتمام برسانيد. به هر کارى يک بار بپردازيد و در همان بار اول آن را تمام کنيد.

آشفتگى و به هم ريختگى محل کار و راه حل کلى، پديد آوردن سيستم منسجم و به تحصيل هم پيوسته اى است که بر اساس آن هر چيزى جاى مخصوص خود را بيابد.

بى نظمى شخصى خود را به نظم واداريد تا کنترل مؤثر وظايف برايتان ميسر شود. در برخورد با اطلاعات، به نحو منظم و روشمند عمل کنيد و مکرر در مکرر به خود بگوييد که آدمى منظم و مرتب هستيد و در اين راه بکوشيد.

ضعف جسمانى و خستگى (سرحال در برنامه زندگى خود تغيير و تحول ايجاد نبودن) کنيد (غذا، خواب، نگرش، تفريح و ورزش، دوستان و…)

يادآورى: هدف شما بايد آن باشد که فکرتان را از هر چيز ديگرى جز آن چه روى آن کار مى کنيد، پاک سازيد. لوازم مهم و ضرورى را هميشه به صورت منظم در دسترس قرار دهيد. فضاى کار و مطالعه را چنان سامان دهيد که کارها با توجه به اولويت آنها در برابرتان قرار گيرد.

3. تنبلي[3] و بى حوصلگى:

امام باقر عليه السلام مى فرمايد:

«من از کسى که در امور دنيويش تنبلى کند بيزار هستم، زيرا کسى که در امور دنيايش تنبل باشد در امور مربوط به آخرتش تنبل تر است.»[4]

امام على عليه السلام در اين زمينه مى فرمايند: «شاخصه تنبلى به تأخير انداختن کار است»[5] فرد تنبل چون اهل کار نيست، حتى هدف هاى قابل دسترس و آسان را دست نايافتنى مى بيند و به همين دليل اوقات خود را به بطالت مى گذراند.

برخى علل و راه هاى درمان تنبلى

علل درمان

عوامل گرايشى مانند: عدم بايد در خود نگرش مثبت ايجاد کرد و به خود تمايل به قبول زحمت يا تلقين نمود (تلاش مى کنم، فردا يعنى هرگز، ناراحتى، ترس از شکست، عزت مهم امروز است، تنبلى مانع موفقيت است، نفس کم، افسردگى، ملالت، خواستن توانستن است. خجالت، احساس تقصير و…

موانع شناختى مانند: علت مسامحه کارى خود را شناسايى کنيد، براى خود برنامه ريزى دقيق داشته باشيد، مسائل را تجزيه، خرد و تحليل نمائيد، اقدام کنيد، توجه داشته باشيد که انسان هاى موفق، دفع اطلاعات ناکافى، مشخص نبودن اوقات نمى کنند، تنبل نيستند و تنبلى را اولويت ها، ترديد داشتن، مانع موفقيت مى دانند. مطمئن نبودن درباره مسئله و ناتوانى در درک اقدام به جا و به موقع، تفکر منفى، هدف هاى مبهم و …

شرايط محيط يا عوامل خارجى ابزار و مواد لازم را تهيه کنيد، محل کار و مانند: سر درگمى، نبود فعاليت علمى خود را مرتب و منظم تشکيلات، سرو صدا، فشار کارى نمائيد،دماى محل کار را بين 20 تا 26 درجه بيش از اندازه و…. نگهداريد، عوامل حواس پرتى را با مهندسى محيط حذف کنيد، تمرکز خود را روى يک هدف يا يک فعاليت قرار دهيد و از انجام کارهاى پراکنده پرهيز نمائيد.

موانع جسمانى موجود بر سر راه هر روز يا يک روز در ميان 20-15 دقيقه ورزش مانند: خستگى، استرس، بيمارى، کنيد و بدانيد تنها ورزش پايان هفته نه ورزش نکردن، بى تحرکى در طول تنها کافى نيست، بلکه از جهاتى مضر است، روز، پشت ميز نشستن و …. تغيير حالت دادن در نشستن و راه رفتن و تنفس کردن، به حالت آرام در آمدن، 20-15 دقيقه خواب در ميان روز، توجه به برنامه غذايى مخصوصاً مصرف قند، توجه به صبحانه کامل، تلقين و ….

4. پذيرش درخواست ها و خواهش ها: (تعارف بى جا و رودربايستى)

تعارف بى جا و رودربايستى داشتن در حقيقت يک نوع دروغگويى است. وقتى فرد نمى تواند و يا نمى خواهد کارى را انجام دهد و آن کار را بپذيرد، باعث اتلاف زمان، سرمايه ها و تضييع حقوق ديگران خواهد شد.

مرحوم مجلسى در بحارالانوار از کتاب دعوات راوندى از اميرالمؤمنين على عليه السلام روايت کرده که فرمود: وقتى از رسول خدا (ص) چيزى را مى خواستند چنانچه اراده اش بر انجام آن کار تعلق مى گرفت، مى فرمود: «آرى» و اگر نمى خواست آن را انجام دهد سکوت مى کرد و هرگز کلمه «نه» را بر زبان جارى نمى ساختند.[6]

برخى علل و راه هاى درمان پذيرش درخواست ها و خواهش ها

علل درمان

تمايل به خشنود کردن اولويت کارهاى خود را مرور کنيد و بدانيد که ديگران پذيرش هر کار جديد زير پا گذاشتن آن اولويت هاست

کسب توانايى از تقاضاهاى خود را بيش از حد ضعيف نشان ندهيد. بر تلاش ديگران هايتان اتکا کنيد

بى اطلاعى نسبت به شيوه به دقت گوش کنيد و دريابيد که از شما چه چيزى هاى نپذيرفتن خواسته مى شود، قبل از گفتن «بله» تا ده را بشماريد، دلايل خود را بيان کنيد، اگر قصد نپذيرفتن داريد اين کار را با قاطعيت و ادب انجام دهيد، با پاسخ متزلزل اميد کاذب در قلب درخواست کننده ايجاد نکنيد، راه حل ها و جايگزين هاى تازه اى عرضه کنيد.

5. تسويف و اهمال کارى: (کار امروز را به فردا افکندن)

پيامبر اکرم(ص) مى فرمايد: «اى ابوذر از اهمال کارى نسبت به اهداف خود برحذر باش زيرا تو امروزت را در اختيار دارى نه آينده ات را»[7]

تسويف منجر به سنگين تر شدن بار فرداها مى شود و نگرانى از کارهاى مانده و دشوارى انجام آنها به مرور زمان، منجر به بيمارى هاى عصبى و يا بى تفاوتى نسبت به امور مى شود، و به دنبال آن بى نظمى و عدم تعهد نسبت به مسؤوليت ها رخ مى دهد. و از همه مهم تر فرصت ها از دست مى رود.

برخى از علل و راه هاى درمان تسويف

علل درمان

اعتقاد به اينکه من تحت فشار توجه داشته باشيد اين تصور يک توجيه محض بهتر کار مى کنم است، براى انجام کار و مطالعه خود مهلت زمان مشخص کنيد، بر شروع کار به جاى پايان آن تأکيد کنيد، قاطع باشيد و اولويت ها را مشخص کنيد.

ترس از شکست بايد به توانايى ها و امکانات و استعداد خود توجه بيشتر نمود.

فقدان علاقه به موضوع درسى، به موضوع مورد علاقه خود بپردازيد، به عوامل يا فردى خاص مؤثر در ايجاد انگيزه توجه داشته باشيد.

عادت به انجام امور ساده و وقتى که در اوج انرژى روزانه خود هستيد، پيش پا افتاده در ابتدا و کارى را که مهم تر است انجام دهيد، توجه سپس به تعويق انداختن امور داشته باشيد که کار کنار گذاشته شده ممکن دشوار است حياتى تر بوده باشد و با تأخير آن خسارت بزرگى متحمل شويد.

6. ناآشنايى و بى اعتمادى به توانايى ها و استعدادهاى خويش

اين حالت منجر به عدم توانايى در تصميم گيرى و وسواس در عمل مى شود. جرأت لازم براى اجرا از دست مى رود. بيشتر زمان افرادى که داراى تصوير منفى از خود هستند به سرزنش خود ميگذرد و به علت روحيه منفى در کارها، بى انگيزه بوده و به اتلاف زمان در هر کار مى پردازند. فرد بايد خود را با ميزان توانى که دارد بپذيرد.(ليس للانسان الا ما سعى)

در مقابل آگاهى از توانايى ها و استعدادهاى خود و نگرش نسبت به خود مزاياى زير را در بر دارد:

اشتياق را تحريک مى کند. خلاقيت را زياد مى کند و شخصيت انسان را به نحو احسن شکوفا مى سازد.

برخى از علل و راه هاى درمان نا آشنايى و بى اعتمادى به توانايى ها و استعدادهاى خويش

علل درمان

عقده حقارت خود را بهتر ببينيد از طريق: بهتر کردن پوشش آرايش مو و ظاهر حفظ تندرستى تصوير ذهنى مثبت از خود داشتن در نقش انسان موفق بازى کنيد

پيچيده و شلوغ بودن برنامه تا مى توانيد ساده کنيد مسايل را ساده کنيد: هاى کار و مطالعه (مسائل و مشکلاتى که در رابطه با اموال، اشخاص، تعهدات و…. داريد يا ساده کنيد).

عوامل منفى از عوامل منفى جدا شويد (مشکلات را به خداوند واگذاريد خود را سرگرم کنيد. هرکار را به موقع خودش انجام دهيد. ورزش کنيد. به خنده و شوخى متوسل شويد. زندگى را ساده تر کنيد. فکرتان را روى مسائل مثبت متمرکز کنيد. به ديگران کمک کنيد. وقت خود را با يک دوست بگذرانيد).

7. تلاش بيش از حد

امام على عليه السلام مى فرمايد: «کار کمى که ادامه يابد، از کار زيادى که ملال آور باشد، اميد بخش تر است.»[8]

پذيرفتن و پرداختن به کارهاى مختلف بيش از توان منجر به بيمارى هاى جسمى و روحى مى شود. بنابراين هر کس بايد توجه به توان و ظرفيت خويش قبول مسؤوليت نمايد.

برخى از علل و راه هاى درمان تلاش بيش از حد

علل درمان

اعتماد بيش از حد به خود (من از خود بپرسيد چه چيزى را مى خواهيد ثابت از عهده انجام هر کارى بر مى کنيد. واقع گرا باشيد. عاقبت انديش باشيد. آيم) خودتان را هلاک نکنيد.

ناتوانى در نپذيرفتن در از پذيرفتن مسؤوليت صرفاً به خاطر مورد خواست ها تحسين واقع شدن خوددارى کنيد.

تخمين نادرست از انجام کار بدانيد که هر کارى بيش از آن چه مى پنداريد در محدوده زمان نياز به وقت دارد (زمان کار، زمان تنفس، 20 درصد زمان تخمينى)

ناتوانى در واگذارى امور به اگر کارها را بيشتر بر عهده بگيريد، بدين ديگران جهت که فکر مى کنيد شخص ديگرى قادر به انجام آن نيست، بى ترديد در انبوه کارها غرق و در انجام کارها دچار اشتباه خواهيد شد.

8. خستگى

فرد خسته، کارآيى کمترى خواهد داشت. خستگى مستقيماً بر ميزان وقت، حوصله، خلاقيت و پشتکار و … فرد تأثير مى گذارد. افرادى که فکر مى کنند با کار ممتد و بدون استراحت کافى مى توانند کار بيشترى انجام دهند در اشتباه هستند؛ زيرا خستگى حالتى است که سبب کم شدن کار بدنى و فکرى مى شود.

برخى از علل و راه هاى درمان خستگى

علل درمان

بى ميلى و بى علاقگى به کار انگيزه خود را مرور کنيد. به خود تلقين مثبت و مطالعه و خستگى هنگام بکنيد. به خواندن شعر مورد علاقه بپردازيد. مطالعه کتاب هاى مورد علاقه تان را بخوانيد. در وقت مطالعه تغيير حالت بدهيد. به نقطه نا معلوم نگاه کنيد. با صداى بلند مطالعه کنيد.

خستگى اعضاى بدن و به دنبال تفريح سالم و منظم، تحول در خواب و خوراک و آن خستگى فکرى … ورزش در هر روز يا يک روز در ميان بطور منظم 15-20 دقيقه، پس از يک يا دو ساعت مطالعه در روى زمين دراز بکشيد و کلمه راحتى را در مغز خود مجسم کنيد و خود را لمس نمائيد.

تشويش، اضطراب، عجله و بايد عوامل آن را شناسايى کرد و از چرخه کار نگرانى حذف نمود.

بى نظمى، بى برنامگى، پرخورى، کم خوابى، ضعف چشم، سطحى مطالعه کردن

تلقين هاى منفى توانايى ها و استعدادهاى خود را مرور کنيد، خود را بشناسيد.

9. عدم توانايى در تصميم گيرى و تصميم گيرى نادرست:

امام على عليه السلام مى فرمايد: «هر کس تصميمش بد باشد تيرش به خودش بر مى گردد»[9] قدرت و سرعت در تصميم گيرى از شاخصه هاى مهم براى مدير است، ناتوانى در تصميم گيرى باعث اتلاف وقت خود و ديگران مى شود. کسى که عادت دارد در هر موردى خود را کوچک بشمارد و در هر کارى با ضعف و بى قدرتى اظهار نظر کند، ضعيف و محجوب بار مى آيد.

برخى از علل و راه هاى درمان عدم توانايى در تصميم گيرى

علل درمان

روشن نبودن جوانب کار با افراد موفق، آگاه و با تجربه مشورت کنيد.

دو دل بودن بهترين راه رسيدن به هدف را بررسى کنيد، سپس نسبت به انجام آن کار تصميم بگيريد.

وابستگى به ديگران اجازه ندهيد ديگران به شما بگويند چه بايد انجام دهيد.

ترس از عاقبت کار از تعليل و وقت گذارى بيهوده جداً خوددارى کنيد. با تصميم گيرى هاى کوچک، خود را در تصميم گيرى قوى تر کنيد.

10. رفاه زدگى آلاينده:

رفاه طلبى و پرداختن بى حد و اندازه به امور رفاهى، انسان را از اهداف مهمتر و والاتر باز داشته و از اين طريق بسيارى از فرصت ها از دست خواهد رفت.

منابع كمكى:

1- اسلامى، سعيد؛ مديريت کاربردى وقت. بى جا، بى تا، 1373.

2- بلس، ادوانس؛ روان شناسى تنبلى. ترجمه: مهدى قراچه داغى، تهران: نشر دايره، 1379.

3- چايمن، الودون، نگرش مثبت و نحوه بهبود آن. ترجمه: غلامعلى سرمد، تهران: مرکز آموزش بانکدارى، 1368.

4- حقيقى، محمد على؛ الگويى براى تنظيم وقت مديريت. تهران؛ نشر عالم، 1377.

5- لى ورت، لوار؛ مديريت زمان. ترجمه تأليف: غلامرضا خاکى، تهران: سازمان بهره ورى، 1375.

6- مکنزى، الک؛ مديريت بهره ورى از زمان. ترجمه: محمد رضا رضاپور، تهران: معارف 1374.

7- معاونت تربيتى ـ فرهنگى مؤسسه امام خمينى(ره)، مديريت برنامه ريزى و زمان، قم: مرکز انتشارات، 1385.

[1] . معانى الاخبار، 243.
[2] . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج17، ب47، ص50.
[3] . تنبلى يعنى به تعويق انداختن انجام کارى که بايد همين حالا انجام شود. (دوانس بلس، ترجمه مهدى قراچه داغى، روان شناسى تنبلى، ص 14)
[4] . محمد رى شهرى، ميزان الحکمه، ج 8، ص 393.
[5] . غرر الحکم، 4471.
[6] . سيد محمد حسين طباطبايى، سنن النبى، ص 70.
[7] . بحار، ج77، ص 75 و الحياه، ج 1، ص 359.
[8] . نهج البلاغه، قصار الحکم، کلمه 278.
[9] . غرر الحکم، 8315.
منبع :سايت انديشه قم