علت عدم بیان کیفیت نماز خواندن در قرآن کریم

  نماز اوّلین فریضه ای است كه بعد از اعلان رسالت بر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ عرضه شد و آن حضرت آنرا برای مسلمانان آموزش دادند. چنانچه از روایات و اخبار بر می آید مسلمانان صدر اسلام در دوران حیات نبوی همگی به یك شكل نماز می گذاردند و این اختلاف و تفاوتی كه در جزئیات نماز بوجود آمده ناشی از افتراق امت به گروهها و فرقه های متعدد می باشد.

اینکه در قرآن کریم به شیوه نماز خواندن و بیان جزئیات آن پرداخته نشده است پاسخهای زیر را می توان ارائه داد:

  1. قرآن کریم به کلیات مسائل دینی پرداخته و بسیاری از جزئیان را به خود پیامبر اسلام واگذار نموده است. حتی برخی عقاید و احکام توسط خود رسول خدا بیان شده است زیرا سخن پیامبر همان سخن خدا است و اطاعت از آن واجب است.
  2. نماز یک نوع عمل است که باید در خارج به صورت عملی برای دیگران نشان داده شود. مثلا درقرآن کریم اگر می فرمود دو رکعت نماز بخوانید و رکوع و سجده انجام دهید و امثال این امور، کسی از آن چیزی نمی فهمید و در کتابت و نوشته عمل و فعل خارجی قابل نشان دادن نیست و به همین علت آموزش نماز به رسول خدا پیامبر اسلام (ص) واگذار شد و آن حضرت نماز را با تمام جزئیات و روش انجام دادن آن، به اصحاب آموزش داد و عملا این عبادت مهم را برای مردم انجام دادند. آن حضرت در ابتداء به مردم می‌گفتند نماز بخوانید همانگونه که من نماز می خوانم. این مطلب در حدیثی از پیامبر اسلام(ص) نقل شده که در کتابهای حدیثی و فقهی شیعه و سنی منعکس گردیده است. مثلا در کتاب صحیح ابن حبان آمده که پیامبر اسلام فرمود: «صَلُّوا كَمَا رَأَیتُمُونِی أُصَلِّی» ابن حبان در ادامه نقل این حدیث می‌گوید این جمله امر است و شامل تمام جزئیات می شود که پیامبر اسلام به مردم عملا نشان داده است.[1] و همین طور شیعیان به این حدیث برای تمام جزئیات و شیوۀ نماز خواندن پیامبر اسلام احتجاج می‌کنند. محقق داماد در رساله اش می‌گوید به دلیل حدیث« صلوا كما رأیتمونی اصلى» یعنی نماز بخوانید همانگونه که من می خوانم، تأسی به فعل رسول خدا(ص) نسبت به کمیت و کیفیت نماز واجب است.[2]

بنابراین كیفیت و کمیت نماز به وضوح و بدون هیچ کم و کاستی از طرف رسول خدا(ص) به مسلمانان آموزش داده شده است ولی این تغییرات و اختلافاتی که در بین فرقه‌های اسلامی دیده می شود به دلایلی در زمان خلفای اسلامی به وجود آمده است. ما در اینجا یک حدیث را که اهل سنت هم آن را نقل نموده ذکر می کنیم که نماز پیامبر اسلام همان گونه بوده است که اهل بیت پیامبر(ع) و شیعیان آنان انجام می‌دهند.

    در متون اهل سنت نقل شده که محمد بن عمر و ابن عطا روایت کرده اند، ابو حمید ساعدی از ده نفر از اصحاب رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ شنید که یکی از این ده نفر ابو قتاده است. پس ابو حمید می­گوید: من داناترین شما بر نماز رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ هستم به او گفتند: نماز را عرضه کن پس گفت: رسول خدا زمانی که به نماز می ایستاد دو دوست خود را بالا می برد تا موازی دو گوشش قرار می داد. سپس تکبیر می گفت تا اینکه هر عضو بدنش در جای خود قرار می‌گرفت و سپس حمد و سوره را قرائت می‌کرد. پس تکبیر می گفت و دستها را تا گوش بالا می برد سپس به رکوع می رفت و دو کف دست خود را بر زانو می گذاشت سپس آرام می گرفت نه سرش را بالا می برد و نه زیاد پایین می انداخت و می گفت خدا سخن کسی که او را مدح کند شنید (سمع الله لمن حمده). سپس دو دست را بالا می برد تا کنار گوش و الله اکبر می گفت و خود را به زمین می انداخت و دو کف دست خود را کنار خود می گذاشت سپس سر به سجده می برد، و بلند می شد بر روی پای چپ می نشست و انگشتان دو پایش را موقع سجده باز می کرد و سجده می کرد و سپس الله اکبر می گفت و بلند می شد و بر پای چپ می نشست تا اندامش آرام می گرفت سپس به همین ترتیب نماز را ادامه می داد… همه گفتند: راست گفتی رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ این چنین نمازمی خواند.[3]

با توجه به اینكه در روایت ابوحمید که ازطریق خود اهل سنت نقل شده سعی گردیده تمام جزئیات و مستحبات نماز را كه حضرت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ ‌انجام می­دادند بیان كند و از این بیان ابوحمید ساعدی بدست می­ آید كه حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ در قیام نماز دست روی دست نمی گذاشتند و در آخر سورۀ حمد آمین نمی گفته است و از طریق اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ نه تنها هیچ حدیث و روایتی در تأیید روش نماز خواندن اهل سنت نقل نشده است بلكه احادیث معصومین بر ردّ و بطلان این روش دلالت دارند. و این خودش حاكی از این است كه نماز رسول خدا به همان روشی بوده كه ائمه معصومین ـ علیهم السّلام ـ انجام می داده اند.

نویسنده: حمیدالله رفیعی

[1] . محمد بن حبان تمیمی بستی،  صحیح ابن حبان بترتیب ابن بلبان، ج4ص541،  دار النشر: مؤسسۀ الرسالۀ – بیروت – 1414 – 1993، الطبعۀ: الثانیۀ، تحقیق: شعیب الأرنؤوط.

[2] . محقق داماد، اثنا عشر رساله،  ج2ص196، بی‌تا، بی‌نا.

[3]. نووی، محی الدین، المجموع، دارالفکر، ج3، ص401، و ابن حجر عسقلانی، تلخیص الحبیر، دارالفکر، ج3، ص271؛ ابن حنبل، احمد، مسند. بیروت، دارصادر، ج2، ص454؛ بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، بیروت، دارالفکر، 1401ق، ج1، ص191.