علت زیارت قبور

شبهه

چرا به زیارت قبور اولیا و انبیاء می رویم و چه فائده­ای از این کار نصیب زائر می­گردد؟

پاسخ شبهه

علت رفتن به زیارت قبور را می ­توان از ابعاد و زوایای مختلف بحث و بررسی نمود، یکى از آنها آثار تربیتی رفتن به دیار خاموشان است که در آن بزرگان و قدرتمندان و ثروتمندان جهان با یک لباس سفید هم‏شکل آرمیده‏اند و چیزى جز کفن همراه خود نبرده ‏اند. همین دیدار، سبب مى ‏شود که انسان، از حرص و آز خویش بکاهد. در روایاتى که از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل شده، این نکته تصریح شده است:«کنتُ نَهَیْتُکُم عن زیارهِ القُبُورِ. ألا فَزُوروها فإنَّها تُرِقُّ القلبَ و تُدْمِعُ العَیْنَ و تُذَکِّرُ الآخِرَه؛[۱] من شما را از زیارت قبور نهى کرده بودم- به خا طر این‏که به زیارت قبور مشرکان مى ‏رفتند که‏ خود ممنوع است- اکنون (که قبور مسلمانان و شهیدان در برابر شماست)، زیارت کنید! زیرا زیارت دل‏ها را نرم مى ‏کند و دیدگان را اشک‏بار مى‏ سازد و آخرت را به خاطر مى‏ آورد».

و در حدیث دیگر فرمودند:

«زُوروا القُبُورَ فإنّها تُذَکِّر الآخِرهَ؛[۲] گور مردگان را زیارت کنید زیرا آخرت را به یاد شما مى ‏آورد».

آن‏چه گفته شد مربوط به زیارت قبور مردم عادى است که کمترین فایده آن، یادآورى مرگ و روز رستاخیز است؛ ولى زیارت تربت عالمان، اثر دیگرى دارد؛ زیرا علاوه بر این‏که از شخص آنان تجلیل مى ‏شود، نوعى ترویج از علم و دانش به شمار مى‏رود و سبب مى‏ شود که نسل جوان، به خاطر احترامى که عالمان- در زندگى و پس از مرگ- دارند به علم، گرایش پیدا کنند و در شمار آنان درآیند و همچنین با ارتباط با روح علما و صلحا می­ توان استفاده علمی نمود. از فخرالدّین رازی نقل شده که وی در کتاب المطالب العالیه ضمن بررسی فائده زیارت قبور مؤمنان و صالحان گفت: «حکایت می‌شود که پیروان ارسطو، هر وقت مسئله‌ای برای آنان دشوار می‌شد، به‏ کنار قبر او می‌رفتند و بحث می‌نمودند، حل آن مسئله بر ایشان کشف می‌شد و مانند این در کنار قبور بزرگان از عالمان و زاهدان حاصل می‌شود»[۳]

ابن‏ حِبّان‏ از علماى اهل سنت متوفى ۳۵۰ ه صاحب کتاب ثقات مى‏ گوید: بارها به زیارت قبر على بن موسى الرضا رفتم در مدتى که در طوس بودم هر وقت مشکلى برایم عارض مى ‏شد به زیارت قبر آن‏ حضرت مى ‏رفتم و از خدا مى‏ خواستم که مشکلم را حل کند و الحمد للَّه‏ مشکل بر طرف مى ‏شد بارها امتحان کردم و نتیجه گرفتم‏.[۴]

زیارت تربت شهیدان که با خون سرخ خویش از شرف و عزّت ملّتى دفاع کرده‏اند، مفهومى فراتر از زیارت قبور افراد عادى دارد. حضور در کنار مرقد آنان نوعى بستن پیمان با آنان است که راه آن‏ها را ادامه خواهند داد. پس زیارت قبر شهید، گذشته از تکریم و احترام او، پاسدارى از آرمان‏هاى اوست.

حضور در حرم پیامبر (ص) گذشته از این‏که قدرشناسى از جان‏فشانى ‏ها و فداکارى‏ هاى اوست، بیعت با آن حضرت و نشان پایدارى بر آرمان‏هاى او به شمار مى‏ رود. این مطلب از امام هشتم علیه السلام وارد شده است:«إنّ لِکُلِّ إمامٍ عَهداً فى عُنُقِ أوْلِیائِهِ و شِیعَتِهِ و إنَّ مِنْ تَمامِ الوَفاءِ بِالعَهْدِ زیارهَ قُبُورِهِم؛[۵] هر امامى بر گردن دوستان و شیعیان خویش پیمانى دارد و زیارت قبور پیشوایان، بخشى از عمل به این پیمان است».

تو گویى با این زیارت، با پیشواى خود پیمان مى ‏بندد که جز راه و رسم آنان، از راه و رسم دیگرى پیروى نکند.

یکی دیگر از فوائد زیارت قبور انبیاء و اولیاء طلب آمرزش از روح بلند آنان است، در قرآن مجید به گناه‏کاران دستور داده شده به حضور پیامبر (ص) برسند و از او درخواست آمرزش کنند و پیامبر خدا صلى الله علیه و آله هم در حق آنان دعا کند. در این صورت خدا گناهان آنان را مى‏ بخشد:« وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً؛ اگر آنان که بر خویش ستم کرده‏اند نزد تو مى ‏آمدند و از خدا آمرزش مى‏ خواستند و پیامبر نیز براى آنان آمرزش مى‏ خواست، خدا را توبه‏ پذیر و مهربان مى‏ یافتند».[۶]

این آیه هر چند در آغاز نظر، مربوط به دوران حیات پیامبر صلى الله علیه و آله است، ولى با توجه به این‏که پیامبرِ شهیدان بهتر از شهیدان، زنده است و پیام ‏هاى زائران را مى‏ شنود و پاسخ درودفرستندگان را نیز مى ‏گوید؛ مى‏تواند براى زائران‏ مرقد خویش طلب مغفرت کند.

نه تنها پیامبر صلى الله علیه و آله به طور شفاهى، یاران را به زیارت قبور مى‏ خواند، بلکه خود نیز عملًا به زیارت آنها مى ‏رفت، عایشه- همسر پیامبر صلى الله علیه و آله- مى ‏گوید: پیامبر صلى الله علیه و آله در آخرین بخش شب، خانه را به قصد زیارت بقیع ترک مى ‏کرد و آنگاه وارد این سرزمین مى ‏شد و با آرمیدگان در دل خاک چنین مى ‏گفت: «السَّلامُ عَلَیکُم دارَ قَومٍ مُؤمنینَ وَ أتاکُم ما تُوعَدوُنَ غَدَاً مُؤَجَّلوُنَ وَ إنّا إن شاءَ اللَّهُ بِکُمْ لاحِقُونَ. ألّلهُمَّ اغْفِرْ لأهلِ البَقیعِ الغَرْقد؛[۷] درود بر شما اى ساکنان خانه افراد باایمان! آن‏چه که به وقوع آن در آینده وعده داده مى‏ شدید، سراغ شما آمد (و شما میان مرگ و روز رستاخیز به سر مى‏برید.) ما نیز به شما خواهیم پیوست. پروردگارا! اهل بقیع غرقد را بیامرز!».

تقى‏ الدین سبکى شافعى (م ۷۵۶) از فقیهان چیره‏ دستى است که عقاید ابن تیمیه را در مورد عدم استحباب زیارت قبر پیامبر (ص) نقد کرده و کتابى به نام «شفاء السّقام فى زیاره خَیْرِ الأنام» نوشته است. وى در این کتاب، احادیثى را که محدّثان در باره زیارت قبر پیامبر (ص) نقل کرده ‏اند گردآورده است که مى‏تواند مسأله را به حد تواتر برساند.

عبداللَّه بن عمر از پیامبر (ص) نقل مى ‏کند:

«مَنْ زارَ قَبْرى‏ وَجَبَتْ لَهُ شَفاعَتى‏؛ هر کس قبر مرا زیارت کند حتماً او را شفاعت خواهم کرد».[۸]

امام محمد باقر علیه السلام از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل مى‏ کند:

«مَنْ زارَنى‏ حَیّاً و مَیِّتاً کُنْتُ لَهُ شَفیعاً یَومَ القیامهِ؛ [۹]هر کس مرا زنده یا مرده زیارت کند او را شفاعت خواهم کرد».

امیرمؤمنان علیه السلام مى ‏فرماید:

«أتِمُّوا بِرَسولِ اللَّهِ حَجَّکُمْ إذا خَرَجْتُم الى بیتِ اللَّهِ فَإنَّ تَرْکَهُ جفاءٌ و بِذلِکَ أُمِرْتُمْ وَ أَتِمُّوا بِالقُبُورِ الَّتى‏ ألْزَمَکُمُ اللَّهُ زِیارَتَها وَ حَقَّها؛ زمانى که آهنگ زیارت خانه خدا کردید حج خود را با زیارت مرقد پیامبر صلى الله علیه و آله به پایان‏ برسانید زیرا ترک زیارت مرقد او جفا بر آن حضرت است و شما به این کار مأمور شده‏اید و نیز با زیارت قبورى که به زیارت آنها ملزم شده‏اید حج خود را به پایان برسانید».[۱۰]

روى این اساس، همه مسلمانان جهان، در أیام حج، برنامه سفر خود را طورى تنظیم مى‏ کنند که یا در رفتن و یا به هنگام برگشتن، به زیارت مرقد پیامبر صلى الله علیه و آله موفق شوند.

پی نوشت ها:

[۱] . علاء الدین علی بن حسام الدین ابن قاضی خان القادری الشاذلی الهندی البرهانفوری ثم المدنی فالمکی الشهیر بالمتقی الهندی (المتوفى: ۹۷۵هـ)، کنز العُمّال، مؤسسه الرساله، الخامسه، ۱۴۰۱هـ/۱۹۸۱م ج ۱۵، حدیث ۴۲۵۵۵٫

[۲] .مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشیری النیسابوری (المتوفى: ۲۶۱هـ)، صحیح مسلم، دار إحیاء التراث العربی – بیروت ج ۲، ص ۶۷۱٫

[۳] . عبد الله جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، اسراء،  ج ۳ْ، ص  ۱۵۱٫

[۴] . محمد بن حبان البُستی (المتوفى: ۳۵۴هـ)، الثقات، دائره المعارف العثمانیه بحیدر آباد الدکن الهند، الأولى، ۱۳۹۳ ه‍ = ج ۸، ص ۴۵۶

[۵] . محمد بن حسن. شیخ حر عاملى، وسائل الشیعه، ‏مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم‏، ۱۴۰۹ ق‏،  ج ۱۰، باب ۴۴، از ابواب مزار، حدیث ۲٫

[۶] . نساء، آیه ۶۴٫

[۷] . صحیح مسلم، ج ۳، ص ۶۳، کتاب جنائز.

[۸] . أبو الحسن علی بن عمر بن أحمد بن مهدی بن مسعود بن النعمان بن دینار البغدادی الدارقطنی (المتوفى: ۳۸۵هـ)، سنن دارقطنى، حققه وضبط نصه وعلق علیه: شعیب الارنؤوط، حسن عبد المنعم شلبی، عبد اللطیف حرز الله، أحمد برهوم،

مؤسسه الرساله، بیروت – لبنان ج ۲، ص ۷۸، باب المواقیت.

[۹] . عبد الله بن جعفر حمیرى، قرب الاسناد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام‏، مؤسسه آل البیت علیهم السلام‏، قم‏، ۱۴۱۳ ق‏، ص ۳٫

[۱۰] . محمد بن على‏ ابن بابویه، الخصال‏، ۳۸۱ ق‏، جامعه مدرسین‏، قم‏، ۱۳۶۲ ش‏،  ج ۲، ص ۴۰۶٫

منبع: ضیائی