علائم غير حتمي(2)

65. و ديدي كه: هرج و مرج بسيار است.
66. و ديدي كه: مرد روز خود را با مستي به شب مي‌رساند، و شب خود را نيز به همين منوال به صبح برساند و هيچ اهميّتي به برنامه مردم ندهد.
67. و ديدي كه با حيوانات آميزش مي‌شود.
68. و ديدي كه مردم به مسجد (محل نماز) مي‌رود وقتي برمي‌گردد لباس در بدن ندارد، (لباس را دزديده‌اند).
69. و ديدي كه: حيوانات همديگر را بدرند.
70. و ديدي كه: دل‌هاي مردم سخت و ديدگان‌شان خشك و ياد خدا برايشان گران است.
71. و ديدي كه: بر سر كسب‌هاي حرام آشكار را رقابت كنند.
72. و ديدي كه: نمازخوان براي خودنمايي نماز مي‌خواند.
73. و ديدي كه: فقيه براي دين خدا فقيه نمي‌آموزد و طالب حرام ستايش و احترام مي‌گردد.
74. و ديدي كه: مردم در اطراف قدرتمندانند.
75. و ديدي كه: طالب حلال، مذمت و سرزنش مي‌شود و طالب حرام، ستايش و احترام مي‌گردد.
76. و ديدي كه: در مكه و مدينه كارهايي مي‌كنند كه خدا دوست ندارد و كسي از آن جلوگيري نمي‌كنند و هيچ‌كس بين آنها و كارهاي بدشان مانع نمي‌شود.
77. و ديدي كه:‌ آلات موسيقي و لهو در مدينه و مكه آشكار گردد.
78. و ديدي كه مرد سخن حق گويد و امر به معروف و نهي از منكر كند، ولي ديگران او را از اين كار برحذر مي‌دارند.
79. و ديدي كه: مردم به همديگر نگاه مي‌كنند، و از مردم بدكار پيروي نمايند.
80. و ديدي كه: راه نيك خالي و راه رونده ندارند.
81. و ديدي كه: مرده را مسخره كنند و كسي براي او اندهگين نشود.
82. و ديدي كه: سال به سال بدعت و بدي‌ها بيشتر شود.
83. و ديدي كه: مردم و جميعت‌ها جز از سرمايه‌داران پيروي نكنند.
84. و ديدي كه: به فقير چيزي را دهند كه برايش بخندند، ولي در راه غير خدا ترحّم است.
85. و ديدي كه: علائم آسماني آشكار شود و كسي از آن نگران نشود.
86. و ديدي كه: مردم مانند حيوانات در انظار يكديگر عمل جنسي به جاي مي‌آورند و كسي از ترس مردم از آنها جلوگيري نمي‌كند.
87. و ديدي كه: انسان در راه غير خدا بسيار خرج كند، ولي در راه خدا از اندك هم مضايقه دارد.
88. و ديدي كه: حقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هيچ احترام براي آنها قايل نيستند بلكه نزد فرزند از همه بدترند.
89. و ديدي كه: زنها بر مسند حكومت بنشينند و هيچ كاري جز خواستة آنها پيش نرود.
90. و ديدي كه: پسر به پدر نسبت دروغ بدهد، و پدر و مادرش را نفرين كند و از مرگ‌شان شاد گردد.
91. و ديدي كه: اگر روزي بر مردي بگذرد، ولي او در آن گناه بزرگي مانند بدكاري، كم‌فروشي و زشتي انجام نداده ناراحت است.
92. و ديدي كه: قدرتمندان غذاي عموم مردم را احتكار كنند.
93. و ديدي كه: اموال حق خويشان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ (خمس) در راه باطل تقسيم گردد و با آن قماربازي و شراب‌خواري شود.
94. و ديدي كه: به وسيلة شراب بيمار را مداوا و براي بهبودي آن تجويز كنند.
95. و ديدي كه: در امر به معروف و نهي از منكر و ترك دين بي‌تفاوت و يك‌سانند.
96. و ديدي كه: سر و صداي منافقان برپا، امّا صداي حق‌طلبان خاموش است.
97. و ديدي كه: براي اذان نماز مزد مي‌گيرند.
98. و ديدي كه: مسجدها پر است از كساني كه از خدا نترسند و غيبت هم نمايند.
99. و ديدي كه: خورندگان اموال يتيمان ستوده شوند.
100. و ديدي كه:‌ قاضيان برخلاف دستور خداوند قضاوت كنند.
101. و ديدي كه: استان‌داران از روي طمع، خائنان را امين خود قرار دهند.
102. و ديدي كه: فرمان‌روايان، ميراث مستضعفان را در اختيار بدكاران از خدا بي‌خبر قرار دهند.
103. و ديدي كه: بر روي منبرها از پرهيزكاري سخن مي‌گويند، ولي گويندگان آن پرهيزكار نيستند.
104. و ديدي كه: صدقه را با وساطت ديگران، بدون رضاي خداوند و به خاطر درخواست مردم بدهند.
105. و ديدي كه: وقت (اول) نمازها را سبك بشمارند.
106. و ديدي كه: هم و هدف مردم شكم و شهوت‌شان است.
107. و ديدي كه: دنيا به آنها روي كرده است.

108. و ديدي كه: نشانه‌هاي برجستة حق ويران شده است؛ در اين وقت خود را حفظ كن و از خداوند بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد.[1]

پی نوشت:

[1] . محمد باقر مجلسي، بحارالانوار ، ج 52، ص 256.

منبع :مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه