عفت و پاکدامنی از عوامل رشد معنوی

 یکی از اموری که باعث رشد معنوی در انسان می شود عفت و پاکدامنی است. مقدمه عفت و پاکدامنی اجتناب از نگاه حرام است. بنابراین اجتناب از نگاه حرام از عوامل رشد معنوی محسوب می گردد. در روایات اهل بیت علیه السلام  به این امر بسیار تأکید شده که به برخی از آنها اشاره می شود:

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: «النظر سهم مسموم من سهام ابلیس فمن ترکها خوفا من الله اعطاه الله ایمانا یجد حلاوه فى قلبه»] نگاه بد، تیرى از تیرهاى مسموم شیطان است. هر کس از ترس خدا چشم خود را فرو بندد، خداوند به او ایمانى مى‏ دهد که از درون، شیرینى آن را احساس مى ‏کند.

حضرت على علیه السلام فرمود: «لکم اول نظره الى المرئه فلا تتبعوها بنظره اخرى و احذروا الفتنه»[۲]  نگاه اوّل به سوی زن مانعى ندارد ولى آن را با نگاه بعدی ادامه ندهید زیرا سبب فتنه شده و از فتنه اجتناب کنید.

در «صحیح بخارى» مى‏ خوانیم که پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: جلو راه مردم ننشینید. برخى گفتند: ما ناچاریم از نشستن. فرمود: پس حقّ آن را ادا کنید. پرسیدند حقّ آن چیست؟ فرمود: «غض البصر و کف الاذى و رد السلام و الامر بالمعروف و النهى عن المنکر» ترک چشم چرانى و مردم آزارى، جواب دادن به سلام دیگران، امر به معروف و نهى از منکر. [۳]

امام صادق علیه السلام فرمود : «النظره سهم من سهام إبلیس مسموم  من ترکها لله عز وجل لا لغیره أعقبه الله أمنا وایمانا یجد طعمه»[۴]  یعنی نگاه به نامحرم تیری از تیر های مسموم ابلیس است که هر که آن را برای خدا ترک کند نه برای غیر خدا، خداوند به او امن و ایمانی خواهد داد که طعم آن را بچشد.

امام صادق علیه السلام  نگاه حرام را موجب حسرت طولانی دانسته می فرماید: «النظر سهم من سهام إبلیس مسموم ، وکم من نظره أورثت حسره طویله»[۵] . یعنی نگاه حرام تیری مسموم از تیرهای ابلیس است  و چه بسا نگاه های حرامی که حسرت طولانی را به جای می گذارد.

از آنچه بیان شد این نتیجه به دست می آید که نگاه حرام انسان را از رشد معنوی باز می دارد. کسی که در دام شیطان بیافتد و  تمام عمر را حسرت کسی را بکشد که با نگاه حرام او را دیده است اصلا نمی تواند رشد معنوی داشته باشد. و بر عکس اگر کسی برای خدا از نگاه حرام اجتناب کند، شیرینی عبادت را با قلبش حس می کند و این شیرینی باعث جذب او به سوی عبادت خدا شده و موجبات رشد معنوی او را فراهم می کند.

خداوند در قرآن کریم می فرماید: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما یَصْنَعُونَ»[۶] یعنی به مردان مؤمن بگو: چشمان خود را (از نگاه به نامحرم) فروگیرند و دامن خود را حفظ نمایند. این براى پاک ماندن آنان بهتر است. خداوند به آنچه انجام مى‏دهند آگاه است.

کلمه‏ «یَغُضُّوا» از ریشه «غض» به معناى کاستن و پایین آوردن است. چنانکه لقمان به فرزندش مى ‏فرماید: «وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ»[۷] یعنى صدایت را پایین بیاور و با صداى بلند صحبت نکن. در اینجا نیز مراد از «غض بصر» بستن چشم نیست، بلکه پایین آوردن نگاه است، به گونه‏اى که انسان نامحرم را ببینند.

مراد از «فُرُوجٍ» عورتین است که باید آن را از نگاه دیگران پوشاند. البتّه مراد از حفظ فروج در دیگر آیات قرآن، حفظ از زناست، ولى در این آیه، بر اساس روایات، حفظ از نگاه است.

 استاد قرآئتی از این آیه پیام های زیر نتیجه گیری نموده است:

لازمه‏ ى ایمان، حفظ نگاه از حرام است. قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا …

جاذبه‏ هاى غریزى را باید کنترل کرد. «یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ»

گناه را از سرچشمه جلوگیرى کنیم وتقوا را از چشم شروع کنیم. «مِنْ أَبْصارِهِمْ»

چشم پاک، مقدّمه‏ى پاکدامنى است. «یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ»

پاکدامنى، براى مردان نیز لازم است. «یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ»

چشم ‏چرانى و بى‏عفّتى، مانع رشد معنوى‏ انسان است. «یَغُضُّوا- یَحْفَظُوا- أَزْکى‏»

همواره در محضر خدا هستیم. در محضر خدا معصیت نکنیم. یَغُضُّوا … إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما یَصْنَعُونَ‏.[۸]

خداوند متعال در آیه دیگری می یفرماید: «وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَهِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»[۹]؛ و به زنان با ایمان بگو: از برخى نگاه‏ها چشم‏ پوشى کنند و دامن‏ هاى خود را حفظ نمایند و جز آنچه (به طور طبیعى) ظاهر است، زینت ‏هاى خود را آشکار نکنند و روسرى خود را بر گریبان بیفکنند (تا علاوه بر سر، گردن و سینه‏ ى آنان نیز پوشیده باشد) و زینت خود را ظاهر نکنند جز براى شوهر، یا پدر یا پدرشوهر، یا پسر، یا پسرشوهر (که از همسر دیگر است) یا برادر، یا پسربرادر، یا پسرخواهر، یا زنان (هم‏کیش)، یا آنچه مالک شده ‏اند (از کنیز و برده)، یا مردان خدمت کار که‏ تمایل جنسى ندارند، یا کودکانى که (به سنّ تمییز نرسیده و) بر امور جنسى زنان آگاه نیستند. و پاى خود را به گونه ‏اى به زمین نکوبند که آنچه از زیور مخفى دارند آشکار شود. اى مؤمنان! همگى به سوى خدا باز گردید و توبه کنید تا رستگار شوید.

این آیه شریفه می فرماید هم چون مردان که باید از نگاه آلوده به زنان بپرهیزند، زنان نیز نباید از روى شهوت به مردان نامحرم بنگرند، بلکه باید نگاه خود را کنترل کنند و زینت و زیبایى خود را از نامحرم بپوشانند، جز صورت و دست ‏ها که به طور طبیعى ظاهر است و پوشش آنها، موجب مشکلاتى در انجام امور زندگى مى‏ شود.

حفظ حجاب و ترک جلوه‏گرى، ثمرات بسیارى دارد که برخى از آنها عبارت است از:

آرامش روحى، استحکام پیوند خانوادگى، حفظ نسل، جلوگیرى از سوء قصد و تجاوز، پیشگیرى از امراض مقاربتى و روانى، پائین آمدن آمار طلاق، خودکشى، فرزندان نامشروع و سقط جنین، از بین رفتن رقابت‏ هاى منفى، حفظ شخصیّت و انسانیّت زن، و نجات از چشم ‏ها و دل هاى هوس بازى که امروز غرب و شرق را در خود فرو برده است. [۱۰]

 اگر کسی مواردی را که دراین آیه شریفه ذکر شده رعایت کند بی تردید از نظر معنوی رشد کرده و به مدارج بالاتری از رشد معنوی می رسد و بر عکس اگر اعتنایی به این امور نکند انحطاط معنوی نصیب او خواهد. امروز جوامع مختلفی را در دنیا می بینیم که با عدم رعایت حجاب و حد و حدود عفت و حیا به جامعه حیوانی خود را نزدیک کرده اند و تماس های خیر اخلاقی بین زن و مرد باعث فرو ریختن کانون خانوادگی شده و حتی منجر به هم جنس گرایی گردیده است. از نظر این نوع مردم، معنویت هیچ معنا و مفهومی ندارد و فقط به اشباع خواستهای حیوانی خود می اندیشند. امروز جوامع بشری از وجود این گونه افراد بسیار رنج می برند و مشکلات اجتماعی و جنایت های گوناگون از سوی همین افراد متوجه انسانها و جامعه شده و تعادل زندگی را بهم زده اند. اگر افراد یک جامعه از معنویت لازم برخوردار باشند آن جامعه دارای رشد معنوی خواهد بود و چالش های اجتماعی را به حد اقل خواهد رساند. از این رو امام خمینی (ره)فرمود: «اگر تمام انبیا -علیه السلام- در یک عصر مجتمع می‌شدند، هیچ اختلافی نداشتند».[۱۱]  بنابراین رشد معنوی انبیاء که در درجه نهایی رسیده و رنگ خدایی دارد مانع از اختلاف بین آنان می شود.

پی نوشت ها:

[۱] . میرزا حسین النوری الطبرسی،  مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۲۶۸، مؤسسه آل البیت (ع) لإحیاء التراث – بیروت – لبنان، چ۲، ۱۴۰۸ق.

[۲] . ابن شعبه حرانی، تحف العقول عن آل الرسول ( ص )، ص۱۲۱، قم، مؤسسه النشر الإسلامی التابعه لجماعه المدرسین بقم المشرفه، چ۲، ۱۴۰۴ق، تحقیق : تصحیح وتعلیق : علی أکبر الغفاری

[۳] . محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۳، ص۱۰۳، دار الفکر للطباعه والنشر والتوزیع،۱۴۰۱/ ۱۹۸۱ م.

[۴] . الحر عاملی، وسائل الشیعه ( آل البیت )، ج۲۰، ص۱۹۳، قم، مؤسسه آل البیت (ع) لإحیاء التراث، چ۲، ۱۴۱۴ش

[۵] . الشیخ الکلینی، الکافی، ج۵، ص۵۵۹، دار الکتب الإسلامیه – طهران، چ۲، ۱۳۶۷ش. تحقیق : تصحیح وتعلیق : علی أکبر الغفاری.

[۶] . سوره نور ، ۳۰.

[۷] . لقمان، ۱۹.

[۸] . محسن قرآتی، تفسیر نور، ج۶، ص۱۷۳، تهران‏، مرکز فرهنگى درسهایى از قرآن‏ چ۱۱، ۱۳۸۳ش.

[۹] . نور، ۳۱.

[۱۰] .تفسیر نور، ج۶، ص۱۷۲- ۱۷۵.

[۱۱] . صحیفه امام – جلد ۲۰ – صفحه ۷۸.