شیعه شناسی » اخلاق و عرفان » رشد معنوی »

عفت مرحله ای از رشد معنوی

عفت عبارت است حاصل شدن حالتى براى نفس و جان آدمى که به وسیله آن از غلبه و تسلّط شهوت جلوگیرى مى‏شود.[۱] و عفیف به با عفت و پاکدامن گفته می شود.[۲]

در فضیلت عفت روایاتی نقل شده که به برخی از آنها اشاره می شود:

مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ بِإسْنادِهِ عَنْ أبِی جَعْفَرٍ- عَلَیْهِ السَّلامُ- قالَ: «ما مِنْ عِبادَهٍ أفْضَلُ مِنْ عِفَّهِ بَطْنٍ وَ فَرْجٍ».[۳] (هیچ عبادتى برتر از عفَّت شکم و فرج نمى‏باشد)

و به این مضمون روایات بسیارى وارد شده.[۴]

مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإسْنادِهِ عَنْ أمِیْرِ الْمُؤمنینَ- عَلَیْهِ السَّلامُ- فِی‏ وَصِیَّتِهِ لِمُحَمَّدِ بْنِ الْحَنَفِیَّهِ، قالَ: «وَ مَنْ لَمْ یُعْطِ نَفْسَهُ شَهْوَتَها، أصابَ رُشْدَهُ».[۵]  (آن کس که شهوت نفس را به او اعطاء نکند، به رشد و کمال رسیده است.)

رسیدن به رشد و کمال انسانیت مرهون جلوگیرى نفس است از شهوات و لذَّات، و کسانى که متابعت شهوات کنند، از رشد و هدایت بازمانند، و چشمان آنها از دیدن طریق حق کور گردد.

وَ فِی الْوَسائِلِ عَنْ أبِی عَبْدِ اللَّهِ- عَلَیْهِ السَّلامُ- أنَّهُ قالَ: « [إنَّما] شِیْعَهُ جَعْفَرٍ مَنْ عَفَّ بَطْنَهُ وَ فَرْجَهُ وَ اشتَدَّ جِهادَهُ وَ عَمَلَ لِخالِقِهِ وَ رَجا ثَوابَهُ وَ خافَ عِقابَهُ فَإذا رَأیْتَ اولئِکَ، فَاولئِکَ شِیْعَهُ جَعْفَر»[۶]. (به درستى که شیعه جعفر کسى است که عفَّت بطن و فرج داشته، و سخت کوش باشد، و براى خدا و خالق خود عمل کند، و به ثواب و پاداش او امیدوار و از عقاب و کیفر وى بیمناک باشد، هنگامى که آنان را دیدى بدان که آنها شیعه و پیرو جعفر هستند).

کسانى که عفت نداشته باشند، آنها شیعه حضرت صادق- علیه السلام- نیستند گرچه خود را شیعه آن حضرت بدانند. کسانى که تبعیّت نفْس بهیمى کنند و متحرک به حرکت حیوانى باشند، مشایع نفس حیوانى بهیمى هستند و از حومه تبعیّت عقلانى خارجند تا چه جاى آن که به تبعیّت الهى متّصف باشند! و شیعه حضرت صادق- علیه السلام- به صبغه اللَّه رنگ‏آمیزى شدند، «وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَهً»[۷] و از زنگار شهوت و غضب و شیطنت پاکیزه و طاهر شدند، بلکه از عقال عقل پاى دل را رهائى دادند.

آرى، «وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْراهِیمَ* إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ»[۸] در روایات شریفه تفسیر شده است که ابراهیم از شیعه امیر المؤمنین بود[۹]؛ زیرا که با قلب سالم وارد شد به پروردگار خود، و قلب سالم تفسیر شده است به قلبى که سالم باشد از غیر خدا و متعلق به چیزى نباشد مگر حق تعالى‏.[۱۰]

در تفسیر برهان در حدیث طولانى که از تفسیر امام- علیه السلام- نقل مى‏کند، مى‏گوید: وَ قالَ رَجُلٌ لِعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ- عَلَیْهِما السَّلامُ-: «یا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ أنَا مِنْ شِیْعَتِکُمُ الْخُلَّصِ. فَقالَ لَهُ: یا عَبْدَ اللّهِ فَإذاً أنْتَ‏ کَإبْراهِیمَ‏ الْخَلِیْل- عَلَیْهِ السَّلامُ-؛ إذْ قالَ اللّهُ تَعالى: «وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْراهِیمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ» فَإنْ کَانَ قَلْبُکَ کَقَلْبِهِ فَأنْتَ مِنْ شِیْعَتِنا …»[۱۱] الحدیث. [۱۲]

پی نوشتها

[۱] . ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن، ج‏۲، ص: ۶۱۸

[۲] . فرهنگ ابجدى، متن، ص: ۹۷

[۳]. اصول کافی، ج ۲، ص ۶۵، باب العفَّه، ح ۷٫

[۴]. نگاه کنید به: اصول کافی، ج ۲، ص ۶۴، باب العفَّه؛ وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۵۲- ۲۴۹، باب وجوب العفَّه( ۲۲) از أبواب جهاد النفس؛ کتاب الوافی، فیض کاشانی( ره)، ج ۴، ص ۳۳۱، باب العفَّه( ۴۴).

[۵] . وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۵۰، باب وجوب العفَّه، ح ۹؛ مَنْ لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۳۹۱- ۳۹۰، باب النَّوادر، ح ۵۸۳۴٫

[۶] . وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۵۱، باب وجوب العفَّه، ح ۱۳٫

[۷] . و چه کسى خوش‏نگارتر از خداوند است.( بقره/ ۱۳۸).

[۸] . ابراهیم از شیعیان و پیروان او بود، زیرا با قلب سلیم به سوى خدایش آمد.( صافّات/ ۸۴- ۸۳).

[۹] . روى عن مولانا الصادق علیه السلام أنه قال:

« قوله عزّ و جلّ‏« وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْراهِیمَ» أی إبراهیم علیه السلام من شیعهِ على علیه السلام».

( تفسیر برهان، ج ۴، ص ۲۰، ذیل آیه ۸۳ سوره صافات، ح ۲).

[۱۰] . تفسیر البرهان، سیّد هاشم بحرانی( ره)، ج ۴، ص ۲۵، ح ۲٫

[۱۱] . مردى به امام علیّ بن حسین- علیهما السلام- عرض کرد: اى پسر رسول خدا، من از شیعیان خُلَّص شما هستم. حضرت به او فرمود: اى بنده خدا، بنا بر این تو همچون ابراهیم خلیل- علیه السلام- هستى، زیرا خداوند فرمود: همانا از جمله شیعیان او ابراهیم است، چون که با قلب سلیم، نزد خدایش آمد. پس اگر قلب تو همچون قلب او است، پس تو از شیعه و پیروان ما هستى.( همان مصدر، ج ۴، ص ۲۲).

[۱۲]. برگرفته از: خمینى، روح‏الله، شرح حدیث « جنود عقل و جهل »، ص۲۸۹-۲۹۱، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى (س) – ایران – قم، چاپ: ۷، ۱۳۸۲ ه.ش.