عصمت امام از ديدگاه خرد

عقلانیت امامیه

چنان‌ كه‌ ابن‌ فارس‌ گفته‌ است: عصم‌ یدل‌ علی‌ امساك و منع‌ و ملازمه`، والمعنی‌ فی‌ ذلك كله‌ واحد، من‌ ذلك ان‌ یعصم‌ الله‌ تعالی‌ عبده‌ من‌ سو یقع‌ فیه١ كلمه‌ عصم‌ بر نگهداری، مانع‌ شدن‌ و ملازم‌ بودن‌ دلالت‌ می‌كند و معنای‌ این‌ واژگان‌ یك‌ چیز است، و این‌ كه‌ خداوند بنده‌ خویش‌ را از امر ناگواری‌ كه‌ بر او وارد شود نگه‌ می‌دارد، از این‌ باب‌ است.

اشاره

بحث‌ دربارهِ‌ عصمت‌ امام‌ يكي‌ از مهم‌ترين‌ و پر چالش‌ترين‌ بحث‌هاي‌ امامت‌ به‌ شمار مي‌رود. در ميان‌مذاهب‌ اسلامي، اماميه‌ و اسماعيليه‌ عصمت‌ را از اساسي‌ترين‌ صفات‌ امام‌ مي‌دانند؛ در حالي‌ كه‌ مذاهب‌ ديگر لزوم‌ چنين‌ صفتي‌ را براي‌ امام‌ انكار كرده‌اند.
در اين‌ نوشتار پس‌ از تبيين‌ ماهيت‌ عصمت، دلايل‌ عقلي‌ اماميه‌ بر لزوم‌ عصمت‌ امام‌ را بررسي‌ خواهيم‌ كرد.
هم‌ چنين‌ ضمن‌ بررسي‌ اين‌ ادله، به‌ اشكالاتي‌ كه‌ منكران‌ مطرح‌ كرده‌اند پاسخ‌ خواهيم‌ داد.

حقيقت‌ عصمت‌

عصمت در لغت از ریشه عصم و به معنای امساك و خودداری و منع است.[1][2] در اصطلاح علم كلام عصمت قوه‌ای است كه انسان را از واقع شدن در گناه و خطا منع می‌كند و گاهی تعریف شده به اینكه عصمت لطفی است كه خداوند در حق بنده خویش انجام می‌دهد به طوری كه دیگر انگیزه‌ای برای ترك طاعت و انجام گناه با اینكه قدرت بر انجام آن دو دارد باقی نمی‌ماند.[3]
در مورد عصمت انبیاء و ائمه معصومین بین گروههای مختلف اسلامی اختلاف آراء وجود دارد، معتزله انبیاء الهی را فقط از گناهان كبیره معصوم می‌دانند و تنها ارتكاب گناهان صغیره را در مورد پیامبران جایز می‌دانند و معتقد هستند كه ممكن است كه پیامبران مرتكب گناه صغیره شوند ولی اشاعره عصمت از گناهان را چه صغیره و چه كبیره برای پیامبران لازم نمی‌دانند و در میان گناهان تنها كفر و دروغ را برای پیامبران جایز نمی‌دانند.
لازم به ذكر است كه در مورد ائمه معصومین نیز هم معتزله و هم اشاعره مطلقاً قائل به عصمت ائمه نمی‌باشند اما در مقابل شیعه عصمت از گناهان را هم برای پیامبران و هم برای ائمه معصومین واجب و ضروری می‌داند.[4]
در بیان حقیقت عصمت وجوهی ذكر شده است:

1. عصمت ثمره تقوی

تقوی در انسانهای عادی و معمولی كیفیت نفسانی است كه صاحبش را از ارتكاب بسیاری از زشتی‌ها و گناهان باز می‌دارد وقتی كه كمترین اثر تقوی در انسانهای عادی این است بنابراین اگر این تقوی به كاملترین مرتبه خود برسد صاحب این چنین تقوایی به درجه عصمت می‌رسد و از ارتكاب هرگونه كار زشتی خودداری می‌كند به طوری كه با چنین عصمتی كه در نتیجه تقوی و پرهیزگاری به دست آمده است حتی فكر گناه و معصیت هم نمی‌كند بنابراین وجه، عصمت تقسیم می‌شود به عصمت مطلق و عصمت نسبی، عصمت مطلق اختصاص به انبیاء و اولیاء الهی دارد كه بر اثر طی نهایت مدارج تقوی به عصمت مطلق رسیده‌اند به طوری كه حتی فكر گناه هم نمی‌كنند.
عصمت نسبی شامل بسیاری از انسانها می‌شود انسانهایی كه نسبت به خیلی از كارهای زشت دارای عصمت می‌باشند و از انجام چنین كارهایی خودداری می‌كنند مثلاً در طول زندگی خود اصلاً مرتكب قتل یا دزدی نشده‌اند چنین انسانی نسبت به این گناه دارای قوه عصمت می‌باشد اگر چه كارهای زشت دیگری انجام داده باشد.[5]

2- عصمت ثمره علم به عواقب معصیت و گناهان

علم به عواقب برخی كارها انسان را از انجام آن كار باز می‌دارد علاّمه طباطبایی در این باره می‌گوید: عصمت قوه‌ای است كه به واسطه آن ارتكاب مطلق معصیت اعم از صغیره و كبیره از انسان محال می‌باشد و مستغاد از آیات قرآنی این است كه عصمت از قبیل علم می‌باشد به قبح معصیت كه با وجود آن معصیت هرگز صادر نمی‌شود مانند كسی كه علم قطعی به سم و مهلك بودن مایعی داشته باشد.
هیچ انسان عاقلی با اختیار خود این مایع را نمی‌نوشد هرگاه علم به عواقب دنیوی برخی از افعال اینگونه است كه انسان را از ارتكاب آن كارها باز می‌دارد بدون شك علم انبیاء و انسانهای برگزیده به عواقب اخروی معاصی كه بدون هیچ گونه حجابی لوازم و آثار و تبعات گناهان را با چشم تعیین مشاهده می‌كنند آنها را از انجام معاصی باز می‌دارد.[6]همان علمی كه خداوند در قرآنی می‌فرماید: «كلاّ لو تَعلمُونَ عَلْم الَیقین لتَروّن الجحیم»(تكاثر/5،6) «اگر به علم یقین بدانید مسلماً دوزخ را خواهید دید.»
بشر به گناهان از هر گونه گناهی به آن جهت دست می‌زند كه به زشتی آن آشنایی ندارد وگرنه هرگز به سمت آن نمی‌رفت و حتی فكر آن را هم نمی‌كرد و از گناه مصون می‌ماند این امكان وجود دارد كه انسان بر اثر بینش عمیق و كامل به عواقب وخیم كاری دارای حالتی درونی بشود كه او را از انجام آن كار باز دارد این حالت در همه انسانها كم و بیش وجود دارد ولی چون همه انسانها ضرر وزیان همه چیز را به طور كامل نشناخته‌اند در بسیاری از موارد از آلودگی‌ها به دور نیستند امّا پیامبران و صاحبان عصمت چون علم به عواقب گناهان دارند دارای مصونیتی همه جانبه و كامل هستند كه آنان را از همه گناهان باز می‌دارد.[7]

3. عصمت نتیجه توجه به عظمت و حبّ به پروردگار

هرگاه انسان با كمال معرفت، خالق و خدای خویش را بشناسد و غرق در مشاهده كمال الهی و صفات جلال و جمال او شود چنین انسانی در نفس خود كشش و تعلق خاطری پیدا می‌كند كه رضای خداوند را با هیچ چیز دیگری عوض نمی‌كند به طوری كه هر چیزی كه مخالف امر و رضای خداوند باشد زشت و قبیح جلوه می‌كند و این همان مقام عصمت است كه انسان در چنین مقامی حاضر به انجام معاصی و حتی فكر گناه و كارهای زشت نخواهد بود[8] كلام حضرت علی (ع) به همین مطلب اشاره دارد كه «ما عبدتك خوفاً مِن نارك وَلا طمعاً فی جنتك انّما وجدتُك أهلاً للعبادة فَعبُدتك»[9] «تو را به خاطر ترس از جهنم یا طمع در بهشت عبادت نكردم بلكه تو را به خاطر اینكه شایسته پرستش هستی عبادت كردم.»

نویسنده:على ربانى گلپايگانى[1]

. فيروز آبادي، مجدالدين محمد بن يعقوب، القاموس المحيط، لبنان، دار احياء التراث العربي، 1412 هـ، ج 4، ص 212.
[2]. ابن فارس، احمد، مقايين اللغه، مركز انشر مكتب الاعلام الاسلامي، 1404 هـ ق، ج 4، ص 331، ذيل مادّه ع ص م.
[3]. سبحاني، جعفر؛ الالهيات، قم، المركز العالمي للدراسات الاسلاميه، 1411 هـ ق، چ دوّم، ج 2، ص 148.
[4]. حلي، حسن بن يوسف بن المطهر، كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد، حسن حسن‌زاده آملي، مؤسسه نشر اسلامي، 1422، چ نهم، ص 471 و ص 492.
[5]. سبحاني، جعفر، پيشين، ص 148.
[6]. طباطبايي، محمّد حسين، مجموعه مقالات و پرسشها و پاسخها، انتشارات دفتر نشر و فرهنگ اسلامي، 1371، چ اوّل، ج 2، ص 239؛ سبحاني، جعفر، پيشين، ص 149؛ خرازي، محسن، بدايه المعارف الالهيه في شرح العقايد الاماميّه، قم، انتشارات مركز مديريت حوزه علميه قم، 1369، چ چهارم، ج 1، ص 259.
[7]. مصباح يزدي، محمد تقي؛ بيست پاسخ، قم، مؤسسه در راه حق، ص 93.
[8] . سبحاني، جعفر؛ پيشين، ص 152، 2- خرازي، محسن؛ پيشين، ص 259.
[9] . مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت، مؤسسه الوفا، 1404 هـ. ق، ج 67، ص 186.