عصر ظهور در نگاه ادیان

چکیده:

در بحث منجی گرایی غالباً با واژه هایی روبرو هستیم که در ادبیات محاوره ای کمتر با آنها برخورد کرده ایم و عمدتاً آن واژه ها برای ما نامأنوس می باشند و نیاز به توضیح بیشتر دارند. مقاله حاضر سعی بر تطبیق و مقایسه این واژه ها در احادیث و گاهی ادیان مختلف کرده است تا بتواند توضیحی در ذهن مخاطب برای این واژه ها ایجاد کند و از آنجا که اغلب این واژه ها در بیان کردن علائم ظهور امام مهدی (عج) و حضرت عیسی مسیح همراه می باشند، مطلوب است تا آن علائم نیز تطابق داده شوند و مورد بررسی قرار گیرند تا از گمراهی ذهن مخاطب بکاهد. البته بر طبق روایات و احادیث، تعداد علائم ظهور منجی آخرالزمان به بیش از 2000 علامت می رسند که در اینجا به علت وسیع بودن آنها قابل بررسی نیستند. پس از آنکه علائم مذکور به صورت تطبیقی مورد بررسی قرار گرفت این نتیجه دریافت شد که بسیاری از آن علائم به وقوع پیوسته و نسل امروز، نسلی است که می تواند بسیار بیش از گذشته امیدوار به مشاهده وقوع اتفاقی عظیم در این قرن باشد.

مقدمه:

قرن حاضر، قرنی است که بشر را سخت اسیر زندگی ماشینی و بی روح خود کرده است و بشر را در منجلاب انواع فسادها فرو برده است و نسل امروز نسلی است که هر روز آرزوی فرود یک منجی از آسمان را دارد. امروز بعد از یازده قرن که از تولد آخرین حجت خدا در کره ی زمین می گذرد، نشانه های صدق وعده های قرآن و احادیث ظهور بیش تری یافته است. عصر جاهلیت ثانی تاریک ترین روزهای خویش را نیز سپری کرده و این خود نشانه ای دیگر است. مگر نه اینکه فجر صادق هنگامی سر می رسد که شب کامل شده باشد؟ (آوینی، وب سایت شهید آوینی)

پس نگارش متونی برای آشنایی این نسل با منجی آخرالزمان از اهمیتی فوق العاده برخوردار می باشد البته قابل ذکر است منظور از آخرالزمان در این مقاله به معنای روز قیامت نمی باشد، اگرچه در بسیاری از متون، این واژه، به اشتباه برابر با ظهور آخرین منجی بشریت آمده است و معنا آن با روز قیامت یکسان گرفته شده است. اما نگارنده این دو مفهوم را یکسان نمی داند، زیرا طبق آنچه که در ادامه خواهد آمد این دو اتفاق فاصله بسیار خواهند داشت، دلیل اول آنکه از لحاظ عقلی پس از زمانی که جهان به وسیله منجی پر از عدل شد، نیاز به این وجود می آید که جهان پس از آن مدتی عمر کند تا مزه عدل را بچشد، وگرنه پر کردن جهان از عدل دیگر معنایی پیدا نمی کند و دلیل دوم آنکه طبق آنچه در حدیثی از رسول اکرم و طبق آنچه در کتاب مقدس مسیحیان آمده است، یک دوره هزار ساله پس از قیام آن حضرت قابل تصور است، رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) در این مورد می فرمایند: اگر یک روز از عمر دنیا باقی مانده باشد خداوند آن روز را آن قدر طولانی می کند تا آن موعود بیاید. اسم او اسم من است کنیه اش کنیه من و وقتی می آید که ظلم وجور به حد اعلی رسیده باشد و خداوند متعال به وسیله او همه عالم را سرشار از عدل و عدالت می کند. (ارشاد مفید ، جلد 2 صفحه 340). در همین رابطه در کتاب مقدس آمده است: و به این هر دو، عالمی که آن وقت بود در آب غرق شده، هلاک گشت. لکن آسمان و زمین الآن به همان کلام برای آتش ذخیره شده و تا روز داوری و هلاکتِ مردم بی دین نگاه داشته شده اند. لکن ای حبیبان، این یک چیز از شما مخفی نماند که یک روز نزد خدا چون هزار سال است و هزار سال چون یک روز.(دوّم پطرس 6-8 : 3).

بنابراین از آن جهت قیام حضرت مهدی، آخرالزمان نامیده می شود که دولت ایشان آخرین دولت زمان و دنیا خواهد بود و دنیا با آن دولت به پایان خواهد رسید. البته ما به قیام قائم آل محمد بسیار نزدیک شده ایم و در پایان مقاله به آن اشاره خواهد شد ولی این نزدیکی تا چه حد است، روشن نیست و قابل اثبات نیز نمی باشد.

به پیامبر(ص) عرض شد: ای فرستادة خدا! آن قائم که از نسل شماست چه وقت ظهور می کند؟ آن حضرت فرمود: ظهور او مانند قیامت است. تنها خداوند است که چون زمانش فرا رسد آشکارش می سازد. فرا رسیدن آن بر آسمانیان و زمینیان پوشیده است. جز به ناگهان بر شما نیاید.(سورة اعراف (7)، آیة 187)(صدوق، محمد بن علی بن حسین، کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص373)

امام باقر(ع) نیز در تفسیر این آیة شریفه:

هَلْ یَنْظُرُونَ إِلاّ السَّاعَةَ أَنْ تَأتِیَهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لایَشْعُروُنَ.(سورة زخرف (43)، آیة 66)

آیا چشم به راه چیزی جز آن ساعتند که ناگاه و بی خبرشان بیاید؟ می فرمایند: مراد از ساعت، ساعت ]قیام [قائم(ع) است که ناگهان برایشان بیاید.(مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 24، ص 164، ح 4)

حضرت صاحب الامر(ع) نیز در یکی از توقیعات خود بر این نکته تأکید می ورزند که ظهور ناگهانی و دور از انتظار فرا می رسد: فرمان ما به یکباره و ناگهانی فرا می رسد و در آن زمان توبه و بازگشت برای کسی سودی ندارد و پشیمانی از گناه کسی را از کیفر ما نجات نمی بخشد.(طبرسی، احمدبن علی بن ابی طالب، الاحتجاج، ج2، ص 498؛ مجلسی، محمدباقر، همان، ج 53، ص 176)

در ابتدای مقاله حاضر خواننده متوجه خواهد شد که وقوع ظهور منجی آخرالزمان در تمامی ادیان قطعی است و علائم ظهور منجی آخرالزمان به دو دسته علائم حتمی و غیرحتمی تقسیم می شوند که علائم حتمی به طور قطع اتفاق خواهند افتاد و گریزی از آنها نیست و علائم غیرحتمی برای وقوع مشروط به شرایطی می باشند که اگر آن شرایط فراهم نگردد به وقوع نخواهند پیوست، البته تعداد این علائم غیرحتمی آنچنان زیاد است که حتی نام بردن آنها در یک مقاله امکان پذیر نیست، پس در اینجا فقط به معدود علاماتی کفایت شده است و بدون ترتیبی خاص مورد بررسی قرار گرفته اند.

کلمات کلیدی: منجی گرایی، مهدویت، آخرالزمان، امام زمان (ع).

بحث:

مسلم ترین واژه در بحث مهدویت از لحاظ وقوع واژه ی خود مهدویت می باشد، که در تمامی ادیان آسمانی بدون استثنا به صورت های مختلف به کار رفته است و آن ادیان به این امر مسلم به طور حتم و قاطع معتقد می باشند. به طور مثال در اینجا به ادیان اسلام، مسیح، یهود، زرتشت و هندوها در این رابطه به ترتیب اشاره می شود:

اسلام: در قرآن آیاتی چند در سوره های انبیا آیه 105، نور آیه 55، قصص آیه 4 صف آیه 8 و 9، سوره حج آیه 60، حدید آیه 26، و سوره مریم آیه 77 آمده است که اجمالا روزی را وعده می دهند که حق پرستان و حزب خدا پرست و طرفداران دین و مردم شایسته جهان قدرت و حکومت زمین را قبضه می نمایند و دین اسلام بر تمام ادیان غالب میگردد.(ابطحی، سیدحسن 1376)

امام صادق (ع) فرموده اند: همانا حضرت قائم در شب 23 (رمضان) به نام او ندا می شود و در روز عاشورا روز شهادت امام حسین (ع) قیام می کند، (المفید محمد بن محمد بن النعمان) و نیز فرموده اند که :یذل له کل صعب همه مشکلات و دشواریها در برابر امام قائم(عج) تسلیم و رام می گردند. (اشتهاردی، محمد 1375)

مسیحیت و یهود: بر اساس بشارات فراوانی که در کتاب انجیل آمده است، حضرت مسیح(ع) به دنبال قیام حضرت قائم(ع) در فلسطین آشکار خواهد شد و به یاری آن حضرت خواهد شتافت، و پشت سر حضرتش نماز خواهد گزارد، تا یهودیان و مسیحیان و پیروان وی تکلیف خویش را بدانند و به اسلام بگروند و حامی حضرت مهدی(ع) گردند.

در انجیل متی چنین آمده است: پس عیسی از هیکل بیرون شده برفت، و شاگردانش پیش آمدند تا عمارت های هیکل را بدو نشان دهند. عیسی ایشان را گفت: آیا همه این چیزها را نمی بینید؟ هر آینه به شما می گویم: در این جا سنگی بر سنگی گذارده نخواهد شد که به زیر افکنده نشود. و چون به کوه زیتون نشسته بود شاگردانش در خلوت نزد وی آمده گفتند: به ما بگو که این اُمور کی واقع می شود؟ و نشان آمدن تو و انقضای عالم چیست؟

عیسی در جواب ایشان گفت: زنهار کسی شما را گمراه نکند. از آن رو که بسا به نام من آمده، خواهند گفت که من مسیح هستم و بسیاری را گمراه خواهند کرد. و جنگ ها و اخبار جنگ ها را خواهید شنید، زنهار مضطرب مشوید زیرا که وقوع این همه لازم است لیکن انتها هنوز نیست، زیرا قومی با قومی و مملکتی با مملکتی مقاومت خواهند نمود و قحطی ها و وباها و زلزله ها در جای ها پدید آید…آن گاه اگر کسی به شما گوید: اینک مسیح در این جا یا در آن جا است باور مکنید زیرا که مسیحان کاذب و انبیای کذبه ظاهر شده علامات و معجزات عظیمه چنان خواهند نمود که اگر ممکن بودی برگزیدگان را نیز گمراه کردندی. اینک شما را پیش خبر دادم. پس اگر شما را گویند: اینک درصحرا است بیرون مروید، یا آن که در خلوت است باور مکنید زیرا هم چنان که برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهرمی شود ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد…و فوراً بعد از مصیبت آن ایام، آفتاب تاریک گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فرو ریزند، و قوت های افلاک متزلزل گردد. آن گاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد، و در آن وقت جمیع طوایف زمین سینه زنی کنند و پسر انسان را ببینند که بر ابرهای آسمان با قوّت و جلال عظیم می آید،پس از درخت انجیر مثلش را فرا گیرید که چون شاخه اش نازک شده برگ ها می آورد می فهمید که تابستان نزدیک است. هم چنین شما نیز چون این همه را ببینید بفهمید که نزدیک بلکه بر در است. هر آینه به شما می گویم…آسمان و زمین زایل خواهد شد لیکن سخنان من هرگز زایل نخواهد شد.

اما از آن روز و ساعت هیچ کس اطلاع ندارد حتی ملائکه آسمان جز پدر من و بس لیکن چنان که ایام نوح بود ظهور پسر انسان نیز چنان خواهد بود… پس بیدار باشید زیرا که نمی دانید در کدام ساعت خداوند شما می آید. لیکن این را بدانید که اگر صاحبخانه می دانست در چه هنگامی از شب دزد می آید، بیدار می ماند و نمی گذاشت که به خانه اش نقب زند.(کتاب مقدس، انجیل متی، ص 41، باب 24، بندهای 8 1، 29 23 ، 37 28 و 46 42.)

در رابطه با بحث ظهور منجی در انجیل مَرْقُس چنین آمده است:

و چون او عیسی از هیکل بیرون می رفت یکی از شاگردانش بدو گفت: ای استاد ! ملاحظه فرما چه نوع سنگ ها و چه عمارت ها است؟

عیسی در جواب وی گفت: آیا این عمارت های عظیمه را می نگری. بدان که سنگی بر سنگی گذارده نخواهد شد مگر آن که به زیر افکنده شود، و چون او بر کوه زیتون مقابل هیکل نشسته بود… از وی پرسیدند: ما را خبر ده که این امور کی واقع می شود؟ و علامت نزدیک شدن این امور چیست؟

آن گاه عیسی در جواب ایشان سخن آغاز کرد که: زنهار کسی شما را گمراه نکند. زیرا که بسیاری به نام من آمده خواهند گفت که: من هستم، و بسیاری را گمراه خواهند نمود. اما چون جنگ ها و اخبار جنگ ها را بشنوید مضطرب مشوید زیرا که وقوع این حوادث ضروری است. لیکن انتها هنوز نیست. زیرا که امتی بر امتی و مملکتی بر مملکتی خواهند بر خاست، و زلزله ها در جای ها حادث خواهد شد و قحطی ها و اغتشاش ها پدید می آید، … لیکن شما از برای خود احتیاط کنید.

ولی از آن روز و ساعت غیر از پدر هیچ کس اطلاع ندارد نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم. پس بر حذر و بیدار شده، دعا کنید زیرا نمی دانید که آن وقت کی می شود.

مثل کسی که عازم سفر شده خانه خود را واگذارد و خادمان خود را قدرت داده هر یکی را به شغلی خاص مقرر نماید و دربان را امر فرماید که بیدار بماند. پس بیدار باشید ! زیرا نمی دانید که در چه وقت صاحبخانه می آید. در شام یا نصف شب یا بانگ خروس یا صبح. مبادا ناگهان آمده شما را خفته یابد. اما آنچه به شما می گویم به همه می گویم بیدار باشید!(کتاب مقدس، انجیل مرقس، ص 77، باب 13، بندهای1 9 و 32 تا 37.)

قسمتی از بحث منجی گرایی و ظهور حضرت عیسی مسیح وامام زمان (عج) که در انجیل لوقا آمده چنین است:

کمرهای خود را بسته، چراغ های خود را افروخته بدارید. و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می کشند، که چه وقت از عروسی مراجعت کند، تا هر وقت آید و در را بکوبد بی درنگ برای او باز کنند. خوشا به حال آن غلامان که آقای ایشان چون آید ایشان را بیدار یابد . . . پس شما نیز مستعد باشید؛ زیرا در ساعتی که گمان نمی برید پسر انسان می آید (کتاب مقدس، انجیل لوقا، ص 116 باب 12، بندهای 35 و 36 و 40 37)

و در آفتاب و ماه و ستارگان علاماتی خواهد بود و بر زمین، تنگی و حیرت از برای امت ها روی خواهد نمود، به سبب شوریدن دریا و امواجش. و دل های مردم ضعف خواهد کرد از خوف و انتظار آن وقایعی که بر ربع مسکون ظاهر می شود، زیرا قوت آسمان متزلزل خواهد شد. و آن گاه پسر انسان را خواهند دید که بر، ابری سوار شده با قوّت و جلال عظیم می آید (انجیل لوقا، باب 21، بندهای 27 25)

همان گونه که قبلا توضیح دادیم مقصود از پسر انسان حضرت مسیح(ع) نیست، زیرا مطابق نوشته مستر هاکس آمریکایی در قاموس کتاب مقدس این عبارت هشتاد بار در انجیل و ملحقات آن (عهد جدید) آمده است که فقط سی مورد آن با حضرت عیسای مسیح(ع) قابل تطبیق است. و اما پنجاه مورد دیگر از نجات دهنده ای سخن می گوید که در آخر زمان و پایان روزگار ظهور خواهد کرد و حضرت عیسی(ع) نیز با او خواهد آمد، و او را جلال و عظمت خواهد داد، و از ساعت و روز ظهور او جز خداوند تبارک و تعالی کسی اطلاع ندارد، و او کسی جز آخرین حجت خدا(ع) نخواهد بود.

در انجیل یوحَنّا نیز به مانند سه انجیل دیگر می توان مواردی را خواند که خبر از منجی موعود می دهد و قسمتی از آن چنین است:

و بدو قدرت بخشیده است که داوری هم بکند زیرا که پسر انسان است. و از این تعجب مکنید، زیرا ساعتی می آید که در آن جمیع کسانی که در قبور می باشند آواز او را خواهند شنید و بیرون خواهند آمد، هر که اعمال نیکو کرد برای قیامت حیات، و هر که اعمال بد کرد به جهت قیامت داوری.

مکاشفه یوحَنّا: و دیدم آسمان را گشوده و ناگاه اسبی سفید که سوارش امین و حق نام دارد و به عدل داوری و جنگ می نماید و چشمانش چون شعله آتش، و بر سرش افسرهای بسیار و اسمی مرقوم دارد که جز خودش هیچکس آن را نمی داند و جامه خون آلود سرخ در بر دارد و نام او را کلمه خدا می خوانند. ولشکرهایی که در آسمانند بر اسب های سفید، و به کتان سفید و پاک ملبس از عقب او می آمدند. و از دهانش شمشیری تیز بیرون می آید تا به آن امت ها را بزند و آن ها را به عصای آهنین حکمرانی خواهد نمود… و دیدم فرشته ای را در آفتاب ایستاده که به آواز بلند تمامی مرغانی را که در آسمان پرواز می کنند ندا کرده می گوید: بیایید و به جهت ضیافت عظیم خدا فراهم شوید تا بخورید گوشت پادشاهان و گوشت سپه سالاران و گوشت جبّاران را…(کتاب مقدس، مکاشفه یوحنّای رسول، ص 417، باب 19، بندهای18 11)

همان طور که در بالا اشاره شد در کتاب های مقدس، بشارت های بسیاری در مورد منجی موعود داده شده است و قابل توجه است که در کتاب های زبور داوود، اشعیای نبی، بوئیل نبی، زکریای نبی، حزقیال نبی، حجی نبی، صفینای نبی، دانیال نبی نیز در این رابطه مطالب بسیاری دیده می شود، اما در اینجا برای اینکه به بحث مهدویت در دین یهود هم اشاره ای خاص شده باشد برای نمونه چند مورد از موارد کتاب زبور داوود، اشعیای نبی و زکریای نبی که به بحث مهدویت اشاره کرده اند آورده می شود:

کتاب زبور داوود: در زبور حضرت داود(ع) که تحت عنوان مزامیر در لابلای کتب عهد عتیق آمده، نویدهایی در باره ظهور حضرت مهدی(ع) به بیان های گوناگون داده شده است و می توان گفت: در هر بخشی از زبور اشاره ای به ظهور مبارک آن حضرت، و نویدی از پیروزی صالحان بر شریران و تشکیل حکومت واحد جهانی و تبدیل ادیان و مذاهب مختلف به یک دین محکم و آیین جاوید و مستقیم، موجود است.

زیرا که شریران منقطع می شوند. اما متوکلان به خداوند، … متواضعان وارث زمین شده از کثرت سلامتی متلذذ خواهند شد. شریر به خلاف صادق افکار مذمومه می نماید، و دندان های خویش را بر او می فشارد. خداوند به او متبسم است چون که می بیند که روز او می آید شریران شمشیر را کشیدند و کمان را چلّه کردند تا آن که مظلوم و مسکین را بیندازند، و کمان های ایشان شکسته خواهد شد. کمی صدیق از فراوانی شریران بسیار بهتر است. چون که بازوهای شریران شکسته می شود و خداوند صدیقان را تکیه گاه است.

خداوند روزهای صالحان را می داند و میراث ایشان ابدی خواهد بود. در زمان بل خجل نخواهند شد، و در ایام قحطی سیر خواهند بود لکن شریران هلاک خواهند شد، و دشمنان خداوند، مثل پیه بره ها فانی بلکه مثل دود تلف خواهند شد؛ زیرا متبرکان خداوند، وارث زمین خواهند شد، اما ملعونان وی منقطع خواهند شد. صدیقان وارث زمین شده، تا ابد در آن ساکن خواهند شد. به خداوند پناه برده، راهش را نگاهدار که تو را به وراثت زمین بلند خواهند کرد و در وقت منقطع شدن شریران این را خواهی دید اما عاصیان، مستأصل، و شریران منقطع خواهند شد(عهد عتیق، کتاب مزامیر، مزمور 37، بندهای 9 38)

کتاب اشعیای نبی: در کتاب اشعیای نبی که یکی از پیامبران پیرو تورات است، بشارت فراوانی در مورد ظهور حضرت مهدی(ع) آمده است که جهت استدلال به کتاب مزبور، نخست فرازی از آن بشارت ها را نقل نموده، و برخی از نکات آن را توضیح می دهیم تا معلوم شود که مسلمانان در باره عقیده به ظهور یک مصلح جهانی تنها نیستند، بلکه همه اهل کتاب در این عقیده با مسلمانان اشتراک نظر دارند.

در فرازی از بشارت کتاب اشعیا چنین آمده است:

و نهالی از تنه یسی بیرون آمده، شاخه ای از ریشه هایش خواهد شکفت و روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت. یعنی روح حکمت و فهم و روح مشورت و قوّت و روح معرفت و ترس خداوند و خوشی او در ترس خداوند خواهد بود و موافق روءیت چشم خود، داوری نخواهد نمود و بر وفق سمع گوش های خویش، تنبیه نخواهد نمود؛ بلکه مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین به راستی حکم خواهد نمود . . . کمربند کمرش عدالت خواهد بود و کمربند میانش امانت.و گرگ با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر پرواری با هم. و طفل کوچک آن ها را خواهد راند و گاو با خرس خواهد چرید و بچه های آن ها با هم خواهند خوابید و شیر مثل گاو کاه خواهد خورد، و طفل شیر خوره بر سوراخ مار بازی خواهد کرد، و طفل از شیر باز داشته شده، دست خود را بر خانه افعی خواهد گذاشت، و در تمامی کوه مقدس من، ضرر و فسادی نخواهند کرد؛ زیرا که جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آب هایی که دریا را می پوشاند

کتاب زکریای نبی: در کتاب زکریای نبی که یکی از پیامبران بزرگ بنی اسرائیل و از انبیای پیرو تورات است، بشارت ظهور آن یگانه منجی عالم چنین آمده است: اینک روز خداوند می آید و غنیمت تو در میانت تقسیم خواهد شد. و جمیع امت ها را به ضدّ اورشلیم برای جنگ جمع خواهند کرد، و شهر را خواهند گرفت و خانه ها را تاراج خواهند نمود، و زنان را بی عصمت خواهند کرد، و نصف اهل شهر به اسیری خواهند رفت، و بقیّه قوم از شهر منقطع خواهند شد.و خداوند بیرون آمده با آن قوم ها مقاتله خواهد نمود چنان که در روز جنگ مقاتله نمود، و در آخر آن روز پای های او بر کوه زیتون که از طرف مشرق به مقابل اورشلیم است خواهد ایستاد . . . و آن یک روز معروف خداوند خواهد بود . . . و یَهْوه (خدا) بر تمامی زمین پادشاه خواهد بود. و در آن روز یَهْوة واحد خواهد بود و اسم او واحد(زکریای نبی ، ص 1382، باب 14، بندهای 101)

در این جا لازم است این نکته را یادآور شد که در کتب عهدین (یعنی تورات و انجیل) کلمه خداوند بیشتر در مورد حضرت عیسی(ع) به کار می رود، که در این جا نیز چنین شده است، و جالب این که در این فراز بشارت که از تورات نقل شد، محل فرود آمدن حضرت عیسی و یوم الله بودن آن روز و جهانی شدن اسلام و سقوط رژیم اشغالگر قدس دقیقاً با روایات اسلامی مطابقت دارد.

بنابراین یهودیان نیز به بحث مهدویت اعتقاد دارند اگرچه آنرا با نامی دیگر بشناسند، ابطحی دراین مورد می گوید: یهودیان مصلح آخر الزمان را با نام شیلو می شناسند و معتقدند که اگر چه تاخیر نماید ولی می آید و همه ملت ها را نزد خود جمع می کند و تمام قومها رابرای خویشتن فراهم می آورد.(ابطحی، 1376)

این باور در نزد زرتشتیان نیز رایج است و آنها آنرا با نامی دیگر می شناسند. زرتشتیان به شخصی به نام سوشیانست یا نجات دهنده دین معتقدند که او دنیا را پر از عدل و دادکند.(ابطحی، 1376)

کتاب های مقدس زرتشتیان را با نام هایی چون اوستا ، دینکرد، زند و بهمن یشت و … می شناسند. به اعتقاد زرتشتیان قبل از خاتمه ی هزاره ،دیوان و اهریمنان در زمین سلطه گری خواهند کرد و در شروع هزاره ی جدید هوشیدر خواهد آمد و جنگ سختی بین نیکی و بدی در خواهد گرفت. نیکان پیروز و اهریمنان نابود خواهند شد.

همچنین کتاب شاپورگان از شخصی به نام (خرد شهر ایزد) سخن می گوید که او قبل از قیامت ظهور خواهد کرد. او علم و دانش را بر روی زمین به اکمال خواهد رساند. در زمان آمدن او علائم شگفت انگیزی در آسمان به وقوع خواهد پیوست. فرشتگان از غرب تا شرق در خدمت او خواهند بود و پنج تن از محترمین و نگهبانان زمین و آسمانها و همچنین پرهیزکاران و دیوان فروتن به او احترام خواهند گذاشت.

در بخشی از کتاب مقدس زرتشتیان در رابطه با بحث مهدویت چنین آمده است : چون از هزاره ی هوشیدر پانصد سال برود ، هوشیدر ماه زرتشت پدید آید و آز و نیاز را تباه کند * پس دیو خشم برود و بیوراسپ (ضحّاک) را از بند رها کند و او جهان را فراز گیرد . پس مردم را بخورد ، پس جانور را بخورد (ظلم و جور زیاد شود) پس اورمزد (خداوند) ، سروش و نیروسنگ (جبرییل و میکاییل) را بفرستد که سام نریمان را برانگیزند (منظور از سام نریمان شخصی است که به منجی کمک می کند) . سام نریمان به سوی ازی دهاک (ضحّاک) رود (به نظر می رسد منظور از ضحّاک ، سفیانی باشد) * ضحاک به سام نریمان گوید که پادشاهی برای من و سپه سالاری برای تو باشد و با هم دوست شویم . امّا سام نریمان با گرز به سر او می کوبد * بار دیگر ضحّاک گوید که پادشاهی برای تو و سپه سالاری برای من باشد امّا سام نریمان دوباره با گرز به سر او می زند و ضحّاک می میرد . * پس از آن اهریمن به دیو آز گوید که تو برو و تمام جانواران را بخور پس دیو آز تمام دام ها و بهایم مردم را می خورد (قحطی می شود) * پس سوشیانس (منجی) سه مراسم مذهبی (نماز) انجام دهد و مردگان را از قبر بیدار کند و مردمان همه بی رنج شوند . * همه ی مردم از آتش گداخته رد می شوند (امتحان می شوند تا پاک از خبیث جدا شود) و بی گناه و روشن شوند مانند خورشید .* همه در سن 15سالگی شوند * اهریمن را از آسمان بیرون کشند و سرش ببرند. بهمن یشت ، در ِ هفدهم

بهمن یشت ادامه در ِ هفدهم: گشتاسب از جاماسب پرسید:چون گاه (زمان) هوشیدر شود چه نشان خواهد بود * جاماسب بتیخش گفت : شب از روز روشن تر باشد * بنات النعش (نام تعدادی ستاره) به سمت خراسان (شرق) رود *درآمد مردمان با همدیگر فرق کند *پیمان شکنان زودتر به مقصود خود رسند.*مردمان خوار فرمانروا شوند* انسان های بد را بیشتر بها دهند (از ترس شرشان) *حرص زیاد شود * بلاهای آسمانی و هجوم جانوران موذی زیاد شود * دین راستی را مسخره کنند * نمی توان تابستان را از زمستان تشخیص داد * مردمان دچار مرگ زودرس شوند * به محترمین بی احترامی کنند *سیستان پر از آب شود * پس دستور جهان بیاید و دین پیغامبر زند را دوباره تصفیه کند.

بهمن یشت در ِ چهارم: دیوان ژولیده موی از خطه ی خراسان به ایرانشهر برسند و افراشته پرچم باشند * آن دیوان ژولیده موی، فریفتار (کسی که آنچه گوید را نکند) باشند * مهر پدر از پسر و برادر از برادر برود (همه از هم بری شوند) *محصول زمین کم شود و میوه تخم ندهد * در آن بدترین هنگام ، یک مرغ را از مردم دین دار بیشتر ارزش دهند (همه به دنبال غذا باشند) * در آن هنگام سخت ، پست ترین بندگان خدا به پادشاهی شهرهای ایران فراز روند * همه آزمند و ناسزا دین باشند * باد گرم و سرد زیاد بیاید *باران به هنگام خویش نبارد * سپندارمذ (فرشته ی نگهبان زمین) دهان باز کند و هرگونه گوهر و فلز مانند طلا و نقره پدیدار شود *پادشاهی ایران به قبایل ترک ، آتور (غیر تورانی) ، توپیذ (تبتی) چون اودرک (یکی از قبایل خزر) رسد * بسا مردم نابکاریها مانند غلامبارگی و نزدیکی با زنان بی نماز کنند و هوا پرستی انجام دهند * در این هنگام سخت ، شب از روز روشن تر شود * در ِ هفتم از بهمن یشت : ای سپیتامان زرتشت ! چون دیو ژولیده موی از تخمه ی خشم پدید آید ، نخست از خراسان پرچم سیاهی پیدا شود *نزدیک اروند رود (نزدیک عراق) سه کارزار کنند* آنچنان کارزاری کنند که هزار زن از پس مردی ببینند و بگریند * دشمنان خدا تباه شوند و شهرهای ایران دوباره آباد گردد.

هندیان و هندوها نیز به موضوع مهدویت و منجی آخرالزمان با عناوین و اسامی مختلفی اعتقاد دارند و این موضوع به وضوح در کتاب های مقدسشان مشاهده شود.کتاب های مذکور با نام های اوپانیشاد، باسک، پاتیکل، وشن جوک، دید، دادتگ، ریک ودا، شاکمونی موجود می باشند. قابل توجه است که آنها این کتاب های مقدس را به عنوان کتاب های آسمانی می شناسند و آورندگان این کتاب ها به عنوان پیامبر شناخته می شوند، که به طور مختصر به چند نمونه ازکتاب های فوق پرداخته خواهد شد:

ریک ودا : در کتاب ریک ودا که یکی از کتب مقدس هند است، بشارت ظهور آن حضرت(ع) چنین آمده است:

ویشنو، در میان مردم ظاهر می گردد… او از همه کس قوی تر ونیرومندتر است… در یک دست ویشنو (نجات دهنده) شمشیری به مانند ستاره دنباله دار و در دست دیگر انگشتری درخشنده دارد هنگام ظهور وی، خورشید و ماه تاریک می شوند و زمین خواهد لرزید(او خواهد آمد، ص 65 به نقل از کتاب ریگ ودا، ماندالای 4 و 16 و 24).

کتاب دید: در کتاب دید که از کتب مقدس هندیان است بشارت ظهور مبارک امام عصر(ع) چنین آمده است:

پس از خرابی دنیا، پادشاهی در آخرالزمان پیدا شود که پیشوای خلایق باشد، و نام او منصور باشد و تمام عالم را بگیرد، و به دین خود در آورد، و همه کس را از موءمن و کافر بشناسد، و هر چه از خدا بخواهد بر آید.(بشارات عهدین، ص 245؛ او خواهد آمد، ص66؛ علائم الظهور کرمانی، ص18)

در برخی از روایات اسلامی، منصور، یکی از اسامی مبارک حضرت مهدی(ع)باشد، و آیه شریفه:

و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لولیّه سلطاناً فلا یسرف فی القتل إنّه کان منصوراً.(سورة اسرا، آیة 33)

و هر کس مظلوم کشته شود، به سرپرست وی قدرتی داده ایم. پس ]او [نباید در قتل زیاده وری کند، زیرا او یاری شده است.،به آن حضرت تفسیر شده است.

کتاب باسک: در کتاب باسک که از کتب مقدس آسمانی هندوهاست، بشارت ظهور حضرت ولی عصر(ع) چنین آمده است: دور دنیا تمام شود به پادشاه عادلی در آخرالزمان، که پیشوای ملائکه و پریان و آدمیان باشد، و حق و راستی با او باشد، و آنچه در دریا و زمین ها و کوه ها پنهان باشد همه را بدست آورد، و از آسمان ها و زمین و آنچه باشد خبر دهد، و از او بزرگ تر کسی به دنیا نیاید.(بشارات عهدین، ص 246؛ علائم الظهور کرمانی، ص 18؛ لمعات النور فی کیفیة الظهور، ج 1، ص 19، نور الانوار، ص 86، نور هفتم)

علائم ظهور:

علائم، جمع علامه از ریشه علم به معنای نشانه است و منظور از علائم ظهور، نشانه های ظهور منجی آخرالزمان می باشد. علائم ظهور به دو دسته علائم حتمی و غیر حتمی تقسیم می شوند. وب سایت موعود2 طی مقاله ای با عنوان علائم ظهور به مورخ 8/3/1385 این دو دسته از علائم را به صورت زیر تعریف می کند:

علائم حتمی: منظور از علائم حتمی آن است که تقدیر قطعی خدا به وقوع آن تعلق گرفته، و مشروط به هیچ قید و شرطی نیست.

علائم غیرحتمی: مقصود از علائم غیر حتمی آن است که وقوع آن ممکن است مشمول بداء گردد، چرا که فی الجمله مشروط به شروطی است که اگر آن شروط تحقق یابد آن علائم واقع می شوند، و اگر آن شروط مفقود باشد، آن علائم نیز تحقق نمییابند. (علائم ظهور، 8/3/1385؛ وب سایت موعود) در واقع بداء عبارت است از تغییر در قضا و قدر غیر حتمی و واژه بداء از ریشة بدو به معنای ظهور است و به دو معنا به کار می رود: ظهور پس از خفاء و پیدایش رأی جدید، دومعنای اخیر، خود به دو صورت ممکن است رخ دهد: پیدایش رأی بدون سابقة رأی قبلی و پیدایش رأی بر خلاف رأی قبلی. مقصود از بداء در قرآن و احادیث، همین معنای سوم است. (بداء، 24/11/1378؛ وب سایت موعود)

علائم حتمی طبق حدیثی از امام صادق(ع) شامل پنج مورد می باشند که امام صادق آنها را این طور بیان فرموده اند:

قبل قیام القائم خمس علامات محتومات، الیمانی و السفیانی و الصیحه و قتل النفس الزکیه و الخسف بالبیدا؛ پیش از قیام قائم (عج) پنج نشانه حتمی است. یمانی، سفیانی، بانگ آسمانی و قتل نفس زکیه و خسف سرزمین بیدا.(مهدی پور1385، ص 36). در جدول زیر علائم حتمی به همراه زمان وقوع آنها آمده است، ولی باید به خاطر داشته باشیم که این زمان ها فقط محتمل می باشند و حتمی نیستند و در روایات و احادیث مختلف این زمان ها متفاوت می باشند و جز خداوند کسی دیگر از زمان دقیق وقوع آنها خبر ندارد.

محل درج جدول ص 9

برگرفته از ماهنامه راه قرآن شماره 5 ، شهریور و مهر 1385

البته دو علامت آخر در زمان ظهور و علامت سوم مقارن ظهور به وقوع خواهند پیوست ولی دو علامت اول یعنی یمانی و سفیانی که با هم نیز خروج می کنند را می توان از علائم حتمی پیش از ظهور دانست. از این پنج علامت آنچه که به طور صریح در کتب مقدس مسیحیان نیز به آن اشاره شده است بانگ آسمانی می باشد: و سرانجام نشانه آمدن من در آسمان ظاهر خواهد شد. آنگاه مردم دنیا مرا خواهند دید که در میان ابرهای آسمان، با قدرت و شکوهی خیره کننده می آیم و من فرشتگان خود را با صدای بلند شیپور خواهم فرستاد تا برگزیدگان مرا از گوشه و کنار زمین و آسمان گرد آورند. (متی 30-31 : 24)

از آنجا که فقط نشانه بانگ آسمانی در منابع مسیحی آمده است و چهار علامت دیگر فقط در احادیث اسلامی به آنها اشاره شده است از بررسی تطبیقی آنها در اینجا خودداری می شود و به تعریف هر یک از آنها به اختصار اکتفا می شود:

1-سفیانی: از نظر زمانی اولین نشانه ی ظهور امام زمان (عج) می باشد و طبق احادیثی که در کتاب عصر ظهور نوشته کورانی ترجمه جلالی آمده است، سفیانی شخصی کینه توز با فرهنگ و آموزش غربی معرفی شده است که هرگز مکه و مدینه را ندیده است و رهبری گروهی را به عهده دارد و از روم (غرب) به شام می آید و دست به کشتار می زند و حتی شکم زنان حامله را می درد و اطفال را در دیگ های بزرگ می جوشاند. وی مردی است چهار شانه و بد قیافه و چهره ای آبله گون که یک چشم به نظر می رسد.

یادآوری این نکته لازم است که از جمع بندی احادیث مربوط به سفیانی استفاده می شود که سفیانی در ماه رجب خروج می کند، حدود شش ماه می جنگد، در اواخر محرم به قدرت می رسد، و دقیقاً هشت ماه بعد حضرت بقیة اللَّه ظهور می نماید. بدین ترتیب منظور از رجب، رجبِ سال قبل از ظهور می باشد، نه رجب سال ظهور.

2-یمانی: کورانی در کتاب عصر ظهور یمانی را شخصی می داند که رهبری گروهی از یمن را بر عهده دارد و برای مقابله با سپاه سفیانی به یاری سپاه ایرانیان که فرماندهی آن به دست سید خراسانی و شعیب بن صالح است، بر خواهد خاست. و پرچم یمانی را به دلایلی هدایتگرتر از پرچم خرسانی می داند که مهم ترین آنها ضعف مدیریتی در حکومت ایران است. به عقیده وی یمانی به عنوان نشانه های پیش از ظهور در منابع اهل سنت وجود ندارد.

3-بانگ آسمانی: سومین نشانه از نشانه های حتمی است که مقارن ظهور رخ می دهد و قرآن کریم آنرا چنین بیان می کند: گوش فراده هنگامی که منادی از جایگاه نزدیک ندا سر دهد، روزی که صیحه را به حق می شنوند، آن روز، روز خروج است.(سوره ق آیه 41)

در روایات چنین آمده است که منظور از صیحه صدای جبرئیل است که تمام مردم دنیا را به سوی امام زمان (عج) دعوت می کند و هر کس آنرا به زبان خودش می شنود.

4-خَسَفِ بَیدا: خَسَف در لغت به معنای فرو ریختن چیزی در زمین است. و بیدا به معنای دشت هموار، بی آب و علف و خالی از سکنه می باشد.(دشتی با این ویژگی ها به نام بیدا در میان مکه و مدینه وجود دارد.) و منظور از خَسَفِ بَیدا، فرو رفتن سپاه سفیانی در سرزمین بیدا می باشد.

5-قتل نفس زکیه: نفس زکیه به معنای انسان بی گناه است؛ و منظور از قتل نفس زکیه قتل فردی است که امام زمان آن را به عنوان پیک برای اطلاع رسانی از ظهور می فرستد و او با وضعی فجیع به شهادت می رسد.

مقایسه علائم ظهور با علائم روز قیامت:

در اسلام روی هم رفته برای روز رستاخیز و ظهور بیش از 2000 نشانه در کتب حدیث نقل شده است که می توان آنها را به چهار دسته ی 1-فتن 2-ملاحم 3-اشراط الساعه 4-علائم ظهور تقسیم نمود، که در اینجا به تعریف هر یک به طور جداگانه پرداخته خواهد شد تا هر کدام از این چهار دسته که به رستاخیز مربوط می شود، مشخص شود. البته مشخص می شود که اشراط الساعه فقط به روز رستاخیز مربوط است و مورد چهارم یعنی علائم ظهور با سه دسته دیگر اشتراک هایی دارد.

1-فتن: فتنه از ریشه فتن، در لغت به معنای امتحان و آزمایش است. ابن فارس کارشناس ریشه یابی لغات می گوید: فتن یک واژه صحیحی است که بر امتحان و آزمایش دلالت می کند.(ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج4، ص 472)سپس افزاید:اگر طلا را با آتش بگدازند، گویند: فتنت الدهب بالنار؛ یعنی طلا را با آتش آزمودم پس می توان حوادث وحشتناکی که پیش از ظهور رخ می دهد تا مردم در آن گداخته شوند و فلز آنها شناخته شود و معیار تمام عیار آنها معلوم شود را فتنه دانست.

ماهنامه موعود جوان شماره 26 به اعتبار سندی معتبر، حدیثی از رسول اکرم (ص) در این مورد چنین نقل می کند: بعد از من چهار فتنه بر شما فرود می آید که در اولی خون ها مباح شود، در دومی خون ها و ثروت ها مباح گردد، در سومی خون ها و ثروت ها و ناموس ها مباح شود و در چهارمی آشوبی کور و کر جهان را مضطرب سازد.

در عقاید مسیحیان نیز فتنه های آخرالزمان این چنین ترسیم شده است: این را نیز باید بدانی که در زمان های آخر، مسیحی بودن بسیار دشوار خواهد بود زیرا مردم خداپرست، پول دوست، مغرور و متکبر خواهند بود، و خدا را مسخره کرده، نسبت به والدین نامطیع و ناسپاس خواهند شد و دست به هر عمل زشتی خواهند زد. مردم سنگدل و بی رحم، تهمت زن و ناپرهیزکار، خشن و متنفر از خوبی خواهند بود و کسانی را که می خواهند زندگی پاکی داشته باشند به باد تمسخر خواهند گرفت. در آن زمان، خیانت در دوستی امری عادی به نظر خواهد آمد، انسان ها خودرای، تندخو و مغرور خواهند بود و عیش و عشرت را بیشتر از خدا دوست خواهند داشت. به ظاهر افرادی مومن، اما در باطن بی ایمان خواهند بود. فریب این گونه اشخاص خوش ظاهر را نخور. (نامه دوم پولس به تیمورتائوس، 3)

در کتب فتن به تفصیل از فتنه های پیش از ظهور، چون سفیانی، دجال(کسی که ادعای منجی بودن می کند) فتنه های یمن، بربر، مصر، حبشه، شام و بغداد یاد شده است. نوستراداموس ستاره شناس و پزشک غربی در کتاب اشعار خود طی پیش گویی هایی از این فتنه ها به تناوب یاد کرده است و برای مثال کلمه یریر را مکرر برای اشاره به فتنه بربرها به کار برده است. مثلاً در دوره پنجم، قطعه 75 از اشعار خود می گوید:…اما همان سکّاندار هفت سال پس از آن ماجرا در شورشی خونین درگیر می شود و بدینسان در میانه ی بربرها وحشت آفرینی خواهد کرد. و یا در دوره پنجم ، قطعه ی 80 از اشعار خود می گوید: اوکه میوس سرانجام به شهر بزرگ بیزانتین می رسد. اتحادیه بربر ها در هم شکسته شود و از دور قانون، آنکه شرک آمیزتر است، منسوخ می شود. مردمان آزاد و بربرها نبردهایی پی در پی دنبال خواهند کرد.

2-ملاحم: جمع ملحمه به معنای جنگ و کشتار است. ابن فارس در این رابطه می گوید: لحم به معنای تداخل است و گوشت را از این جهت لحم گویند که برخی از اجزای آن در برخی دیگر فرو رود، و جنگ را ملحمه گویند، به دو جهت: یکی اینکه افراد در جنگ در صفوف یکدیگر فرو روند و دیگر آنکه کشته ها در آن همانند گوشت روی هم انباشته شوند.(ابن فارس، ب؛ ص 238)

روایات فراوانی حکایت از وقوع یک جنگ جهانی پیش از ظهور دارد، اما بعید است که بتوان آنرا بر دو جنگ جهانی اول و دوم تطبیق داد زیرا صفاتی که برای آن جنگ جهانی موعود در روایات آمده است با اوصاف این دو جنگ تفاوت دارد، از امیر موءمنان منقول است که فرمودند: پیش روی قائم (علیه السلام) مرگی سرخ و مرگی سفید پدیدار گردد و ملخ هایی خونرنگ، وقت و بی وقت هجوم آورند. اما مرگ سرخ یعنی شمشیر و مرگ سفید یعنی طاعون.(کورانی، ترجمه مهدی حقی؛ ص 197)

در منابع مسیحی نیز به وقوع جنگ ها و قتل های فراوانی در این مورد به صورتی که در ادامه خواهد آمد، اشاره شده است: از دور و نزدیک خبر جنگ ها به گوش شما خواهد رسید. اما پریشان نشوید، زیرا جنگ ها رخ خواهد داد؛ اما آخر دنیا در آن زمان نیست. (متی، 24: 6)

قوم ها و ممالک جهان با یکدیگر به ستیز برخواهند خاست. (متی، 24: 7)

در نقاط دور و نزدیک جنگ های بسیاری بروز خواهد کرد ولی این علامت فرا رسیدن آخر زمان نیست. (مرقس، 12: 7)

3-اشراط الساعه: اشراط جمع شَرَط به معنای نشانه و سرآغاز است. ابن فارس گوید:شرط فقط یک معنی دارد و آن نشانه است. ساعه به معنای رستاخیز است. اشراط الساعه یعنی نشانه های رستاخیز.(ابن فارس،ج؛ ص 260)

کتاب هایی که در این رابطه مستقلاً تدوین یافته اند، اشراط الساعه نام دارند. یکی از مشهورترین آنها کتاب الاشراعه لاشراط الساعه از سید محمد بن عبدالرسول برزنجی، متوفای 1103 ه.ق می باشد، که در قاهره، دمشق و بیروت به طور مکرر به چاپ رسیده است.

4-علائم ظهور: همان طور که قبلاً توضیح داده شد علائم از ریشه عَلَم به معنای نشانه است و نشانه های ظهور منجی آخرالزمان می باشد. بسیاری از کتب پایه و مرجع مربوط به نشانه های ظهور و دیگر مسائل مهدویت، در کشاکش روزگار، به ویژه در تهاجم مخالفان به کتابخانه های شیعیان دستخوش آتش سوزی شده است و از بین رفته اند و فقط گزارشی از آنها در کتاب هایی چون رجال نجاشی و فهرست شیخ طوسی باقی مانده است.

کهن ترین اثر بر جای مانده از این سری کتب از اوایل قرن سوم هجری کتاب ارزشمند الفتن اثر نعیم بن حماد مروزی می باشد که تعدادی از نسخه های دست نویس آن تا زمان ما محفوظ مانده است. از ویژگی های بارز این کتاب گستردگی و جامعیت آن است که بیش از 2000 حدیث پیرامون فتن، ملاحم و نشانه های ظهور را در بر دارد.

در جدول زیر برای مقایسه علائم ظهور در دین های اسلام و مسیحیت از کتاب علائم ظهور حضرت عیسی مسیح نوشته شده توسط هارون یحیی، پژوهشگر معاصر و مشهور ترک کمک گرفته شده است.

ادامه دارد

منبع :پگاه حوزه – 21 شهریور 1388 – شماره 262 –