عدم انطباق معناى انسانى عدل و ظلم بر خداوند

عدم انطباق معناى انسانى عدل و ظلم بر خداوند
عدالت به معناى انسانى در مورد بشر کمال است و ظلم نقص؛ و از این رو عدل و ظلم به مفهوم رایج خود، مفاهیمى اخلاقى و مخصوص اجتماع بشرى و به اصطلاح از مفاهیم قراردادى بوده و از شئون حکمت عملى شمرده مى شوند نه حکمت نظرى، بنابراین از حدود حیات بشرى و حوزه اعمال اختیارى انسان پا فراتر نمى گذارند.
عدل و ظلم به مفهوم اخلاقى و انسانى در مورد خداوند صادق نیست و مصداق ندارد. حتى اگر عدالت اخلاقى، صفات ثبوتى خداوند و ظلم اخلاقى صفات سلبى خداوند درباره خداوند شمرده شود، عملا امکان ندارد که ظلم در مورد خداوند مصداق پیدا نماید. این عدم امکان نه از آن جهت است که محال است از خداوند ظلم صادر شود و نیز از آن جهت نیست که حسن و قبح و عدل و ظلم همه مفاهیمى شرعى هستند نه عقلی؛ آنچنانکه اشاعره میگویند، بلکه با قطع نظر از اینکه محال است یا محال نیست که از خداوند ظلم صادر شود و با فرض قبول این جهت که حسن و قبح افعال، ذاتى است و عدل و ظلم معانیى واقعى هستند، از این جهت که عدل، رعایت حق غیر و ظلم تجاوز به حق غیر است، ظلم در مورد خداوند منتفى است؛ چرا که خداوند مالک الملک على الاطلاق است و شریکى در ملک ندارد. از این رو تصرفش در جهان تصرف در چیزى است که از آن خود اوست و هیچ کس در برابر او حقى و مالکیتى ندارد.
به عبارت دیگر، ظلم درباره خداوند منتفى است؛ نه از آن جهت که چون قبیح است، خداوند ظلم نمى کند و نه از آن جهت که حسن و قبح در مورد خداوند معنى ندارد، بلکه از آن جهت که فرضا قبح ظلم، ذاتى ظلم باشد و حسن و قبح هاى ذاتى همچنانکه بر اعمال بشر حاکم است، بر افعال خداوند هم حاکم باشد، عملا در مورد خداوند مصداق پیدا نمى کند، زیرا هیچ کس نسبت به داشته هایش در مقابل خداوند مالکیت ندارد تا با گرفتن یا ندادن آن ها توسط خداوند ظلم محقق شود.
آیا عدل و ظلم به مفهوم رایج؛ یعنى رعایت حقوق غیر، درباره خداوند صادق است؟ اگر عدل و ظلم را به مفهوم رایج بگیریم که مفهومى اخلاقى و مبتنى بر حسن و قبح عقلى است؛ و اگر افعال خداوند را بر محور همین حسن و قبح ها توجیه کرده و بخواهیم این افعال را از نظر رعایت حقوق غیر بسنجیم، باید بگوییم که خداوند به این مفهوم رایج، نه عادل است و نه ظالم؛ زیرا کسى غیر از او که به چیزى اولویت داشته باشد، فرض نمى شود تا رعایت اولویت هاى او، عدل و عدم رعایت آن اولویت ها ظلم محسوب شود.
منبع :عدل الهى، صفحه ۵۴-۵۶