عدل الهى و اشکالات مربوط به آن

عدل الهى و اشکالات مربوط به آن
از نظر حکما و همچنین از نظر متکلمین غیر اشعرى، اشکالات مربوط به عدل الهى بصورت یک سلسله مسائل که باید راه حل آنها را ارائه داد مطرح است. در این بین، حسى مذهبان مدعى اند راههاى کلامى و فلسفى، همه عقلانى و ذهنى است و متکى به هیچ مشاهده عینى و تجربى نیست و به همین جهت بى اعتبار است. در مسائل اصول دین، یعنى مسائل مربوط به مبدأ و معاد از همان راه باید رفت که علماى طبیعى رفته اند. مسأله عدل الهى و جواب اشکالات مربوط به آن را نیز باید از مطالعه درباره پدیده هاى خلقت، و نظامات جارى و حکمتهاى مکتوم در آنها حل و فصل کرد. اشکالات عدل الهى براى این گروه نیز بصورت مسائلى که باید راه حل آنها را جستجو کرد و ارائه داد مطرح است، بلکه براى اینها بصورت جدى تر مطرح است، زیرا متکلمین و حکما فقط یکى از راههایى که براى اثبات خدا و برخى صفات خدا از آن راه مى روند نظامات متقن و حکیمانه جهان است، راهشان منحصر به این راه نیست، لهذا فرضا نتوانند مشکلات عدل و ظلم را منطقاً حل کنند، بر اصل اعتقاد و ایمانشان به وجود خداوند خللى وارد نمى شود، زیرا وجود خداوند از راههاى دیگر غیر از راه نظامات خلقت براى آنها قطعى و مسلم شده است، و چون وجود خداوند و عدل خداوند از آن راهها بر آنها مسلم شده است، اجمالا به عدل الهى در جریان خلقت، ایمان و اعتقاد پیدا مى کنند، هر چند نتوانند تفصیلاً از عهده تحلیل مسائل برآیند ولى این راه براى این دسته راه منحصر است، و چون راه منحصر است اگر در متن خلقت با مسائلى مواجه گردند که توجیه آن از نظر عدل و ظلم و نظام احسن، مشکل باشد، اساس ایمان و اندیشه شان درباره خداوند، متزلزل مى گردد.
آنها خداوند را تنها در آئینه مخلوقات مشاهده مى کنند. بدیهى است که اگر این آئینه در ارائه عدل الهى اندکى تیره باشد و یا ضد آن را ارائه دهد که از اساس متزلزل است از نظر این دسته تا معماى عدل و ظلم حل نگردد، نمى توان درباره وجود خداوند نظر قاطع داد، زیرا اشکالات مربوط به عدل الهى، دلیل وجود خداوند را، یعنى کمال و تمامیت نظام خلقت را مخدوش مى سازد. علامه حلى در شرح ” تجرید ” آنجا که در باره علم بارى بحث مى کند، تصریح مى کند که اگر اشکالات شرور و نواقص خلقت حل نشود نقضى بر علم و حکمت بارى تلقى مى گردد.
منبع :عدل الهى ص۶۵-۶۴