عبد الله همسر زینب

پرسش:

چرا عبدالله همسر گرامی حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ در وقایع عاشورا همراه امام حسین ـ علیه السلام ـ نبود؟

پاسخ:

«عبدالله» فرزند «جعفر طیار» پسر عمو و همسر زینب کبری ـ سلام الله علیها ـ است. او مردی با شهامت و با سخاوت و گذشت بود. «عبدالله مردی بود بزرگ، جوانمرد، دلیر، پاکدامن و مرکز جود و سخا نامیده می شد»(۱)در زمینه عدم حضور وی در کربلا نقاط مبهم و متفاوتی وجود دارد. اقوال مختلف و پراکنده ای در این زمینه موجود است. اما به نظر می رسد قول صحیح و نزدیک به ثواب این باشد که اختلاف دیدگاه فکری او با امام حسین ـ علیه السلام ـ سبب شد وی به کربلا نرود هر چند اگر امام حسین ـ علیه السلام ـ رفتن را برای او واجب می کرد قطعاً او همراه امام حسین ـ علیه السلام ـ به کربلا می رفت.
برخی قائلند که عبدالله بن جعفر هنگام واقعه کربلا نابینا بوده است. و لذا نتوانسته است در رکاب امام حسین ـ علیه السلام ـ حضور داشته باشد.(۲)امّا به نظر می رسد این قول صحیح نباشد. چرا که منابع تاریخی از حضور عبدالله بن جعفر (بعد از نوشتن نامه) در مکّه خبر داده اند.«عبدالله بن جعفر در مکه خدمت امام حسین ـ علیه السلام ـ رسید و در باز گشتن امام اصرار ورزید اما امام در پاسخ گفت: من جد خود را به خواب دیده ام و او مرا فرموده است تا به این راه بروم»(۳) علاوه بر اینکه در بین محققان تاریخ (که به آن اشاره خواهد شد) این قول، قول پذیرفته شده ای نیست بلکه در نظر آنان قولی ضعیف و بی اساس است.

دکتر علی قائمی می نویسد:

«بعضی قائل شده اند که او در آن زمان در شام بوده و همسرش زینب برای دیدار برادرش حسین به مدینه رفت و سپس همراه برادر به کربلا شتافت. امّا به نظر ما این روایتی ضعیف و مخدوش است. برخی نوشته اند در مدینه ماند تا کارهای خود را سر و سامان دهد و بعداً به کاروان حسین ـ علیه السلام ـ بپیوندد … این روایت نیز آشفته تر و نابسامان تر از قبلی است. و برخی نیز قائلند که ماندنش در مدینه به صلاحدید حسین بن علی ـ علیه السلام ـ بود. که به نظر ما این رأی هم نمی تواند قابل قبول باشد. چرا که برای این کار افراد دیگری هم وجود داشتند».(۴)
باید به این امر نیز توجه داشت که عبدالله بن جعفر قطعاً فردی ترسو هم نبوده است. چرا که منابع تاریخی او را فردی شجاع معرفی کرده اند. او در جنگ های زمان امام علی ـ علیه السلام ـ حضوری فعال داشته است به گونه ای که «در جنگ صفین یکی از سرداران سپاه حضرت علی ـ علیه السلام ـ بوده است».(۵)
دکتر «عایشه بنت الشاطی» بیمار بودن عبدالله را رد می کند و می نویسد:«آیا عبدالله بیمار بود و نمی توانست نزد حسین رود؟ نه زیرا نامه ای که از وی در تاریخ مانده است، بدین موضوع اشارتی ندارد. متن نامه را طبری و ابن اثیر چنین ضبط کرده اند: ترا به خدا سوگند وقتی نامه مرا خواندی از رفتن منصرف شو. که می ترسم هلاکت تو و بیچارگی خاندانت در این سفر باشد. اگر تو امروز هلاک شوی روشنی زمین خاموش می شود. چه تو امیر مؤمنان و نشانه هدایت جویندگانی. در رفتن شتاب مکن که من خود به دنبال نامه می رسم. والسلام. آیا عبدالله از حسین ـ علیه السلام ـ نگرانی داشت که نزد او نرفت. ابداً زیرا در نامه خود حسین را روشنی زمین و نشانه هدایت خواهان و امید مؤمنان می داند».(۶)
به نظر می رسد اختلاف دیدگاه عبدالله بن جعفر، علّت اساسی نرفتن او به کربلا باشد. به خاطر همین اختلاف دیدگاه بود که عبدالله بن جعفر سعی و تلاش وافری از خود نشان داد تا امام حسین ـ علیه السلام ـ را از رفتن به کوفه منصرف کند. او حتی از مدینه به مکه آمد تا امام حسین ـ علیه السلام ـ را از رفتن باز دارد. اما امام حسین ـ علیه السلام ـ که هدفی والا و مقدس در سر داشت، به درخواست عبدالله بن جعفر جواب منفی داد. عبدالله از حسین ـ علیه السلام ـ می خواهد که از حرکت به عراق منصرف شود. و چون حسین ـ علیه السلام ـ را مصمم به حرکت می بیند پسران خود را همراه امام می فرستد و دل او پیوسته با حسین است.»(۷)در همین رابطه «سید محسن امین عاملی» می نویسد: «عبدالله بن جعفر ضمن اینکه با اصل قیام موافق بود ولی درباره روش مبارزه نظر دیگری داشت و از عاقبت آن که به قتل حسین ـ علیه السلام ـ و یاران او منتهی می شد، بیمناک بود. بدین جهت عبدالله بن جعفر روش موعظه گری را پیش گرفت و دو نامه یکی را به فرزندان خود ـ عون و محمد ـ داد تا در مکه به دست حسین ـ علیه السلام ـ برسانند و نامه دیگری را که از «عمرو بن سعید» فرماندار مکه می خواهد آن را برای حسین ـ علیه السلام ـ بنویسد) سعی می کند آن حضرت را از سفر عراق منصرف کند، تا خطر قتل حسین ـ علیه السلام ـ و عوارض آن پیش نیاید».(۸)البته این نکته را نباید فراموش کرد که اگر امام حسین ـ علیه السلام ـ قیام و همراهی را برای عبدالله واجب کرده بود، قطعاً او یکی از همراهان امام حسین ـ علیه السلام ـ بود.

«محمد جواد مغنیه» می نویسد:

«آنچه ما بدان اعتقاد داریم این است که عبدالله بن جعفر پس از شهادت عموی خود امام علی ـ علیه السلام ـ شدیداً مطیع امام حسن و امام حسین ـ علیهما السلام ـ بود. و هیچ گاه آشکار و پنهان مخالف دستور آنان عمل نمی کرد. .. شاید علت نرفتن او به کربلا، اولاً: این بوده که امام ـ علیه السلام ـ قیام را بر وی واجب نکرده بلکه اختیار قیام را به عهده خود عبدالله گذاشته است. ثانیا: شاید عبدالله تشخیص می داد ماندن او در مدینه از جهات مختلفی که برای ما روشن نیست به صلاح و مصلحت نزدیک تر است. ولی در عین حال اگر حسین ـ علیه السلام ـ قیام و خارج شدن وی را واجب می کرد او زود تر از دیگران دستور امام حسین ـ علیه السلام ـ را به مرحله عمل در می آورد».(۹)

نتیجه گیری:

اختلاف دیدگاه عبدالله بن جعفر با امام حسین ـ علیه السلام ـ علت اساسی نرفتن او به کربلا بود. هر چند اگر امام حسین ـ علیه السلام ـ رفتن را برای او واجب می کرد، او در این قیام شرکت می کرد.

پی نوشت ها:

عایشه بنت الشاطی، بانوی کربلا، ترجمه صدر، سید رضا ، تهران: کانون نشر پژوهشهای اسلامی، صفحه ۵۸٫
۲٫ فیض الاسلام، شرح حال زینب ، تهران: سرای امید، صفحه ۵۶٫
۳٫ دکتر ایتی، ابراهیم ، بررسی تاریخ عاشورا، تهران: کتابخانه صدوق، سال ۱۳۴۷، صفحه ۹۷٫
۴٫ دکتر قائمی، علی ، حضرت زینب کبری، چاپ سوم، تهران: انتشارات امیری، سال ۱۳۷۵، صفحه ۴۶ – ۴۵٫
۵٫ عایشه بنت الشاطی، پیشین، صفحه ۵۹٫
۶٫ عایشه بنت الشاطی، بطله کربلا، ترجمه سید جعفر شهیدی، تهران: نشریات کتابفروشی حافظ، ۱۳۳۲، صفحه ۶۴٫
۷٫ همان، صفحه ۶۹٫
۸٫ سید محسن امین عاملی، لوائج الاشجان، بیروت، دارالامیر، ۱۹۹۶، صفحه ۷۴ – ۷۱٫
۹٫ مغنیه، محمد جواد ، بانوی شجاع زینب کبری، ترجمه: صادقی اردستانی، احمد ، تهران: نشر خزر، صفحه ۷۲ –۷۱، در مقدمه همین مطلب آمده است: گروهی از طرف عبدالله عذرهای خیالی و بی اساس می آورند و بعضی هم می گویند وقتی حسین ـ علیه السلام ـ خارج می شد عبدالله نابینا بود. ولی آنچه ما بدان اعتقاد داریم اینست که …». همان ، صفحه ۷۱٫