معنای عبارت‏هايی از زيارت جامعه كبيره

عبارت‏هاى زير را از زيارت جامعه كبيره معنا كنيد:

(ذكركم فى الذاكرين و اسماءكم فى الأسماء و أجسادكم فى الأجساد و ارواحكم فى الأرواح و أنفسكم فى النفوس و آثاركم فى الاثار و قبوركم فى القبور).

پیش از بیان شرح جملات یاد شده از زیارت جامعه مناسب است به تشریح معنای لغوی چند واژه که در فقرات زیارت آمده، بپردازیم:

1 – (روح) به معنای: جان، روان، مایه یا زبده هر چیز و جمع آن ارواح است؛[1] در این جا به معنای چیزی است که حیات انسان به آن بستگی دارد.[2]

2 – (نفس) به معنای حقیقت هر چیزی و جمع آن أنفس است.[3]

3 – (اثر) در لغت به معنای چیزی است که از کسی یا چیزی باقی میماند. نشانه ها، علامت ها و جمع آن آثار است.[4] اکنون به تفسیر و توضیح جملات زیارت میپردازیم:

تفاسیر گوناگونی برا فقرات یاد شده از زیارت پر ارزش جامعه کبیره شده؛ برخی به شرح زیر است:

الف) پس از آن که زائر اهل بیت علیهم السلام با عبارت (بأبی أنتم و أمی و نفسی و أهلی و مالی) (پدر و مادر و جان و اهل و مالم به فدای شما باد) کثرت محبت خویش را به محبوب در طبق اخلاص گذاشته و به محضر معصومین علیهم السلام تقدیم میدارد، در بیان عظمت آنان اظهار میکند:یاد شما گرچه میان یاد کنندگان است، انسان هم از شما یاد میکند و هم از دیگران، ولی تناسبی میان یاد شماو دیگران نیست، چون شما از کمال و رفعت مقام و منزلتی برخوردار هستید که دیگران در چنین موقعیتی نیستند.

مؤیّد این معنا عبارت (فما أحلی أسماءکم) است که بعد از این جملات آمده؛ یعنی شیرینی اسم اهل بیت علیهم السلام نشانگر امتیاز آنان است.[5] سایر جملات هم به همین ترتیب معنا میشود؛ یعنی: گر چه اسامی شما میان دیگر اسامی است، اما اسم شما کجا و اسامی دیگران کجا! هیچ کدام از آن اسامی به شیرینی و لذت اسامی شما نیست.گرچه جسم و روح و نفس و آثار و قبرهای شما میان اجسام و ارواح و انفس و قبرهای دیگران است، اما عظمتی که جسم و روح و حقیقت و آثار و قبرهای شما دارد، این عظمت از دیگران دیده نمیشود.[6]

ب) این جملات همه مبتدا هستند برای خبر محذوف که عبارت است از: (أحسن) و در هر جمله ای بعد از (أحسن) کلمه و مضاف الیه مناسب میآید؛ مثلاً میگوییم: (ذکرکم فی الذاکرین، أحسن الذکر؛ یاد شما میان یادها بهترین است)، (أسماؤکم فی الأسماء أحسن الأسماء؛ اسامی شما میان اسامی بهترین است). [7]

ج) در معنا و تفسیر سوم، هر فقره معنای مناسب خود را دارد؛ بدین ترتیب: 1 – (ذکرکم فی الذاکرین؛[8] یاد شما یاد خدا است) زیرا شما برگزیدگان و سادات ذاکران هستید. امام باقرعلیه السلام در تفسیر آیه (و لذکر الله اکبر) فرمود: (نحن ذکر الله و نحن اکبر؛ ما ذکر خدا هستیم و ما اکبر هستیم). [9]

2 – (أسماؤکم فی الأسماء) اسامی شما، اسامی خدا است و میان اسامی دارای علوّ مرتبه ویژه ای است؛[10] رضاعلیه السلام فرمود: “هرگاه با مشکلی رو به رو شدید، از ما کمک بخواهید. این همان قول خدای متعال است که فرمود: (خدا اسماء حسنی دارد، پس او را با اسماء حسنی بخوانید). امام صادق علیه السلام در این باره فرمود: (به خدا قسم! اسماء حسنی ما هستیم.[11] از هیچ کس عملی پذیرفته نمیشود مگر با شناخت ما).[12]

3 – (أجسادکم فی الأجساد و أرواحکم) أجساد آنان از أعلی علیین آفریده شده و ارواح آنان از نور عظمت خدا خلق شده است، بنابراین جسم و روح دیگران با جسم و روح اهل بیت علیهم السلام تفاوتی فوق العاده دارد.

4 – (أنفسکم فی النفوس) أنفس پاک شما، نفوس عالیه و مطمئنه است و نمیشود آن را با نفوس دیگران قیاس کرد.

5 – (آثارکم فی الاثار) آثار شما بر آثار دیگران برتری دارد، بلکه راهنمای آثار و حسنات است.

6 – (قبورکم فی القبور) قبور و مزارهای شما از بقعه هایی است که خداوند آن ها را طاهر و پاکیزه کرده و بر دیگر قبور برتری داده است. بنابراین اهل بیت علیهم السلام در همه شئون بر دیگران برتری دارند و نمیتوان هیچ یک از مخلوقات را با آنان مقایسه کرد.[13]

أمیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: (احدی از این امت با آل محمدصلی الله وعلیه وآله مقایسه نمیشود و کسانی که همیشه از بخشش های آنان بهره میبرند، با آنان برابر نیستند. آل محمدعلیهم السلام پایه دین و ستون یقین هستند). [14]

نتیجه: بنابراین مستفاد از تفاسیر سه گانه این است: اهل بیت علیهم السلام از جمیع جهات بر همه خلائق برتری دارند.

پاورقی:

[1] . معارف و معاریف، ج 5، ص 710.

[2] . سید علی حسینی، الصدر، فی رحاب الزیارة الجامعة، دارالغدیر، قم، چاپ اول، 1424 ه’ ق، ص 600.

[3] . الصدر حسینی، همان.

[4] . دشتی حسینی، همان، ج 1، ص 23.

[5] . الصدر حسینی، همان.

[6] . الصدر، حسینی، همان.

[7] . الصدر حسینی، همان.

[8] . عنکبوت (29) آیه 45.

[9] . محمد بن یعقوب کلینی، کافی، دارالکتب الاسلامیة، تهران، ج 2، ص 598، ح 1.

[10] . امام الصدر حسینی، همان.

[11] . محمد بن مسعود العیاشی، تفسیر العیاشی، چاپخانه علمیه قم، ج 2، ص 42.

[12] . العیاشی، همان.

[13] . الصدر حسینی، همان، ص 601 – 602.

[14] . نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 2، ص 47.