طلاق در سایر ادیان

شاید برایتان جالب باشد بدانید در سایر ادیان و یا همین ایران باستان، زوجین بر اساس چه شرایط و ضوابطی می توانند از یکدیگر جدا شوند و آیا در این جداشدن برای هریک از طرفین امتیاز خاصی در نظر گرفته شده است یا نه؟!
طلاق در اصل رها کردن از روی پیمان و قرارداد است و رها کردن از قید زوجیت. در اصطلاح شریعت، همان مفهوم عرفی رایج میان عقلاء را می رساند که شارع مقدس با شرایط خاصّی امضا کرده و به معنای گسستن پیوند زناشویی است.
در اصطلاح حقوقی نیز طلاق عبارت است از تشریفاتی که به موجب آن مرد به اذن یا حکم دادگاه، زنی را که به طور دائم در قید زناشوئی اوست رها می سازد.
آنگونه که از قدیمی ترین قانون مدوّن و ساخته دست بشر یعنی “قانون حمورابی” استنباط می شود مرد قادر بوده در مواردی که زن تا مهلت معینی صاحب فرزند نمی شده وی را طلاق دهد و نیز اگر زنی بیماری مزمن داشت، مرد بدون آنکه او را طلاق دهد می توانست زن دیگری اختیار کند.
در آتن نیز طلاق برای مرد دشوار نبوده و مرد می توانست بدون ارائه دلیل زن خویش را از خانه براند. در مقابل زن نمی توانست به دلخواه، همسر خویش را ترک گوید ولی در صورت ستم شوهر، زن می توانست به “آرخون” _ بزرگان دینی _ مراجعه و تقاضای طلاق کند.
با رضایت “آرخون” طلاق زن صورت می گرفت. گاهی نیز طلاق با رضایت طرفین انجام می گرفت، لیکن این توافق باید رسماً طی تشریفاتی در نزد “آرخون” اعلام می شد.
در مصر قدیم نیز شوهر نمی توانست زن خود را طلاق دهد مگر در مورد نازایی و طلاق زن به هر دلیل، شوهر را مکلف می نمود تا قسمت بزرگی از املاک خانواده را به وی واگذارد و در نتیجه طلاق به ندرت اتفاق می افتاد.
در دین زرتشت نیز آیین زناشویی کاری پسندیده و تجرد امری ناپسند و در خور نکوهش است. این تعلیمات به همراه حق برابری زن در زندگی زناشویی موجب می گردید که طلاق امری ناشی از اراده بی چون و چرای مرد تلقی نگردد.
در ایران باستان طلاق منوط به رأی دادگاه بود. اگر قاضی دادگاه تشخیص می داد که زوجین می توانند زندگی زناشویی خود را ادامه دهند، آنان را مجبور به زندگی می نمود و شوهر متمّرد را به مجازات سختی محکوم می کرد تا بی جهت متمایل به طلاق نگردد.
در دین یهود نیز طلاق وجود داشته است در صورتی که مرد کجروی در زن خود بیابد برای او نامه انفصال (جدایی) می نویسد و به دستش می دهد و او را از خانه خود بیرون می فرستد.
در انجیل نیز آیات متعدد گاه بر عدم قبول مطلق طلاق دلالت دارد و در آیات دیگری از انجیل، طلاق را محدود به گناه یکی از زوجین نموده است.
با توجه به اینکه طلاق در واقع حکم قانونی و الهی است اما همواره باید مدنظر داشت که هرگونه انفصال و جدایی افراد از همدیگر در اثر توافق، نزاع و قهر و کدورت نوعی گسستگی اجتماعی است خواه این اجتماع وسیع باشد و چه در حد ۲ نفر و در چارچوب خانواده باشد.
مهم جدا شدن انسان ها از یکدیگر است که مذموم و زشت تلقی می گردد. بنابر همین امر توجه به هر آنچه به کاهش روند شیوع این جدایی ها از ارتباط دوستانه دو شخص گرفته تا جدایی پیوند زناشویی و چه به هم ریختگی پیوندهای اجتماعی گروهی و یا جدایی دو ملت از یکدیگر هیچ یک از سوی هیچ آیین و مذهبی توصیه نمی شود.
چنانچه هر گونه جدایی نیز در ادیان بدان اشاره شده جهت جلوگیری از درگیری های بعدی و آسیب ها و خطرات احتمالی است. بنابراین هر گونه توصیه به جدایی و انفکاک نباید مورد سوء استفاده قرار گیرد و یا گرفتار مدرنیته و برخی شعارها مانند عدم تفاهم و عدم درک طرفین و غیره شود.

سجاد سبحانی

منبع : برنا نیوز