خانواده شیعی » زن و حجاب »

ضرورت حجاب در اسلام

حجاب، گویای انتخاب یک عقیده است و آدمی، عقیده و مرام را با دو خصیصه (شناخت) و (انتخاب) بر می گزیند، بدان می بالد و براساس آن زندگی می کند و تمامی رفتارهای خود را براساس آن شکل می دهد. هرچه شناخت و اختیار انسان، عمیق تر شود، عقیده و مرام او نیز پایدارتر است. حجاب نیز این چنین است؛ یعنی محصول شناخت و بینش هایی است که (زن) از هستی، انسان، روابط اجتماعی و چگونگی تکامل و رشد صحیح خود دارد. او بدین باور رسیده است که با پوشش دادن به خود، سیر معنوی جامعه را سرعت می بخشد و مانعی بر سر راه به وجود نمی آورد، چرا که هرکس ـ چه زن و چه مرد ـ جاذبه های ثروت، شهرت، مقام و یا بدن را به چشم دیگران آورد، رهزنی کرده و آدمیان را از مسیر رشد و فلاح باز داشته است. مشغول داشتن انسان ها به جاذبه ها و به نمایش گذاشتن آن ه، چشم و دل انسان های کم ظرفیت را کور می کند و از نور معرفت محروم می دارد؛ از همین رو است که (حجاب) و (پوشش) واجب شده است.

این چنین پوشش، برای سیه دلانی که به (فلاح) و (رستگاری) نمی اندیشند و در صدد تاراج سرمایه و جاذبه ها هستند، همیشه مانع بزرگی بوده است، از این رو در طول تاریخ همواره در صدد کشف حجاب از زنان بوده اند. استعمارگران که چادر و حجاب کامل را دژی آهنین بر سر راه اهداف شوم و پلید خود می دیدند، کوشیدند تا آن را از بین ببرند. در ایران این کار به دست رضاخان صورت گرفت، به طوری که با رواج تجددطلبی و گرایش به مظاهر غربی در کشور، بازار غرب زدگی رونق یافت و حتی هم زمان در مصر، تونس و اندونزی نیز آغاز شد.

در زمانی که رژیم شاه سخت می کوشید تا فرهنگ برهنگی و بی بندوباری و بی حجابی را ترویج کند، استاد شهید مطهری همواره تلاش می کرد تا با این منکر مبارزه کند. او معتقد بود چون دانشکده الهیات مکانی محترم و مقدس است، خانم های دانشجو باید حجاب اسلامی را رعایت کنند.

استاد سید محمد باقر حجتی در این باره می نویسد:

(در یکی از سال ها که شمار داوطلب ورود به دانشگاه الهیات، نخست رو به فزونی نهاده بود… و داوطلب ها عبارت از چندصد نفر بودند که شماری از آن ها [را] دختران و… تشکیل می دادند. و قهراً در آن روز شماری از زنان بی حجاب بودند، استاد بزرگوار شهید آیه اللّه مطهری این مطلب را قبلاً پیش بینی کردند و از آن جا که سخت تلاش می نمودند فضای دینی دانشگاه با ورود زنان بی حجاب آسیب نبیند، در یکی از جلسات شورا پیش نهاد کردند که دختران و زنانی که می خواهند در این دانشکده به تحصیلات خود ادامه دهند، باید با پوشش محتشم (دارای حجاب شرعی) باشند وگرنه دانشگاه از ادامه تحصیل آن ها معذور است. این پیش نهاد مورد تصویب اعضای شورا و رئیس وقت دانشگاه ـ که شخصی آرام و متین بود و به استاد آیه اللّه شهید مطهری بسیار احترام می گذاشت ـ قرار گرفت. قبل از شروع کنکور اختصاصی دانشکده، استاد گران مایه تعداد زیادی روسری تهیه کردند و در روزهایی که از کشف حجاب در رسانه های گروهی ـ اعم از مطبوعات و رادیو تلویزیون ـ تعریف و تمجید می کردند، بخشی از این روسری ها را به نگهبان درب جنوبی و بخشی را به نگهبان درب شمالی دانشکده سپرد و به آن ها فرمود: هر داوطلب زن که بدون حجاب وارد دانشکده می شود، یکی از این روسری ها را به او هدیه کنید تا سر و گردن خود را با آن بپوشاند و بدون حجاب به دانشکده ای که بسان یک مکان مقدس است، نیاید. در آن روز از این روسری ها استقبال خوبی به عمل آمد.)۱

مستر همفر، جاسوس انگلیس می گوید: (در مسئله بی حجابی زنان باید کوشش فوق العاده ای به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی حجابی و رها کردن چادر مشتاق شوند… پس از آن که حجاب زن با تبلیغات و سعی [ما] از میان رفت، وظیفه مأموران ما آن است که جوان را به عشق بازی و روابط نامشروع با زنان تشویق کنند و بدین وسیله فساد را در جوامع اسلامی گسترش دهند. لازم است زنان غیرمسلمان کاملاً بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلِم از آنان تقلید کنند.)۲

متأسفانه همان تفکر امروزه با ترفندها و شیوه های جدید ـ بی آن که سخنی از برداشتن حجاب بیاورند ـ به وسیله بعضی از دگراندیشان کج اندیش القا می شود تا از این طریق زمینه تضعیف اصل حجاب و ترویج فرهنگ برهنگی و هرزگی فراهم شود و حیثیت زنان پایمال گردد.

فلسفه حجاب

حجاب یعنی پوششی که کرامت، عفت و وقار زنان و دختران را تضمین کند و هر چیزی که این نظر را تأمین کند حجاب است. اما ریشه حجاب چیست و چه دلایلی آن را به وجود آورده است؟ استاد شهید مطهری در این خصوص می گوید:

(مخالفان حجاب سعی کرده اند جریانات ظالمانه ای را به عنوان علت پیدا شدن حجاب ذکر کنند، و در این جهت میان حجاب اسلامی و غیراسلامی فرق نمی گذارند؛ چنین وانمود می کنند که حجاب اسلامی نیز از همین جریانات ظالمانه سرچشمه می گیرد… ما مجموع آن ها را ذکر می کنیم… بعضی فلسفی و بعضی اجتماعی و بعضی اخلاقی و بعضی اقتصادی و بعضی روانی است که ذیلاً ذکر می شود:

۱- میل به ریاضت و رهبانیت (ریشه فلسفی)؛

۲- عدم امنیت و عدالت اجتماعی (ریشه اجتماعی)؛

۳- پدرشاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نیروی وی در جهت منافع اقتصادی مرد (ریشه اقتصادی)؛

۴- حسادت و خودخواهی مرد (ریشه اخلاقی)؛

۵- عادت زنانگی زن و احساس او به این که در خلقت از مرد چیزی کم دارد، به علاوه مقررات خشنی که در زمینه پلیدی او و ترک معاشرت با او در ایام عادت وضع شده است (ریشه روانی).۳

استاد شهید مطهری معتقد بود که: (علل نام برده یا به هیچ وجه تأثیری در پیدا شدن حجاب در هیچ نقطه از جهان نداشته است و بی جهت آن ها را به نام علت حجاب ذکر کرده اند و یا فرضاً در پدید آمدن بعضی از سیستم های غیر اسلامی تأثیر داشته است، در حجاب اسلامی تأثیر نداشته است.)۴

فلسفه ای را که اسلام برای حجاب و پوشش اسلامی بیان می کند غیر از موارد یاد شده است. خداوند عفاف و حیا را برای زن جزو خصلت وجودی او قرار داده است، از این رو همه زنان مسلمانی که دارای فطرت پاک هستند دارای این خصلت می باشند. عفاف، روح پوشش است و پوشش کالبد آن؛ عفاف، فلسفه حجاب است و حجاب، تضمین کننده عفاف و حیا می باشد.

با شناخت فلسفه حجاب از نظر اسلام معلوم شد که هیچ یک از مواردی را که روشن فکران به عنوان عامل پیدایش حجاب بیان داشته اند، با روح اسلام سازگار نیست و با فلسفه حجاب از دیدگاه اسلام منافات دارد. البته حجابی که اسلام برای زنان تعیین فرموده به معنای در خانه ماندن و نداشتن فعالیت اجتماعی نیست، بلکه زنان با رعایت کامل حجاب می توانند در اجتماع و هرجا که ضرورت داشته باشد، حضور داشته باشند. هنگامی که خلیفه دوم درباره فدک در مسجد با مردم صحبت می کرد، حضرت زهرا(ع) برای دفاع از خود به همراه عده ای از زنان با پوششی که حتی کفش آن حضرت نیز معلوم نبود، به طرف مسجد رفت، و یا حضرت زینب(ع) که بعد از شهادت امام حسین(ع) در بین راه کوفه و شام و در مجلس یزید به سخنرانی پرداخت. این دو نمونه روشن نشان دهنده آن است که اسلام با حضور زن در اجتماع مخالف نیست، اما شرط آن این است که حجاب اسلامی را به طور کامل رعایت کنند.

اهمیت حجاب

در قرآن مجید چند آیه پیرامون حجاب وجود دارد که اهمیت آن را به خوبی روشن می کند. در این جا به سه آیه اشاره می کنیم:

* (وإذا سأَلتُمُوهنَّ متاعاً فَسْئلُوهنَّ مِن وراء حجابٍ ذلکم أطهرُ لِقلوبِکم و قلوبهنَّ؛۵ و هنگامی که چیزی از وسایل زندگی را از آنان [همسران پیامبران] می خواهید، از پشت پرده بخواهید؛ این کار برای پاکی دل های شما و آن ها بهتر است.)

در این آیه، خداوند به مؤمنان فرمان می دهد که با همسران پیامبر از ورای حجاب سخن گویند. این حکم درباره سایر زنان نیز قابل تعمیم است، زیرا خداوند متعال طهارت و پاکی را برای همه زنان می خواهد. البته مراد از پشت پرده بودن زنان به مفهوم در منزل ماندن نیست، زیرا پیامبر(ص) همسران خود را به مسافرت و بعضی از جنگ ها می بردند. در خصوص سایر زنان نیز همین طور است.

* (یا ایها النَّبی قُل لازواجک و بناتک و نساء المؤمنین یُدنینَ علیهِنَّ مِن جلابیبهنَّ ذلک اَدنی اَن یُعرفنَ؛۶ ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمن بگو: جلباب ها [روسری های بلند] خود را بر خود فرو پوشند، این مناسب تر است تا شناخته شوند.)

اما این که (جلباب) چیست، نظرها مختلف است؛ بعضی به پیراهن و جامه گشاد و بزرگ۷ معنا کرده اند، عده ای دیگر پیراهن یا لباس گشاد۸ را صحیح می دانند و برخی آخر به جامه ای از چارقد بزرگ تر و از عبا کوچک تر۹ می گویند؛ لکن از مجموع این معانی معلوم می شود که (جلباب) از روسری امروزی بسیار بزرگ تر بوده به طوری که حجم زیادی از بدن را می پوشانده و معمولاً در خارج از منزل از آن برای پوشش استفاده می کرده اند.

* (وقُل للمؤمنات یَغضُضنَ مِن ابصارهِنَّ و یَحفَظنَ فروجهُنَّ و لایُبدینَ زینَتَهُنَّ اِلاّ ما ظَهَر مِنها ولْیَضرِینَ بِخُمُرهِنَّ علی جیوبِهِنَّ ولا یُبدینَ زینتَهُنَّ الاّ لِبُعولَتِهِنَّ؛۱۰ به زنان مؤمن بگو دیدگان خود فرو خوابانند و دامن های خود حفظ کنند و زیورهاشان آشکار نکنند مگر آن چه پیدا است، سرپوش های خود بر گریبان ها بزنند و زینت های خود را آشکار نکنند مگر برای شوهران.)

اسلام می خواهد زن، وقار، کرامت و شخصیت خود را حفظ کند، از این رو پوشش را برای او واجب کرد و هیچ پوششی نیز بهتر از چادر سیاه نیست، که تضمین کننده عفاف است.

پی نوشت ها:

۱ـ مجله با معارف اسلامی آشنا شویم، شماره ۴۲، ص۱۴۰،

۲ـ خاطرات مستر همفر، ترجمه دکتر محسن مؤیدی، ص۸۴،

۳ـ مسئله حجاب (انتشارات صدر، پاییز۱۳۷۳) ص۳۱ و۳۲،

۴ـ همان، ص۳۲،

۵ ـ احزاب(۳۳) آیه ۵۳،

۶ ـ همان، آیه ۵۹،

۷ـ فیروزآبادی، قاموس المحیط (داراحیاء التراث، بیروت، لبنان، ۱۴۱۲) ج۱، ص۱۷۳،

۸ ـ المنجد (چاپ بیست وششم، نشر نو) ص۹۶،

۹ـ لسان العرب (نشر ادب الحوزه، ۱۳۶۳) ج۱، ص۲۷۲،

۱۰ـ نور(۲۴) آیه ۳۱،

منبع: معارف اسلامی؛ فروردین،اردیبهشت، خرداد و تیر ۱۳۷۹؛ شماره ۴۵