,

«صحيفه سجاديه، روايت حسين بن اشكيب»

«صحيفه سجاديه، روايت حسين بن اشكيب»، نسخه‌اى منحصربه‌فرد از يكى از روايت‌هاى اصلى صحيفه سجاديه است كه محققان صحيفه‌پژوه از آن به‌عنوان «درّ يكتاى مفقود» ياد مى‌كرده‌اند. اين نسخه در زمره گنجينه فاخر مخطوطات حضرت آيت‌الله سيد محمدعلى روضاتى قرار داشته كه براى اولين بار همراه با تحقيق و مقدمه‌ى پژوهشى سيد احمد سجادى توسط مركز تحقيقات رايانه‌اى حوزه علميه اصفهان منتشر شده است (مقدمه محقق، ص 12).

اين دست‌نويس در 138 برگ 9 سطرى به خط محمدباقر حسينى سلطانى شوشترى در 1123ق، استنساخ شده و سيد امير ذوالفقار، آن را به شاه سلطان حسين صفوى (1105 – 1135ق) تقديم كرده است. روايت ابن اشكيب 44 دعا دارد و سلسله سند آن اين‌گونه است: قال: حدّثني محمد بن الوارث، قال: حدّثنا الحسين بن اشكيب عن عمير بن هارون بن المتوكل البلخي، قال: حدّثني أبي…

در ابتداى كتاب، مرقومه حضرت آيت‌الله سيد محمدعلى روضاتى آمده است كه در بخشى از آن مى‌خوانيم: «نسخه شريفه روايت شيخ حسين بن اشكيبِ هزارساله در طول قرون و اعصار همواره از انظار در خفاء و استتار بوده و تنها عالم فاضل متتبع ماهر ميرزا عبدالله اصفهانى صاحب كتاب مهم رياض العلماء (و از جمله اجله شاگردان و ياران مرحوم علامه مجلسى متوفى 111ق) أعلى‌الله‌مقامهما از رؤيت نسخه‌اى به خط ابن مقله خبر داده و از آن بهره برده است و شايد آن را در خزائن دويست‌ساله كتب و ذخائر صفويان كه سرانجام به دست حراميان متلاشى شد، ديده باشد و باز شايد همان نسخه نيز مأخذ اصلى مرحوم امير ذوالفقار دانشمند در فراهم آوردن اين تنها نسخه موجود بوده باشد؛ چه، مع‌الأسف تا زمان حاضر از سرنوشت آن مأخذ قديم نفيس و همچنين نسخه ثالثى از كتاب، آگاهى ديگرى به دست نيامده است» (متن كتاب، ص 9).

طرق اصلى صحيفه مباركه سجاديه، كه تاكنون مورد شناسايى صحيفه‌پژوهان واقع شده، انگشت‌شمارند. معروف‌ترين آن، روايت على بن نعمان اعلم از عمير بن متوكل موسوم به روايت مشهوره – كه توجه ارباب نظر و عموم، بيشتر معطوف به اين روايت بوده است (پيشگفتار، ص 11). سيد احمد سجادى تحقيق اين نسخه و تنظيم نسخه‌بدل‌ها و اختلاف روايت ابن اشكيب با روايت مشهوره را عهده‌دار بوده و پژوهش مبسوط و مفيدى در خصوص اسناد صحيفه سجاديه و شرح و توصيف نسخه حاضر نگاشته است (پيشگفتار، ص 11 – 12).

وى در توصيف اين نسخه مى‌نويسد: «حسين بن اشكيب مروزى از اصحاب امام هادى(علیه السلام) و امام حسن عسكرى(علیه السلام) بوده. بعضى او را «ابن اسكيب» كنيه داده‌اند. وى فاضل و عالمى جليل‌القدر بوده، در شهر سمرقند مى‌زيسته و داراى كتاب‌هايى مى‌باشد… بعضى نيز حسين بن اشكيب را مقيم قم و يا مشهد دانسته و او را خادم‌القبر مى‌دانند. درهرحال، وى مردى ثقه و ثبت بوده، بزرگان به حديث او اعتماد دارند. وى باآنكه از راويان متعددى همچون محمد بن على كوفى، عبدالرحمن بن حماد، محمد بن السرى و… روايت مى‌كند، ولى فقط دو نفر از او نقل حديث كرده‌اند: اول، ابوالنصر محمد بن مسعود عياشى كه دانشمند بزرگى بوده و صاحب تفسير گران‌مايه عياشى است؛ دوم، محمد بن الوارث از مشايخ بزرگ اواخر قرن سوم هجرى كه او كتاب «الرّد على الزّيدية» و كتاب «الرّد على من زعم أنّ النبي(ص) على دين قومه» را از حسين بن اشكيب براى ابوالقاسم جعفر بن محمد قولويه روايت كرده است. سومين كتابى كه محمد بن الوارث از حسين بن اشكيب روايت كرده، صحيفه سجاديه بوده است، ولى هيچ‌يك از بزرگان حديث و رجال به روايت سومين كتاب اشاره‌اى نكرده‌اند و چنين روايتى را نقل ننموده‌اند و تنها كسى كه بدان اشاره دارد، ميرزا عبدالله اصفهانى افندى در كتاب «الصحيفة الثالثة» است» (مقدمه مصحح، ص 48 – 50).

اين نسخه از صحيفه ابن اشكيب، اختلاف‌هايى با صحيفه مشهوره و همچنين با روايت ابن مالك دارد كه مى‌توان به موارد زير اشاره كرد:

الف)- تفاوت در تعداد دعاها: در اين نسخه مجموعاً چهل و چهار دعا ذكر گرديده كه دعاى بيست و ششم نسخه مشهوره، در دعاهاى هجدهم و نوزدهم ديده مى‌شود و دعاى چهل و چهارم اين نسخه، در مشهوره ذكر نگرديده و از طرفى دوازده دعا از مشهوره در اين نسخه از روايت حسين ابن اشكيب آورده نشده است.

ب)- تفاوت در كلمات دعاها: در دعاهاى اين نسخه، كاستى‌ها و زيادت‌هايى بر صحيفه مشهوره وجود دارد، كه تماماً در پاورقى‌هاى كتابى كه پيش رو داريد، مشخص گرديده است.

ج)- اختلاف در ترتيب دعاها: در اين روايت فقط دعاى اول و دوم با صحيفه مشهوره از نظر شماره دعا مشترك هستند و بقيه دعاها با مشهوره اختلاف دارد (مقدمه محقق، ص 52).

مصحح براى هرچه بيشتر روشن شدن مطلب، جدولى طراحى نموده كه در آن، شماره دعاهاى صحيفه كه ابن اعلم، ابن مالك، ابن اشكيب و ابن فضل از عمير بن متوكل روايت كرده‌اند را ذكر كرده است (همان، ص 53).

در كتاب حاضر اعراب‌گذارى بر طبق نسخه اصلى انجام شده و آن دسته از كلمات كه در نسخه اصلى فاقد اعراب بوده، بدون اعراب رها شده و بعضى از كلمات كه شكل آن توسط كاتب كشيده شده بود نيز به همان شكل نگاشته شده است (مانند صفحه 129 و 163).

سپس به مقابله با روايت مشهوره پرداخته و با دقت اين دو كتاب را با يكديگر مقابله نموده، آن دسته از كلمات كه با روايت مشهوره اختلاف داشت، مشخص و برخى از كلمات و يا عباراتى را كه در روايت مشهوره نسبت به روايت ابن اشكيب وجود نداشته در اين كتاب با علامت منفى در پاورقى مشخص گرديده (مانند صفحه 68 و 117) و آن دسته از كلمات و عباراتى كه در روايت مشهوره افزون بر روايت ابن اشكيب بوده با علامت مثبت در پاورقى مشخص شده است (مانند صفحه 76 و 114).

همچنين در پاورقى‌ها موارد متفاوت و نيز اضافات و برخى كمبودهاى روايت مشهوره نسبت به روايت ابن اشكيب مشخص شده است. در متن نسخه ابن اشكيب نيز كلماتى كه متفاوت با مشهوره بوده و نيز كلماتى كه اين نسخه افزون بر مشهوره داشته به‌صورت درشت‌تر و پررنگ‌تر در متن مشخص گرديده است. نيز كلماتى كه در اين روايت يكى از حروف آن‌ها داراى دو اعراب بوده، به همان صورت در متن آورده شده است (نظير صفحه 69 كلمه «عقر» و صفحه 176 كلمه أخطاري). در بعضى از موارد كه جملات به گمان مصحح، نادرست رسيده است، بدون دخل و تصرفى در متن دعا، همان كلمه آورده شده و آن را با نماد دو ستاره در متن مشخص نموده و در پاورقى با كلمه «كذا» سعى در حفظ و امانت‌دارى در روايت مذكور شده است (مانند صفحه 70 و 152).

علائم نگارشى واردشده در اين دعاها، تنها مواردى است كه به جهت سهولت در تفهيم معنا به متن اضافه شده و تطابقى با نسخه ابن اشكيب ندارد (مقدمه محقق، ص 57).

پس از آوردن كليه دعاهاى موجود در روايت ابن اشكيب، دعاهايى كه در روايت مشهوره افزون بر اين روايت بوده، در بخشى جداگانه آورده شده و شماره اين دعاها بر اساس شماره دعاهاى روايت مشهوره آمده است، مانند دعاهاى سوم، چهارم، نوزدهم و سى‌وسوم از صحيفه مشهوره.

در انتهاى كتاب نيز كل نسخه خطى روايت ابن اشكيب به‌صورت عكس آورده شده است (همان، ص 221).

قابل توجه اينكه اخيراً نسخه مذهّب و نفيس ديگرى از اين روايت در كتابخانه كاشف‌الغطاى نجف شناسايى شده است (حكيم، سيد محمدحسين، ص 271 – 272).

منبع :

1. مقدمه مصحح و متن كتاب.

2. حكيم، سيد محمدحسين، «حاشية الصحيفة السجادية: محمد بن منصور بن ادريس حلى (598ق)»، پايگاه مجلات تخصصى نور، نشريه: «ميراث حديث شيعه»، دفتر بيستم، ص 259 تا 372.