صحت نذر براي غير الله؟

آيا نذر کردن به نام غير از الله، مثل نذر به نام امامان، صحیح است؟

پاسخ

در اكثر كتب فقهى شيعيان، فصلى به نام «باب نذر» وجود دارد و تمام رساله هاى مراجع تقليد و فتاواى آن ها بر اين اصل استوار است كه نذر، نوعى عبادت است و مانند بقيه عبادات بايد براى خدا باشد. دو شرط «نيت قربه الى الله» و «صيغه نذر» را نيز لازمه آن دانسته اند. اگر يكى از آن دو شرط نباشد، نذر محقق نمى شود و اين دو شرط مكمل يكديگرند. نيت نذر مانند بقيه عبادات بايد براى خاطر خدا و رضايت او باشد. اين نكات در تمام رساله هاى عمليه فقهاى شيعه به وضوح آمده است. بنابراين در اداى نذر، نيت براى غير خدا حتى نيت پيغمبر و امامان و آل محمد متصور نبوده و باطل كننده نذر است. از آنجايى كه تمام شيعيان بر اين اعتقادند كه اگر كسى «آل محمد» را خداى خود يا آن ها را شريك در ذات و صفات و افعال خدا بداند، قطعاً مشرك است پس نيت آن ها نمى تواند براى غير خدا باشد.

اما شرط دوم كه صيغه نذر باشد متمم شرط دوم و تثبيت كننده شرط اول است. بدين معنا كه نذر كننده بايد در موقع نذر صيغه بخواند و چنانچه نام خدا در آن صيغه نباشد صيغه نذر جارى نمى شود. مثلاً كسى كه روزه نذر مى كند بايد بگويد: «براى خدا روزه مى گيرم».

بنابراين شيعيان معتقدند كه هم نيت نذر و هم صيغه نذر هر دو تأكيد بر انجام نذر براى خدا دارند و بايد براى رضاى خدا باشد، ولى نذر كننده در مصرف نذر خود مختار است. مثلاً نذر مى كند كه گوسفندى را براى خدا در حرم فلان امام يا امامزاده قربانی کند، حال مى تواند آن را به فقرا بدهد يا اطعام كند و يا به هيئت و عزاداران آن امام و امام زاده بدهد. يا مثلاً نذر مى كند تا پول يا لباسى را به اهالى يا فقرا يا عالم يا سيدى از اولاد رسول الله بدهد. چون هم نيت و هم صيغه نذر هر دو تأكيد بر انجام نذر براى خدا دارند، لذا هيچ اشكالى بر آن وارد نيست. حال اگر بعضى افراد از اين اصل عدول نمايند، نمى توان عمل آن ها را به كل شيعيان تعميم داد و اصول مسلم شيعه را خدشه دار نمود.

پس: اگر کسي بخواهد نذر کند، اگر صيغه نذر نخواند، اين نذر محقق نمي‌شود. هزار بار هم بگويد که من براي امام حسين (عليه السلام) نذر مي‌کنم بر اين‌که يک گوسفند بکشم، اين نذر، نه شرعي است و نه عمل به اين نذر، واجب است.

بايد بگويد: من براي رضاي خداي عالم نذر مي‌کنم گوسفندي را قربانی کنم در حرم امام حسين (عليه السلام) يا براي امام حسين (عليه السلام) يا حضرت عباس (عليه السلام). همانطوري که در عقد بين يک زن و مرد، تا وقتي که صيغه خوانده نشود، اينها به همديگر محرم نمي‌شوند، در نذر هم اگر کسي صيغه عربي نذر يا ترجمه آن را نگويد، اين نذر محقق نيست و عمل به همچنين نذري، واجب نيست.

اگر واقعا مي‌خواهد چنين کاري بکند، قربة إلي الله باشد نه قربة إلي امام حسين (عليه السلام)، چون اين کار، کفر و شرک است. بايد قربة إلي الله اين گوسفند را قربانی کند و در ميان مردم توزيع کند و ثوابش را هديه کند براي امام حسين (عليه السلام). اين کاملا درست است.

از جمله نذوراتي كه شيعيان در ماه‌هاي محرم و صفر انجام مي‌دهند ، همگي قربة الي الله و براي خداوند است ؛ ولي صاحب نذر ثواب را به امام حسين عليه السلام هديه مي‌كند . شاهد بر اين مطلب اين است كه در هنگام ذبح هيچ كسي به جاي نام خداوند ، نام امام حسين را نمي‌برد ؛ بنابراين ، چنين نذري از مصاديق ذبح براي غير خدا نيست و در نتيجه خوردن آن نيز اشكالي ندارد . یا مقصود شيعيان از نذر و صدقه برای کسی که فوت کرده است اینست که که ايشان تنها نذر را براي خدا انجام مي دهند و مقصود از بردن نام مرده در نذر فرستادن ثواب نذر براي وي است.

از جمله اهل سنت هم این بحث را دارند :

منها ما صحَّ عن سعد، انه سأل النبي(صلى الله عليه وآله)  ، قال: يا نبي الله ان اُمّي افتلتت (أي ماتت) وأعَلْمُ أنها لو عاشت لتصدقت أفإن تصدَّقتُ عنها أينفعها ذلك؟ قال: نعم . فسأل النبيِّ: أيُّ الصدقة أنفع يارسول الله(صلى الله عليه وآله) ؟ قال: الماء ، فحفر بئراً وقال : هذه لاُمّ سعد»

روايتي که از سعد رسيده است که از رسول خدا سوال کرد و عرضه داشت : مادر من از دنيا رفته است و مي دانم که اگر زنده مي ماند صدقه مي داد ؛ آيا اگر از جانب او صدقه بدهم به او سودي مي رسد؟ پاسخ دادند : آري . پس سوال کرد : کدام صدقه فايده اش بيشتر است اي رسول خدا . حضرت فرمودند : آب . پس چاهي کنده و گفت : اين براي مادر سعد است .

وي در ادامه مي افزايد :

« اللام في هذه لاُم سعد هي اللام الداخلة على الجهة التي وجّهتْ إليه الصدقة لا على المعبود ، المتقرّب إليه ، وهي كذلك في كلام المسلمين ، فهم سعديون لا وثنيون ، وهي كاللام في قوله تعالى:” انّما الصدقات للفقراء” سورة التوبة : 60. » .

حرف ” لام ” در عبارت ” لأم سعد” ( يعني براي مادر سعد) لامي است که جهت را معين مي کند ؛ يعني همان جهتي که صدقه را براي آن قرار داده است ؛ ونه براي تعيين معبودي که به سوي او تقرب جسته مي شود . در کلام مسلمانان نيز همين طور است ؛ ايشان خدا را مي پرستند و بت پرست نيستند . اين لام مانند لام در کلام خداوند است که فرموده است : ” بدرستيکه صدقات براي فقراء است ” سوره توبه آيه 60.

فرقان القرآن: 133  .

نذر برای اهل بیت

نمونه دیگر:

3313 – حَدَّثَنَا دَاوُدُ بْنُ رُشَيْدٍ، حَدَّثَنَا شُعَيْبُ بْنُ إِسْحَاقَ، عَنِ الْأَوْزَاعِيِّ، عَنْ يَحْيَى بْنِ أَبِي كَثِيرٍ قَالَ: حَدَّثَنِي أَبُو قِلَابَةَ، قَالَ: حَدَّثَنِي ثَابِتُ بْنُ الضَّحَّاكِ، قَالَ: نَذَرَ رَجُلٌ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَنْ يَنْحَرَ إِبِلًا بِبُوَانَةَ فَأَتَى النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَقَالَ: إِنِّي نَذَرْتُ أَنْ أَنْحَرَ إِبِلًا بِبُوَانَةَ، فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «هَلْ كَانَ فِيهَا وَثَنٌ مِنْ أَوْثَانِ الْجَاهِلِيَّةِ يُعْبَدُ؟» قَالُوا: لَا، قَالَ: «هَلْ كَانَ فِيهَا عِيدٌ مِنْ أَعْيَادِهِمْ؟»، قَالُوا: لَا، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «أَوْفِ بِنَذْرِكَ، فَإِنَّهُ لَا وَفَاءَ لِنَذْرٍ فِي مَعْصِيَةِ اللَّهِ، وَلَا فِيمَا لَا يَمْلِكُ ابْنُ آدَمَ»

سنن أبي داود ج3 ص238 المؤلف: أبو داود سليمان بن الأشعث بن إسحاق بن بشير بن شداد بن عمرو الأزدي السَِّجِسْتاني (المتوفى: 275هـ)، المحقق: محمد محيي الدين عبد الحميد، الناشر: المكتبة العصرية، صيدا – بيروت، عدد الأجزاء: 4 .

شخصي به نزد رسول گرامي اسلام آمده و سوال کرد که نذر کرده است که در بوانه قرباني دهد ( روستايي بعد از ينبع نزديک ساحل دريا | معجم البلدان 1 ص 505) حضرت سوال فرمودند : آيا در آنجا بتي از بت هاي جاهليت پرستيده مي شده است؟ عرضه داشتند : خير . حضرت فرمودند : آيا آنجا محل مراسمي خاص از رسوم جاهليت بوده است ؟ عرضه داشتند : خير . حضرت فرمودند : به نذرت وفا بنما ، پس بدرستيکه در راه سرپيچي خدا نبايد نذر کرد و نه در چيزي که انسان آن را نمي تواند انجام دهد .

اهل سنت و نذر کردن

نووي در ذيل اين روايت مي گويد :

رَوَاهُ أَبُو دَاوُد بِإِسْنَادٍ صَحِيحٍ عَلَى شَرْطِ الْبُخَارِيِّ وَمُسْلِمٍ[1]

ابو داود اين روايت را با سند صحيح طبق شروط بخاري و مسلم آورده است .

[1] . المجموع شرح المهذب ج8 ص467 المؤلف: أبو زكريا محيي الدين يحيى بن شرف النووي (المتوفى: 676هـ)، الناشر: دار الفكر