صبر و استقامت در دين

حسين آقاخانى

اهميت استقامت و پايدارى

هر چند كه عارفان منزل استقامت را يكى از مراحل سير و سلوك برشمرده‌اند و به نظر ايشان مرحله استقامت برزخى ميان پرتگاه هراسناك عالم تكثر و تفرق و سدره المنتهى جمع مي‌باشد و يا روحى دانسته‌اند كه احوال سالكان بدان زنده و باقى است. (فتوحات مكيه ابن عربي ج 2 ص 217 و منازل السايرين ص 42 و مدارج السالكين ج 2 ص 108) ولى در اصطلاح قرآني استقامت همان پايدارى در دين صراط مستقيم و مسير حق در برابر دورى از كژروي‌هاست (التحرير و التنوير ج 11 ص 282)

مفهوم استقامت

در تفسير اين مفهوم قرآنى گفته‌اند مراد از استقامت اين است كه انسان در حال قيام و ايستادن در متعادل‌ترين حالت و مسلط بر توانايي‌ها و كارهاى خود باشد. در حقيقت اين تسلط انسان بر خود شخصيت و شأن انسان سالم را مي‌رساند كه مي‌تواند كارها را مناسب با استعداد انساني انجام دهد. در ادبيات عربى متعادل‌ترين حالت هر چيزى به گونه‌اى كه امكان نمايان شدن همه آثار و توانايي‌ها آن وجود داشته باشد، به صورت استعاره با واژه قيام ياد مي‌شود، بنابراين قيام عمودى است كه به صورت طولى بر افراشته گردد و قيام عدل به گسترش عدالت در زمين است. از اين رو استقامت نيز به معناى طلب قيام و استدعاى ظهور همه آثار و منافع است. نمايان شدن همه ويژگي‌ها و آثار هر پديده‌اى نيز به حسب توانايى و شخصيت ذاتى آن گوناگون است. استقامت انسان در هر امرى آن است كه شخص قيام به آن امر و اصلاح آن را از خود طلب كند، به گونه‌اى كه كامل شود و فساد و نقص درآن راه نيابد.

تفاوت صبر واستقامت

تفاوت صبر (شكيبايي) با استقامت (پايداري) در آن است كه صبر در ناملايمات به كار مي‌رود در حالى كه استقامت اين گونه نيست. استقامت به معناى پافشارى و پايدارى در اصل دين و ارزش‌هاى دينى و عدم كژروى از راه حق به بيراهه‌هاى كفر و نفاق و شرك است كه بيشتر در حوزه فكرى و عقيدتى است درحالى كه صبر و شكيبايى در برابر سختي‌هاى اطاعت و دشواري‌هاى مصائب و عدم تمكين در برابر طغيان شهوات است كه بيشتر در مقام عمل متصور است؛ از اين در روايات قسيم يك ديگر قرارگرفته‌اند.

پيوند استقامت با مفاهيم ديگر

به هر حال مفهوم قرآنى استقامت نيز بدان سبب كه همه آيات (جز يك آيه) در يك نگاه كلى استقامت در زمينه توحيد و باور به ربوبيت خداوند و سير به سوى او بر اساس اين باور مطرح كرده و مي‌توان از آن به استقامت در دين تعبير كرد، با مفاهيمى چون صراط مستقيم، هدايت، عبوديت، ايمان، عمل صالح و تقوا و هر آن چه لازمه ديندارى است، پيوند دارد؛ زيرا استقامت در آن مفهوم پس از پذيرش دين مطرح مي‌شود: ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا (فصلت آيه 30) و يا فاستقم كما امرت (هود آيه 112) بنابراين استقامت به معناى كمال رساندن مولفه‌هاى لازم ديندارى چون تقوا، هدايت، ايمان، عبوديت و عمل صالح است.

با توجه به آيات قرآنى مي‌توان گفت كه شناخت ويژگي‌هاى صراط مستقيم و رهروان آن (انعام آيه 87 و يس آيه 4 و نيز 118) اهل استقامت چون پيامبران، صديقان، شهيدان و صالحان كه بندگان نعمت يافته خدايند اهل استقامت هستند. (نساء آيه 68)

آثار استقامت

از آثار استقامت در دنيا مي‌توان به نزول بركات اشاره كرد. قرآن بيان مي‌دارد كه كسى كه استقامت در دين ورزد خداوند روزى فراوان نصيب او مي‌كند (جن آيه 16) و در آيه ديگرى توضيح مي‌دهد كه اين نعمت و روزى فراوان هم آسمانى و هم زمينى و هم مادى و هم معنوى و هم دنيوي و هم اخروى خواهد بود. (مائده آيه 66)

http://www.kayhannews.ir/860405/6.htm