شیعه شناسی » تاریخ و جغرافیای شیعه » جغرافیای شیعه »

شیعه در اسرائیل!!

اشاره:

آن چه در پی می خوانید خلاصه مقاله یک نویسنده عرب است که به نظر می رسد لااقل در بعضی از قسمت ها با اهدافی خاص نوشته شده است تا ترس از هلال شیعی را گسترش دهد. انتشار این مقاله به معنی تایید محتوای آن نیست ولی برای اهل دقت و تفکر توجه به مطالب آن و بررسی رویکرد بسیاری از ساکنان فلسطین اشغالی به شیعه و گسترش شیعه در قلب رژیم صهیونیستی حائز اهمیت و قابل تامل می باشد. از سوی دیگر ترس از ایران در میان رهبران اسرائیل به وضوح در گزارش های ارائه شده این مقاله به چشم می خورد. مانند ادعای اینکه ایران هزینه های بسیار زیادی در گسترش فضای چت و سایبر برای ارتباط با شیعیان ساکن در سرزمین های اشغالی صرف می کند.

شیعیان از دیرباز در سرزمین تاریخی فلسطین و پاره ای از مناطق شمالی در مرزهای کنونی لبنان و سوریه زندگی می کردند. و شماری از این مناطق شاهد اتفاقات دینی و تاریخی متعلق به شیعیان بوده است، که کفرمندا و کفرکنا یا حتی شفاعمرو و مجدالکرم که در حال حاضر در فلسطین اشغالی قرار دارند از آن جمله اند. شیعیان پیش از برپایی اسرائیل در این منطقه می زیستند. تعدادی از این شیعیان مجبور به خروج از فلسطین اشغالی شدند، که بخش بزرگی از آن ها به عراق رفتند و بقیه به سوریه و برخی به کشورهای خلیج و مصر پناه بردند.

مرکز کل آمار در قدس اشغالی در گزارش سالانه ی خود، «شیعیان رسمی» در اسرائیل را نزدیک به ۶۰۰ نفر اعلام کرد، اما این عدد را قابل اطمینان ندانست. غیر دقیق بودن این آمار از این روست که شیعیانی در اسرائیل وجود دارند که به این مذهب گرویده اند و به صورت «سری» مراسم دینی خود را برگزار و به گونه ای عمل می کنند که کار شناسایی آنان برای اسرائیلی ها مشکل باشد؛ زیرا در صورت شناسایی شدن توسط اسرائیلی ها، کار برای آنان مشکل خواهد شد، لذا تعداد شیعیان در سرزمین های اشغالی بسیار بیش از این عدد است.

سایت کانال هفت یمن در صفحه ای که توسط عرب های ساکن اسرائیل اداره می شود، با استناد به منابع امنیتی مطلع، شمار شیعیان اسرائیل را ده برابر تعداد اعلام شده توسط مرکز آمار اسرائیلی؛ یعنی نزدیک به ۶۰۰۰ نفر اعلام نمود، که این رقم با گرایش صدها نفر از عرب های اسرائیل به تشیع به ۱۰ هزار نفر هم می رسد. این افراد به دلیل ناامیدی از اصلاح اوضاع موجود و نیز «بحران های سیاسی و اجتماعی» که عرب ها با آن روبرو هستند، «راه حل شیعی» را راهی برای گریز از این بحران می بینند.

جالب این جاست که این آمار موجب نگرانی اسرائیلی ها شده است؛ زیرا وجود این مذهب در اسرائیل و نفوذ آن، خود به تنهایی بحران و مشکل بسیار بزرگی به شمار می اید و به معنای پیروزی چند تئوری ضد اسرائیلی است. یکی از این نظریه ها، تئوری صدور انقلاب شیعی ایران به خارج از مرزهای خود است، که یکی از اصول انقلاب اسلامی در تهران است و تهران موفق شده است که در قلبِ کشور دشمنش (اسرائیل) به این مهم دست یابد. هم چنین باید پیروزی فکری و استراتژیک حزب الله بر اسرائیل و موفقیت این حزب در جذب افراد جدید به این مذهب را نیز به شمار آورد که به یمن پیروزی نظامی اخیرش به دست آمد.

در این گزارش هم چنین آمده است، که عرب های اسرائیلی که به این مذهب گرایش دارند از زمان برپایی این رژیم در سال ۱۹۴۸، فعالیت های دینی خاصی را با هدف جذب افراد بیشتری به این مذهب دنبال می کنند. این مسئله باعث نگرانی های ویژه ای شده است. شماری از پیروان جنبش اسلامی در اسرائیل به رهبری شیخ رائد صلاح در شمال و شیخ ابراهیم مرمور در جنوب به مذهب تشیع گرویده اند و در مناطق عربی؛ نظیر کفرکنا، الناصره، شفاعمرو، الجلیل، المثلث، یافا، مجدالکرم و النقیب منتشر شده اند و گردهمایی های «سری» شیعیان را به صورت دوره ای برگزار می کنند.

البته گروه های دیگری، مانند «شیعه ی ابرار» و «فرزندان حسین» و «شیعه در دل ها» در اسرائیل فعال هستند که تمام این گروه ها به شکلی سری و از طریق ارسال نامه های الکترونیکی برای کاربران اسرائیلی به فعالیت می پردازند.

خروج ممنوع!

یک گروه شیعی با نام «فرزندان عبدالرافع» در ژوئیه ی گذشته از حکومت اسرائیل خواست که به شیعیان فلسطین اشغالی اجازه دهد که به زیارت اماکن مقدسه در عراق؛ مانند «نجف» و «کربلا» یا اماکن مقدس دیگر در ایران، مانند «قم» بروند، اما حکومت و دستگاه امنیتی به شدت این درخواست را رد کرد.

اخیراً به دلیل سفر برخی از اعضای عرب کنیسه به سوریه و لبنان، قانونی در اسرائیل به تصویب رسید که در آن اسرائیلی ها اجازه ی سفر به کشورهایی مانند ایران که به صراحت دشمنی خود را با اسرائیل اعلام می کنند و مایل به پاک کردن آن از نقشه ی جهان هستند، را ندارند.

زنگ خطر

مدرسه ی عالی علوم دینی در قدس اشغالی در نوزدهم اکتبر سال گذشته، خلاصه ی پژوهشی با عنوان «ایا شیعیان بیشتر خواهند شد؟» را منتشر نمود، که توسط پروفسور بیرتس حاییم ارولیه استاد دین شناسی تطبیقی انجام شده بود. این پژوهش که پاره هایی از آن در سایت مدرسه ی عالی علوم دینی منتشر شد، هشدار می دهد که تشیع در مناطق عربی پر جمعیت، مخصوصاً در منطقه ی النقیب در حال گسترش است. این پژوهش یادآور می شود که بیشتر ساکنان عرب این منطقه را صحرانشین ها تشکیل می دهند، که نسبت رشد جمعیت و زاد و ولد آن ها به ۸/۵ درصد می رسد، که از بالاترین درصدهای رشد در جهان به شمار می اید. بدین ترتیب جمعیت صحرانشین ها هر ۱۴ سال دو برابر می شود. و در صورتی که پیشگیری های لازم صورت نگیرد، ممکن است باعث تشکیل یک حکومت شیعی در فلسطین اشغالی شود!

در پایان بخش منتشر شده ی این گزارش آمده است: وجود شیعیان در اسرائیل رخنه و نفوذ به آن است و نباید فراموش کرد که به جز وجود تاریخی شیعیان در سرزمین تاریخی فلسطین، انتشار تشیع در اسرائیل به چالش وخیم و بحرانی میان اسرائیل و حزب الله و پیروزی چندباره ی این حزب در مواجهه با اسرائیل منجر می شود. این مساله باعث شده تا جوانان عرب درون سرزمین فلسطین و مخصوصاً مناطق معروف به عرب های ۴۸ نگاه بسیار مثبتی به مذهب تشیع پیدا کنند. این عرب ها از رفتار حکومت اسرائیل در برخورد با آن ها و محرومیت آن ها از بسیاری اعتبارهای مالی یا اقتصادی یا اجتماعی که یهودیان در فلسطین اشغالی از آن ها بهره می برند و همچنین برخوردهای نژادپرستانه ی حکومت با آنان آزرده شده اند، که این امر باعث شده تا در بسیاری از این جوانان نسبت به حزب الله که یک حزب شیعی است یک عشق درونی به وجود اید.

گفتمان دینی سیاسی ایران

پروفسور گال تال استاد پژوهش های اسلامی در دانشگاه حیفا در گزارشی که در همین موضوع تهیه کرد، بر این نکته تاکید می کند که کشورهای عربی که با اسرائیل توافق نامه ی صلح امضا کرده اند، اساساً کشورها و نظام هایی سنی هستند؛ کشورهایی مانند مصر که در سال ۱۹۷۹ با اسرائیل پیمان صلح امضا کرد. همچنین بسیاری از کشورهای عربی سنی دیگر مانند مراکش و الجزایر یا حتی شماری از کشورهای حوزه ی خلیج فارس که بیشترین تلاش را برای ایجاد روابط با اسرائیل انجام داده اند، کشورهایی سنی مذهب هستند، در حالی که شیعیان از همان لحظه ی آغازین تاسیس اسرائیل به شدت با آن از در دشمنی در آمدند.

تال این دشمنی را به آن چه «گفتمان دینی سیاسی» ایران خواند، مربوط می داند و آن را ناشی از تلاش ایران برای سیاسی کردن دین و پوشاندن لباس سیاست به آن و تلاش برای حضور در تمام عرصه ها دانست تا در نهایت منافع ایشان حفظ شود و جریان انقلاب شیعی ایرانی گسترده تر گردد.

حماس

روزنامه ی اسرائیلی شبه رسمی یدیعوت احارنوت در گزارشی که به «منابع مطلع» نسبت داد، نوشت: شیعیان در اسرائیل مهم ترین گروهی بودند که با گروه های اسلامی فلسطینی در درون مرزهای ۶۷، از جمله حماس و برخی گروه های دیگر همکاری نمودند.

این گزارش به وجود ارتباط تاریخی میان عرب های شیعی فلسطین اشغالی که از دیرباز در این سرزمین ساکن هستند با این گروه ها، به ویژه جنبش «حماس» اشاره می کند. در آغاز تاسیس اسراییل دو مذهب تشیع و تسنن در کنار هم با حضور یهودیان در سرزمین فلسطین مبارزه کردند. این «اتحاد نیرومند اسلامی» (آن گونه که رسانه های عمومی اسرائیل از آن یاد می کنند) پس از اخراج مردم فلسطین از سرزمین شان و اشغال مناطقی از کرانه ی غربی و غزه در سال ۱۹۶۷، نیز پایدار ماند.

این گزارش در ادامه، بر اساس اطلاعاتی که از واحد پژوهش های شیعی در موساد دریافت کرده است از ۸ یگان سری پرده بر می دارد که عرب های شیعه ی اسرائیل به شکلی سری و برای ایجاد هماهنگی میان جنبش های مقاومت اسلامی و به ویژه «حماس» تشکیل داده اند. اما رژیم صهیونیستی به دلایلی که آن ها را «تاکتیکی» و سری نامیده و تنها رهبران و رؤسای تشکیلات امنیتی اسرائیل از آن ها باخبرند، تاکنون اقدامی برای دستگیری اعضای این یگان ها ننموده است.

جالب این جاست که این یگان ها عملیات هایی را در قلب فلسطین اشغالی طراحی و اجرا نمودند، که وزیر امنیت داخلی اسرائیل به آن ها اعتراف نمود و اشاره کرد: «عرب هایی که به اعضای تشکل های مسلح فلسطینی یاری می رسانند از عرب های شیعی یا عرب هایی که به صورت سری به این مذهب گرایش دارند؛ هستند، که برای ضربه زدن به اسرائیل، پیمان های شیطانی تشکیل دادند.»

او از ۷۳ عملیات نظامی گفت که به قصد ضربه زدن به امنیت اسرائیل در فاصله ی بین سال های ۱۹۹۶ تا نیمه های سال ۲۰۰۶ در اسرائیل یا مرزهای آن یا در مراکز بازرسی که در مناطق اشغالی قرار دارند، انجام شده اند و در آن ها عرب های اسرائیلی شیعی با سنی های «حماس» یا دیگر تشکل های مسلح فلسطینی؛ مانند جهاد اسلامی همکاری کرده اند. این مساله باعث شده تا سرانِ تشکیلات امنیتی در تل آویو خواستار ریشه کن کردن شیعیان در اسرائیل شوند. در اوضاع امنیتی کنونی و با توجه به پیروزی «حماس» و اداره ی حکومت فلسطین توسط آن و همچنین فشارهای نظامی که سربازان اسرائیلی علیه فلسطینی ها و لبنانی ها وارد می سازند، وجود شیعیان در اسرائیل یک خطر امنیتی به شمار می اید.

چیزی که باعث شد تا اسرائیل در رفتار با شیعیان دقت بیشتری در پیش بگیرد، این بود که شماری از شیعیان در حساس ترین نهاد اسرائیل؛ یعنی ارتش حضور داشته و شبهه ای مبنی بر همکاری آن ها با «حزب الله» برای آسیب رساندن به امنیت اسرائیل وجود دارد. به طور مثال سایت اینترنتی «اسرائیل امروز» در گزارشی اعلام کرد که شیعیان به ارتش رخنه کرده اند و بارزترین نشانه ی آن سرهنگ عمرالهیب است که یک سال و نیم پیش به جرم جاسوسی به سود «حزب الله» محاکمه و به ۱۵ سال زندان محکوم شد. این سایت ادعا کرد که «الهیب» در گروه «شیعه در دل» عضو بوده و اطلاعاتی از ارتش اسرائیل را به حزب الله منتقل نموده است. البته دادگاه نظامی هیچ کدام از این مسائل را در فهرست اتهام های «الهیب» نیاورد و تنها او را به رساندن اطلاعات به «حزب الله» در برابر رشوه های مالی و مواد مخدر متهم کرد.

تلویزیون رژیم صهیونیستی در برنامه ی «لوندون فاکیرشنباوم» که یکی از برنامه های تحلیلی مهم به شمار می اید، گزارشی درباره ی احتمال وجود واحدهای شیعی در ارتش که به «حزب الله» اطلاعات می رسانند را پخش کرد. در این گزارش به جنگ اخیر رژیم صهیونیستی علیه لبنان اشاره و عنوان شد که روش و شیوه ی رویارویی «حزب الله» با اسرائیل به گونه ای بود که نشان می داد «حزب الله» به مقدار زیادی از اسرار نظامی و استراتژیک ارتش اسرائیل آگاهی دارد. این مساله باعث شد تا به ارتش اسرائیل زیان های سختی وارد اید و چندین فرمانده ی اسرائیلی از منصب خود کنار گذاشته شوند، که از آن جمله می توان به ژنرال اودی ادام، فرمانده ی منطقه ی شمالی اشاره کرد که به جای او ژنرال موشیه کبلینسکی منصوب گردید.

از این رو رخنه در گروه ها و تجمع های شیعی در فلسطین اشغالی و گرفتن حاشیه ی امنیت از آن ها و ستاندن آزادی اعطا شده به آن ها ضروری به نظر می رسید، به ویژه آن که پاره ای از آن ها در تلاش بودند تا دین را با سیاست در هم آمیزند و در خفا و به صورت پنهانی به این مذهب گرویده اند و مراسم و مناسک مذهبی خود را مخفیانه انجام می دادند.

نبرد سایبر

سایت اینترنتی دیبک در گزارشی اعلام کرد: «یگان های الکترونیکی وابسته به اطلاعات ایران فعالیت های قابل توجهی در این زمینه دارند. این سایت ادامه داد که این یگان ها موفق شده اند تا با شیعیان ارتباط برقرار کنند و ایات، احادیث و آموزه های دینی که شیعیان فلسطین اشغالی به آن ها احتیاج دارند را به شیعیان می رسانند. این دقیقاً همان کاری است که ده ها گروه دینی تندرو مانند گروه تندروی «حریدیم» یا گروه «ستاره ی یهودی» یا «قلب مقدس» در گذشته انجام دادند. این گروه ها به سیستم پست الکترونیکی کاربران «یاهو» و «هات میل» که بزرگ ترین سیستم های پست الکترونیکی جهان به شمار می ایند، نفوذ می کردند و آن ها را به یهودی شدن تشویق می کردند. پاره ای از این گروه ها توانستند، در کار خود در بسیاری از کشورهای آفریقایی، به ویژه کشورهای آفریقای غربی و میانه و آمریکای جنوبی که شرایط اجتماعی و معیشتی در آنها نابسامان است، موفق باشند.

این مساله باعث شد که یکی از روسای دستگاه امنیتی رژیم صهیونیستی اعتراف کند که ایرانی ها به خوبی و با مهارت تمام از دشمنانشان درس گرفته اند. اسرائیل اولین کشوری بود که سیاست چت و گفت و گوهای الکترونیکی را به کار گرفت و در این راه به بسیاری از اهداف خود جامه ی عمل پوشاند. به طور مثال رژیم صهیونیستی تنها به یهودی کردن فقرا از طریق گفت و گوی های الکترونیکی اکتفا نکرد، بلکه از همان طریق توانست جاسوس هایی برای خود پرورش دهد. اسرائیل نامه های کد گذاری شده برای آن ها می فرستاد و در سخت ترین شرایط و به ویژه در زمان رویارویی مسلحانه با فلسطینی ها آن را به کار می گرفت و با آن ها ارتباط برقرار می کرد.

این ارتباط های اینترنتی صدای بسیاری از روسای رژیم صهیونیستی را در آورد. به ویژه که ایران سلاح آن ها را به کار گرفته بود. این مساله باعث شد که فرمانده ی کنونی ارتش اسرائیل ژنرال دان حالوتس از دولت بخواهد، که اوضاع مالی و شرایط معیشتی اعضای یگانِ جنگ الکترونیکی رژیم صهیونیستی را بهبود ببخشند، که تقاضای او پذیرفته شد و ۵۰۰ میلیون شیکل؛ یعنی نزدیک به ۱۱۰ میلیون دلار برای ارتقای فعالیت های این یگان ها و مواجهه با تشیع الکترونیکی که ایرانی ها در پیش گرفته اند اختصاص داده شد که در عرض دو سال در این واحدها هزینه شود. این کار در شرایطی که تهران بودجه و پول زیادی را برای ارتقای فعالیت های یگان های الکترونیکی هزینه می نمود و برای ارتباط با شیعیان در اسرائیل از آن ها استفاده می کرد، برای اسرائیل ضروری می نمود.

سایت اینترنتی دیبکا از هشدار یکی از روسای امنیتی اسرائیل درباره ی رخنه ی ایرانی ها خبر داد. به ویژه آن که ایرانی ها در رخنه به سیستم پست الکترونیکی که عرب های فلسطین اشغالی یا دیگر اسرائیلی ها به کار می گرفتند، موفق بوده اند.

چه می شود؟!

این ها نظریه های کارشناسان بود، اما مساله اصلی همچنان پابرجا خواهد بود: اینده ی شیعیان در فلسطین اشغالی چگونه خواهد بود؟ ایا رژیم صهیونیستی آن ها را به عنوان یک نیروی دینی تاثیرگذار به رسمیت خواهد شناخت؟ ایا ارتباط شیعیان با تهران ادامه خواهد یافت؟ همچنین یک سوال مهم باقی می ماند: اسرائیل با پیگیری مساله ی «نشت» اطلاعات و دست داشتن شیعیان در این قضیه، چه اهدافی را دنبال می کند؟ چرا همه ی آن را در قالب یک پژوهش کلی گرد نمی آورد؟ ایا هدف اسرائیل از رو کردن این مسئله، وارد آوردن فشار دیپلماتیک بر رژیم حاکم بر تهران است؟ مهم تر از همه ایا این مساله پس از چراغ سبز سوریه به ایجاد روابط با رژیم صهیونیستی و قبول آن از سوی اسرائیل، می تواند اهرم فشاری برای عادی سازی روابط اسرائیل با ایران باشد؟

سو تیتر

اخیراً به دلیل سفر برخی از اعضای عرب کنیسه به سوریه و لبنان، قانونی در اسرائیل به تصویب رسید که در آن اسرائیلی ها اجازه ی سفر به کشورهایی مانند ایران که به صراحت دشمنی خود را با اسرائیل اعلام می کنند و مایل به پاک کردن آن از نقشه ی جهان هستند، را ندارند.

چیزی که باعث شد تا اسرائیل در رفتار با شیعیان دقت بیشتری در پیش بگیرد، این بود که شماری از شیعیان در حساس ترین نهاد اسرائیل؛ یعنی ارتش حضور داشته و شبهه ای مبنی بر همکاری آن ها با «حزب الله» برای آسیب رساندن به امنیت اسرائیل وجود دارد.

منبع :امید انقلاب – شهریور ۱۳۸۸ – شماره ۴۰۳ –