شیخ شمس الدین محمد بن مکی بن احمد عاملی (شهید اول)

ابو عبد الله، شمس الدین، محمد بن مکى بن محمد شامى عاملى جزینى (محمد بن مکی عاملی)، معروف به «شهید» و «شهید اول» از بزرگان علمای اسلام و شیعه است.

ولادت

وی در سال ‏734 هجرى در جِزین، از روستاهای جبل عامل لبنان متولد شد.

جبل عامل، منطقه‌‌اى است کوهستانى در جنوب لبنان که جباع، نطبیه، جزین و دیگر شهرک‌‌هاى لبنانى در آن واقع شده است. بزرگترین شهرهاى آن صور و صیدا است.

جنوب لبنان و منطقه جبل عامل نامى است آشنا که در تاریخ شیعه سوابق درخشانى دارد. شیعیان این خطه در جهاد و مبارزه، استوارى و ثبات قدم در برابر دشمنان اسلام و بشریت و عشق و اخلاص نسبت به امیرالمومنین علیه السلام و فرزندان معصوم آن حضرت مشهورند.

تشیع مردم این منطقه را باید از وجود مقدس ابوذر غفارى، صحابى با شهامت و عالى قدر پیامبر صلى الله علیه و آله دانست که بذر تشیع را در دلهاى پاک و با استعداد آنان افشاند و براى اولین بار مهر على علیه السلام را در قلوب آنها جایگزین کرد. او مسجدى بنا کرد که هنوز به نام (ابوذر غفارى) در جبل عامل در دهى به نام (میس الجبل) مشهور است.

این منطقه یکى از مناطق پر برکت از نظر پرورش فقها و علما است، به طورى که در دوران شهید ثانى، در تشییع جنازه‌‌‏‌اى، هفتاد مجتهد صاحب فتوا حضور داشته‏‌اند و شهید اول و دوم نیز، هر دو از آن منطقه هستند.

خاندان‏ شهید اول

خاندان شهید اول، خاندان علم و فضل بوده و نسل‌‏هاى متوالى این شرافت را براى خود نگهدارى کرده‏‌اند.

تبارنامه شهید به چهار قبیله همدان، اوس، خزرج و مطلب متصل است که بزرگترین قبایل عرب در صدر اسلام بودند و به هر کدام از جهتى منتسب است.

انتساب وى به قبیله همدان و حارث همدانى، از ناحیه جده مادرى است. به قبیله (خزرج) از طرف جده پدرى منسوب است و ممکن است از طریق سعد بن عباده باشد. از سوى پدر به قبیله (بنى المطلب) منسوب است. از این رو به لقب‌هاى شریف، مطلبى و هاشمى مشهور گشت. و از جهت مادر نیز از تبار سعد بن معاذ است، چنانکه در نوشته دختر شهید است که آقاى ما، خورشید دین و آیین، از جهت مادر به سعد بن معاذ رئیس قبیله (اوس) منتسب است.

شهید اول، سه پسر داشت که هر سه از علما و فقها بوده‏اند. همسرش ام على و دخترش ام الحسن نیز فقیهه بوده‌‏اند و شهید، زنان را در پاره‏اى از مسائل، به این دو بانوى فاضله ارجاع مى‏داده است.

در«ریحانة الأدب» آمده است: برخى از بزرگان، فاطمه دختر شهید اول را «ستة المشایخ» و برخى «ست المشایخ» یعنى «سیدة المشایخ» لقب داده‌‏اند.

شهید در عبارات فقها

هنگامى که در اصطلاح فقها و کتاب‌های فقه، کلمه «شهید» بدون ‌‏قرینه و به صورت مطلق، ذکر می‌شود، مقصود همان شهید اول (محمد بن مکی عاملی) است.

چرا لقب شهید اول به ایشان داده شد؟

شهید اول، از بزرگان فقهاى امامیه و از اعاظم مجتهدان تاریخ اسلام بود. عالم عامل کامل، محدث، رجالى، اصولى، ادیب و شاعر و در اصطلاح رجال «امام الفقه» نامیده شده است.

علامه امینی در کتاب «شهداء الفضیله» زندگانی 130 نفر از علمای شیعه، از قرن چهارم هجری تا عصر خویش ‏را گرد آورده است که چهل نفر آنها قبل از شهید اول به شهادت رسیده‌‌‏اند در عین حال این شخصیت به شهید اول ملقب شده است.

شاید علت این نامگذاری و شهرت این است که تا آن زمان سابقه نداشته که چنین شخصیت بزرگ علمی را با وضع دلخراش به‏ شهادت برسانند.

شاید هم از نظر نداشتن همتا و نظیر در رتبه و منزلت فقهى و علمى، او را «شهید اول» و نخستین شهید گفته‌‏اند، و گرنه در سلسله علما و محدثان و دانشمندان شهداى بسیارى وجود دارند که شهید اول از حیث تاریخى بسیار بعدتر از آنهاست.

شخصیت علمى‏

نظر علامه طباطبایی و استاد مطهری

یکى از کتاب‏‌هاى معروف شهید اول در فقه «اللمعة الدمشقیة» نام دارد که در مدت بسیار کوتاهى تألیف کرده و دو سده بعد، فقیهى بزرگ این کتاب را شرح کرد که او نیز سرنوشتى مانند مؤلف را پیدا کرد و به شهادت رسید و «شهید ثانى» لقب گرفت.

همه کتاب‏هاى شهید اول از آثار ارزشمند فقهى محسوب مى‏‌شوند. بر کتاب‏هاى شهید اول نیز مانند محقق، علامه حلى و … در عصرهاى بعد، از طرف فقها، شرح‏ها و حاشیه‏هاى زیادى نوشته شد.

علامه طباطبابی در کتاب شیعه در اسلام، در قسمت نوابغ شیعه می‌نویسد: بعنوان تالى محقق (محقق حلی)، شهید اول شمس الدین محمد بن مکى را باید شمرد که در سال 786 هجرى قمرى، در دمشق به جرم تشیع کشته شد. و از شاهکارهاى فقهى او کتاب «لمعه دمشقیه» است که پس از گرفتارى، به مدت هفت روز در زندان نوشته است.

استاد مطهری می‌نویسد: محمد بن مکى، معروف به شهید اول. شاگرد فخرالمحققین و از اعاظم فقهاى شیعه است. در ردیف محقق حلى و علامه حلى است.

استاد مطهری می‌نویسد: در میان فقهاى شیعه، کتاب‌هاى سه شخصیت فوق‌‌الذکر یعنى محقق حلى، علامه حلى، شهید اول – که در قرن هفتم و هشتم مى‏‌‌زیسته‌‌‏اند – به صورت متون فقهى در آمده و دیگران بر آنها شرح و حاشیه نوشته‌‌‏اند و کسى دیگر نمى‌‌‏بینیم که چنین عنایتى به آثار او شده باشد. فقط در یک قرن گذشته دو کتاب از کتابهاى شیخ مرتضى انصارى- که در حدود صد و سیزده سال از وفاتش مى‌‏‌گذرد- چنین وضعى به خود گرفته است.

ابطال سحر پیامبر دروغین به وسیله شهید اول

شهید اول پس از محقق اول، سرآمد فقها است. اهل فن و خبره، در استادى و فقاهت او کوچک‏‌ترین تردیدى به خود راه نداده‌‏اند. او علاوه بر علم فقه، در دیگر علوم اسلامى رایج آن روز نیز مهارت داشت.

زمانى که شهید در کتاب «مکاسب محرمه» به حرمت تعلم سحر مى‏‌رسد، برخى از حاشیه‏‌نگاران آن کتاب نوشته‏‌اند: «سحر حرام است مگر آن که هدف از تعلم آن باطل کردن نبوت دروغین باشد» و مثالى که ذکر مى‏کنند این است: «همانند آن که شهید اول نبوت دروغین محمد یالوشى را که در جبل عامل آغاز شده بود، پس از ابطال سحرش، مجاب و محکوم نمود و در عهد سلطنت برقوق حکم قتل او داده شد».

این امر، نشانگر وسعت معلومات شهید در زمینه علوم غریبه بود.

استادان شهید اول

شهید اول از محضر بزرگانى کسب فیض کرده که برخى از آنان عبارتند از:

1- فخر المحققین‏

2- سید عمید الدین بن عبد المطلب حلى‏

3- سید ضیاء الدین عبد الله حلى‏

4- سید تاج الدین ابن معیه حسینى‏

5- سید علاء الدین بن زهره حسینى‏

6- شیخ على بن طران مطارآبادى‏

7- شیخ رضى الدین على بن احمد مزیدى‏

8- شیخ جلال الدین محمد حارثى‏

9- شیخ محمد بن جعفر مشهدى‏

10- شیخ قطب الدین محمد بویهى رازى، شارح شمسیه‏

البته برخى از این بزرگواران مانند شیخ محمد بن جعفر مشهدى از مشایخ اجازه شهیدند.

علاوه بر مشایخ شهید از بین علماى شیعه، او از حدود 40 نفر از علماى اهل سنت نیز اجازه روایت دریافت کرده است مانند شیخ محمد بن یوسف قرشى شافعى که از قاضى عضد الدین ایجى روایت نقل مى‏‌کند.

شاگردان‏ شهید اول

پرورش یافتگان مکتب علم و اجتهاد در محضر شهید اول بسیارند و هر یک پس از شهید عهده‏‌دار ارشاد و هدایت امت و حراست از میراث تشیع شدند. از جمله آنهاست:

1- شیخ محمد، شیخ على و شیخ حسن پسران شهید

2- ام على و ست المشایخ همسر و دختر شهید

3- شیخ مقداد سیورى‏

4- شیخ حسن بن سلیمان حلى‏

5- سید بدر الدین حسن بن ایوب

6- شیخ زین الدین على بن خازن حائرى و…

تألیفات‏ شهید اول

برخى کتب به یادگار مانده از شهید اول:

1- اللمعة الدمشقیة

2- الدروس الشرعیة فی فقه الإمامیة

3- الذکرى‏

4- غایة المراد

5- القواعد الکلیة فی الأصول و الفروع‏

6- حاشیه شرح ارشاد

7- حاشیه قواعد علامه‏

8- خلاصة الاعتبار فی الحج و الاعتمار

9- المزار

10- المسائل‏

 شهادت

سرانجام شهید اول در روز پنج‌‏شنبه نهم جمادى الأولى سال ‏786 هجرى در حالی که 52 سال داشت در عهد سلطنت برقوق، با فتواى قاضى برهان الدین مالکى و عباد بن جماعه شافعى، پس از تحمل یک سال حبس و زندان در قلعه شام به شهادت رسید.

به دلیل کینه‏‌ها و عداوت‏‌هاى دیرینه‌‏اى که از تشیع و علماى شیعه و آن بزرگوار داشتند، شهید اول را در میدان قلعه دمشق با شمشیر کشتند و پیکر شریفش را به دار آویختند و تا عصر آن روز سنگباران کردند، سپس جسد را از دار پایین آورده و آتش زدند و خاکسترش‏ را به باد دادند.