شيوه‏ هاى كاهش و حذف رفتارهاى نامطلوب در كودكان

ابوالقاسم بشيرى

مقدمه

شكى نيست كه كودكان از طريق مشاهده و ساير ادراكات حسى خود از همان اوان كودكى دائما اطلاعات دريافت كرده و آن ها را درون ريزى مى كنند. پس مدتى كوتاه اين اطلاعات دريافت شده جزء وجود آن ها مى شود و رفته رفته براساس همين يافته ها شخصيت آن ها شكل مى گيرد و در آينده نيز براساس آنچه شكل گرفته اند، عمل مى كنند. چنانچه قرآن كريم مى فرمايد: «بگو هر كس به طريقه خويش عمل مى كند و پروردگار تو بهتر مى داند كه كدام يك به هدايت نزديك تر است »(اسراء: آيه 84)

بنابراين والدين بايد محيط رشد و شكوفايى فرزندان خويش را به گونه اى مهيا كنند، تا بذر وجودى آن ها در بسترى مناسب رشد كند و به بار بنشيند. از جمله موارد آماده سازى محيط، اصلاح رفتار و حركات و سكنات والدين است. زيرا والدين جزو مهم ترين افرادى هستند كه در شكل گيرى شخصيت كودكان نقش به سزايى دارند. تا جايى كه حتى صداى ضربان قلب مادر، هنگام شيرخوردن نوزادش در آرامش او تاثير دارد. بنابراين وقتى حركات غير ارادى والدين روى فرزندانشان تاثير مى گذارد، طبيعى است كه تاثير رفتارهاى ارادى و آگاهانه آن هامانند نحوه صحبت كردن، لباس پوشيدن، راه رفتن، برخورد با ديگران، و حتى رفتارهاى هيجانى مثل خنده، گريه، ترس، افسردگى، شادابى، نشاط و… دوچندان خواهد بود. نتيجه آن كه والدينى داراى فرزندان صالح خواهند بود كه قبل از هرچيز به فكر اصلاح خويش و محيط زندگى خود بر آمده باشند. چنانچه پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله به ابوذر فرمود: «وقتى انسان صالح و نيكوكار شد خدا به واسطه صالح بودن او، فرزندان و فرزندزادگانش را نيز به اصلاح خواهد آورد.» (1) و اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: «اگر خواستى ديگران را اصلاح كنى ابتدا خودت را اصلاح كن; اين كه بخواهى ديگران را اصلاح كنى و خودت فاسد باشى بزرگترين عيب است.» (2)

از آن جايى كه كنترل محيطهايى از قبيل محله، مدرسه و… از توان و قدرت ما خارج است و از طرفى نيز نمى توانيم و نبايد كودك را در خانه محبوس كنيم – زيرا همه اين محيطها مى تواند به نوعى در رشد و بالندگى كودك اثر مثبت داشته باشد – اين امكان وجود دارد كه فرزند ما در بعضى از اين محيطها، رفتارهاى نامطلوبى هم بياموزد. همچنان كه در محيط خانه نيز ممكن ست برخى از رفتارهاى والدين جنبه بدآموزى براى كودك داشته باشد.

اين مقاله در صدد بررسى روش هايى است كه به كاهش يا حذف رفتارهاى نامطلوب كودكان بينجامد.

كابرد روش هاى مثبت و منفى در كاهش رفتار نامطلوب

رفتارهاى نامطلوب را از دو راه مى توان كاهش داد:

1- جانشين ساختن رفتارهاى مطلوب به جاى رفتارهاى نامطلوب و در نتيجه كاهش دادن غير مستقيم رفتارهاى نامطلوب;

2- كاهش دادن مستقيم رفتارهاى نامطلوب. (3)

روشهاى مثبت كاهش رفتار نامطلوب

1- تقويت رفتارهاى مطلوبى كه به دفعات كم انجام مى گيرد: گاهى اوقات نامطلوب بودن رفتار كودك يا بزرگ سال ممكن ست بدين خاطر باشد كه آن رفتار را كودك خيلى زياد و بيش از حد انجام مى دهد. مثلا كودكى در خانه يا در كلاس (در بحث هاى گروهى) زياد حرف مى زند و فرصت صحبت كردن را از ديگران مى گيرد. رفتار مطلوب در اين جا اين است كه اين كودك كم تر و به نوبت حرف بزند. براساس اين روش ما بايد به كودك بگوييم اگر در مدت دو ساعت فقط پنج بار و هر بار فقط يك دقيقه صحبت كنى، جايزه مى گيرى يا مى توانى به تماشاى برنامه تلويزيونى مورد علاقه ات بپردازى. بدين وسيله اين مقدار حرف زدن او را تقويت مى كنيم نه بيش تر از آن را. البته ذكر اين نكته ضرورى است كه ما در صدد خاموش كردن كودك نيستيم بلكه مى خواهيم ميزان صحبت كردن او را كنترل كنيم كه هم به موقع حرف بزند و هم فرصت ديگران را ضايع نكند.

2- تقويت رفتارهاى مطلوب ديگر: در اين روش همه رفتارهاى مطلوب كودك تقويت مى شود به جز رفتارى كه نامطلوب تشخيص داده شده است. براى اجراى اين روش موارد زير را به كار مى بريم:

الف – كودك را براى انجام ندادن رفتار نامطلوب براى يك مدت زمان معينى تقويت مى كنيم; مثلا به او مى گوييم اگر با برادرت دعوا نكردى يا اگر خواهرت را اذيت نكردى، بعد از ظهر تو را به پارك مى برم.

ب – تقسيم مدت زمان معينى به فواصل كوچك تر: در اين روش كاهش رفتار نامطلوب به تدريج انجام مى گيرد لذا عملى تر و معقول تر به نظر مى رسد. مثلا يك روز را به تعداد ساعات آن تقسيم مى كنيم سپس از كودك مى خواهيم كه اگر در هر يك ساعت رفتار خودش را كنترل كند و آن عمل نامطلوب را انجام ندهد، جايزه خواهد گرفت. در اين جا كودك براى اين كه پاداش هاى بيش ترى بگيرد، سعى مى كند تا بيش تر خودش را كنترل كند.

ج – جنبه هاى مثبت رفتار كودك را تقويت مى كنيم تا بقيه رفتارش را نيز تصحيح كند. مثلا كودكى كه تكليف مدرسه اش را بد خط مى نويسد به تكليف او نگاه مى كنيم هرجا يك كلمه يا جمله اى را خوش خط نوشته بود زير آن خط مى كشيم. بدين وسيله او را مورد تشويق قرار مى دهيم. يا اگر كودكى برادر كوچكش را اذيت مى كند ولى گاهى اوقات نيز كمك هايى به او مى كند، ما همين رفتارهاى مثبت را سريعا تشويق مى كنيم و رفتارهاى نامطلوب او را ناديده مى گيريم. (البته در صورتى كه رفتارهاى نامطلوب او خطرناك باشد، بايد جلوگيرى كنيم.)مانندهمان شيوه كه حضرت عيسى عليه السلام براى تربيت حواريون انجام مى داد; «ايشان روزى در يك مسيرى عبور مى كردند با يك لاشه بز كه متعفن نيز شده بود برخورد كردند همه حواريون بينى و دهان خود را گرفتند و گفتند عجب بوى بدى مى دهد ولى حضرت عيسى عليه السلام فرمودند به! اين بز چه دندان هاى سفيدى دارد.» (4) بنابراين يكى از شيوه هاى تربيتى كه بزرگان دين هم از آن استفاده مى كنند و در روان شناسى تربيتى نيز روى آن تاكيد مى شود آن است كه جنبه هاى مثبت را تقويت كنيم تا كودك خود بر اثر تشويق رفتارهاى مطلوبش در صدد اصلاح رفتارهاى نامطلوب برآيد.

3- تقويت رفتار مغاير با رفتار نامطلوب: در اين روش هر رفتارى كه با رفتار نامطلوب، ناهمساز و مغاير است تقويت مى شود. مثلا براى از بين بردن رفتار نامطلوب كودكى كه گوشه گير و منزوى است و با هم سالان خود بازى نمى كند، بايد هرگونه فعاليت گروهى و آميزش با ساير كودكان رادر او تقويت كنيم، تا تمايل بيش ترى به شركت در فعاليت هاى گروهى پيدا كند. طبيعى است وقتى كودك وارد كوچك ترين فعاليت گروهى مى شود، ديگر منزوى و گوشه گير نيست. به عبارت ديگر انسان در يك زمان واحد نمى تواند دو رفتار متضاد را انجام دهد، يعنى هم گوشه گير باشد و هم با بچه ها بازى كند. در چنين روشى علاوه بر اين كه رفتار نامطلوب كاهش پيدامى كند،رفتارهاى مطلوب افزايش مى يابد و جايگزين رفتارهاى نامطلوب مى شود.

4- سيرى يا اشباع: گاهى اوقات بايد آن قدر يك تقويت كننده را به كار ببريم كه اثر خودش رااز دست بدهد. مثلا كسى كه گرسنه است و يك حالت ولع براى خوردن غذا دارد، وقتى به اندازه كافى به او غذا داده شود ديگر آن غذا براى او جاذبه اى نخواهد داشت مگر اين كه در نوبت ديگرى دوباره گرسنه شود. يك كودك نيزممكن است نسبت به اسباب بازى هاى خودش زياد حساسيت نشان داده و حتى اسباب بازى بچه هاى ديگر را هم براى خودش بخواهد و همه را احتكار كند. چون احتكار اسباب بازى يك رفتار نامطلوب است و ما مى خواهيم رفتار كودك تعديل شود، مى توانيم با استفاده از اين روش براى مدتى آن قدر اسباب بازى از خودش و ديگران جلوى او بريزيم تا اشباع شود به گونه اى كه وقتى دوباره براى او اسباب بازى مى بريم آن ها را از خودش دور كند. در واقع با اين كار، كودك از بازى با اسباب بازى اشباع شده به طورى كه از اين به بعد اسباب بازى ها را بين خود و هم سالانش تقسيم مى كند و رفتار او عادى مى شود.

روش هاى منفى كاهش رفتار نامطلوب

قبل از بيان روش هاى منفى، ذكر اين نكته ضرورى است كه چون روش هاى منفى خاصيت انزجارى و آزاردهنده و جنبه تنبيهى دارند، ممكن است عوارض ناخوشايندى را نيز به دنبال داشته باشند. لذا تا آن جايى كه امكان به كارگيرى روش هاى مثبت وجود دارد بايد از روش هاى منفى براى كاهش رفتار نامطلوب خوددارى نموده و فقط در هنگام ضرورت، آن هم با احتياط كامل از اين روش استفاده كرد.

1- خاموشى: خاموشى به فرآيندى گفته مى شود كه در آن وقوع رفتار بدون تقويت مى ماند و تكرار بدون تقويت يك رفتار سرانجام منجر به توقف كامل آن رفتار مى شود. (5) براى مثال معلم در كلاس درس سؤالى را طرح مى كند، يكى از بچه ها بلند مى شود و با سر و صداى زياد مى گويد: من بلدم، من بلدم. معلم بدون توجه به آن دانش آموز جواب سؤال را از دانش آموز ديگرى كه دستش را بلند كرده و آرام سرجايش نشسته مى خواهد كه توضيح دهد. در اين جا بى توجهى معلم به دانش آموز شلوغ و پرسيدن سؤال از دانش آموز مؤدب، باعث خاموشى رفتار دانش آموز شلوغ مى شود، در صورتى كه اگر معلم عكس العمل ديگرى نشان داده بود و با صداى بلند به آن دانش آموز شلوغ گفته بود: سر جايت بنشين و حرف نزن، اثر معكوس داشت. همين كار را مى توان در خانه نيز انجام داد و رفتار نامطلوب كودكان را خاموش كرد.

2- محروم كردن: بسيارى اوقات مى توان با محروم كردن كودك از تقويت كننده هايى كه براى او خيلى مهم است، رفتار او را كنترل كرد; مثل ديدن برنامه كارتن يا برنامه كودك يا بازى فوتبال.

مثلا براى حذف رفتار كودكى كه عادت به مكيدن انگشت خود دارد، مى توانيم هنگامى كه او مشغول تماشاى برنامه كودك تلويزيون است، هر وقت دستش را به طرف دهانش برد، تلويزيون را خاموش و هنگامى كه دستش را بيرون آورد، دوباره تلويزيون را روشن كنيم.يا معلم ورزش، دانش آموزى را كه در بازى رفتار خلاف انجام مى دهد، براى مدتى از بازى محروم كند. اين روش را داوران مسابقات ورزشى درمورد ورزشكاران متخلف انجام مى دهند و با اين كار تا حدود زيادى از تخلفات ديگر بازيكنان و خود اين بازيكن خاطى جلوگيرى مى كنند.

3- جبران كردن: در اين روش وقتى فرد مرتكب رفتار نامطلوبى مى شود، او را وادار مى سازند تا آن عمل خلاف را جبران يا اصلاح كند. زيرا هدف اين روش آن است كه فرد مسؤوليت عمل خودش را بپذيرد. طبيعى است هنگامى كه فرد احساس مسؤوليت نسبت به عمل خود نمايد، رفتار خودش را بيش تر كنترل خواهد كرد. مثلا كودكى كه خانه يا كلاس را با ريختن خرده كاغذ يا چيزهاى ديگر كثيف مى كند، والدين يا معلم بايد او را وادار كنند تا خرده كاغذهايى را كه كف اتاق ريخته جمع كند و حتى بعضى اوقات از شخص خاطى خواسته مى شود علاوه بر جبران عمل خلاف خود، به انجام اعمال اضافى نيز بپردازد. مثلا از كودكى كه به يكى از همكلاسى هاى خود يا به يكى از اعضاى خانه توهين كرده، خواسته مى شود كه از همه همكلاسى هاى خود و اعضاى خانه عذرخواهى كند.

هنگام استفاده از اين روش به نكات زير بايد توجه كرد:

1- به كودك يا دانش آموز بگوييد اين رفتار تو بد بود;

2- او را از انجام كارى كه مشغول آن است باز داريد;

3- با توضيحات شفاهى، كار جبرانى او را برايش مشخص كنيد.

پى نوشت ها:

1- مكارم الاخلاق، ص 546، به نقل از كتاب آيين تربيت ابراهيم امينى، ص 23

2- غررالحكم، ص 278، به نقل از كتاب آيين تربيت ابراهيم امينى، ص 23

3- رفتار درمانى دكتر سيف، فصل پانزدهم

4- اصول كافى

5- رفتار درمانى دكتر سيف

   منبع :بانک اطلاعاتی مقالات