شير مادر (1)

دکتر آذر آذرى

مادران بايد فرزندان خود را دو سال کامل شير دهند. اين براى هر کسى است که مي‏خواهد به طور تمام به فرزندش شير بدهد. «قرآن کريم»

هر چند شير مادر براى طفل شيرخوار، اهميت حياتى دارد و ارزش و جايگاه آن نياز چندانى به بحث و اثبات ندارد، اما به دليل اينکه زندگى ماشينى دنياى صنعتى، منجر به دور افتادن انسانها از فطرت پاک انسانى شده و زن امروز، خود را زنى مدرن مي‏داند و روشهاى جديد تغذيه را براى فرزندان خود ترجيح مي‏دهد، ارايه چنين بحثى ضرورى است. هر چند زنان مسلمان ما به دليل پاي‏بندى به دستورات اسلامى و بنا به سفارشات مؤکد پيشوايان دينى با عشق و علاقه، به فرزندان خود شير مي‏دهند، ليکن اين خطر نيز وجود دارد که با گذشت زمان تحت تأثير فرهنگ غرب قرار گرفته و به شير خشک متوسل شوند. از اين‏رو، در ابن نوشتار اهميت شير مادر را مورد ارزيابى قرار مي‏دهيم.

شير مادر، بخصوص در اولين روزهاى بعد از تولد و نيز در ماههاى بعد براى طفل شيرخوار بسيار مهم و باارزش است، به گونه‏اى که هيچ غذاى ديگرى نمي‏تواند جايگزين آن گردد. اين شير براى رشد جسمى و تکامل مغزى طفل بسيار مؤثر است، حاوى مواد ايمنى است و ارتباط عاطفى بين مادر و کودک را محکمتر مي‏کند. طفل شيرخوار، تنها در آغوش پرمهر مادر است که احساس امنيت مي‏کند و اين آرامش و امنيت، در رشد شخصيت و عواطف کودک تأثير بسزايى دارد.

در حالى که امروزه تمام کارشناسان از ارزش و اهميت شير مادر صحبت مي‏کنند، با اين وجود، بسيارى از زنان به بهانه‏هاى مختلف از شيردادن به نوزاد که به قول خودشان پاره تن آنهاست، خوددارى مي‏کنند. اين گروه از زنان از مضرات اقدام خود غافل و بي‏اطلاعند.

در اينجا اين سؤال مطرح مي‏شود که چرا برخى از زنان به فرزند خود شير نمي‏دهند؟

بدون شک، آگاهى، تحصيلات، کار، تعداد فرزند، رفاه اجتماعى و اقتصادى و تغذيه خانواده در اين تصميم زنان اثرات قابل توجهى دارد. درست است که در جامعه امروز ما، زنان نيز در عرصه فعاليتهاى اجتماعى، اقتصادى در حال کار و تلاشند و در واقع، نيمى از نيروى فعال و خلاق جامعه را تشکيل مي‏دهند و مجبورند در طول روز در محيط کار، حاضر بوده، به ناچار از فرزند شيرخوار خود دور باشند ـ يعنى براى مدتى تماس عاطفى و تغذيه‏اى طفل با مادر قطع شود ـ ليکن بايد تسهيلات ويژه شيردهى و حمايت از خانواده در مورد مادران شاغل اجرا گردد تا خلأ عاطفى و تغذيه‏اى طفل پر شود. با تمام مزايايى که شير مادر براى طفل شيرخوار دارد و با تمام تبليغاتى که در اين راستا صورت مي‏گيرد، با اين حال آمار نشان مي‏دهد که تغذيه با شير مادر، دچار افت شديد شده و حتى در بين بعضى از خانواده‏ها به فراموشى سپرده شده است.

چه عواملى باعث شده است فرزندان از شير مادر محروم شوند؟

تمام اديان الهى به دليل اينکه تعاليم آنها منطبق با فطرت انسان است، جنبه‏هاى مختلف زندگى انسان را مورد توجه قرار داده، به مسايل غريزى، اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى … زندگى بشر توجه خاص دارند. در اين راستا، پيشوايان دينى در مورد تغذيه با شير مادر سفارشات زيادى نموده‏اند. در رهنمودى از پيامبر اکرم(ص) مي‏خوانيم: براى کودک، شيرى بهتر از شير مادرش نيست.*

در بعضى از کشورهاى پيشرفته و صنعتى که خانمها در فعاليتهاى اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى شرکت داشته و فرصت کافى جهت شيردادن به فرزندان خود ندارند، در شش ماهه اول تولد، به مادر اجازه داده مي‏شود که در کنار فرزند خود بماند و به او شير داده، مراقبتهاى لازم را به عمل آورد.

حتى در برخى از کشورها، هم به پدر و هم به مادر در نه ماهه اول تولد جهت مراقبت از فرزندشان مرخصى داده مي‏شود و حقوق و مزاياى خود را به طور کامل دريافت مي‏کنند.

در کشورهاى توسعه‏يافته، کاهش شيردهى مادران سابقه طولانى ندارد، ولى به تازگى عدم تمايل مادران به شيردادن فرزند، چشمگير شده است. اين جهان صنعتى بود که شيشه و شير خشک را جايگزين شير مادر کرد و جداسازى مادر و نوزاد را در زايشگاهها رواج داد و از اين راه يک بازار مصرفى وسيع براى عرضه شير خشک توليد شده در کارخانجات صنعتى کشورهاى پيشرفته فراهم آورد و کشورهاى فقير نيز با غفلت از عمق ماجرا اين شيوه تغذيه را پذيرفتند. اين در حالى است که در کشورهاى صنعتى اين پديده در حال تغيير است و هر روز که مي‏گذرد تغذيه با شير مادر، جايگاه و ارزش واقعى خود را بهتر از روز قبل باز مي‏يابد، به گونه‏اى که مادران در طول دوران باردارى و همين طور بعد از زايمان نيز داراى رژيم غذايى مطلوب هستند، چرا که اين موضوع در افزايش شير مادر و شيردهى مطلوب به فرزند مؤثر است.

عکس اين ماجرا در کشورهاى جهان سوم، به اين شکل در حال اجراست که مادران شهرنشين از طبقات مرفه و همچنين مهاجران روستايى به دلايل مختلف اقتصادى، فرهنگى و تغيير الگوهاى زندگى از دادن شير به طفل شيرخوار خود، اجتناب مي‏ورزند. در واقع اين کشورهاى صنعتى هستند که حتى براى تغذيه نوزادان کشورهاى جهان سوم نيز برنامه‏ريزى کرده‏اند و از اين راه، سودهاى کلانى به جيب شرکتهاى توليدکننده شير خشک سرازير مي‏کنند! ضرورت توجه بيشتر گزارشات پزشکى، بيانگر اين است که شيرخوارانى که کمتر از شش ماه شير مادر را خورده‏اند يا اصلاً شير مادر را نخورده‏اند، پنج تا ده بار بيشتر از کودکانى که شش ماه يا بيشتر شير مادر را خورده‏اند، در شش ماه دوم زندگى خود، در معرض خطر مرگ قرار مي‏گيرند.

در بيشتر مناطق روستايى کشورهاى در حال توسعه، تغذيه با شير مادر همچنان زياد است، ليکن بي‏اطلاعى از دادن غذاهاى کمکى و مناسب به شيرخوار، مشکلات سوء تغذيه، بيمارى و عدم سلامت و بهداشت کودکان را به دنبال دارد. ناگفته نماند که هر چند تغذيه با شير مادر، مهمترين عامل رشد و تکامل کودک است اما عوامل غذايى ديگرى نيز هست که بايد متناسب با سن بچه شروع شود که در غير اين صورت طفل شيرخوار قطعا شاهد آثار بد سوء تغذيه خواهد بود. همين طور در کشورهاى جهان سوم که گرايش به تغذيه با شير خشک فزونى يافته است، به دليل اينکه مادران تنها شير خشک را غذاى اصلى طفل خود مي‏دانند، هر سال چندين ميليون کودک به دليل عدم آگاهى مادران و فقر اقتصادى اين کشورها و تغذيه نامطلوب مادران به عواقب وخيم سوء تغذيه گرفتار و در معرض خطر مرگ قرار مي‏گيرند و به دليل همين فرهنگ غذايى تحميلى است که حتى مادرانى که شير کافى دارند با اصرار از مراکز بهداشتى، درخواست تغذيه با شير خشک مي‏کنند.

برطرف نشدن نيازمنديهاى زنان، عدم رفاه نسبى و وجود فقر نيز از عواملى است که برنامه‏هاى تبليغى تغذيه با شير مادر را با شکست روبه‏رو ساخته است. از اين‏رو، بعضى از مادران از نظر روحى و گاهى جسمى آمادگى شير دادن به فرزند خود را ندارند. به دليل اينکه شير مادر داراى عوامل ضد بيمارى و ايمني‏بخش است، عدم تغذيه با شير مادر مشکلاتى براى سلامت و بهداشت شيرخواران به بار مي‏آورد که قابل جبران نيست. امروزه افت تغذيه با شير مادر يکى از عمده‏ترين مسايل بهداشتى است. اينک مهمترين عوامل مؤثر در کاهش تغذيه با شير مادر را مورد بررسى قرار مي‏دهيم.

تغذيه نامناسب مادران:

الگوهاى تغذيه در کشورهاى در حال توسعه و همچنين در کشور ما از زيربناى نادرستى برخوردار است. در بسيارى از خانواده‏ها تغذيه، مراقبت و رعايت مسايل بهداشتى در مورد فرزندان پسر اهميت بيشترى دارد. اين شيوه غلط در سنين بالاتر با شدت بيشترى ادامه مي‏يابد، به طورى که زنان معمولاً به طور دايم مشغول کارند و سخت‏تر از مردان کار مي‏کنند. آن گروه از زنان که خانه‏دار هستند، نسبت به رفاه خانواده حق اعتراض ندارند، چرا که مرد خانه مدعى است که من کار مي‏کنم و شما همه مصرف‏کننده هستيد. در چنين خانواده‏هايى معمولاً بچه‏دارى، خانه‏دارى و گاه خريد مواد غذايى به عهده خانم است که در واقع بايد به يک زمان چندين کار طاقت‏فرسا را با هم انجام دهد، در حالى که اغلب مردان اين همه زحمت را کار نمي‏دانند. در حقيقت اين زنان هستند که بيشتر و سخت‏تر از بقيه افراد خانواده کار مي‏کنند، در حالى که از نظر استراحت و تأمين مواد غذايى لازم ـ نسبت به بقيه ـ در سطح پايين‏ترى قرار دارند. اين وضعيت غذايى نامطلوب حتى در دوران باردارى و شيردهى نيز ادامه مي‏يابد. اين در حالى است که تغذيه صحيح در دوران باردارى و شيردهى براى تأمين سلامت و بهداشت کودکان اهميت زيادى دارد. در صورتى که تغذيه مادران باردار، مطلوب نباشد يا استراحت کافى نداشته باشند و فشار کار، آنها را به زحمت اندازد، سلامت مادر و طفل شيرخوار به طور جدى به مخاطره مي‏افتد. شيردادن مادر در حالى که تغذيه‏اش کافى نباشد، منجر به تضعيف بيشتر مادر مي‏شود.

همان طور که در قسمتهاى قبل مطرح کرديم، رعايت فاصله بين دو زايمان (حداقل سه سال) و همچنين تعداد فرزندان، به طور مستقيم بر وضعيت تغذيه، بهداشت و سلامت مادر تأثير مي‏گذارند. از اين‏رو، عدم هماهنگى مسؤولين بهداشتى و مراکز اشتغال بانوان باعث مي‏شود که جامعه پيامدهاى ناگوار آن را تحمل کند.

عدم شناخت مزاياى شير مادر:

با اينکه تغذيه با شير مادر جزء امور غريزى است، اما چون دستخوش حوادث فرهنگى اجتماعى شده، ارزش و اهميت آن نيز از ياد رفته است. بدين خاطر، دستگاههاى مربوط بايد با توجه به علل و عواملى که موجبات اين فراموشى را فراهم آورده‏اند، به تمام اعضاى خانواده، آموزشهاى لازم را بدهند چرا که اگر اينجا نيز تنها مادران را مقصر بدانيم به عدالت داورى نکرده‏ايم. اگر ما بتوانيم وضع رفاهى و تغذيه‏اى مادران را سامان بخشيم و مردان جامعه و مراکز اشتغال بانوان را متقاعد و بلکه ملزم به رعايت حقوق مادران نماييم به گونه‏اى که مادر با خاطرى آسوده و دور از ناسازگارى شوهر و مشکلات محل کار، به فرزند دلبندش شير بدهد، به ميزان زيادى از افت تغذيه با شير مادر جلوگيرى کرده‏ايم و در نتيجه جامعه از ضايعات بسيارى در امان مانده است. اگر جامعه قبول کند که شيردادن مادر به طفل شيرخوار خود يک امر حياتى براى خانواده و اجتماع است، مادران نيز به شيردادن تمايل پيدا کرده و اين امر مهم را به عنوان يک مسؤوليت انسانى و عاطفى با جان و دل مي‏پذيرند اما اگر تنها به تبليغات بسنده کنيم هيچ گونه تحولى در بينش و آگاهى مادران به وجود نخواهد آمد.

عدم حمايت همه ‏جانبه:

تنها آگاهى دادن و تبليغات، نمي‏تواند مانع افت شيردهى مادران شود. همان گونه که گذشت تمام نهادهاى تصميم‏گيرنده جامعه بايد به نيازهاى زن به عنوان يک مادر به طور همه‏جانبه توجه کنند تا او خود را تنها و بي‏پناه احساس نکند. متأسفانه در بسيارى از خانواده‏ها، زن در چرخاندن امور خانه، احساس غربت و تنهايى مي‏کند. اغلب شوهران براى زحمات همسر خود ارزشى قايل نمي‏شوند و گاه همسران خود را تحقير مي‏کنند. در هر مشکلى که در محيط خانواده پيش آيد، اعم از مشکلات تغذيه، لباس، بهداشت و بيمارى فرزندان، زن مقصر شناخته مي‏شود. بعضى از شوهران نه تنها مادران را به شيردادن تشويق نمي‏کنند، بلکه بارها ديده شده که مادرى در حال شيردادن مورد توبيخ شوهر واقع شده، چرا که غذا يا چاى او آماده نبوده است. شوهر بايد توجه داشته باشد که او هم در امور خانه سهمى دارد و بايد پشتيبان همسرش باشد؛ در نظافت خانه، شستن لباس، رسيدگى به فرزندان، خريد مواد غذايى و غيره بايد به همسرش کمک نمايد.

در اينجا بايد نقش مؤثر نهادهاى قانونگذارى و مسؤولين تصميم‏گيرنده را در ايجاد تسهيلات رفاهى، اقتصادى و شغلى براى مادران شاغل مورد تأکيد قرار دهيم تا آنان ضمن حفظ شغل خود بخصوص در شش ماه اول تولد در کنار فرزند خود باشند و در طول دوران شيردهى و در ساعات ادارى نيز بتوانند براحتى و به عنوان يک وظيفه به فرزند خود شير بدهند که با ايجاد مهدکودکهاى استاندارد اين مشکل نيز حل خواهد شد. بدين ترتيب، اگر جامعه، مسؤولين و شوهران از مادران شيرده حمايت کنند، اين حمايت همگانى باعث ايجاد اعتماد به نفس در مادران شده و مطمئن مي‏شوند که آنچه را که انجام مي‏دهند ارزشمند است و مورد تأييد و تقدير همگان قرار مي‏گيرد.

عدم سلامت مادران:

سلامتى مادر، عمده‏ترين و اساسي‏ترين عامل موفقيت در شيردادن است. مراد از سلامتى، رفاه کامل جسمى، روحى، روانى و اجتماعى است. در مباحث قبلى يادآور شديم که حاملگيها و زايمانهاى مکرر براى سلامت و بهداشت مادر و کودک بسيار خطرناک است. در کشورهاى در حال توسعه و توسعه‏نيافته بيشتر زنان در يک حلقه معيوب باردارى، زايمان، شيردهى، سوء تغذيه و بيماريهاى عفونى گرفتارند. آنها از عدم مراقبتهاى کافى و مناسب در دوران حاملگى و زايمان، عدم تغذيه مناسب بر اثر رعايت نکردن فاصله‏گذارى بين فرزندان، کم‏خونى، بيمارى و توسل به سقط جنينهاى غير قانونى که اغلب غير بهداشتى نيز هستند، رنج مي‏برند. اين مسايل خواه ناخواه، بتدريج در طول زندگى بر سلامت، بهداشت و شيردهى مادران تأثير بد مي‏گذارد.

نابسامانيهاى روحى، ترس و اضطراب:

اضطراب و نگرانى ناشى از فشار کارهاى سخت و خستگى، به طور مستقيم شيردهى مادر را مختل مي‏کند. عدم امنيت روحى مادر به علت مشکلات خانوادگى و اجتماعى، شير مادر را کم مي‏کند، در حالى که امنيت و آسايش روانى و جسمى باعث اعتماد به نفس مادر شده، به طور چشمگيرى علاقه مادر را به شيردادن افزايش مي‏دهد.

جداسازى مادر و نوزاد و نارسايى خدمات بهداشتى:

اطلاعات ناقص در مورد دوران باردارى و تغذيه نامناسب در اين دوران، يکى ديگر از علل کاهش شير مادر است، زيرا بسيارى از مردم به وضع تغذيه و توجه به حالات روحى و روانى مادر در زمان حاملگى اهميت نمي‏دهند و گمان مي‏کنند هيچ ارتباطى بين اين دوره با زايمان و شيردهى نيست، در حالى که زن باردار در اين دوره براى يک شيردهى موفقيت‏آميز آماده مي‏شود.

در زايشگاهها، نوزاد را بلافاصله بعد از تولد از مادر جدا مي‏کنند. اين قطع ارتباط عاطفى مادر و نوزاد هر چند موقت است، ليکن مي‏تواند شير مادر را کاهش دهد. امروزه در برخى از کشورهاى پيشرفته در زايشگاهها بي‏درنگ نوزاد را روى سينه مادر مي‏گذارند، نوزاد سينه مادر را پيدا کرده، شروع به مکيدن مي‏کند. به تازگى در اين کشورها توجه بسيار زيادى به ارتباط نوزاد و مادر شده است و براى حفظ اين ارتباط در ماههاى شيرخوارگى، مراکزى ايجاد کرده‏اند که طفل بيمار در کنار مادرش بسترى شده و از شير او تغذيه کند. اميد است در کشور ما که روابط خانوادگى سرشار از عطوفت و محبت است با راه‏اندازى مراکزى مشابه، در راه تقويت و ترويج تغذيه با شير مادر به شکل عملى و جدى اقدام شود.

توزيع و ترويج شيرخشک:

وجود شيرخشک نيز يکى از علل کاهش شير مادر است. با توجه به عدم توليد شيرخشک در کشورهاى در حال توسعه – که مصرف‏کننده اصلى آن هستند ـ وابستگى اقتصادى شديدى به شرکتهاى خارجى ايجاد مي‏شود. اين در حالى است که کشورهاى توليدکننده شيرخشک، خود اکنون گامهاى عملى و مؤثرى در جهت تغذيه با شير مادر برداشته‏اند که نمونه‏هاى آن توضيح داده شد.

وجود قوطيهاى شيرخشک با عکس يک خانم بانشاط و يک بچه چاق و سرحال، به طور گول‏زننده‏اى اين باور را براى مادران جهان سومى ايجاد مي‏کند که شيرخشک، بهتر و بهداشتي‏تر از شير مادر است. اگر چه ما منکر اين نيستيم که در موارد خاصى تغذيه بايد جايگزين شير مادر شود، ولى همان گونه که مسؤولين محترم، خود، توجه دارند و تاکنون تبليغات مفيدى در جهت آگاهي‏دهى به مادران داشته‏اند، بايد هرچه بيشتر در اين باره تلاش نمايند و هميشه ترويج شيوه‏هاى عملى تغذيه با شير مادر و سرمايه‏گذارى در جهت تقويت اين امر را بر وارد کردن انواع و اقسام شيرخشک ترجيح دهند. روشن است اين امر مسأله‏اى نيست که بتوان با يک تصميم و در يک روز به انجام رساند، بلکه بايد تمام عواملى را که به تقليل شيردهى مادر مي‏انجامد، بررسى کرد و شيوه‏هاى جايگزين را جستجو نمود. بديهى است که استفاده از شيوه‏هاى مختلف آگاهي‏دهى، نقش عمده‏اى را ايفا خواهد کرد.

منبع:سايت راسخون