شيخ محمد حسن نجفی(ره) (صاحب جواهر)

( 1200 ـ 1266 هـ. ق )

ولادت 

مـرحـوم (شـيـخ آقا بزرگ تهرانى)، بزرگترين مورخ و رجالى معاصر شيعى، در مورد ولادت او احتمال مى دهد كه در سال 1200 يا 1202 رخ داده باشد، با آن نشان كه آغاز تأليف جواهر در 25 سالگى بوده و به تصريح خود صاحب جواهر، 30 سال در تأليف آن كتاب مى كوشيده است ، پس تاريخ ولادت صاحب جواهر در سال 1199 يا 1200هـ.ق خـواهـد بـود. خاندان: از نـظـر پدرى ، نسب او به يك خاندان علم و فضيلت از كشور ايران مى رسد، و از طرف مادر به عـالـم بـزرگـوار، شيخ ابوالحسن فتونى مى رسد كه در (عذارات )اطراف حله قرار داشت. فـقـيـه بزرگوار، شيخ محمد حسن بن شيخ باقر بن شيخ عبدالرحيم بن آقا محمد بن ملا عـبد الرحيم شريف اصفهانى، معروف به (صاحب جواهر)، از شخصيتهاى خود ساخته اى است كه شهرت خاندان (جواهرى ) او ديگر انتسابها را زير شعاع خود قرار مى دهد و آغاز شهرتش از همان نقطه شروع مى گردد هر افتخارى كه در اين سلسله به ظهور مى رسد به او منتهى مى گردد.

اساتيد

او از مـحـضر اساتيد متعددى بهره مند گرديده كه عبارتند از: 1 ـ شيخ جـعـفـر كـبير كاشف الغطا. 2 ـ شيخ موسى كاشف الغطا. 3 ـ سيد جواد عاملى صـاحب مفتاح الكرامة. 4 ـ سيد محمد مجاهد صاحب مفاتيح . 5 ـ سيد بحرالعلوم.

تدريس

در مكتب پر فيض فقهى او شاگردان فراوانى تربيت يافته اند، چون حـوزه درسـى او مـركز تجمع فضلا و دانشمندان از هر نقطه و ديار بود، و در حق او گفته اند كه هـيـچ شـهر شيعه نشينى وجود نداشت كه يكى از شاگردان او به عنوان مرجع مسائل مردم به آن نقطه نرسيده باشد.

شاگردان

صـاحب جواهر شاگردان فراوانى داشته است كه از ميان جمع كثير آنان مى توان افرادى مانند: 1 ـ شيخ جعفر شوشترى. 2 ـ ميرزا حبيب اللّه رشتى. 3 ـ شيخ محمد حسن آل يس . 4 ـ سيد حسن مدرس اصفهانى. 5 ـ شيخ محمد حسن مامقانى. 6 ـ ميرزا حسين خليلى . 7 ـ حاج شيخ محمد حسين كاظمى . 8 ـ شيخ عبدالحسين شيخ العراقين تهرانى. و دهـهـا تـن ديـگـر را نـام برد، و مرحوم شيخ مرتضى انصارى به عنوان تيمن و تبرك در درس او شـركـت مـى كرده است.

تأليفات

كتاب جواهر الكلام را مى توان دائرة المعارف فقه شيعه خواند. كـتـاب جواهر را از آن نظر تأليف كرد كه كتاب جامعى باشد تا مراجعه كننده را از ديگر كتابهاى فـقـهى بى نياز سازد كتاب جواهر درياى بى كران و مواجى است كه به تمام ابواب فقه اسلامى نظر دارد و در پايان كتاب مى گويد : خـداونـد مـتـعال بر ما منت گذارد كه توسل ما را بر محمد و آل او، به خصوص اسداللّه الغالب ، دروازه عـلـوم اسـلامى، على بن ابيطالب (عليه السلام ) پذيرفت و ما را بر آنچه خواسته بوديم، توفيق عنايت فـرمـود در بـرابـر اين نعمت بزرگ شكر گزاريم و تاريخ پايان آن، شب سه شنبه 23 رمضان 1254 هجرى نبوى بود و در تأليف آن درست سى سال رنج و زحمت و اشتغال در كار بوده است. به طور كلى مى توان ويژگى هاى كتاب را به شرح زير بيان كرد : 1 ـ جامع بودن آن به اقوال و آرا بزرگان فقه و استدلال هاى علما و دانشمندان قبلى . 2 ـ تـنـهـا وجـود آن در كـتابخانه، فرد را از بيشتر كتابهاى فقهى غنى و بى نياز مى سازد . 3 ـ امـتياز ديگر جواهر آن است كه محتوى فروع نادر فقهى است كه در اغلب كتابها مورد غفلت يا بـى تـوجـهـى قرار گرفته است جواهر جامع مسائل اساسى و مسائل فرعى و جزئى است، پس جـواهر به تمام معناى آن جواهر و درها و زبرجد هاست و رمز پايدارى و بقا و انتشار و كثرت رغبت مـردم در ايـن خـصـوصـيـات نامبرده نهفته است و هيچ امرى بدون حكمت و علت نيست و هيچ فقيهى هر چند از نظر مالى در فقر و نيازمندى به سر ببرد، بى نياز از داشتن آن نيست . او غـيـر از جـواهـر الكلام ، تأليفات ديگرى نيز در موضوعات : حج ،خمس ، زكوة ، دما ثلثه ، طـهارت ، صلوة ، فرائض ، مواريث و غير اينها دارد كه گاهى همه و گاهى بعضى از اينها به نام (نجاة العباد) به چاپ رسيده است.

گفتار بزرگان

مرحوم محدث نورى درباره او مى گويد : شيخ محمد حسن صاحب جواهر، شخصيتى است كه رياست اماميه در عصر خويش به او منتهى گرديد و كتاب او نظير و همانندى ندارد و در اسلام كتابى همانند آن در حلال و حرام نوشته نشده است. مرحوم شيخ عبدالحسين تهرانى، استاد نورى (ره ) گفته است : اگر مورخ زمان صاحب جواهر، تـصـمـيم گيرد كه حوادث عجيبه آن زمان را ثبت اوراق نمايد، هر آينه عجيب تر از تصنيف كتاب (جواهر الكلام) چيز ديگرى را پيدا نخواند كرد.

خصوصيات اخلاقي

او در رعايت حقوق شاگردان و تكريم و تعظيم آنان ، روش پسنديده اسلامى و سـلـوك عـالى داشت مى گويند : يكى از افاضل شاگردانش به نام شيخ محمد حسن آل يس را به بـغـداد اعـزام داشـتـه بـود تـا بـه وظـيـفـه اسـلامى خويش قيام ورزد روزى يكى از تجار بغداد سـى هـزار (بـيشلك ) پول رايج آن روز عراق از حقوق واجب دينى به نجف پيش شيخ آورده بود، و شيخ با ناراحتى تمام آنها را رد كرد و فرمود : مگر شخصى مانند آل يس در بغداد نبود كه اين پولها را تـا نـجف آورده اى اين عمل شيخ ،تأثير فراوانى در آن منطقه ايجاد كرد و مردم را به عالم شـهـر خويش متوجه نمود. گـويـنـده اين سخن اظهار مى دارد كه پس از باز گرداندن تصور كردم (با توجه به وضع مالى آن روز صـاحـب جواهر) از گرسنگى و بى چيزى از دنيا خواهد رفت ، ولى لـطـف پروردگار آن چنان او را فرا گرفت كه دسته ها و گروهها و هيأتها از بغداد و كربلا و ديگر مـنـاطـق اسـلامـى به ديدن او مى شتافتند و نيازمندى هاى حوزه را تأمين مى نمودند با چنين ديد اسـلامـى و عـلاقه و درايت اين چنين سنجيده بود كه صاحب جواهر شاگردان صميمى و وفادار فراوانى تربيت كرد او بـا شـاگردان و اصحاب خود با عطوفت و مهربانى كامل رفتار مى نمود و نسبت به آنان همانند پدرى مهربان بود.

مقام علمى 

وى از نظر فضيلت و كرامت و علم و تقوى مفصل ترين حسبها را دارد او بانى و پايه گذار فخر جاويدان در فقه و فـقـاهت راستين مى باشد و از نوابغى است كه قرن سيزدهم هجرى نظير او را كمتر داشته است (جواهر) او بهترين نشان و علامت نبوغ و كمال ، و مستند ترين دليل ادعاى ماست . در قـرن نامبرده ، رياست و مرجعيت عامه شيعه به او منتهى گرديد و او شايستگى كامل اداره اين امر را داشته است، با آنكه در آن قرن علما و فقهاى بزرگ ديگرى نيز مى زيسته اند، ولى با توجه به عظمت و والايى مقام شيخ ، كسى در مقام معارضه يا رقابت با او بر نخاسته است.

دوران

دوران زنـدگـى صـاحب جواهر، بهترين و درخشان ترين فرصت و دوران آسايش فكرى بود، چون حـوزه نجف از جهات مختلف سياسى، اقتصادى و اجتماعى، در يك آسايش و آرامش نسبى به سر مـى بـرد، بـه حـدى كه طلاب و مهاجرين و زائرين از هر سو به آن ناحيه رو مى آوردند و نيازهاى فـكـرى و روحـى خـود را از خـرمـن علم و عرفان، و از كانون آموزش و بينش اسلامى آن سيراب مـى سـاخـتـند در كنار حركتها و فعاليتهاى علمى و فقهى آن، حركتها و نشاطهاى ادبى و شعرى هـم شـروع گـرديـد و شعرائى مانند شاعران خاندان آل اعسم، خاندان محى الدين، خاندان شيخ عـبـاس و ملا على و سيد حيدر حلى، شيخ محسن خضرى، سيد جعفر حلى، سيد محمد جعفرى، سيد ابراهيم بحرالعلوم پديد آمدند اينها همه و همه از بركت امنيت و آسايش اجتماعى و سياسى نجف نشات مى گرفت. مـحـصول فقهى و علمى اين نشاطها، پديد آمدن آثار بزرگ فكرى بود كه هر كدام به نوبت خود از ذخاير فكرى و علمى اسلامى محسوب مى شوند، چون از آن دوران درخشان آثار جاودان و ماندنى فراوان باقى مانده است كه مى توان از كتابها و موسوعه هاى بزرگ فقهى مانند : كشف الغطا، مفتاح الـكـرامـة، ريـاض الـمـسائل، مكاسب را در فقه، و در علم اصول كتابهايى مانند : قوانين، فصول، ضـوابـط، حـاشـيه معالم شيخ محمد تقى اصفهانى و تعليقات و شروح آن و فرائد الاصول را ذكر نـمـود از مـهـم تـرين و نفيس ترين اين كتابها مى توان جواهر الكلام شيخ محمد حسن كه در شرح شرائع الاسلام محقق در فقه و فرائد شيخ مرتضى انصارى را در اصول نام برد.

فعاليتها 

صاحب جواهر در روزهـاى آخـر عـمر، هنگامى كه در بستر بيمارى افتاده بود، دستور داد تا مجلسى از تمام علماى طراز اول در حضور او تشكيل شود و شيخ مرتضى را نيز حاضر كنند آن گاه صاحب جواهر شيخ را بر بالين خود نشاند و دستش را بر بالاى قلب خود گذاشت و گفت حالا مرگ بر من گوارا است و رو بـه حـاضـريـن كرد و گفت : اين مرد پس از من مرجع شما خواهد بود و بعد رو به شيخ كرد و گـفـت : تـو هـم از احـتـياطات خود كم كن، چون دين اسلام، آئين سهل و آسان است بدين ترتيب زعامت حوزه علميه نجف را كه كوچك ترين دلبستگى به آن نداشت، به شيخ مرتضى انصارى منتقل گـردانـيـد البته اين عمل مرحوم صاحب جواهر يك معرفى اجمالى و يك نوع توصيه و باز نمودن مقام علمى شيخ بود، و گرنه در مرجعيت، معرفى مرجع قبلى شرط نيست و فقط مى تواند راهگشا باشد. حفر كانال نجف اشرف : از ديگر آثار شيخ در راه رفاه عمومى و آسايش مردم نجف، آبيارى نجف اشرف و حفر كانال معروف، بـه نـام (نـهر صاحب جواهر) است كه از فرات تا نجف كانال بسيار وسيع و عميقى باز گشود كه هـزيـنـه هاى بسيارى را صرف كردند تا مردم را از بى آبى نجات دادند و اجراى اين تصميم با همت جـمعى از مردم نيكو كار صورت گرفت او در پاسخ كسانى كه او را از اقدام به چنين عمل بزرگ و پر هزينه مى ترساندند، گفته بود : اگـر بـه انـدازه ريـگ هايى كه از اين نهر بيرون مى آيد احتياج به صرف طلا و نقره باشد، باز هم صرف خواهم كرد و دست از اين اقدام نخواهم بر نداشت. ايـن پـاسـخ از يـك تـصميم جدى و عزم بزرگ حكايت مى كند كه كوه ها را مى تواند از جا بر كند و گـامـهـاى بـزرگ عـلمى و فنى را در بر مى گيرد كه از امثال كسانى مانند نويسنده جواهر با آن عـظـمـت ساخته است اين نهر دو سال قبل از فوت صاحب جواهر به اتمام رسيد و نجف را سيراب نـمـود، از ديگر آثار شيخ، تأسيس ساختمان هاى مجاور مسجد كوفه است. شيخ به مسجد سهله علاقه فراوان داشت، او بود كه حركت به سوى مسجد سهله را چهارشنبه شـبـها، پايه گذارى نمود و جمعى از شاگردانش با او حركت مى كردند و شب را در آنجا بيتوته و عبادت مى نمودند و احداث اين ساختمان در رابطه با اين برنامه ها بود.

وفات 

وفـات صـاحـب جـواهـر، در اول شـعـبان سال 1266 هجرى قمرى در نجف اشرف واقع شد و در مقبره اى كه هم اكنون به نام او معروف است، مدفون گرديد است. شـيـخ عـبـدالـحـسـين مؤلف آثار (الشيعة الاماميه) كه نوه صاحب جواهر است، در تاريخ وفات جد مذكورش انشا نموده و بر لوح قبرش ثبت شده است : ذا مرقد الحسن الذات الذى دفنت ـــــ اسرار احمد فيه بل سرائره . اودى و قد ايتم الاسلام ارخه ـــــ (بين الانام يتيمات جواهره ) (جمله : بين الانام يتيمات جواهره، 1266) تـرجمه : اين مرقد حسن است، فردى كه اسرار احمد (صل الله عليه وآله )، بلكه مكنونات پنهانى او در او مدفون شده است با رفتن او اسلام يتيم شد، ولى در بين مردم درهاى جواهر او هنوز موجود است.