شواهد بر امامت امام علی علیه اسلام در متون اهل‌سنت

دلایل و شواهدی زیادی در متون اهل‌سنت وجود دارد که منصوص بودن امامت امام علی علیه السلام را تقویت و تثبیت می‌کند.

فخر رازی از مفسران نامدار اهل‌سنت می‌گوید: هر که در دین خود به علی بن ابی طالب اقتدا کند به درستی که او هدایت شده‌است و دلیل بر این مطلب سخن پیامبر اسلام است که فرمود: «اللهم ادر الحق مع علی حیث دار؛ خدایا حق را با علی قرار بده هر جا که باشد».[1] و نیز در منابع اهل‌سنت آمده که علی با حق است و حق با علی است هر جا می خواهد باشد.[2]

 در کتاب های اهل‌سنت آمده که پیامبر فرمود: «علی با قرآن است و قرآن با علی است و آن دو هرگز از هم جدا نمی‌شوند تا این که در حوض بر من وارد گردند». و باز پیامبر به علی فرمود: «یا علی هر که از من جدا شود از خدا جدا شده‌است و هر که از تو جدا شود یا علی از من جدا شده‌است».[3]

اگر هیچ حدیث دیگری از رسول گرامی اسلام بر امامت امام علی علیه السلام وجود نمی داشت، همین سه حدیث کافی در اثبات امامت امام علی علیه السلام بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم استز زیرا مراد از امامت و رهبری امت حقانیت امام و هراه بادن با حق و قرآن است. یعنی کسی شایستگی امامت امت را دارد که با قرآن و حق باشد و حق بر وجود او دور بزند و هرگز از قرآن جدا نشود. کسی که جدایی از او به مثابه جدایی از پیامبر اسلام و خدا باشد به یقین گمراه شده و راهی را رفته که مورد رضای خدا و رسولش نخواهد بود. بنابراین تعلیل در این احادیث را می توان نص در امامت امام علی علیه السلام قلمداد کرد زیرا  منزلت آن حضرت در راستای هدایت و رهبری امت اسلامی در حد قرآن کریم  و پیامبر اسلام قرار گرفته  و او مدار حق دانسته شده و پیروی از غیر او جداشدن از حق، قرآن و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  بوده که جز گمراهی چیزی دیگری نخواهد بود. از این رو  کسی که این احادیث را ببیند و آن را بخواند و برای او ثابت شود که این احادیث از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم صادر شده حجت بر او تمام است و هیچ عذری در نپذیرفتن امامت امام علی و پیروی از دیگران ندارد.

پس با وجود این نصوص و احادیثی دیگری که در متون شیعه و سنی نقل شده، مانند حديث غدير[4]، حديث منزلت[5]، حديث يوم انذار[6]، و احاديث ديگر که همه  آنها در کتاب‌هاي معتبر اهل‌سنت نقل شده‌اند، راه انکار نص بر امامت امام علی علیه السلام مسدود می‌گردد.

پی نوشت ها:

[1] . ابوعبدالله محمد بن عمر فخرالدين رازى، مفاتیح الغیب(التفسیر الکبیر)، ج1ص168، ‏دار احياء التراث العربى‏، بيروت‏، چ3،1420ق.

[2]  . المستدرک علی الصحیحین، ج3ص134؛ مجمع الزوائد، ج 7ص235.

[3]  . المستدرک علی الصحیحین، ج3ص134؛ و مجمع الزوائد، ج9ص134.

[4] . المستدرک علی الصحیحین، ج3، ص110.

[5] . مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، صحيح مسلم، ج4، ص1870، بیروت، دار إحياء التراث العربي، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي.

[6] . المستدرک علي الصحيحين، ج3، ص133.

نویسنده: حمیدالله رفیعی