شهید آيت الله سيد نادر بحر(بحرالعلوم )

آيت الله سيد نادر بحر(بحرالعلوم )
 

(1355- 1398 ه.ق )
 

ولادت

سيد نادربحرفرزند سيد برات على واعظ درسال1359 هجرى قمرى (حدود 1316شمسي)در« بغاوي» هنگام کوچ نمودن پدرش از« سنگچارک» به«سرپل» افغانستان متولد شد،

تحصيلات

پس ازسپري شدن دوران کودکى خواندن ونوشتن راآموخت،بعد که پدرش درشهر«مزارشريف» اقامت گزيد وي شروع به تحصيل نمودوصرف،مقدمات وسيوطى را نزد روحانى محل خواند، بعدشرح جامى را نزد يک مولوى ازبرادران اهل تسنن که درادبيات بسيارمسلط بوده خواند که مولوى وقتي استعداد وزکاوت آقاى بحررامى نگرد،کوشش مى کند که وى بايد درس بخواند وبعد در مدرسه « چهار محله » نزد جناب آقاى شيخ سلطان ترکستانى ميايد ومدت پنچ سال آنجا مشغول تحصيل بوده که موفق مى شود تاسطح را درآنجا فرا بگيرد. وسپس جهت تکميل دروس وپيمودن مراحل بالاى علمى درسال 1380 هجرى قمرى رهسپار حوزه نجف اشرف مى گردد.

درنجف اشرف

مرحوم آقاي بحر درحوزه نجف،سطوح عالى را نزد اساتيد مشهور ومنحصر به فرد حوزه خواند،بعد به فلسفه رو آورد وبراثرتلاش وکوشش درکنار استعداد عالى موفق شد با فلسفه وعرفان آشناشود،وبعد به درس خارج فقه واصول شرکت جست وى نزديک به 15-16 سال درحوزه نجف ماند،مدام مشغول تحصيل تدريس ونوشتن بود،اوکه درجلسه درس خارج مى رفت به گوش دادن اکتفا نمى کرد،خوب زحمت مى کشيد،تتبع وتحقيق مى نمود، آن را ياد داشت وپاکنويس مى کرد وباطلاب فاضل وباسواد به مباحثه وتبادل افکار مي پرداخت،که براثرآن زحمات وتلاش ها بود که با اصول استنباط واجتهاد آشنا شد . جناب آقاي بحردرکنارتحصيل، تدريس هم داشت، که توانست درطول اقامت درنجف ازسيوطى تاشرح لمعه وقوانين و….. را چندين دوره خصوصى وعمومى درس بدهد.

بازگشت از نجف

جناب آقاي بحر درسال1354 شمسى به وطن بازگشت ودرشهر« مزارشريف » اقامت گزيد،وچون پس از ارزيابى وضع فرهنگى مردم به اين نتيجه رسيد که : اولا: دولت نمى خواهد ملت باسواد وبيدارشوند. ثانيا : هرچه تحول فکرى درجامعه پديدآمده وهراندازه مردم ازفرهنگ اسلام واحکام دينى خويش مى دانند، بيشتر براثر سعى وتلاش روحانيت بوده است. بنابراين جامعه نياز به روحانى متعهد وباسواد دارد. لذا بيش ازهرچيز همت خويش رادر تربيت طلاب متدين وروشن به کارانداخت وشروع به تدريس نمود . مدتي رادرمنزل ودرحسينه که پدرش ساخته بود( تکيه آقاسيد برات) به تدريس پرداخت وسپس دربيرون شهر، زمينى را براى مدرسه خريد وباهميارى مردم آن را ساخت وبه اندازه ظرفيت آن،طلبه پذيرفت ومشغول تربيت وتدريس بود . اوهميشه محصلين علوم دينى را تشويق به تحصيل، کوشش وتحقيق مى نمود،وهدفش اين بود که روحانيون باسواد، با تقوا تحويل اجتماع دهد ونمى خواست به بهانه داشتن طلبه وشاگرد خودش عنوانى کسب نمايد و….

حوصله تدريس

افراد زيادي هستند که سواد وقدرت علمى دارند واگر بخواهندازعهده تدريس کتابها بيرون مي شوند،ولى حال وحوصله گفتن چند درس وحتى يک ودودرس را ندارند، لذا پس از يک عمر زحمت وخون جگرخوردن آخر الامر فرد بى خاصيت از کاردرميايند. ازويژگي وخصوصيت جناب آقاى بحر اين بود که بسيار پشت کار داشت وعلاقه مند به تدريس بود که هرچه درس مى گفت اظهار خستگى نمى کرد. علاوه برآن،برخلاف بسيارى علماء که ميزان سواد شان بالا است کتاب هاى ابتدائى را درس نمي گويند وتدريس آنها را مخالف شأن خويش مى شمارند ايشان مانند مرحوم علامه استاد مدرس (قدس سره) هرکتاب درسى را که نياز به آن را احساس مى نمود يا طلبه ها تقاضاي تدريس آن را مى کردند آن را درس مى داد ونمى گفت چه طور من کتاب سيوطى يا شرح جامي وحاشيه درس بگويم. وبه عبارت ديگربراى او تدريس وطلبه پرورى اصل وهدف بود، نه کتاب درسى .

تبليغ وافشاگري

گرچه تبليغ، امربه معروف ونهى ازمنکر، وظيفه همه مسلمانهاست که همديگررا از دست زدن به کاري خلاف بازدارد وبه عمل خير سفارش نمايد، ولى مسؤليت روحانيت به خاطر آگاهى وآشنائي شان بادستورات شرع بيش ازديگران است که مردم را باتبليغ شان ازگمراهى وضلالت به راه راست وصراط مستقيم هدايت نمايند. علاوه براين وظيفه، رسالت ديگرى را که يک مبلغ متعهد به دوش دارد اين است که بايد موقعيت وزمان را درک کند وبفهمد که دراين وقت مطرح نمودن چه بحث وچه موضوع لازم، ضرورى ومفيد براى اسلام وجامعه است . با کودتاي مارکسيستى در افغانستان همه روحانيون ومبلغين مى دانستند وظيفه شان افشاء ماهيت کمونيست ها مى باشد تامردم فريب شعارهاى فريبنده آنها را نخورند، ولى خيلى ها به خود اجازه نمى دادند سخنى که به « سبيل رفيق ها » بر بخورد ،بزنند درچنين شرايط،ازمعدود روحانيونى که داغ وصريح برضد کمونيست ها سخن مى گفت درسخنراني برمردم اتمام حجت نمود،جناب آقاى بحربود. وى درماه محرم 1357 ش وقبل از آن،چنان بر رد مارکسيسم صحبت مى کرد وازانگيزه وهدف قيام سيد الشهداء (ع) مطالب حياتى بيان مى داشت که گوئى در کشور افغانستان نيست ويامارکسيست ها که با شعار « حکومت پرولتاريا» آزادى مردم را سلب کرده اند برسرقدرت نيستند. بدين کيفيت آقاى بحررسالت خويش را درزمينه تبليغ هميشه وبه خصوص درآن برهه حساس اين گونه انجام دا د. خوشا به حالش ، بسا افرادى که نان را به نرخ روزخوردند ونه تنها برضد دولت حرف نزدند که مطالبي مفيد وبه نفع دولت نيزگفتند، حتى در بعضى مجالس آنها نيز شرکت ورزيدند ولى اين ها مانع دستگيرى شان نگرديد. وبه طور قطع آنها درزندان پشيمان شدند وتأسف خوردند که چرا مانند آنهائى که صريح بر ضد دولت موضع گرفتندوبى پرده سخن هاى لازم را گفتند آنها نيز چنين نکردند و…. وهمين طور است کسانى که امروز براى اسلام وانقلاب کارنمى نمايند ودرفکر زندگى خود هستند فردا نادم خواهند گرديد که حيف عمر ما سپري شد وکارى براى اسلام وانقلاب اسلامى ننموديم که آن وقت افسوس هاوتأسف ها به درد نخواهد خورد.

تاليفات

جناب آقاي بحرکه نوشته هاى متعدد درموضوع هاى مختلف درسي، تقريرات درس خارج ومعارف اسلامي داشت به خاطرنااميد بودن ازچاپ آنها،همانگونه خطى گذاشته است. آنچه در کتاب « المؤلفون الافغانيون المعاصرون»که در18 سال قبل (سال 1389 هجرى قمرى ) نوشته شده درباره تأليفات ايشان نوشته اند که تقريرات درس خارج فقه واصو ل آية ا… العظمي خوئى را در9 جزء تنظيم کرده اند که چهار جزءآن تقريرات درس اصول را بنام مناهج الاصول وپنج جلد تقريرات درس فقه را به نام مبانى الفقه نام گذارى نموده است. بعد از آن تاريخ هم ايشان نوشته هايى به عنوان شرح ياحاشيه برکتاب هاى درسى ودرابعاد معارف اسلامى داشته اند که دراين اواخر يکى ازبستگانش مى گفت از مرحوم آية ا… بحر نزديک بيست جلد کتاب خطى به جاى مانده است

وفات

منبرهاى داغ، پرشور، آگاهى بخش وانقلابى آقاى بحر،دولت وابسته به روسيه را برسردوراهى قرار داده بود، دولت که ازسويى مى خواست جرأت وجسارت را ازهمه به خصوص از روحانيت سلب کند، صلاح نمى دانست افرادى مانند « بحر» رااجازه دهد که اين گونه برضدآنها صحبت نمايد، ازطرف ديگر چون که ازملت مى ترسيدند وهميشه تکرارمى کردند«مامسلمان زاده ايم»نمي خواست کارى ازخود شان سرزند که ملت را به خود بدبين ودشمن نمايند. متحيربودند درباره« بحر»وامثال او چه تصميم بگيرند،که وجوداورا در« مزار» وامثال اورا درجاهاي ديگر تحمل نتوانستند ودستوردستگيريش را صادر نمودند،که جناب آقاى بحر را در13 محرم 1357 ش دستگير نمودند وبه زندان انداختند.