شهادت ميثم تمار 22 ذي الحجه

شهادت ميثم تمار در كوفه 22 ذي الحجه سال 60 هجري قمري

ميثم بن يحيي اسدي كه به خاطر خرمافروشي به: “تمار” معروف بود يكي از ياران نزديك اميرمؤمنان علي بن ابي طالب عليه السلام و از حواريان آن حضرت بود و از آن حضرت به اندازه استعداد خويش، دانش و معرفت فراگرفت و بر رازهاي نهان و اخبار غيبي، اطلاع مي يافت.(1)

به همين جهت، وي پيش از شهادت ابا عبدالله الحسين عليه السلام در كربلا، شهادت آن حضرت و يارانش را پيش گويي كرده بود. فضيل رسان از جبله مكيه روايت كرد كه از ميثم شنيدم مي گفت: به خدا سوگند، اين امت جفاكار فرزند پيامبرشان را در دهم ماه محرم مي كشند و دشمنان خدا، آن روز را جشن گرفته و عيد مي گيرند.

سپس گفت: و ان ذلك لكائن قد سبق في علم الله تعالي ذكره، أعلم ذلك بعهد عهده الِّي مولاي اميرالمؤمنين عليه السلام ولقد اخبرني انه يبكي عليه كلّ شئي…؛ اين مسئله، انجام شدني است كه در علم ازلي خداوند متعال گذشت و آن را سرورم اميرمؤمنان عليه السلام كه بهتر از هر كسي مي داند، طي عهدي مرا به آن مطلع نمود و به من خبر داد كه براي مظلوميت او امام حسين عليه السلام تمام موجودات مي گريند.(2)

ميثم تمار در كوفه امام علي عليه السلام را همراهي مي كرد و آن حضرت چيزهايي كه به خيلي از همراهانش نمي توانست بگويد، به خاطر ظرفيت بالاي ميثم تمار به وي مي فرمود. از جمله وي را از آينده اش و كشته شدنش در راه خدا و محبت اهل بيت عليهم السلام خبر داد. در اين باره روايات فراواني نقل گرديده است.

از جمله، يوسف بن عمران روايت كرد كه ميثم تمار به من گفت: روزي حضرت علي عليه السلام مرا خواست و فرمود: چگونه خواهد بود حال تو آن زماني كه فرومايه بني اميه عبيدالله بن زياد تو را بخواند و بخواهد از من برائت جويي؟ گفتم: من از تو برائت نمي جويم. امام علي عليه السلام: به خدا سوگند، در آن حال او تو را به صليب كشيده و مي كشد. گفتم: صبر پيشه مي كنم و اين كار از من، در نزد خداي متعال بسيار اندك است. امام علي عليه السلام: در آن حال، در بهشت با من خواهي بود.(3)

ميثم تمار حتي بر چوبه داري كه وي را در آن به صليب خواهند كشيد از امام علي عليه السلام نشاني اش را گرفت و به زير درخت آن مي رفت و با آب، جارو كردن آن در آنجا به نماز مي ايستاد و به همسايگان آن مي گفت من بزودي همسايه شما مي شوم. آنان تصور مي كردند كه وي قصد خريد خانه در نزديكي هاي آنان را دارد، وليكن مراد او چيز ديگري بود كه از استاد و مرادش امام علي عليه السلام به آن پي برده بود.

به هر روي وي از عاشقان و مريدان امام علي عليه السلام و فرزندانش امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام بود و در آن سالي كه امام حسين عليه السلام بر عليه يزيد قيام كرد، ميثم در آن سال به سفر حج رفته بود و در بازگشت به كوفه در قادسيه دستگير شد. در آن ايام با آمدن عبيدالله بن زياد به كوفه و شهادت مسلم بن عقيل عليه السلام در اين شهر، رعب و وحشت عظيمي اهالي اين ديار را فراگرفته بود و عبيدالله بن زياد حكومت نظامي بسته و كنترل كننده اي اعمال مي كرد و تمامي دوستان و دوستداران ولايت را دستگير و شكنجه مي نمود. از جمله ميثم تمار را پيش از رسيدن به خانه اش در قادسيه دستگير كرده و او را به قصر عبيدالله بردند و عبيدالله از وي خواست كه از علي عليه السلام برائت بجويد و وي را دشنام دهد. ولي ميثم تمار از اين كار امتناع كرد و مناقب علي عليه السلام را بر زبان جاري كرد.

عبيدالله هر چه تلاش كرد، فايده اي نداد و از روي خشم و غضب دستور داد وي را در بالاي داري به صليب كشند و هيچ گونه آب و غذايي ندهند تا جان دهد. ولي ميثم تمار در بالاي دار نيز از مناقب و فضايل اهل بيت عليهم السلام سخن مي گفت و اهالي كوفه با اجتماع در پاي دار او به سخنانش گوش فرا داده و بر دشمنان اهل بيت عليهم السلام لعنت مي فرستادند.

عبيدالله دستور داد كه بر دهانش لجامي زده تا وي را از گفتن بازدارند. اين نخستين لجامي بود كه در تاريخ اسلام بر دهان يك انسان زدند و او را از گفتن بازداشتند. ميثم سه روز تمام در بالاي دار مقاومت كرد و تا توانست از نيكي هاي اميرمؤمنان عليه السلام و فضائل اهل بيت عليهم السلام و ستمكاري هاي يزيد بن معاويه و عبيدالله بن زياد، سخن گفت و مردم را از ناآگاهي و ناداني بيرون آورد و با واقعيت ها آشنا كرد.

در روز چهارم دست ها و پاهايش را قطع و زبانش را از كام بيرون آوردند و بر بدن شريفش نيزه زدند و به همان حالي كه مولايش امام علي عليه السلام پيش گويي كرده بود، وي را به شهادت رسانيدند.(4)

شهادت وي روز 22 ذي الحجه سال 60 قمري، ده روز پيش از آمدن امام حسين عليه السلام به كربلا واقع گرديد. قبر شريف وي از زيارتگاه هاي معروف عراق است كه در سمت جنوب مسجد اعظم كوفه قرار دارد و شيعيان و دوستداران اهل بيت عليهم السلام، آن را زيارت مي كنند.

پي نوشتها:

(1). منتهي الامال شيخ عباس قمي، ج 1، ص 215.

(2). الأمالي شيخ صدوق، ص 110؛ بحارالانوار علامه مجلسي، ج 45، ص 202.

(3). الخرائج والجرائح قطب الدين راوندي، ج 1، ص 229.

(4). نك: روضة الواعظين فتال نيشابوري، ص 288؛ كشف اليقين علامه حلي، ص 77؛ خصائص الائمه عليهم السلام سيد رضي، ص 54؛ الفضايل ابن شاذان، ص 103؛ اختيار معرفه الرجال شيخ طوسي ص 80 و ص 82 و ص 85.