شهادت حضرت يحيى(علیه السلام) 6 محرم

 نه تنها تولد حضرت يحيى(عليه السلام) شگفت انگيز بود، مرگ او هم از پاره اى جهات عجيب بود، غالب مورخان مسلمان، و همچنين منابع معروف مسيحى جريان اين شهادت را چنين نقل کرده اند (هر چند اندک تفاوتى در خصوصيات آن در ميان آنها ديده مى شود).

«يحيى»(عليه السلام) قربانى روابط نامشروع يکى از طاغوت هاى زمان خود با يکى از محارم خويش شد، به اين ترتيب، که «هيروديس» پادشاه هوسباز «فلسطين»، عاشق «هيروديا» دختر برادر خود شد، و زيبائى وى دل او را در گرو عشقى آتشين قرار داد، لذا تصميم به ازدواج با او گرفت!.

اين خبر، به پيامبر بزرگ خدا «يحيى»(عليه السلام) رسيد، او صريحاً اعلام کرد: اين ازدواج نامشروع است و مخالف دستورات «تورات»، و من به مبارزه با چنين کارى قيام خواهم کرد.

سر و صداى اين مسأله در تمام شهر پيچيد، و به گوش آن دختر «هيروديا» رسيد، او که «يحيى»(عليه السلام) را بزرگترين مانع راه خويش مى ديد، تصميم گرفت در يک فرصت مناسب از وى انتقام گيرد، و اين مانع را از سر راه هوس هاى خويش بردارد.

ارتباط خود را با عمويش بيشتر کرد، و زيبائى خود را دامى براى او قرار داد و آنچنان در وى نفوذ کرد که روزى «هيروديس» به او گفت: هر آرزوئى دارى از من بخواه که منظورت مسلماً انجام خواهد يافت.

«هيروديا» گفت: من هيچ چيز جز سر «يحيى» را نمى خواهم!; زيرا او نام من و تو را بر سر زبان ها انداخته، و همه مردم به عيبجوئى ما نشسته اند، اگر مى خواهى دل من آرام شود، و خاطرم شاد گردد بايد اين عمل را انجام دهى!

«هيروديس» که ديوانه وار به آن زن عشق مى ورزيد، بى توجه به عاقبت اين کار تسليم شد و چيزى نگذشت که سر «يحيى»(عليه السلام) را نزد آن زن بدکار، حاضر ساختند اما عواقب دردناک اين عمل، سرانجام دامان او را گرفت.

در احاديث اسلامى مى خوانيم: سالار شهيدان امام حسين(عليه السلام) مى فرمود: «از پستى هاى دنيا اين که سر «يحيى بن زکريا» را به عنوان هديه براى زن بدکاره اى از زنان بنى اسرائيل بردند».(1)

پي نوشت:

1-تفسير نمونه، ذيل آيه 15 سوره مريم.