شهادت به ولایت اميرالمومنين علیه السلام در اذان

از آن جايى كه شيعيان شهادت به اميرالمومنين را در اذان وارد كرده اند در برابر ادعاى سنى ها كه مى گويند دليلى بر صدق ديگر عقايد شما نيست شايد خودتان يكسرى عقايد را همچون ولايت بر حق على (ع) به اسلام اضافه كرده باشيد چگونه دفاع مى كنيم .

به نقل از برادران اهل سنت نداى اشهد ان عليأ ولى الله در اذان بدعتى است توسط شيعه، لطفاً موضع گيرى شيعه را در اين باره بفرماييد.

اذان از چه زمانى شروع شد و در آن هنگام هم به ولايت حضرت على (ع ) شهادت مى دادند و علت تغيير اذان چيست ؟

شهادت به ولايت حضرت على (ع ) هنگام اذان در زمان پيامبر با اين كه به امامت نرسيده بود چگونه گفته مى شد؟

سوال: اگر شهادت بر ولايت على جزء اذان نيست چرا مى گوييم ؟

سوال: آيا شهادت به ولايت حضرت على (ع ) جزء اذان و اقامه است ؟

سوال: چرا اذان شيعيان (در محتوا و زمان ) با اهل تسنن فرق دارد؟

سوال: لفظ (اشهد ان على حجه الله ) چه وقت و توسط چه كسى به اذان اضافه شد؟

پاسخ:

1) اذان  يكى از مسائلى است  كه در ميان شيعيان و اهل سنت موارد اختلاف است  و شيعه و سنى هر كدام اذان خاصى دارند. براى پاسخ به اين سؤال بايد موضوعاتى را بررسى كرد. نخست اذان از ديدگاه شيعه را توضيح مى دهيم .

اذان از ديدگاه شيعه

از ديدگاه شيعه ، متن اذانى كه در عصر رسول خدا(ص ) براى نماز قرائت مى شد به اين صورت است :   الله اكبر، الله اكبر، الله اكبر، الله اكبر، اشهد ان لا اله الا الله ، اشهد ان لا اله الا الله . اشهد ان محمدا” رسول الله ، اشهد ان محمدا” رسول الله . حى على الصلوه ، حى على الصلوه ، حى على الفلاح ، حى على الفلاح ، حى على خير العمل ، حى على خير العمل ، الله اكبر، الله اكبر، لا اله الا الله ، لا اله الا الله .   نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد، (فقيه ، ج 1، ص 188، چهار مجلدى ، چاپ آخوندى ، چاپ پنجم ، وسائل الشيعه ، ج 4، ص 644، ح 9. روايت ديگرى هم همين 18 فصل را آورده اند). اگر كسى يك كلمه كم يا زياد كند، كار حرامى انجام داده است و هيچگونه ترديدى در اين نيست . بايد همين گونه كه هست ، بجا آورده شود، (مستند العروه ، ج 2، ص 287).

شيخ صدوق مى گويد: فرقه ى گمراه و ملعون ((مفوضه )) از خود، اخبارى ساختند و در اذان اين جمله را اضافه كردند: ((محمد و آل محمد خير البريه )) بعضى از آنان جمله ى ((اشهد ان عليا” اميرالمؤمنين حقا”)) را پس از ((اشهد ان محمدا” رسول الله )) اضافه كردند و در بعضى روايات اين گروه ، پس از ((اشهد ان محمدا” رسول الله )) اشهد ان عليا” ولى الله آمده است .

شيخ صدوق اضافه مى كند: ترديدى نيست در اين كه على (ع ) ولى الله اميرالمؤمنين بحق است و محمد و آل محمد، خير البريه هستند ولى اين جمله ها در اصل اذان نيست ، (فقيه ، ج 1، ص 188). براى همين فقهاى شيعه هيچكدام نگفته اند كه اين جمله جزو اذان است بلكه آنچه آورديم ، اذان همان است نه يك كلمه كم دارد و نه يك كلمه زياد. و مسأله شهادت به ولايت على (ع ) در سطور بعدى خواهد آمد. از ديدگاه شيعه ، اذان مانند احكام شرعى ديگر، به رسول خدا(ص ) وحى شده است نه اينكه پيامبر خدا با مسلمانان مشورت كند و قرار بگذارند كه به فلان شكل انجام شود و به خاطر اينكه وحى است ، نمى توان كم و زياد كرد.

2) در حديث امام باقر(ع ) آمده است : «وقتى كه رسول خدا(ص ) به معراج رفت ، وقت نماز كه رسيد، جبرئيل اذان و اقامه گفت و رسول خدا(ص ) با فرشتگان نماز خواندند» (همان ، ح 1). حديث سوم ، حديث هشتم ، حديث هفدهم ، و حديث دهم از باب 19، از ابواب اذان و اقامه در وسائل الشيعه ، همه نشان مى دهند كه اذان از سوى جبرئيل به حضرت محمد(ص ) تعليم داده شده است و سخن ديگر وحى است نه يك امر قراردادى . بر اساس رواياتى كه مى گويد: ((پيامبر اسلام (ص ) در شب معراج اذان را از جبرئيل گرفت» مى توان گفت كه تشريع اذان پيش از هجرت بوده است چون معراج قبل از هجرت بود.

3) از حضرت امام صادق روايت شده است كه فرمود: وحى بر پيامبرتان نازل مى شود و شما گمان مى كنيد كه آن حضرت اذان را از عبدالله بن زيد گرفته است !!، (وسائل الشيعه ، ج 4، ص 612، ح 3). ابن ابى عقيل مى گويد: امام صادق (ع ) نفرين كرده است كسانى را كه مى گويند پيامبر اسلام (ص ) اذان را از عبدالله بن زيد گرفته است ، (همان ).

3) همانطورى كه گفتيم ، حى على خيرالعمل ، جزو اذان است . اين جمله را اهل سنت حذف كردند و  به جاى آن در اذان صبح ((الصلاه خير من النوم )) آوردند، (متقى هندى در كنزالعمال ،ج 4،ص 266 از طبرانى نقل مى كند كه بلال در صبح اذان مى گفت و حى على خيرالعمل را مى گفت . همچنين از عمر نقل شده كه گفت: «ثلاث كنّ على عهد رسول الله و أنا محرمهنّ و معاقب عليهنّ: «متعة الحج» و «متعة النساء» و «حيّ على خير العمل» فى الاذان؛ سه چيز در زمان پيامبر وجود داشت و من حرام كننده‏ى آنها و كيفردهنده آنها هستم: متعه‏ى حج، متعه‏ى نساء و حى على خير العمل گفتن در اذان نماز»، ((الغدير، ج 6،

عربى، ص 301 ، به نقل از منابع اهل سنّت). و نيز رجوع شود به : موطا” مالك ، ج 1، 93).

محمد بن ابى عمير مى گويد: از حضرت امام رضا(ع ) پرسيدم : چرا ((حى على خيرالعمل )) را حذف كردند؟ امام فرمود: علت ظاهرى را مى خواهى يا علت باطنى را؟ گفتم : هر دو را. فرمود: علت ظاهرى اين است كه گفتند: ما مى خواهيم مردم با شنيدن على خيرالعمل ، از جهاد روى نگردانند و تنها به نماز مشغول نشوند ولى علت باطنى اين است كه ((خيرالعمل )) عبارت است از ولايت حضرت على . آنان خواستند كه هر روز بر ولايت تأكيد نشود، (وسائل ، ح 4، ص 647، ح 16).

اذان از ديدگاه اهل سنت

ابو محذوره مى گويد: پيامبر اسلام اين اذان را به من ياد داد:   الله اكبر، الله اكبر، اشهد ان لا اله الا الله ، اشهد ان لا اله الا الله . اشهد ان محمدا” رسول الله ، اشهد ان محمدا” رسول الله . سپس بر مى گردد و مى گويد: اشهد ان لا اله الا الله ، اشهد ان لا اله الا الله . اشهد ان محمدا” رسول الله ، اشهد ان محمدا” رسول الله . حى على الصلوه ، حى على الصلوه ، حى على الفلاح ، حى على الفلاح ، الله اكبر، الله اكبر، لا اله الا الله   ، (صحيح مسلم ، ج 1، ص 287، باب صفه الاذان ، ح 6، بيروت ، چاپ اول ).

اهل سنت در كيفيت تشريع اذان مى گويند: وقتى مسلمانان به مدينه هجرت كردند، براى اقامه ى نماز وقت تعيين مى كردند و در آن وقت مى آمدند و آن روزها براى نماز، اعلانى در كار نبود. روزى با يكديگر در اين مورد گفتگو كردند. برخى پيشنهاد ناقوس دادند، برخى پيشنهاد شيپور دادند و عمر بن خطاب گفت : چرا كسى را مأمور نمى كنيد كه با صداى بلند اعلان كند. پس از آن رسول خدا فرمود: اى بلال ! بلند شو و نداى نماز سر بده ، (صحيح بخارى ، ج 3-1، جزء 1، ص 157 داراحياء التراث العربى ، 1313 قمرى ).

درباره جمله هاى اذان مى گويند: عبدالله بن زيد، نزد پيامبر آمد و گفت : خوابى ديده ام . سپس خوابش را براى پيامبر نقل كرد و پيامبر هم فرمود: خواب درست ديده اى ، آنچه را كه به تو در عالم خواب گفته شده ، به بلال تعليم بده و او اذان بگويد. عمر بن خطاب وقتى مراجعه عبدالله بن زيد و صداى اذان بلال را فهميد نزد پيامبر آمد و گفت : اى پيامبر! من هم مانند عبدالله بن زيد خواب ديده ام و پيامبر فرمود: پس خدا را شكر و اين پايدارتر است ، (صحيح ترمذى ، ج 1، ص 359، ح 189، با تحقيق و شرح احمد محمد شاكر، 1357 قمرى ).

بنابراين از ديدگاه اهل سنت ، اذان بر پيامبر وحى نشده بلكه پيامبر آن جمله ها را از خواب عبدالله بن زيد گرفته است . براى توضيحات بيشتر درباره ى اذان اهل سنت به كتاب ((الصحيح من سيره النبى الاعظم (ص ))) نوشته سيد جعفر مرتضى عاملى لبنانى مراجعه شود. در جلد سوم ، ص 80، چاپ جامعه مدرسين بررسى اذان آمده است . از آنچه گذشت معلوم شد كه از ديدگاه شيعه اذان در مكه تشريع شده و از ديدگاه اهل سنت در سال اول هجرت و در مدينه .

4)يكى از اتهاماتى كه به شيعه نسبت مى دهند اين است كه مى گويند: شيعه جمله ى ((اشهد ان عليا” اميرالمؤمنين )) را جزو اذان و گفتن آن را واجب مى دانند. اين ، اتهام و كذب است چون هيچكدام از فقهاى شيعه نگفته اند كه اين جمله جزو اذان است و هيچ كدام گفتن آن را واجب نمى دانند. صاحب جواهر مى گويد: ذكر جمله ى ((اشهد ان عليا” امير المؤمنين )) در اذان ، اگر به قصد جزئيت نباشد، اشكالى ندارد و به موالات اذان ضرر نمى زند همانطورى كه ذكر جمله ((صلى الله عليه و آله )) بعد از ((اشهد ان محمد رسول الله )) به موالات اذان آسيب نمى رساند، (جواهر الكلام ، ج 9، ص 86، چاپ بيروت ).

آيت الله حكيم در مستمسك العروه مى گويد: درباره شهادت به ولايت حضرت على (ع )، شيخ طوسى در نهايه و مبسوط گفته است : روايات غيرقابل اعتمادى شهادت به ولايت را جزو اذان به حساب آورده است ولى اين روايات در اذان و اقامه ، معمول عليه نيستند و نمى توان به آنها عمل كرد و اگر كسى اين جمله را بگويد، گناه نكرده است ولى بايد دانست كه اين جمله نه فضيلت اذان و اقامه است و نه از كمال اذان و اقامه است و علامه در ((منتهى )) مى گويد: اخبار شاذى كه جمله ((اشهد ان عليا” اميرالمؤمنين )) را جزو اذان و اقامه به حساب آورده ، قابل اعتماد نيستند. پس از اين آيه الله حكيم مى گويد: اگر كسى اين جمله را به قصد استحباب مطلق بگويد اشكالى ندارد چون در حديثى آمده است : هر وقت كسى لا اله الا الله و محمد رسول الله گفت ، بايد على اميرالمؤمنين هم بگويد. بعد مى گويد: در عصر حاضر، جمله ((اشهد ان عليا” ولى الله )) از شعارهاى تشيع گرديده است و اگر كسى به اين خاطر آن را بگويد اشكالى ندارد و حتى ممكن است گاهى ذكر اين جمله واجب باشد، (مستمسك العروه ، ج 5، چاپ بيروت ، ص 544).

در مستند العروه آمده است : ما براى گفتن جمله ((اشهد ان عليا” ولى الله )) نيازى به ورود نص نداريم چون ولايت ، از متممات رسالت ، از مقومات ايمان و كمال دين است و بخصوص در اين عصر هيچگونه نيازى به امر ديگرى نيست چون اين جمله روشنترين شعار شيعه و آشكارترين رمز تشيع است . بر اين اساس ذكر اين جمله ، چه در اذان و چه در غير اذان هيچگونه اشكال ندارد. البته اين جمله جزو اذان نيست و اگر كسى به قصد اينكه جزو اذان است ، آن را بگويد، كار حرامى كرده است ، (مستند العروه ، ج 2، ص 287).

5)  ممكن است كسى بپرسد: اصلا” چرا اين جمله مطرح شد؟ در جواب بايد گفت : بنى اميه تمام تلاش خود را به كار بردند تا نام و آثار حضرت على (ع ) محو شود. شيعه براى زنده نگه داشتن نام على و ولايت آن حضرت در طول تاريخ با همه تلاش ، با ذكر جمله ى ((اشهد ان عليا” ولى الله )) و امثال آن ، مانع موفقيت دشمن شده است . فخر رازى در تفسير سوره فاتحه ، در مسأله فقهى جهر به بسم الله مى گويد: على (ع )، بسم الله الرحمن الرحيم را در نمازها بلند مى گفت و بر بلند گفتن تأكيد داشت . وقتى كه حكومت و دولت به بنى اميه رسيد، آنان از بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحيم ممانعت كردند و در اين ممانعت بسيار تأكيد داشتند و علت اصلى ممانعت آنها اين بود كه آنان سعى داشتند آثار على (ع ) را از بين ببرند. بعد مى گويد: دلايل عقلى موافق نظر ما است و عمل حضرت على هم كمك ما است و هر كس على را امام دين خود كند، در دين و جان خود به زنجير ناگسستنى چنگ زده است ، (تفسير كبير، ج 1، ص 160، چاپ استانبول ). در آن زمان كه امويان حاكم بودند، در برخى از مناطق كشور اسلامى ياران مخلص حضرت على (ع ) را مى كشتند، آن حضرت را سب و نفرين مى كردند و حتى نمى گذاشتند كسى نام على را براى بچه هاى خود انتخاب كند. بر هيچكس پوشيده نيست كه چه بلاهاى از سوى امويان و عباسيان بر آل على و سادات علوى رسيد. شيعه در برابر اين فشارها مقاومت كرد و على را فراموش نكرد و به اين ترتيب على ، ياد على و مكتب على زنده ماند.