شهادت امام حسين (ع)

 پاسخ به شبهات عزادارى براى امام حسين (ع) (10)

سيد محمد حسينى قزوينى

سؤال چهارم:

ابن تيميه در مورد اقدام يزيد نسبت به شهادت امام حسين (ع) چه توجيهى دارد؟

البته اين قصه سر دراز دارد. ما سال گذشته هم در اين مورد سخن گفتيم؛ ولى خلاصه سخن ابن تيميه در اين زمينه روى چند محور دور مى زند. اول که مى گويد:إن يزيد لم يظهر الرضا بقتله، و أنه أظهر الألم لقتله،‌ والله أعلم بسريرته و قد علم لم يأمر بقتله إبتداء.

اصلا يزيد راضى به قتل امام حسين (ع) نبود. وقتى شنيد امام حسين (ع) کشته شده اظهار ناراحتى کرد و يزيد بن معاويه اصلا دستور کشتن امام حسين (ع) را هم نداد.رأس الحسين، ص۲۰۷ – منهاج السنه، ج۴، ص۵۳۰ – ج۲، ص۲۴۱

حتى مى گويد يزيد اصلا دستور نداده بود اهل بيت پيغمبر اکرم (ص) را به شام ببرند.

به قول يکى از بزرگان، اهل بيت امام حسين (ع) رفته بودند به شام براى هواخورى و سياحت؛ چون در کربلاء، هواخورى و سياحتى نداشتند؛ رفته بودند آنجا سياحت بکنند و هوا بخورند. و تعبير متعدد ديگرى که ايشان نسبت به اين قضيه دارند، يا اصلا يزيد بن معاويه خودش يک مجتهد بود، آدم مجتهد اگر بخواهد اجتهاد بکند و اشتباهى هم بکند، در حقيقت يک پاداشى هم دارد. يعنى نظر ابن تيميه اين است که قضيه يزيد نسبت به آقا امام حسين (ع) يک اجتهاد بوده، نه تنها گناهى نکرده، بلکه پاداشى هم برده. و همچنين در ج۲، ص۲۲۶ مى گويد:لم يسب للحسين حريما، بل أکرم أهل بيته.

يزيد اهل بيت امام حسين (ع) را براى اسارت نبرد؛ بلکه اهل بيت او را خيلى احترام کرد. يعنى برده بود شام براى هواخورى و سياحت و داشت اکرام مى کرد.

در رابطه با اينکه آيا يزيد دستور قتل امام حسين (ع) را داده يا نداده، اجازه بدهيد من در اينجا يک گلايه اى از عزيزان اهل سنت داشته باشم و حتى من به دقت صحبت هاى نماز جمعه هفته گذشته زاهدان را به دقت گوش کردم، ‌صحبت هاى سال گذشته شان را من داشتم، همچنين ساير عزيزانى که در رابطه با امام حسين (ع) و يزيد صحبت کرده اند، گويا تمام اين کارهاى خلاف در کربلاء را يا بعهده عبيدالله بن زياد يا عمر سعد يا شمر مى اندازند و من کم ديدم يا نديدم آقايان صراحتا بگويند که يزيد قاتل امام حسين (ع) بوده، و يزيد دستور قتل امام حسين (ع) را داده. اخيرا هم ديدم که وهابى ها، کتابهاى متعددى نوشته اند در تبرئه يزيد از قتل آقا امام حسين (ع). در اينجا من توجه بينندگان عزيز را به چند نکته اساسى جلب مى کنم که تمام جناياتى که در کربلاء انجام گرفت، تمام اينها به دستور شخص يزيد بن معاويه بوده و بس.شما ببينيد کامل ابن اثير، ج۴، ص۱۵- تاريخ يعقوبى، ج۲، ص۲۴۱- الإمامة و السياسه، ص۱۷۵، نامه اى که يزيد نوشته به مروان، مى گويد:

أشدد يدک بالحسين، فلا يخرج حتى يبايع، فإن أبى فاضرب عنقه.

خوب بچسبيد به امام حسين (ع) تا بيعت کند و اگر بيعت نکرد گردنش را بزنيد.

آيا اين دستور قتل و شهادت امام حسين (ع) نيست؟!

يا عبارتى که کامل ابن اثير، ج۴، ص۱۴۰ نقل مى کند، عبيدالله بن زياد را بعضى شماتت مى کردند که بيچاره تو دست خود را به خون فرزند پيامبر اکرم (ص) آلوده کردى، گفت:

فقال عبيدالله بن زياد: أما قتلى الحسين، فإنه أشار إلى يزيد بقتله أو قتلى، فأختار قتله

من که حسين را کشتم، ‌به دستور خود يزيد بوده، به من گفت يا حسين را بکش يا تو را مى کشم؛ من هم براى اينکه کشته نشوم، حسين را کشتم.

اين هم جناب ابن اثير در معتبر ترين تاريخ اهل سنت.

جناب شبراوى در الإتحاف بحب الأشراف، ص۶۲ مى گويد:لا يشک عاقل أن يزيد بن معاويه هو قاتل الحسين، لأنه هو الذى ندب عبيدالله بن زياد لقتل الحسين

هيچ عاقلى شک ندارد که يزيد بن معاويه قاتل امام حسين (ع) استو او بود که عبيد الله بن زياد را واداشت به قتل حسين.

و جناب ابن عماد حنبلى صاحب کتاب شذرات الذهب، ج۱، ص۶۸ از کتاب هاى معتبر اهل سنت هست، جناب تفتازانى نقل مى کند و مى گويد:

إتفقوا على جواز اللعن على من قتل الحسين أو أمر به أو أجازه أو رضى به، والحق إن رضى يزيد فى قتل الحسين، و إستبشاره بذلک، إهانته اهل بيت رسول الله مما تواتر معناه، فنحن لا نتوقف فى شأنه، بل و فى کفره و إيمانه، لعنة الله عليه و على أنصاره و أعوانه.

اهل سنت اتفاق نظر دارند که جائز هست لعن کنيم قاتل امام حسين (ع) را و کسى که دستور داده و اجازه داده و راضى شده. حق اين است که رضايت يزيد به کشتن امام حسين (ع) و خوشحال شدن يزيد از شهادت امام حسين (ع) و اهانت يزيد نسبت به اهل بيت رسول خدا (ص)، اين مسئله است که از نظر معنا متواتر است و ما به هيچ وجه درباره يزيد هيچ تأملى نداريم، بلکه هيچ شکى در کفر يزيد هم نداريم. لعنت خدا بر يزيد و بر أنصار يزيد و بر أعوان يزيد.

اين را هم عرض کنم که ذهبى از استوانه هاى علمى اهل سنت هست، مى گويد:قتل يوم حرة من حملة القرآن سبعمائة، لما فعل يزيد بأهل المدينة ما فعل و قتل الحسين و إخوته و آله، و شرب يزيد الخمر و إرتکب أشياء منکرة، بغضه الناس و خرج عليه غير واحد و لم يبارک الله فى عمره.

يزيد آن جنايتى که در حق اهل مدينه کرد که هفتصد تن از مهاجرين و انصار را به قتل رساند و بيش از هزار فرزند نا مشروع در مدينه در قضيه حره بوجود آمد و و همچنين امام حسين (ع) و برادران و آل او را کشت و همچنين شراب خوردن يزيد و کارهاى زشتى که از يزيد صورت گرفت، مردم او را دشمن مى داشتند، افراد زيادى در برابر او قيام کردند و خداوند عالم در عمر يزيد هيچ برکتى قرار نداد.

تاريخ اسلام ذهبى، ج۵، ص۳۰، قضاياى حوادث سال ۶۱ هجرى – خود احمد بن حنبل هم مشابه اين را در مسندش ج۴، ص۵۵ دارد.

منبع :سايت حضرت ولى عصر (عج)